غرانیق
| در بیطرفی این مقاله یا بخش اختلاف نظر وجود دارد. لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید. |
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
غرانیق در ادبیات اسلامی اشاره به ماجرایی دارد که بر اساس برخی منابع مانند تاریخ طبری، محمد پیامبر اسلام در دوران زندگی در مکه در حال خواندن سوره نجم بود که شیطان دو آیه کوتاه در دهان وی قرار داد و سپس توسط جبرئیل از وحی نبودن این آیات و شیطانی بودن آن مطلع شد. تقریباً همگی مسلمانان سراسر قرون، این داستان را ساختگی دانسته و رد میکردند، بیشتر مسلمانان دوران معاصر تا پیش از انتشار رمان جنجالی «آیات شیطانی» در دهه ۱۹۸۰ میلادی توسط سلمان رشدی در این مورد، از این ماجرا اطلاعی نداشتند.[۱]
محتویات |
پیرامون واژه[ویرایش]
غرانیق، جمع غرنوق یا غرنیق است. غرنوق به معنای مرغ آبی است که گردن بلندی دارد و سپید یا سیاهرنگ است، به معنای جوان سپید زیباروی نیز به کار رفتهاست. برخی غرنوق را لکلک، بوتیمار (غم خورک) نیز معنا کردهاند.[۲] از این رو این آیات را غرانیق مینامند که به این گمان اعراب که بتها، مانند پرندگان، به آسمان عروج میکنند و برای پرستندگان خود شفاعت مینمایند، نزدیکی معنایی دارد.[۳]
داستان[ویرایش]
داستان چنین است که محمد روزی در نزدیکی کعبه سورهٔ نجم را برای جمعی از قریش میخواند. در این سوره (آیههای ۱۹ و ۲۰) اشارهای به سه بت معروف اعراب جاهلیت (لات، عزی و منات) هست. طبق داستان غرانیق محمد دو آیهٔ دیگر در ادامهٔ این دو آیه خواندهاست که بعدها به عنوان اینکه این آیهها را شیطان بر زبان محمد جاری ساختهاست و محمد از ابراز آن پشیمان شدهاست از متن قرآن حذف شدهاست. متن دو آیهٔ ادعا شده چنین است:
«تلك غرانيق العلي. فسوف شفاعتهن لترجي» معنی آن به فارسی چنین است: «ایشان مرغان بلندپروازند که بر شفاعتشان امید میرود». نام ماجرا از همین واژهٔ غرانیق که در متن عربی دیده می شود گرفته شدهاست. ادامهٔ ماجرا چنین است که سرانجام محمد آیهٔ سجده را خواند و مسلمانان و نامسلمانان به سجده افتادند. این رفتارها و گفتارها نوعی سازش با نامسلمانان تلقی میشد.
در بعضی تفسیرها شأن نزول آیهٔ۵۲ سورهٔ حج را همین ماجرای غرانیق دانستهاند. در این آیه خطاب به محمد گفته میشود که پیغامبری پیش از تو [محمد] نفرستادیم جز آنکه چون برخواند شیطان به وی القائاتی کرد و خدا آن القائات را باطل کرد. و این را از بابت پشیمانی سترگی که محمد از برخواندن آن دو جمله احساس میکردهاست، دانستهاند.[۴]
رویکردها و واکنشها[ویرایش]
ماجرای غرانیق برای مسلمین میتواند آزاردهنده باشد چون میتواند در تضاد با اصل عصمت قرار گیرد.[نیازمند منبع] عطاالله مهاجرانی این «قصه» را سم مهلک دانستهاست.[۵] برخورد مسلمانان با ماجرای غرانیق که در بعضی کتابهای تفسیر آمدهاست چندگونهاست. عدهای با توجه به این ماجرا (و پذیرفتن تلویحی یا نسبی آن) و مواردی دیگر «عصمت» را تنها در ابلاغ رسالت دانستهاند. گروهی دیگر از جمله شیعیان منکر این ماجرایند[۶] و به نظرشان این داستان به دلایل تاریخی و عقلی جعلی است . از جمله آیهٔ ۵۲ سورهٔ حج را که در بالا گفته آمد آیهای مدنی میدانند.
به گفته لغتنامه دهخدا داستان غرانیق از داستانهائی است که از طرف مخالفین اسلام ساخته شدهاست[۷] و به تفسیر بهاءالدین خرمشاهی ماجرایی است علیه قرآن و اصالت وحی[۸]. این داستان در تاریخ طبری، [۹] تفسیر طبری، [۱۰] طبقات ابن سعد[۱۱] و اسباب التنزیل واقدی با سندهای مفرد نقل شدهاست.[۱۲]
اکثر مستشرقین این داستان را با این استدلال پذیرفتهاند که امکان اینکه مسلمانان خودشان چنین داستانی را ابداع کنند، یا اینکه آن را از معاندان اسلام بپذیرند کم است.
دائرةالمعارف قرآنی لایدن[۱۳] بیشتر سندهای داستان مشهور به غرانیق را منتهی به تابعین و گاه به برخی از صحابه میداند که از لحاظ زمانبندی نمیتوان به جمعبندی دقیقی رسید جزآنکه داستان بصورت نسبی قدیمی است. همچنین شواهدی[۱۴] مبنی بر اینکه ممکن است این داستان در زمانی در نیمه اول قرن دوم هجری (هشتم میلادی) پدید آمده باشد، وجود دارد.[۱۵]
در منابع[ویرایش]
از میان قدیمیترین سیرههای به دست رسیده، واقدی، ابن سعد و طبری این داستان را ذکر میکنند، اما این داستان در ابن هشام یافت نمیشود. این داستان تقریبا در تمام منابعی که از قرون اولیه به دست ما رسیده ذکر شده، البته در جزئیات این داستان میان این منابع اتفاق نظری وجود ندارد. اینکه آیا این داستان در قدیمیترین زندگی نامه محمد مربوط به ابن اسحاق آمده بوده یا نه اختلاف نظر است (به عنوان مثال یوری روبین، شهاب احمد معتقدند که بوده و آلفرد ولش معتقد است که احتمالا نبوده). نوشتههای بجا مانده از علمای اسلامی از قرن چهارم اسلامی به بعد بصورت شدیدی صحت تاریخی این روایت را زیر سؤال میبرند چنانچه امروزه عموم عالمان اسلامی داستان غرانیق را ساختگی میدانند. استدلالهای اصلی مسلمانان برای زیر سؤال بردن داستان، تصویری است که از محمد ترسیم شده که در آن توانایی تشخیص وحی از القائات شیطان را ندارد، عصمت پیامبران، و ضعف سلسله روات احادیث مربوط به داستان میباشد. اکثر اسلامشناسان غربی این داستان را با این استدلال پذیرفتهاند که امکان اینکه مسلمانان خودشان چنین داستانی را ابداع کنند، یا اینکه آن را از معاندان اسلام بپذیرند کم است زیرا این داستان پیامبرشان را در وضعیت غیرمطلوبی و بدی نشان میدهد. استدلال آن گروه از اسلام شناسان غربی که صحت ماجرا را زیر سؤال میبرند به شرح زیر است: جان بورتن استدلال میکند که مسلمانان انگیزه ابداع این داستان را داشتهاند زیرا جهت استفاده در مباحث رایج مربوط به نوع خاصی از بحث ناسخ و منسوخ سودمند بودهاست، و بعلاوه طبری این داستان را تنها در بخشی از تفسیرش ذکر میکند که مربوط به بحث ناسخ و منسوخ میباشد. شهاب احمد در پاسخ به استدلالی که کم احتمال بودن ابداع داستان توسط خود مسلمانان را بیان میکند، اینگونه استدلال میکند که پذیرش گسترده مسلمانان قدیمی نشان میدهد که از دیدگاه مسلمانان آن زمان این داستان بدیمن و شوم نبودهاست که بخواهند در مقابل ابداع آن موضعگیری منفی کنند. آلفورد ولش اشاره به بخشهایی از داستان میکند که یا از نظر تاریخی کم احتمال هستند و یا مربوط به دوران زندگی محمد در مدینه (و نه مکه) هستند. بر پایه این استدلالات او نتیجه میگیرد که شکل حاضر داستان بخشهایی غیر تاریخی دارد، ولی امکان آن هست که داستان در شکل نهایی آن تحریف یافته ماجرایی باشد که حقیقت تاریخی داشتهاست.
استدلالهایی بر ساختگی بودن این داستان[ویرایش]
- سوره نجم در سال ۲ بعثت نازل شدهاست ولی این داستان بگفتهٔ راویان در سال ۵ بعثت اتفاق افتادهاست.
- سوره حج مدنی[۱۶] و احتمال نزول آن در مکه و به دنبال آن اتفاق افتادن این داستان در مکه غیر ممکن است.
- آیات بعدی خود این سوره (آیه ۲۳) با القاءات گفته شده در تعارض است :«اینها چیزی نیستند جز نامهایی که خود و پدرانتان به آن ها داده اید. و خداوند هیچ دلیلی بر آن ها نفرستاده است. تنها از پی گمان و هوای نفس خویش می روند و حال آن که از جانب خدا راهنمایشان کردهاند».
- ابن عباس هم که به این داستان اشاره کردهاست، سال ۱۰ بعثت به دنیا آمدهاست ولی این حادثه بگفته راویان در سال ۵ بعثت رخ دادهاست.[۱۷]
- یکی از راویان این داستان محمد بن کعب قرظی است که این داستان را به هیچ کس نسبت نمیدهد حال آنکه سال تولد وی ۴۰ هجری است. در ضمن وی از یهودیان بنی قریظه بوده که تنها طایفهٔ یهودیان است که پیامبر با آنها جنگیدهاند که احتمال کینه توزی در این مورد وجود دارد.
- محمد بن اسحاق میگوید این حدیث از مجعولات زنادقه میباشد و او کتابی در این باره نگاشتهاست.[۱۸]
- مسلم و بخاری علمای بزرگ اهل سنت که هم عصر با طبری بودهاند هیچ اشارهای به وجود چنین داستانی نکردهاند.
- ابن هشام شاگرد محمد بن اسحاق هم این مطلب را در کتاب خود (السیره النبویه) نیاوردهاست.
- طبری به خاطر اینکه محمد بن اسحاق این روایت را نقل کرده آن را در کتب خود آوردهاست.
پانویس[ویرایش]
- ↑ Seyyed Hossein Nasr, "Muhammad." Encyclopædia Britannica. Ultimate Reference Suite.
- ↑ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، ص ۱۵۳۷
- ↑ ابن الاثیر، النهایه، ج ۳، ص ۳۶۴؛ الطریحی، مجمع البحرین، مکتبْ المرتضویه، ج ۵، ص ۲۲۲
- ↑ تفسیر جلالین ← حج ۵۲
- ↑ مهاجرانی ۶۵
- ↑ تفسیر نمونه، ذیل آیات ۱۹ و ۲۰ سوره نجم.
- ↑ لغتنامه دهخدا
- ↑ بهاءالدین خرمشاهی، ۱۵۰۵
- ↑ تاریخ الامم و الملوک، ج۲/۲۲۷-۲۲۶
- ↑ ترجمه تفسیر طبری، جلد۷/۱۷۷۱-۱۷۶۹
- ↑ طبقات ابن سعد ترجمه مهدوی، ج۱/۲۰۲-۲۰۳
- ↑ »'دائرةالمعارف قرآنی لایدن؛ مقاله «حدیث و قرآن» (Hadith and the Quran) نوشته: جوین بویل (Juynbool)؛ ترجمه در دوفصلنامه قرآن و مستشرقان، شماره۳
- ↑ Quran Encyclopedia of Leiden
- ↑ The observations that Muqātil, the early exegete, hints at the ¶ controversy (Tafsīr, iii, 133), that al-Ṭabarī (Taʾrīkh, i, 1192) cites Muqātil's contemporary, the Medinan (later Iraqi) mawlā Ibn Isḥāq, while Mujāhid leaves it unmentioned, all may point to its having originated sometime in the first half of the second/eighth century.
- ↑ »'دائرةالمعارف قرآنی لایدن؛ مقاله «حدیث و قرآن» (Hadith and the Quran) نوشته: جوین بویل (Juynbool)؛ ترجمه در دوفصلنامه قرآن و مستشرقان، شماره۳
- ↑ سوره مدنی به سورههایی گفته میشود که در مدینه نازل شدهاند همچنین سورههای مکی در مکه نازل شدهاند.
- ↑ درآمدی بر شیوههای ارزیابی اسناد حدیث، مهدی مهریزی، علوم حدیث{{جا:---}}ش، پاییز ۷۵{{جا:---}}سال اول
- ↑ {تفسیرکبیرفخررازی، ج۲۳، ص۵۰}
منابع[ویرایش]
- دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، تهران، چاپ اول: ۱۳۷۷، شابک ۴-۱-۹۰۹۷۴-۹۶۴
- لغتنامه دهخدا، مدخل غرانیق
- مهاجرانی، عطاءالله، نقد توطئهٔ آیات شیطانی، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۶، شابک ۱-۳۷۵-۴۲۳-۹۶۴
- ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۲۲، تهران:دارالکتب اسلامیه، چاپ بیست و دوم، ۱۳۸۲، شابک ۴-۰۲۲-۴۴۰-۹۶۴
- کارن آمسترانگ (Karen Armestrong)؛ محمد (ص)، زندگی پیامبر اسلام MUHAMMAD,ABiography of Prophet، ترجمه کینوش حکمتی، تهران: حکمت، چاپ دوم ۱۳۸۶، شابک ۱-۰۹-۸۷۱۳-۹۶۴-۹۷۸
- Malise Ruthven, A Satanic affair, London, Chatta windus, ۱۹۹۰
پیوند به بیرون[ویرایش]
پاسخی به افسانه غرانیق از امام موسی صدر
تفسیر نمونه جلد 22 باز هم افسانه «غرانیق»!
|
||||||||||||||||||||
متن ضخیم