مردم شول
| مناطق با جمعیت چشمگیر | |
|---|---|
| زبانها | |
| لری شولی[۱] | |
| دین | |
| شیعه | |
| قومیتهای وابسته | |
| مردمان لر و دیگر مردمان ایرانی |
شول نام یکی از قبایل ایران و از طوایف قدیم لرستان در غرب منطقۀ فارس تا اصفهان است. این مردمان به گویش لری شولی از گویشهای لری جنوبی سخن میگویند.[۲]در تاریخ گزیده آمده نیمی از زمین لرستان در تصرف شولان بود همچنین در منتخب التواریخ معینی آمده زمان نصیرالدین محمدبن هلال به واسطه ی بی وجودی او نصف زمین لرستان را شولان متصرف شده بودند.[۳]
اینان دست کم از میانه دورهٔ ساسانی در لرستان و غرب ایرانشهر سکونت داشتند (کوچ اجباری بهدست خسرو انوشیروان همراه با قوم بارز) حدود ۳۰۰ق تا قرون ۶ و ۷ق، حاکم نیمی از لرستان شدند. بنابه نوشتهٔ مستوفی و شبانکارهای، امیران شول، عنوان نجمالدین یا نجمالدیناکبر داشتند که شولان توسط نوادگان او تصرف شده بودند. پیشوای بزرگ شولهای لرستان سیفالدین ماکان روزبهانی بود (قرن ۳ق) و نوادگان او نیز تا قرن ۸ق همچنان بر طوایف شول حکومت داشتند.[۴]در کنار دو قسمت لر کوچک و لر بزرگ ، منطقه لرنشین سوم را شولستان گفته اندطایفه شول در حوادث جنوب ایران در قرون مختلف اسلامی حضور داشته اندسال ۶۲۸ ق سپاه شول به سرداری صلاح الدین محمود لر جزیره کیش را فتح نمود.[۵]
تاریخچه
[ویرایش]بنابه نوشتۀ مستوفی و شبانکارهای، امیران شول، عنوان نجمالدین یا نجمالدیناکبر داشتند. پیشوای بزرگ شولهای لرستان سیفالدین ماکان روزبهانی بود (قرن ۳ق) و نوادگان او نیز تا قرن ۸ق همچنان بر طوایف شول حکومت داشتند. ظاهراً شولها تا قرون ۷ و ۸ق در همۀ سرزمینهای کردنشین پراکنده شده بودند. ناحیۀ معروف ایذه در گرمسیر بختیاری، در اواخر قرن ۸ق، در تملک امیر شول بود. شولها از قرن ۸ق در شولستان فارس، مشتمل بر ممسنی و بخشی از کهگیلویه، سکونت داشتند. امیر غیاثالدین منصور شول، حاکم مقتدر شولستان در میانۀ قرن ۸ق و داماد شاه شیخ ابواسحاق انجوی ( ـ۷۵۵ق)، پس از فرار او از مقابل مبارزالدین محمد مظفری، در ۷۵۵ق برای مدتی کوتاه شیراز را اشغال کرد و پس از جنگی سخت مغلوب قوای شاهشجاع شد و به شولستان بازگشت. او در ۷۶۵ق به خدمت شاهیحیی برادر شاهشجاع درآمد و پس از آن به سلطان زینالعابدین پسر شاهشجاع پیوست. شولستان و ممسنی در اوایل عهد صفویه ظاهراً دو ناحیۀ مجاور یا دو ناحیۀ متداخل بوده است. پس از استقرار القاصمیرزا، برادر شورشی شاهطهماسب صفوی در قلعۀ سفید (۹۹۵ق)، رهبران شولستان و ممسنی به جنگ او رفتند، اما مغلوب شدند. عناوین شول و شولستان تا انقراض صفویه باقی بود، اما بهتدریج از میان رفت و نام ممسنی جای آن را گرفت. با این همه، بقایای طایفۀ شول هنوز در فارس حضور دارند و طایفۀ کرد شولی، از گروههای تشکیلدهندۀ ایل خمسۀ فارس، از آن جمله است. جمعیت چادرنشینان این طایفه بالغ بر ۴۹۷ خانوار است و از تیرههای ارباب ولد (اربابدار)، باباملکی، جمشیدی، خلجی، گوشپا، لُری، لشنی و مرادشفیع تشکیل شده است.[۶]
تبارشناسی
[ویرایش]دکتر باستانی در کتاب حضورستان مینویسد: شول از طوایف افشار به شمار میآید و اینها همان طایفه شولاند که در قدیم چول و در عربی صول خوانده شدهاند و در حوالی گرگان و دهستان بوده اند.[۷]طبری جنگ انوشیروان ساسانی با قوم بیگانه شول را در یک پاراگراف یاد می کند که در کتاب کوچه هفت پیج صفحه ۱۵۹ آمده است. حسام الدین شوهلی یا شولی از ترکان افشری یا افشاری تابع سلجوقیان بود.[۸]شاپور شهبازی می نویسد: چول یا شول یا ،صول قبیله ای از هیاطله یا هپتالیان بودند که در شمال گرگان و در سرزمین دهستان سکونت داشتند.[۹]بارتولد می نویسد جول یا چول یا شول ماخوذ از ترکی و به معنای استپ است و شهر چول در نزدیک پیشبک در ترکستان بوده است.[۱۰]در حبیب السیر جلد ،سه صفحه ۴۰۲ چول نام منطقه ای در ختلان ترکستان .است ابوریحان بیرونی در قرن چهار از چول به عنوان طایفهای هندی در جنوب هند نام می برد[۱۱] آرتور لولین بشم ، از سرزمین چول و سلسله چول در ساحل کوروماندل هند نام برده است.[۱۲]دکتر سعید نفیسی مینویسد حکمران دهستان در سرزمین گرگان چول که به تازی صول گفته اند در رياض السياحه صفحه شش آمده دهستان اسم قدیم توران است در واقع به ترکمن صحرا در قدیم دهستان ..گفتند.[۱۳]
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ↑ https://glottolog.org/resource/languoid/id/shul1241
- ↑ «Glottolog 5.2 - Shuli». glottolog.org. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۱-۰۵.
- ↑ منتخب التواریخ معینی صفحه ۳۸.
- ↑ https://wikijoo.ir/index.php?title=شول
- ↑ علیرضا خلیفه زاده هفت شهر لیراوی،(ص۹۰).
- ↑ «شول - ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی». wikijoo.ir. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۳-۱۰.
- ↑ کتاب حضورستان صفحه ۲۷۶.
- ↑ کتاب کوچه هفت پیج صفحه ۱۵۹.
- ↑ کتاب تاریخ ساسانیان صفحه ۴۷۲.
- ↑ کتاب هفت آب صفحه ۳۷.
- ↑ در کتاب تحقیق ما للهند صفحه ۲۴۷ ابوریحان بیرونی.
- ↑ کتاب هندباستان صفحه ۱۰۸.
- ↑ کتاب تاریخ تمدن ساسانی، صفحه ۱۷.
- دایرة المعارف اسلام
- لغتنامه دهخدا
- جغرافی غرب ایران ص ۴۴
- تاریخ عصر حافظ ج ۱ (فهرست اعلام)
- تاریخ گزیده (فهرست اعلام)
- نزهةالقلوب ج ۳ ص ۷۰
- تاریخ مغول
- روضات الجنات ص ۴۰۸
- حبیب السیر چ تهران ص ۹۲، ۱۰۲ و ۱۰۷
- المنجد فهرست اعلام