استوانه کوروش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از منشور حقوق بشر کورش)
پرش به: ناوبری، جستجو
استوانهٔ کوروش
Front view of a barrel-shaped clay cylinder resting on a stand. The cylinder is covered with lines of cuneiform textRear view of a barrel-shaped clay cylinder resting on a stand. The cylinder is covered with lines of cuneiform text
استوانهٔ کوروش، از نمای روبه‌رو (تصویر بالا) و پشت (تصویر پایین).
مواد گل رُس
اندازه ۲۲٫۵ سانتیمتر (۸٫۹ اینچ) x ۱۰ سانتیمتر (۳٫۹ اینچ) (حداکثر)[۱]
نوشته زبان اکدی، خط میخی
خلق‌شده حدود ۵۳۹–۵۳۸ پیش از میلاد
دوره هخامنشیان
کشف‌شده بابل، میان‌رودان توسط هرمزد رسام در مارس ۱۸۷۹[۱]
موقعیت فعلی اتاق ۵۲،[۲] (پیش‌تر ۵۵)، موزهٔ بریتانیا، لندن
شناسایی BM 90920[۱]
ثبت 1880,0617.1941 [۱]

استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.[۳] این منشور یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است.[۴]

پیشینه[ویرایش]

دبیران بابلی در نوشتن استوانهٔ کوروش، از سنّت هزار سالهٔ کتیبه‌های ساختمانی سلطنتی آشوری و بابلی الهام گرفتند. در چنین متن‌هایی، پادشاهان نه تنها ساخت و بازسازی پرستشگاه‌ها، کاخ‌ها، برج‌وباروها، آبراهه‌ها و دیگر فعالیّت‌های عمومی را یادآور شده‌اند، بلکه از این فرصت برای زنده نگاه داشتن نام، تبارنامه، القاب و صفات خود، پشتیبانی خدایان از فرمانروایی خویش و گاهی نیز برای اشاره به کرده‌هایشان استفاده می‌کردند. اشیائی که این متن‌ها بر روی آنها نوشته می‌شدند در شالوده یا پایه‌های ساختمان‌های یادبودی قرار می‌گرفتند، به این امید که فرمانروایان بعدی و دبیران‌شان، آن‌ها را بیابند و شناسایی کنند و به آن‌ها احترام بگذارند. از این‌رو، این اسناد با مجسّم کردن و گهگاه با بیان گذشته‌ای دور و با اشاره و امید به آینده‌ای نامعلوم، نگاه باستانی به آن چیزی را نشان می‌دهند که امروزه به آن «تاریخ» می‌گویند. آگاهی‌هایی که فرمانروایان برای انتقال به نسل‌های بعد گزینش می‌کردند، دانش آیندگان دربارهٔ تاریخ میان‌رودان و برداشت تاریخی آنها را شکل می‌داد و محدود نیز می‌کرد.[۵]

استوانهٔ گلی بُشکه‌مانند کوروش، شبیه به اشیائی بود که از دوران فرمانروایی پادشاهان آشور نو و بابل نو، از سدهٔ هشتم پیش از میلاد بسیاری از کتیبه‌های سلطنتی بابلی بر روی آنها نوشته می‌شد. این شکل خاص، در دوران بابل نو رایج بود و تنها برای گل‌نوشته‌هایی همچون متن‌های شاهی به‌کار می‌رفت که در پی‌بنا دفن می‌شدند. پیش از این نیز گل‌نوشته‌هایی با همین شکل در میان‌رودان ساخته شده‌اند و استوانهٔ کوروش نیز در ادامهٔ همین سنت ساخته شده‌است.[۶] در حقیقت متن توسط کاهنان مردوخ با تقلیدی از متون کهن نئو-آشوری، به ویژه کتیبه‌های نوشته‌شدهٔ آشوربانیپال در بابل، نوشته‌شده‌است؛ بنابراین، استوانه ساختی به شیوهٔ معمول کتیبه‌های میان‌رودان دارد و به‌عنوان پی‌بنا در دیوار بابل برای یادبود بازسازی‌های کوروش در آن‌جا گذاشته‌شده‌است.[۷]

نوشته‌های باستانی روال بخصوصی دارند و روند نوشتن نوشته‌های باستانی میان‌رودان چنین بود که معمولاً با ترکیب کلمهٔ «آن‌گاه که...» آغاز می‌شوند، سپس گزارشی از اتفاقی می‌دهند و بعد در انتها می‌گویند به عنوان مثال بعد از این اتفاق من چنین کاری کردم.[۸]

استوانهٔ کوروش یکی از آخرین نمونه‌های شناخته‌شدهٔ این موارد است. از این نظر استوانهٔ کوروش با استوانه‌های نوشته‌شدهٔ پادشاهان بابل نو، که درست پیش از کوروش فرمانروایی می‌کردند و در آن‌ها متن‌ها معمولاً در دو ستون موازی حول محیط یک دایره نقش می‌بستند، تفاوت دارد امّا به استوانه‌های کهن‌تر که به یادبود پادشاهان آشور نو ساخته شده بودند، همانند است و این همانندی ممکن است آگاهانه بوده باشد.[۹]

کشف[ویرایش]

نقشهٔ محوطهٔ باستانی بابل در سال ۱۸۲۹ میلادی. کاوش‌گرانِ رسام، استوانهٔ کوروش را در دهانهٔ تپهٔ عَمران ابن علی (که با حرف E در مرکز نشقه علامت‌گذاری شده‌است) یافتند.

استوانهٔ کوروش در ماه مارس ۱۸۷۹ میلادی (برابر با اسفند-فروردین ۱۲۵۷/۸ خورشیدی) توسط هرمزد رسام در جریان کاوش‌های او در بابِل، بر تپهٔ موسوم به عَمران یافت شد.[۱۰] بعدها مشخص شد که شمال این تپه، محل پرستشگاه اِسگیلَ است، اما چون در آن زمان این پرستشگاه در زیر خاک مدفون بود، مشخص نیست که استوانه در چه فاصله‌ای از این پرستشگاه یافت شده‌است، اما به نظر می‌رسد که استوانه در میان یک دیوار بزرگ در جنوب عَمران یافته شده باشد. همین نکته و همچنین شکل استوانه‌ای کتیبه نشان می‌دهد که این استوانه به‌عنوان یک کتیبهٔ پی‌بنا، درون یک دیوار قرار داده شده بود.[۱۱]

هرمزد رسام در کتاب خود، این استوانه را «از مهم‌ترین کشفیّات دوران‌ها» دانسته و نوشته است که یک استوانهٔ گلی شکسته در ویرانه‌های جیمجیما به‌دست‌آورده و هنری راولینسون با خواندن آن دریافته که این کتیبه، متنی رسمی از تصرف بابل به‌دست کوروش است. وی همچنین از اینکه بخشی از استوانه شکسته و گم‌شده، ابراز تأسف کرده‌است.[۱۲]

با اینکه رسام در سال ۱۸۹۷ میلادی در کتاب خویش محل کشف استوانه را جیمجیما ذکر کرده است، اما پیش از آن در سال ۱۸۷۹ میلادی، یعنی در همان سالی که استوانه را پیدا کرد، در نامه‌ای به ساموئل برچ، سرپرست بخش عتیقات موزهٔ بریتانیا، محل کشف استوانه را عَمران نوشته‌است. البته این اختلاف مشکل چندانی ایجاد نمی‌کند، چرا که در نقشه‌های آن‌زمان، جیمجیما همان بخش جنوبی تپهٔ عَمران است اما هنوز مشخص نیست که تا کدام بخش از تپه را جیمجیما می‌دانسته‌اند. روستای جیمجیما و منطقه‌ای که به‌نام جیمجیما نامیده می‌شد، در جایی قرار داشتند که بخشی از دیوار ایمگور-اِنلیل، یکی از دیوارهای درونی بابل نیز به آن‌جا می‌رسیده‌است. این همان دیواری است که کوروش در متن استوانه از بازسازی آن سخن گفته‌است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که چون در متن کتیبه از بازسازی دیوار ایمگور-اِنلیل صحبت‌شده، استوانه می‌باید مربوط به همین دیوار باشد. اما از آن‌جا که محل دقیق دیواری که استوانه در آن به‌دست‌آمده هنوز به‌درستی مشخص نشده، بنابراین هنوز با اطمینان نمی‌توان گفت که کاوشگران گروه رسام، این استوانه را درون چه دیواری یافته‌اند. اما آنچه به‌خوبی مشخص است، این است که استوانه درون دیواری در جنوب تپهٔ عَمران و نزدیک روستای جیمجیما به‌دست آمده‌است.[۱۳]

مشخصات ظاهری[ویرایش]

استوانهٔ کوروش از نمای سمت راست.

استوانهٔ کوروش، استوانه‌ای از جنس خاک رس است که از دو قسمت تشکیل شده‌است؛ تکهٔ اول، همان قطعهٔ اصلی گل‌نوشته است که هرمز رسام آن را کشف کرده بود و در ۳۵ خط نوشته‌شده و تکهٔ دوم شامل خط‌های ۳۶ تا ۴۵ می‌شود و در کلکسیون بابلی دانشگاه ییل توسط پاول-ریچارد برگر پیدا شد.[۱۴] درازای این استوانه ۲۲٫۸۶ سانتی‌متر و پهنای آن ۱۱ سانتی‌متر است و به زبان اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این گل‌نوشته به‌شکل استوانه‌ای است که دو انتهای این استوانه باریک‌تر و در وسط کمی بَرآمده‌است. این استوانه شامل ۴۵ خط می‌شود که روی‌هم‌رفته حدود ۲۰ سطر از آن کاملاً شکسته‌شده و امروزه در دست نیست و سه سطر ابتدایی آن نیز تقریباً به طور کامل شکسته‌اند و قابل خواندن نیستند.[۱۵]

تکهٔ اول این استوانه، پس از کشف به موزهٔ بریتانیا انتقال یافت و با شمارهٔ BM 90920 در این موزه نگهداری می‌شود.[۱۶] تکهٔ دوم که قطعهٔ کوچکی به‌اندازهٔ ۸٫۶ در ۵٫۶ سانتی‌متر است، سطرهای ۳۶ تا ۴۵ گل‌نوشته را شامل می‌شود. این قطعهٔ کوچک با شمارهٔ NBC 2504 در مجموعهٔ دانشگاه ییل کشور ایالات متحدهٔ آمریکا نگهداری می‌شد که در سال ۱۹۷۱ میلادی، پاول-ریچارد برگر با بررسی متن آن متوجه شد که این قطعهٔ کوچک مربوط به بخشی از استوانهٔ کوروش است و از آن پس، این قطعه به‌صورت امانت در موزهٔ بریتانیا نگهداری می‌شود.[۱۷]

متن استوانه[ویرایش]

متن استخراج شده از استوانه کورش، خطوط ۱۵ تا ۲۱.

متن حاوی روایتی از فتح بابل توسط کوروش در ۵۳۹ پ. م. است و با گفتاری از مردوخ ایزد بابلی در مورد جنایت‌های نبونعید، آخرین پادشاه کلدانی، آغاز می‌شود (سطرهای ۴–۸). در ادامه روایتی از جستجوی مردوخ برای یافتن پادشاه شایسته، انتساب کوروش به حکمرانی تمام جهان و عاملیت او در فتح بابل بدون جنگ آورده می‌شود (سطرهای ۹–۱۹). سپس کوروش، با لحن اول شخص، القاب و نسب خود را برمی‌شمرد (سطرهای ۲۰–۲۲) و اعلام می‌کند که صلح کشور را تضمین‌کرده (سطرهای ۲۲–۲۶) که به موجب آن او و پسرش کمبوجیه مشمول رحمت مردوخ شده‌اند (سطرهای ۲۶–۳۰). او بازسازی معبد، که در دوران زمامداری نبونعید به فراموشی سپرده شده بود و اجازه‌اش به تبعیدشدگان مبنی بر بازگشت به میهن‌شان را توصیف می‌کند (سطرهای ۳۰–۳۶). در پایان، پادشاه بازسازی دفاع شهر بابل را توصیف کرده (سطرهای ۳۶–۴۳) و گزارش می‌کند که به هنگام بازسازی، کتیبه‌ای از آشوربانیپال را دید. (سطرهای ۴۳–۴۵)[۱۸]

ترجمهٔ استوانهٔ کوروش[ویرایش]

۱) [آن هنگام که مر]دوک، پادشاه همهٔ آسمان و زمین، [......، ... (که) در ...یَش [ ...ِ دشمنانش (؟) را] ویران می‌کند.
۲) [...............................................] با داناییِ گسترده (؟)، [ ... که گو]شه‌های جهان [را نظاره (؟) می‌کند]،
۳) [.....................................................بزر]گزاده اش (=بِلشَزَر)، فرومایه‌ای به سروری سرزمینش گمارده شد.
۴) [..........................................................................................] (نبونئید) [فرمانروایی (؟) سا]ختگی بر آنان گمارد،
۵) نمونه‌ای (ساختگی) از اِسَگیل سا[خت و .............................] برای (شهر) اور و دیگر جایگاه‌های مقدس [........]
۶) آیین‌هایی که شایستهٔ آنان (خدایان/پرستشگاه‌ها) نبود. پیشکشی[هایی ناپاک] ........................................... بی پروا [...] هر روز یاوه سرایی می‌کرد و (به شیوه‌ای) [اها]نت آمیز
۷) پیشکشی‌های روزانه را بازداشت. او در [آیین‌ها دست برد و] ................................ درون پرستشگاه‌ها برقرار [کرد]. در دلش به ترس از مردوک –شاه خدایان- پایان [داد].
۸) هر روز به شهرش (=شهر مردوک) بدی روا می‌داشت [................................... همهٔ مردما]نش (=مردمان مردوک) را با یوغی رها نشدنی به نابودی کشاند.
۹) اِنلیل خدایان (=مردوک)، از شِکوِهٔ ایشان بسیار خشمگین شد، و [..........................] قلمرو آنان (را ؟) ..........................................]. خدایانی که درون آنها می‌زیستند محراب هایشان را رها کردند،
۱۰) خشمگین از اینکه او (=نبونئید) (آنان را) (=خدایان غیر بابلی) به (شهر) شواَنّهَ (=بابل) وارد کرده بود. مردوکِ بلند[پایه، انلیلِ خدایان] برحم آمد. (او) به همهٔ زیستگاه‌هایی که جایگاه‌های (مقدس) شان ویران گشته بود
۱۱) و مردم سرزمین سومر و اَکد که همچون کالبد مردگان شده بودند، اندیشه[اش] را بگردانید (و) بر آنان رحم آورد. او همهٔ سرزمین‌ها را جست و بررسی کرد،
۱۲) شاهی دادگر را جستجو کرد که دلخواهش باشد. او کورش، شاه (شهر) انشان را به دستانش گرفت و او را به نام خواند، (و) شهریاری او را بر همگان به آوای بلند بَرخواند.
۱۳) او (=مردوک) سرزمین گوتی (و) همهٔ سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=کورش) به کرنش درآورد و همهٔ مردمان سرسیاه (=عامهٔ مردم) را که (مردوک) به دستان او (=کورش) سپرده بود،
۱۴) به دادگری و راستی شبانی کرد. مردوک، سرور بزرگ، که پرورندهٔ مردمانش است، به کارهای نیک او (=کورش) و دل راستینش به شادی نگریست
۱۵) (و) او را فرمان داد تا بسوی شهرش (=شهر مردوک)، بابل، برود. او را واداشت (تا) راه (شهر) تینتیر (=بابل) را در پیش گیرد و همچون دوست و همراهی در کنارش گام برداشت.
۱۶) سپاهیان گسترده اش که شمارشان همچون آب یک رودخانه شمردنی نبود، پوشیده در جنگ‌افزارهایشان در کنارش روان بودند.
۱۷) (مردوک) او (=کورش) را بدون جنگ و نبرد، به درون (شهرِ) شواَنّهَ (=بابل) وارد کرد (و) شهرش، بابل را از سختی رهانید. او (=مردوک) نبونئید، شاهی را که از او نمی‌هراسید، در دستش (=دست کورش) نهاد.
۱۸) همهٔ مردم بابل، تمامی سرزمین سومر و اَکد، بزرگان و فرمانبرداران در برابرش کرنش کردند (و) بر پاهایش بوسه زدند، از پادشاهی او شادمان گشتند (و) چهره هایشان درخشان شد.
۱۹) آنان (مردوک)، سروری را که با یاری اش به مردگان زندگی بخشید (و) آنکه همه را از سختی و دشواری رهانید، شادمانه ستایش کردند و نامش را ستودند.
۲۰) منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اَکد، شاه چهارگوشهٔ جهان.
۲۱) پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، نوهٔ کورش، شاه بزرگ، شا[ه شهر] انشان، نوادهٔ چیش پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان،
۲۲) دودمان جاودانهٔ پادشاهی، که خدایان بِل و نَبو فرمانرواییش را دوست می‌دارند (و) پاد[شا]هی او را با دلی شاد یاد می‌کنند. آنگاه که با آشتی به در[ون] بابل در آمدم،
۲۳) جایگاه سروری (خود) را با جشن و شادمانی در کاخ شاهی برپا کردم. مردوک، سرور بزرگ، قلب گشادهٔ کسی که بابل را دوست دارد، همچون سرنوشتم به من [بخشید] (و) من هر روز ترسان در پی نیایش اش بودم.
۲۴) سپاهیان گسترده‌ام با آرامش درون بابل گام برمی داشتند. نگذاشتم کسی در همهٔ [سومر و] اَکد هراس آفرین باشد.
۲۵) در پیِ امنیت ┐شهرِ┌ بابل و همهٔ جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابل [............] که بر خلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته شان نبود،
۲۶) خستگی هایشان را تسکین دادم (و) از بندها (؟) رهایشان کردم. مردوک، سرور بزرگ، از رفتار [نیک من] شادمان گشت (و)
۲۷) به من کورش، شاهی که از او می‌ترسد و کمبوجیه پسر تنی[ام و به] همهٔ سپاهیانم،
۲۸) برکتی نیکو ارزانی داشت، تا با آرامش، شادمانه در حضورش باشیم. به [فرمان] والایش، همهٔ شاهانی که بر تخت‌ها نشسته‌اند،
۲۹) از هر گوشهٔ (جهان)، از دریای بالا تا دریای پایین، آنانکه در [سرزمین‌های دور دست] می‌زیند، (و) شاهان سرزمین اَمورّو که در چادرها زندگی می‌کنند، همهٔ آنان،
۳۰) باج سنگینشان را به بابل آوردند و بر پاهایم بوسه زدند. از [شواَنّهَ] (=بابل) تا شهر آشور و شوش،
۳۱) اَکد، سرزمین اِشنونهَ، شهر زَمبَن، شهر مِتورنو، دِر، تا مرز گوتی، جایگاه[های مقدس آنسو]ی دجله که از دیرباز محراب هایشان ویران شده بود،
۳۲) خدایانی را که درون آنها ساکن بودند، به جایگاه هایشان بازگرداندم و (آنان را) در جایگاه‌های ابدی خودشان نهادم. همهٔ مردمانِ آنان (=آن خدایان) را گرد آوردم و به سکونتگاه هایشان بازگرداندم
۳۳) و خدایانِ سرزمین سومر و اَکد را که نبونئید –در میان خشم سرور خدایان- به بابل آورده بود، به فرمان مردوک، سرور بزرگ، به سلامت
۳۴) به جایگاه هایشان بازگرداندم، جایگاهی که دلشادشان می‌سازد. باشد تا همهٔ خدایانی که به درون نیایشگاه هایشان بازگرداندم،
۳۵) هر روز در برابر (خدایان) بِل و نَبو، روزگاری دراز (=عمری طولانی) برایم خواستار شوند (و) کارهای نیکم را یادآور شوند و به مردوک، سرورم، چنین گویند که ”کورش، شاهی که از تو می‌هراسد و کمبوجیه پسرش
۳۶) ... [... (باشد که) آنان تا روزگاران دراز(؟)، سهمیه دهندگان نیایشگاه هایمان باشند“ و (؟)] (باشد که) مردمان بابل شاهیِ مرا ┐بستایند┌. من همهٔ سرزمین‌ها را در صلح (امنیت) نشاندم.
۳۷) ................................................. [غا]ز، دو مرغابی و ده کبوتر، بیشتر از [پیشکشی پیشینِ] غازها و مرغابی‌ها و کبوترهایی که
۳۸) ............................................... [روزا]نه افزودم. در پی استوار کردن بارویِ دیوار ایمگور-انلیل، دیوار بزرگ بابل برآمدم
۳۹) [.................................] دیواری از آجر پخته، بر کنارهٔ خندقی که شاهی پیشین ساخته بود، ولی سا[ختش را به پایان نبرده بود] ... کار آن را [... به پایان بردم.]
۴۰) ... که [شهر را] از بیرون [در بر نگرفته بود]، که (هیچ) شاهی پیش از من (با) کارگرانِ به بیگاری [گرفته شدهٔ سرزمینش در] بابل نساخته بود.
۴۱) [..............................................] (آن را) [با قیر] و آجر پخته از نو برپا کردم و [ساختش را به پایان رساندم].
۴۲) [.................................. دروازه‌های بزرگ از چوب‌های سِدر] با روکش مفرغین. من همهٔ آن درها را با آستانه [ها و قطعات مسی] کار گذاردم.
۴۳) [..................................... کتیبه‌ای از] آشوربانیپال، شاهی پیش از من، [(بر آن) نو]شته شده بود، [درون آن دید]م.
۴۴) [.......................... در جای خود [نهادم (؟)] ............... . (باشد که) مردوک، سرور بزرگ، همچون هدیه‌ای به من عطا کند زندگانی دراز، [(و) عمری کامل،]
۴۵) [ تختی ایمن و سلطنتی پایدار، و باشد که من ......................................................... در قلبت تا به] جاودان. .............................

تاریخچهٔ ترجمهٔ متن[ویرایش]

هنری راولینسون، کسی که برای نخستین بار متن استوانه را به‌زبان انگلیسی ترجمه کرد.

پس از کشف استوانه و انتقال آن به موزهٔ بریتانیا، در سال ۱۸۸۰ میلادی تئوفیلوس پینچز نخستین نسخه‌برداری از متن را انجام داد و دریافت این استوانه متعلق به کوروش هخامنشی است و بخشی هم از زبان خود اوست و مربوط به فتح بابل است. سپس هنری راولینسون براساس این نسخه‌برداری، در همان سال برای اولین بار متن استوانهٔ کوروش را به زبان انگلیسی ترجمه کرد و در نشریهٔ انجمن سلطنت آسیایی منتشر کرد.[۱۹] ابرهارد شرادر نیز در سال ۱۸۹۰ میلادی ترجمه‌ای از این استوانه را انجام داد. در اوایل سدهٔ بیستم میلادی، فرانتس هاینریش وایسباخ حرف‌نویسی و ترجمهٔ آن را در سال ۱۹۱۱ میلادی، به‌همراه دیگر نوشته‌های شاهان هخامنشی به‌چاپ رسانید. پس از وی نیز کسان دیگری همچون لئو اوپنهایم، ویلهلم آیلرز و هانشپتر شاودیگ به ترجمهٔ این استوانه دست یازیدند.[۲۰]

در سال ۱۹۷۵ میلادی، پاول ریچارد-برگر، استاد پیشین دانشگاه مونستر نخستین کسی بود که سطر ۳۶ گل‌نوشته را خواند زیرا که تا آن زمان به‌دلیل آسیب‌دیدگی متن خوانده نشده بود. پژوهش‌های وی نشان داده بود که قطعهٔ گل‌نوشته‌ای استوانه‌ای موجود در دانشگاه ییل، که پیش‌تر گمان برده می‌شد متعلق به نبونعید باشد، بخشی از استوانهٔ کوروش است. او متن استوانه را با توجه به قطعهٔ جدید، حرف‌نویسی و ترجمه کرد و پیشنهادهایی برای بازسازی برخی از افتادگی‌ها به‌زبان آلمانی منتشر کرد.[۲۱]

آخرین ترجمه‌ها از استوانهٔ کوروش را میکالووسکی و ایروینگ فینکل انجام داده‌اند.[۲۲]

در ایران این منشور برای نخستین‌بار توسط عبدالمجید ارفعی، استاد فرهنگ و زبان‌های خاور نزدیک باستان، به فارسی ترجمه شد و به‌تازگی نیز شاهرخ رزمجو ترجمهٔ نوینی از آن را براساس یافته‌های تازه منتشر کرده است.


زبان استوانه[ویرایش]

شکل حروف میخی که متن استوانه با آن نوشته شده است یادآور شکل‌های هم‌روزگار بابلی نو در کاربرد رایج آن بود، نه همانند نشانه‌های زینتی، و کهن که پاره‌ای از پادشاهان بابلی نو در نوشتن کتیبه‌ها استفاده می‌کردند. زبان متن گونه‌ای از گویش بابلی اکدی است که به آن «بابلی معیار» گفته می‌شد و در آشور و بابل زبان ادبیات، علم و دانش، تحصیل و همچنین زبان کتیبه‌های سلطنتی بوده‌است. در مقایسه با زبان نامه‌های همروزگار، یعنی زبانی که مردم به وسیلهٔ آن با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند، دارای واژگان فاخر، صورت‌های دستوری رسمی و متکلف و کاربردهای کهن است.[۲۳]

متن استوانه کاملاً به‌شیوهٔ نگارش بابلی است و براساس سنت نوشتاری بابل به‌نگارش درآمده‌است. شیوهٔ جمله‌بندی‌های آن یادآور متن‌های پیشین مربوط به دورهٔ بابل نو است؛ بنابراین، نویسندهٔ متن به‌خوبی با متن‌های ادبی و تاریخی پیش از خود آشنایی داشته‌است.[۲۴]

پیام اصلی فاتح که خود را به عنوان بازگردانندهٔ نظم توصیف می‌کند، یک مضمون سلطنتی قابل احترام است. عناصر این توصیف، از جملهٔ زمان‌دار آغازین که زمینه را آماده می‌کند تا دعای پایانی، به یک سنّت تثبیت‌شدهٔ کهن تعلق دارد. چنین زبان فاخری آراسته به این صورت‌های آشنا، برای خواننده یا شنوندهٔ باستانی تازگی نداشته است، حتی جایی که بینندهٔ امروزی نوعی تغییر تاریخی را تشخیص می‌دهد.[۲۵]

محتوای متن[ویرایش]

متن گل‌نوشته به‌طور مشخص از دو بخش اصلی تشکیل شده‌است:

  1. بخش نخست گل‌نوشته که در آن از نبونعید و کوروش سخن گفته‌شده، از آن‌ها به‌صورت سوم شخص یاد می‌شود (سطر ۱–۱۹). نویسندهٔ این بخش احتمالاً یکی از کاتبان یا کاهنان بابلی بوده‌است.
  2. بخش دوم که طولانی‌تر است، به‌طور مستقیم از زبان کوروش به‌صورت اول شخص بیان شده‌است (سطر ۲۰ به بعد). به‌نظر می‌رسد متن این قسمت از سوی یک مترجم یا کاتب یا فردی که به هردو زبان آشنا بوده، در اختیار نویسندهٔ بابلی قرار گرفته‌است و آن نویسنده، متن را به‌شیوهٔ نوشتاری رایج در بابل تنظیم کرده‌است.

متن با پیشگفتاری آغاز می‌شود که سطرهای نخست آن از میان رفته‌است. احتمالاً این پیشگفتار براساس الگوهای بابلی نوشته شده بود. متن به‌صورت یک بیانیه تنظیم شده‌است و در آن تلاش نویسندگان بر این بوده تا هر جمله در یک سطر بیان شود و در پایان هر سطر، جمله به‌پایان برسد. تنظیم‌کنندگان متن تا حد امکان در این کار موفق بوده‌اند اما در چند مورد به‌دلیل نوع جمله‌بندی، جمله در پایان سطر تمام نشده‌است.[۲۶]

موضوع گل‌نوشته در سطرها به‌این ترتیب است:[۲۷]

  • سطرهای ۱–۲: نامشخص (شکستگی)، احتمالاً مقدمه‌ای دربارهٔ بابل و خدای بزرگ آن مردوک.
  • سطرهای ۳–۸: توصیف کارهای ناشایست نبونعید.
  • سطرهای ۹–۱۱: توجه خدایان به رفتارهای نبونعید و رحم‌آوردن بر بابلیان.
  • سطرهای ۱۲–۱۵: معرفی کوروش و گزینش او از سوی خدایان.
  • سطرهای ۱۶–۱۷: تصرف بابل.
  • سطرهای ۱۸–۱۹: ستایش مردمان و بزرگان از کوروش و شادی آنان.
  • سطرهای ۲۰–۲۲: معرفی کوروش، عنوان‌هایش و نیکانش از سوی خود او.
  • سطرهای ۲۲–۲۶: شرح رفتار کوروش در بابل.
  • سطرهای ۲۶–۲۷: حمایت خدای مردوک از کوروش، کمبوجیه و سپاهیانش.
  • سطرهای ۲۸–۳۰: اعلام اطاعت مردمان و سرزمین‌های دیگر از کوروش.
  • سطرهای ۳۰–۳۶: بازگرداندن مردمان و خدایانشان بر سرزمین‌های خود.
  • سطرهای ۳۷–۳۸: افزایش پیشکشی برای خدایان.
  • سطرهای ۳۸–۴۳: شرح آبادگری‌های کوروش در بابل.
  • سطرهای ۴۳–۳۳: نامشخص (شکستگی).
  • سطر ۴۵: نامشخص (شکستگی)، احتمالاً دعا برای کوروش و خداندانش.

تأثیر بر کتاب اشعیا[ویرایش]

نویسندهٔ کتاب اشعیا (۴۰–۵۴) از افکار پارسی‌ها بهره‌مند گشته‌است؛ چنانکه آیات اشعیا (چهل و یک:۲–۳; چهل و دو:۱–۷; ۴۳:۱۴ و ۴۴:۲۸ و چهل و پنج:۱–۵, ۱۳–۱۴; چهل و هشت:۱۴–۱۵) با محتوای استوانهٔ کوروش موازی است؛ بنابراین، هردوی آن‌ها از یک منبع مشترک استفاده کرده‌اند که بایستی تبلیغات پارسی‌ها برای معرفی کوروش بزرگ به‌عنوان برگزیدهٔ مردوک برای بابلی‌ها و یهوه برای یهودیان بوده باشد.[۲۸]

استوانهٔ کوروش و کتیبه‌های بابلی بعدی[ویرایش]

استوانهٔ آنتیوخوس یکم.

متن استوانهٔ کوروش اصلاح شرایط موجود را توصیف می‌کند و بابل در کانون توجه آن قرار دارد، اما هنگامی که بابل در محدودهٔ یک شاهنشاهی قرار گرفت که همهٔ قاره را دربرداشت، بسیاری از چیزها از جمله کتیبه‌های سلطنتی بابلی ناگزیر تغییر کردند. دو کتیبهٔ کوتاه دیگر متعلق به کوروش در مکان‌هایی در جنوب بابل به دست آمده است که هر دو بر روی خشت‌های به کار رفته در پروژه‌های ساختمانی سلطنتی، مُهر شده‌اند. در یکی از آن‌ها که در اور به دست آمده است، همچون متن استوانه و با اصطلاحاتی همانند آن، کوروش به عنوان یک فاتح خارجی مهربان توصیف شده است؛ در این کتیبه او «شاه انشان» خوانده شده است و همچنین در آن آمده است که خدایان به او فرمانروایی بر همهٔ سرزمین‌ها را داده‌اند و او در «آن سرزمین» (بابل) صلح برقرار کرده است. در کتیبهٔ دیگری که در اوروک به دست آمده است او فقط به عنوان شاهی قدرتمند و دوستدار پرستشگاه اسگیلَ (پرستشگاه مردوک) و پرستشگاه اِزیدا (پرستشگاه نبو) توصیف شده است که این ویژگی‌ها ممکن است در مورد هر فرمانروای بابلی دیگری گفته شده باشد.[۲۹]

هیچ سند قابل مقایسهٔ دیگری از جانشینان ایرانی کوروش، در بابل به دست نیامده است. تا آنجا که آشکار است، آن‌ها بازسازی پرستشگاه‌ها و کاخ‌ها را به شیوه‌های مرسوم بابلی حمایت نمی‌کردند و برای آن‌ها مراسم یادبود برگزار نمی‌کردند. از دورهٔ فرمانروایی داریوش یکم به بعد کتیبه‌های شاهان هخامنشی در کاخ‌های تخت جمشید و شوش و بر روی صخرهٔ بیستون در غرب ایران و در جاهای دیگر معمولاً در کنار نسخه‌های ایلامی و فارسی باستان، نسخه‌هایی به زبان بابلی نیز داشتند. چند قطعه از این کتیبه‌های سه زبانه در مجموعهٔ کاخی در بابل پیدا شده است.[۳۰]

این کتیبه‌های بعدی هخامنشی در ساختار و محتوا با کتیبه‌های سلطنتی کهن‌تر میان‌رودان و با متن استوانهٔ کوروش بسیار تفاوت داشتند. هدف آنها تضمین تداوم میان‌رودان نبود. با وجود این، در طولانی‌ترین و مفصل‌ترین آن‌ها، یعنی کتیبهٔ بزرگ داریوش یکم در بیستون، نسخهٔ بابلی به شکلی که برای مخاطبان بابلی خاصی مناسب بود، در بعضی جاها با نسخه‌های ایلامی و فارسی باستان تفاوت دارد. در حقیقت، در نسخهٔ بابلی از قطعه‌ای از این متن بر روی یک بنای سنگی خراب شده در خود بابل، خدایی که داریوش را برگزیده و هدایت و حمایت کرده و در نسخهٔ اصلی بیستون اهوره‌مزدا نام دارد، در نسخهٔ بابلی بعل خوانده شده است تا خواننده یا شنوندهٔ بابلی تصور کند منظور از آن مردوک است، یعنی مردوک که کوروش را هدایت کرده است داریوش را نیز هدایت کرده است.[۳۱]

سنّتی که استوانهٔ کوروش به آن تعلق داشت کاملاً فراموش نشده بود. پس از آن که جانشینان سلوکی اسکندر مقدونی بر بابل سلطه یافتند، آنتیوخوس یکم کتیبه‌ای بر روی استوانهٔ گلی بشکه‌مانند مشابهی به‌جای گذاشت. این استوانه مانند نمونه‌های بابلی کهن‌تر در دو ستون موازی قرار داده شده بود و با نشانه‌های باستانی نوشته شده بود. این استوانه به یادبود اِزیدا، پرستشگاه نبو در بورسیپا نزدیک بابل بوده‌است. همانند استوانهٔ کوروش در این استوانه هم برای شاه و پسرش (اما برخلاف استوانهٔ کوروش برای همسرش نیز) طلب رحمت شده است. استوانهٔ آنتیوخوس آخرین نمونهٔ شناخته‌شدهٔ این نوع سند است.[۳۲]

نخستین بیانیه حقوق بشر[ویرایش]

هواداران[ویرایش]

از طرف بسیاری این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶] در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.[۳۷] موزه بریتانیا یا بریتیش میوزیوم این سند را نخستین بیانیه حقوق بشر می‌خواند[۳۸]و همینطور بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، در جریان سفر به تهران، رسماً از استوانه کورش به عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر یاد کرد و آن را مایه افتخار ایرانیان دانست.[۳۹]

مخالف[ویرایش]

اطلاق عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» توسط برخی دیگر مورد اعتراض قرار گرفته‌است و نامگذاری این استوانه را به این نام به حکومت پهلوی نسبت می‌دهند. پروفسور امیلی کورت از محققان تاریخ خاورمیانه به وجود «دروغ‌های بزرگی» در این منشور که کوروش برای توجیه فتح بابل به کار برده، اشاره می‌کند.[۴۰] کاوه فرخ معتقد است که کورت اولین شخصی است که چنین ادعایی را علی‌رغم نظر دیگر متخصصان صرفاً بر اساس نظر شخصی مطرح کرده و تا کنون هیچ سندی برای اثبات فرضیه خود ارایه نداده‌است.[۴۱]

مقایسه داشته‌های منشور با دیگر سندهای تاریخی[ویرایش]

در تورات[ویرایش]

در بارهٔ فرمان کوروش مبنی بر آزادی یهودیان، اشاره‌هایی در باب‌های گوناگون عزرا و اشعیا در کتاب تورات (عهد عتیق) در دست است: «خداوند روح کوروش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی صادر کند و بنویسد کوروش پادشاه فارس چنین می‌فرماید که یهوه خدای آسمان مرا چنین امر فرموده‌است که خانه‌ای برای او که در اورشلیم که در یهودا است، بنا نمایم. پس همگی برخاسته و روان شدند تا خانه خداوند را بنا نمایند. و کوروش پادشاه، ظروف خانه خداوند را که نبوکدنصر (بخت‌النصر) آنها را از اورشلیم آورده و در خانه خود گذاشته بود، بیرون آورد و به رئیس یهودیان سپرد».

در رویدادنامه نبونید[ویرایش]

ورود کوروش «بدون جنگ و پیکار» به شهر بابل، در یک سالنامهٔ بابلی که به رویدادنامه نبونید مشهور است، تأیید شده‌است: «در روز شانزدهم ماه تشریتو (۱۲ مهر ۱۱۶۰ پیش از ایرانی (هجری خورشیدی)/ ۱۱ اکتبر ۵۳۹ پیش از میلاد) «گَئوبَروَه» فرماندار گوتیوم همراه با سپاه کوروش بدون جنگ و پیکار به بابل اندر آمد».

برگردان[ویرایش]

در این لوح استوانه‌ای، کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصر فتح بابل، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به انجام رسانده‌است. وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل و سومر و دیگر کشورها به ارمغان آورده، و پیکر خدایانی که نبونید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاه‌های اصلی آنها برگردانده‌است. پس از آن، کوروش بزرگ می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند به میهن‌شان برگردانده‌است. در این نوشته اشارهٔ مستقیمی به آزادی قوم یهود از اسارت بابلیان نشده، اما با مطالعه و پژوهش منابع تاریخی مشخص شده‌است که آزادی یهودیان بخشی از سیاست کوروش پس از فتح بابل بوده‌است.[۴۲][۴۳][۴۴][۴۵]

منشور کوروش در ایران[ویرایش]

در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و در موزه شهیاد آریامهر به نمایش در آمد.[۴۶] پادشاه ایران، از استوانه کورش به عنوان نخستین منشور حقوق بشر جهان یاد کرده‌است. برای بار دوم منشور حقوق بشر کوروش برای نمایش به مدت ۴ ماه در روز جمعه ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰ ساعت ۴:۲۵ دقیقه صبح تحت تدابیر امنیتی از بریتانیا وارد تهران شد. به همراه این منشور ویترین نمایش آن نیز آورده‌شد. مذاکرات برای انتقال این اثر تاریخی از ۵ سال پیش آغار شده‌بود که نهایتاً ۲ سال قبل موزهٔ بریتانیا با انتقال آن به ایران موافقت کرد.[۴۷][۴۸][۴۹] در روز شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ مراسم رونمایی از منشور با حضور و سخنرانی محمود احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم مشایی برگزار شد. طی این مراسم احمدی نژاد چفیه‌ی خود را بر گردن ۲ نفر که به‌عنوان نماد یک سرباز هخامنشی و کاوه آهنگر در مراسم حضور داشتند و سپس یک جوان بسیجی انداخت.[۵۰] در این مراسم نیل مک گرگور رئیس موزهٔ بریتانیا در سخنرانی خود که پیرامون تاریخچهٔ منشور کوروش بود، حکومت کوروش را «بزرگترین امپراطوری جهان» و فتح بابل و منشور کوروش را «پیروزی امپراطوری هخامنشی» و «فرازی از تاریخ یهودیان» توصیف کرد و این منشور را یک «میراث همگانی و متعلق به همهٔ انسان‌ها» دانست.[۵۱] این منشور در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ به موزه بریتانیا برگردانده شد.

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ "The Cyrus Cylinder (British Museum database)". Retrieved 19 June 2010. 
  2. http://www.britishmuseum.org/explore/highlights/highlight_objects/me/c/cyrus_cylinder.aspx
  3. «برج آزادی پس از ۲۰ سال شسته می‌شود»(فارسی)‎. وب‌گاه رسمی. 
  4. رضاییان، فرزین. هفت رخ فرخ ایران. چاپ ابیانه. انتشارات دایرهٔ سبز، ۱۳۸۶. ۵۲. 
  5. استولپر، کوروش بزرگ، ۳۹.
  6. رزمجو، استوانهٔ کورش بزرگ، ۴۷.
  7. Dandamayev، The Cyrus cylinder، ۵۲۱–۵۲۲.
  8. نورعلیشاهی، گفتگو با عبدالمجید ارفعی، ۷.
  9. استولپر، کوروش بزرگ، ۴۰.
  10. رزمجو، استوانهٔ کورش بزرگ، ۲۷.
  11. رزمجو، استوانهٔ کورش بزرگ، ۲۷.
  12. Rassam, Asshur and the land of Nimrod, 268-267.
  13. رزمجو، استوانهٔ کورش بزرگ، ۲۸–۳۱.
  14. Dandamayev, The Cyrus cylinder, 521–522.
  15. Dandamayev, The Cyrus cylinder, 521–522.
  16. Fant and Reddish, Lost Treasures of the Bible, 267-280.
  17. Curtis and Razmjou, Forgotten Empire, 59.
  18. Dandamayev, The Cyrus cylinder, 521–522.
  19. رزمجو، استوانهٔ کورش بزرگ، ۴۴.
  20. ارفعی، فرمان کوروش بزرگ، ۲.
  21. ارفعی، فرمان کوروش بزرگ، ۲.
  22. رزمجو، استوانهٔ کورش بزرگ، ۴۴.
  23. استولپر، کوروش بزرگ، ۴۰.
  24. رزمجو، استوانهٔ کورش بزرگ، ۵۲.
  25. استولپر، کوروش بزرگ، ۴۰.
  26. رزمجو، استوانهٔ کورش بزرگ، ۵۷.
  27. رزمجو، استوانهٔ کورش بزرگ، ۵۸.
  28. Smith, Persian Elements in the Bible, 200.
  29. استولپر، کوروش بزرگ، ۴۶.
  30. استولپر، کوروش بزرگ، ۴۷.
  31. استولپر، کوروش بزرگ، ۴۷.
  32. استولپر، کوروش بزرگ، ۴۷.
  33. Bayor, R. (2011). "Multicultural America: An Encyclopedia of the Newest Americans". pg 1074: "Cyrus “the Great” (known to Iranians as Kourosh), was the first king of the Achaemenid dynasty, who introduced the Declaration of Human Rights. This declaration (a clay cylinder) is housed at the British Museum in London, and a replica is displayed at the United Nations in New York City. " +This+declaration+%28a+clay+cylinder%29+is+housed+at+the+British+Museum+in+London,+and+a+replica+is+displayed+at+the+United+Nations+in+New+York+City. &source=bl&ots=S4FUP1_7ut&sig=6tDhJkWB9VNjm7pEr4CQnqCGE0I&hl=en&sa=X&ei=tTJFUIiLK67pigLoj4DwDg&ved=0CC8Q6AEwAA#v=onepage&q=Cyrus%20%E2%80%9Cthe%20Great%E2%80%9D%20%28known%20to%20Iranians%20as%20Kourosh%29%2C%20was%20the%20first%20king%20of%20the%20Achaemenid%20dynasty%2C%20who%20introduced%20the%20Declaration%20of%20Human%20Rights. %20This%20declaration%20%28a%20clay%20cylinder%29%20is%20housed%20at%20the%20British%20Museum%20in%20London%2C%20and%20a%20replica%20is%20displayed%20at%20the%20United%20Nations%20in%20New%20York%20City. &f=false
  34. Preview Cyrus The Great - Spenta Productions makes films about history's untold stories Cyrus the Great Movie
  35. Human Rights Day, 10 December ۲۰۰۷
  36. THE IRANIAN: United Nations, Kofi Anan, Iranians, Cyrus, Human Rights
  37. MobileReference. (2007). 100 Most Influential People of All Times (Mobi History). "In 1971, the United Nations published a translation of the document in all the official U.N. languages. A replica of the Cyrus Cylinder has reportedly been on display at United Nations headquarters in New York City as a tribute. Cyrus Cylinder. ' " +languages. +A+replica+of+the+Cyrus+Cylinder+has+reportedly+been+on+display+at+United+Nations+headquarters+in+New+York+City+as+a+tribute&source=bl&ots=Bbc9aYI5bZ&sig=adrNMD0hx1n8Uka_V1ST8GJ4Pfs&hl=en&sa=X&ei=nExEUKuHKub3igK434C4Dg&ved=0CC0Q6AEwAA#v=onepage&q=the%20United%20Nations%20published%20a%20translation%20of%20the%20document%20in%20all%20the%20official%20U.N. %20languages. %20A%20replica%20of%20the%20Cyrus%20Cylinder%20has%20reportedly%20been%20on%20display%20at%20United%20Nations%20headquarters%20in%20New%20York%20City%20as%20a%20tribute&f=false
  38. First declaration of human rights’ to tour five cities in the United States
  39. Secretary-General's remarks at the School of International Relations. (2012, 30 August). "The first human rights charter was developed by Cyrus 2,500 years ago.  This something to be very commendable and you should be very proud of. " [۱]
  40. Kutsko, John F. (۲۰۰۰). Between Heaven and Earth: Divine Presence and Absence in the Book of Ezekiel. Winona Lake, IN: Eisenbrauns. ISBN 1-۵۷۵۰۶-۰۴۱-۸.
  41. http://www.kavehfarrokh.com/wp-content/uploads/2010/03/the_article_of_cyrus_cylinder_in_wikipedia_is_being_vandalized5.pdf This section of the article is mainly based on the personal views of “Kuhrt" who goes on to make comments like; “the objective for the emergence of Cyrus Cylinder rests on Cyrus's political purposes”. The assumption that Cyrus was a Political propagandist is merely an assumption! Cyrus only did what he did and apart from that it wasn't Cyrus who inscribed the Cylinder but the Babylonians themselves. It sounds like this author could read Cyrus's mind and is aware of his political tactics.. !
  42. The Cyrus Cylinder
  43. British Museum - Cyrus Cylinder
  44. History of Iran: Cyrus the Great: The decree of return for the Jews, 539 BCE
  45. پایگاه پژوهشی آریابوم - منشور کورش بزرگ
  46. مذاکره بر سر نمایش منشور کوروش در ایران (بی‌بی‌سی فارسی)
  47. همشهری آنلاین
  48. جام‌جم آنلاین
  49. خبرگزاری فارس
  50. جمشید برزگر. «هخامنشیان بسیجی و جنگ قدرت؛ از تمدن بزرگ تا تمدن نوین»(فارسی)‎. وب‌گاه بی‌بی‌سی فارسی، ۲۱ شهریور ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۲۲ شهریور ۱۳۸۹. 
  51. «احمدی‌نژاد به کاوه آهنگر چفیه داد+عکس»(فارسی)‎. وب‌گاه تابناک، ۲۱ شهریور ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۲۲ شهریور ۱۳۸۹. 

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

استوانه کوروش در پروژه‌های خواهر

در ویکی‌گفتاورد گفتاوردهای مرتبط در ویکی‌گفتاورد
در ویکی‌نبشته متن مرتبط در ویکی‌نبشته
در ویکی‌انبار پرونده‌های مرتبط در ویکی‌انبار