تمرکززدایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

تمرکززدایی (به انگلیسی decentralization) به معنای برقراری ارتباط بدون وجود مرکزیت خاص است. در حالت غیرمتمرکز، برای برقراری ارتباط و انجام یک هدف، مجموعه درگیر به طور مستقیم با یکدیگر تعامل می‌کنند و واسطه یا نهاد مرکزی در بین مسیر قرار ندارد. مقابل این تعریف، متمرکز قرار دارد که همه رویه و پروسه ها از درگاه یک مرکزیت عبور می‌کند و به مرحله ظهور خواهد رسید. [۱]

تمرکززدایی فرایند توزیع کردن اداره تصمیم گیری به طور نزدیکتر به مردم است. توزیع اجراییات یا دولت در بخشهایی مثل مهندسی، مدیریت، علوم سیاسی، اقتصاد سیاسی، جامعه‌شناسی، تکنولوژی و اقتصاد را شامل می‌شود. در زمینه توزیع جمعیت و اشتغال هم ممکن است.
جوهر دموکراسی، تجدید اختیارات به کار گیری قدرت است که در نهایت به مشروطه سازی قدرت می‌رسد. به این معنا که دارندگان قدرت تنها در شرایط تعیین شده از پیش، می‌توانند قدرت خود را به کار ببرند. نهادها، هنگامی ارزش و اعتبار دارند که به حقوق شهروندان احترام بگذارند و این الزام و اقتضای آزادی است.[۲] تمرکززدایی راه دموکراتیک کردن جامعه است زیرا تصمیمات جمعی شهروندان را به هم نزدیک کرده و کمک موثری برای ایجاد دموکراسی محلی است.[۳]

پیشینه تمرکززدایی[ویرایش]

واژه «تمرکززدایی» در سال 1794 با تشکیل یک حکومت جدید به وسیله ی دیرکتوار فرانسه پس از -انقلاب فرانسه به کار رفت. این واژه در دهه 1820 رایج شد.[۴] تمرکز در اوایل دهه 1800 وارد انگلیسی شد.[۵] در میانه دهه 1800 الکسی دو توکویل نوشت انقلاب فرانسه با «فشار به سوی تمرکززدایی شروع شد..ولی به گسترشی از بدل شد» در 1863 موریس بلاک بوروکرات فرانسوی مقاله ای با این عنوان نوشت که در آن پویایی های حکومت و تلاش در جهت تمرکززدایی را بررسی کرد.[۶].

در بسیاری از کشورهای اروپایی، جنبش وسیع تمرکززدایی از دهه هفتادِ قرن بیستم آغاز شد. تمرکز بیش از حد این کشورها، سبب بی علاقگی مردم نسبت به جامعه‌های محلی خود شد که به صورت عدم مشارکت در انتخابات محلی یا مشارکت بسیار کم مردم بروز می‌کرد. مهاجرت از روستاها نیز، که پیش از آن هستهٔ اصلی جامعه‌های پایه بودند این بی علاقگی را تشدید می‌نمود.[۷] گرایش همگانی در اروپا بر اساس کم کرد قدرت دولت مرکزی و کوشش برای شکوفایی ویژگی‌های محلی و منطقه‌ای است.[۸] در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، بسیاری از کشورها، روش خودمدیری محلی را پذیرفته‌اند. ایتالیا آن را فدرالیسم اداری می‌خواند و انگلستان از راه اختیارسپاری به آن عمل می‌کند. در آلمان و بلژیک نظام فدرالیسم برقرار است. در اسپانیا، مقامات محلی، در چارچوب صلاحیت‌های واگذار شده قدرت واقعی را دارند. در کنگره‌ای که در ۱۷ مارس ۲۰۰۳، از نمایندگان پارلمان فرانسه تشکیل شد آن ماده از قانون اساسی که فرانسه را جمهوری غیرقابل تجزیه می‌خواند تغییر یافت و به آن اضافه شده است: سازمان جمهوری نامتمرکز است.[۹]

تمرکززدایی در تکنولوژی[ویرایش]

تمرکززدایی تکنولوژیکی می تواند به عنوان یک تغییر از حالت متمرکز به روش های توزیع شده در مصرف کالاها و خدمات تعریف شود. به طور کلی، چنین تغییراتی با تحولات در تکنولوژی همراه است و فن آوری های مختلفی مانند زنجیره بلوکی برای این سیستم کاربرد خواهند داشت. تمرکززدایی در تکنولوژی یک سیستم همتا به همتا (peer to peer) را ایجاد می‌کند که مستقیما شخص درخواست دهنده به شخص سرویس دهنده متصل شود. در شبکه های مبتنی بر زنجیره بلوکی، همه گره های شبکه به صورت همتا به همتا و مستقیم با یکدیگر تبادل اطلاعات می‌کنند.

پانویس[ویرایش]

  1. «decentralization». 
  2. خوبروی‌پاک ص:۷۹
  3. خوبروی‌پاک ص:۸۰
  4. Vivien A. Schmidt, Democratizing France: The Political and Administrative History of Decentralization, انتشارات دانشگاه کمبریج, 2007, p. 22, ISBN 9780521036054
  5. Barbara Levick, Claudius, Psychology Press, 2012, p. 81, ISBN 9780415166195
  6. Vivien A. Schmidt, Democratizing France: The Political and Administrative History of Decentralization, p. 10.
  7. خوبروی‌پاک ص:۸۱
  8. Dusan Sidjanski P:29
  9. ویکی‌پدیا انگلیسی Overseas_collectivity

منابع[ویرایش]