بیخدایی نو
| بخشی از مجموعه مقالههای |
| بیخدایی |
|---|
| مفاهیم |
| تاریخ |
|
تاریخ بیخدایی · بیخدایی نو |
| دلایل بیخدایی |
| مردمان |
| جستارهای وابسته |
| درگاه ویکیپروژه · |
بیخدایی نو منسوب به جنبشی قرن بیست و یکمی در بیخدایی است. این لفظ، که اولین بار در نسخهٔ نوامبر ۲۰۰۶ مجله وایرد ظاهر شد[۱]، به جریانی اطلاق میشود که از ۲۰۰۴ به بعد مطرح شد.[۲] نویسنگانی چون سم هریس، دنیل دنت، ریچارد داوکینز، ویکتور استنجر، کریستوفر هیچنز و مایکل شرمر از چهرههای اصلی بیخدایی نو هستند. بر اساس بحثی در ۲۰۰۷[۳]، مجموعهٔ هریس، داوکینز، دنت و هیچنز ، «چهار سوارکار» خوانده شدهاند. همچنین رابرت ویتزل، مجموعهٔ هریس، هیچنز و داوکینز را «تثلیث نامقدس» خواندهاست.[۴]
این نویسندگان و دیگر هواداران جنبش بیخدایی نو، منتقدین افراطی دین هستند. آنها اظهار میکنند که بیخدایی، با پشتیبانی پیشرفتهای اخیر علمی، به نقطهای رسیده که زمان آن است که باید نسبت به آن چه بیخدایان معتدل، سکولاریستها، و برخی دانشمندان سکولار توسعه میدادند گرایش بسیار غیرسازگارتری به دین، موهوم پرستی، فناتیسم دین بنیاد داشت. بنا بر سی ان ان، «آن چه بیخدایان نوین در آن مشترک اند این اعتقاد است که دین نه تنها نباید تحمل شود بلکه باید به آن جواب داده شود، نقد شود و هرجا تأثیر آن ظهور میکند باید با مباحثهٔ منطقی افشا شود».[۵]
انتقادات[ویرایش]
در ۲۰۱۰، تام فیلن، ادیتور پرسشگری آزاد و دایره المعارف بی ایمانی، در ستونی با عنوان من به بیخدایی نو باور ندارم، گفت «بیخدایی نو هیچ چیز جدیدی ندارد». سرتاسر قرون نوزدهم و بیستم، نویسندگان چیره دست اعلام کرده بودند که دین نادرست است، ایمان یک ضرر اجتماعی ست، و داستانهای اولیه نقل شده توسط کیشهای بزرگ جهان فقط اسطورههایی خام دستانهاست. فلین اشاره میکند که تفاوت در این جاست که وقتی مطالب بیخدایانه از ناشران متخصص همچون انجمن ناشران عقلگرا منتشر شد، گرایش به حضور در درون جنبش بیخدایی داشت. پیروزی به اصطلاح بیخدایان جدید این بود که مباحث علیه دین را که برای داخلیها از مدتها پیش آشنا بود، به خوبی دوباره بستهبندی کردند، از طریق ناشران عمده آن را منتشر کردند، و برای میلیونها نفر که هرگز یک کتاب بیخدایانه ندیده بودند به نمایش گذاشتند. [۶]
کریس هجز، روزنامهنگار و نویسنده در کتاب سال ۲۰۰۸ خود من به بیخدایان باور ندارم (با عنوان مجدد وقتی بیخدایی دین میشود: بنیادگرایان نوین آمریکا) اظهار میکند که هیچی چیز ذاتاً اخلاقی در خصوص مؤمن بودن یا نبودن وجود ندارد. او با متهم کردن بیخدایان به طور عام و بیخدایان جدید به طور خاص، به این که همان قدر بی تحمل، شوونیست، متعصب، ضد روشنگری، و معتقد به درستی خود هستند که همتایان بنیادگرای مذهبی شان، و این که نسخههای سکولار راست مذهبی اند، قدمی جلوتر میرود. هجز از راست مسیحی هم همچون بیخدایان نو متنفر است، و تا جایی پیش میرود که آن را وحشتناکترین جنبش وسیع در تاریخ آمریکا میداند. چیزی که برای هجز حتی وحشتناکتر است، تصوری ست که خیلی بیخدایان و کلیساروهای لیبرال در آن مشترک اند، این که بشریت همچون یک گونه میتواند از نظر اخلاقی پیشرفت کند. هجز، مدعی است که هیچ چیزی در طبیعت انسان یا تاریخ بشری نیست که از این ایده یا این که بر عیوب طبیعت بشر درنهایت غلبه خواهد شد، پشتیبانی کند.[۷]
منابع[ویرایش]
- ↑ Wired ۱۴٫۱۱: The Church of the Non-Believers
- ↑ The New Atheism
- ↑ THE FOUR HORSEMEN - Available Now on DVD! - Discussions With Richard Dawkins: Episode 1, RDFRS - RichardDawkins.net - RichardDawkins.net
- ↑ ویتزل, رابرت. “Hitchens, Dawkins, Harris: The Unholy Trinity... Thank God.”. Atlantic Free Press ed.
- ↑ The rise of the 'New Atheists' - CNN.com
- ↑ Council for Secular Humanism
- ↑ Hedges, Chris (۲۰۰۸). I Don't Believe in Atheists. Free Press. ISBN 1-4165-6795-X.
|
||||||||