غرانیق
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
اصطلاح غرانیق در ادبیات اسلامی اشاره به ماجرایی دارد که عدهای معتقدند در حین ابلاغ وحی توسط محمد برای وی رخ دادهاست با این تفصیل که کلامی جز کلام خدا، یا به بیان دیگر القائات شیطان را، بر زبان رانده است. ولی پس از آن خود متوجه شدهاست و آن بیانات را باطل کردهاست. ویلیام مویر، خاورشناس غربی، این داستان را «آیات شیطانی» خواندهاست. از میان قدیمی ترین سیرههای به دست رسیده، واقدی، ابن سعد و طبری این داستان را ذکر میکنند، اما این داستان در ابن هشام یافت نمیشود. نوشتههای بجا مانده از علمای اسلامی از قرن چهارم اسلامی به بعد بصورت شدیدی صحت تاریخی این روایت را زیر سؤال میبرند چنانچه امروزه عموم عالمان اسلامی داستان غرانیق را ساختگی میدانند. استدلالهای اصلی مسلمانان برای زیر سؤال بردن داستان، تصویری است که از محمد ترسیم شده که در آن توانایی تشخیص وحی از القائات شیطان را ندارد، عصمت پیامبران، و ضعف زنجیره اسناد مربوط به داستان میباشد. اکثر اسلامشناسان غربی این داستان را با این استدلال پذیرفتهاند که امکان اینکه مسلمانان خودشان چنین داستانی را ابداع کنند، یا اینکه آن را از معاندان اسلام بپذیرند کم است زیرا این داستان پیامبرشان را در وضعیت غیرمطلوبی و بدی نشان میدهد. استدلال آن گروه از اسلام شناسان غربی که صحت ماجرا را زیر سؤال میبرند به شرح زیر است: جان بورتن استدلال میکند که مسلمانان انگیزه ابداع این داستان را داشتهاند زیرا جهت استفاده در مباحث رایج مربوط به نوع خاصی از بحث ناسخ و منسوخ سودمند بودهاست، و بعلاوه طبری این داستان را تنها در بخشی از تفسیرش ذکر میکند که مربوط به بحث ناسخ و منسوخ میباشد. شهاب احمد در پاسخ به استدلالی که کم احتمال بودن ابداع داستان توسط خود مسلمانان را بیان میکند، اینگونه استدلال میکند که پذیرش گسترده مسلمانان قدیمی نشان میدهد که از دیدگاه مسلمانان آن زمان این داستان بدیمن و شوم نبودهاست که بخواهند در مقابل ابداع آن موضعگیری منفی کنند. آلفورد ولش اشاره به بخشهایی از داستان میکند که یا از نظر تاریخی کم احتمال هستند و یا مربوط به دوران زندگی محمد در مدینه (و نه مکه) هستند. بر پایه این استدلالات او نتیجه میگیرد که شکل حاضر داستان بخشهایی غیر تاریخی دارد، ولی امکان آن هست که داستان در شکل نهایی آن تحریف یافته ماجرایی باشد که حقیقت تاریخی داشتهاست.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] معنای لغوی
غرانیق، جمع غرنوق یا غرنیق است. غرنوق به معنای مرغ آبی است که گردن بلندی دارد و سپید یا سیاهرنگ است، به معنای جوان سپید زیباروی نیز به کار رفتهاست. برخی غرنوق را لکلک، بوتیمار (غم خورک) نیز معنا کردهاند.[۱] اعراب جاهلی گمان میداشتند که بتها، مانند پرندگان، به آسمان عروج میکنند و برای پرستندگان خود شفاعت مینمایند.[۲]
[ویرایش] داستان
داستان چنین است که محمد روزی در نزدیکی کعبه سورهٔ نجم را بر جمعی از قریش برمیخواند. در این سوره (آیههای ۱۹ و ۲۰) اشارهای به سه بت معروف تازیان جاهلیت (لات عزی و منات) هست. طبق داستان غرانیق محمد دو آیهٔ دیگر در ادامهٔ این دو آیه برخواندهاست که بعدها به عنوان اینکه این آیهها را شیطان بر زبان محمد جاری ساختهاست و محمد از ابراز آن پشیمان شدهاست از متن قرآن حذف شدهاست. متن تازی دو آیهٔ ادعا شده چنین است:
«تلك غرانيق العلي. فسوف شفاعتهن لترجي» ترجمانی آن به پارسی ایدون است: «ایشان مرغان بلندپروازند که بر شفاعتشان اومید میرود». نام ماجرا از همین واژهٔ غرانیق که در متن تازی به دیده آید گرفته شدهاست. ادامهٔ ماجرا ایدون است که سرانجام محمد آیهٔ سجده را برخواند و مسلمانان و نامسلمانان به سجده اندر شدند. این رفتارها و گفتارها نوعی سازش با نامسلمانان تلقی میشد.
در بعضی تفسیرها شأن نزول آیهٔ۵۲ سورهٔ حج را همین ماجرای غرانیق دانستهاند. در این آیه خطاب به محمد گفته میشود که پیغامبری پیش از تو [محمد] نفرستادیم جز آنکه چون برخواند شیطان به وی القائاتی کرد و خدا آن القائات را باطل کرد. و این را از بابت پشیمانی سترگی که محمد از برخواندن آن دو جمله احساس میکردهاست، دانستهاند.
[ویرایش] رویکردها و واکنشها
برخی مسلمانان غرانیق را با این استدلال که با اصل عصمت ناسازگار است رد میکنند و حتی گروهی از آنها چنین «قصه»ای را سم مهلک میدانند. [۳]. برخورد مسلمانان با ماجرای غرانیق که در بعضی کتابهای تفسیر آمدهاست چندگونهاست. عدهای با توجه به این ماجرا (و پذیرفتن تلویحی یا نسبی آن) و مواردی دیگر «عصمت» را تنها در ابلاغ رسالت دانستهاند. عدهای دیگر از جمله شیعه به طور کامل منکر این داستاناند.[۴] از نظر ایشان این «قصه» به دلایل «تاریخی» و «عقلی» جعلی است. از جمله آیهٔ ۵۲ سورهٔ حج را که در بالا گفته آمد آیهای مدنی میدانند.
به گفته لغتنامه دهخدا داستان غرانیق از داستانهائی است که از طرف مخالفین اسلام ساخته شدهاست[۵] و به تفسیر بهاءالدین خرمشاهی ماجرایی است علیه قرآن و اصالت وحی[۶]. این داستان در تاریخ طبری،[۷] تفسیر طبری،[۸] طبقات ابن سعد[۹] و اسباب التنزیل واقدی با سندهای مفرد نقل شدهاست.[۱۰] مورخین مسلمان به طور عموم (به دلایل مختلف) این ماجرا را داستان پردازی دانستهاند.
اکثر مستشرقین این داستان را با این استدلال پذیرفتهاند که امکان اینکه مسلمانان خودشان چنین داستانی را ابداع کنند، یا اینکه آن را از معاندان اسلام بپذیرند کم است.
دائرةالمعارف قرآنی لایدن[۱۱] بیشتر سندهای داستان مشهور به غرانیق را منتهی به تابعین و گاه به برخی از صحابه میداند که از لحاظ زمان بندی نمیتوان به جمع بندی دقیقی رسید جزآنکه داستان بصورت نسبی قدیمی است. همچنین شواهدی[۱۲] منبی بر اینکه ممکن است این داستان در زمانی در نیمه اول قرن دوم هجری (هشتم میلادی) پدید آمده باشد، وجود دارد.[۱۳]
[ویرایش] پانویس
- ↑ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، ص ۱۵۳۷
- ↑ ابن الاثیر، النهایه، ج ۳، ص ۳۶۴؛ الطریحی، مجمع البحرین، مکتبْ المرتضویه، ج ۵، ص ۲۲۲
- ↑ مهاجرانی ۶۵
- ↑ تفسیر نمونه، زیل آیات ۱۹ و ۲۰ سوره نجم.
- ↑ لغتنامه دهخدا
- ↑ بهاءالدین خرمشاهی، ۱۵۰۵
- ↑ تاریخ الامم و الملوک، ج۲/۲۲۷-۲۲۶
- ↑ ترجمه تفسیر طبری، جلد۷/۱۷۷۱-۱۷۶۹
- ↑ طبقات ابن سعد ترجمه مهدوی، ج۱/۲۰۲-۲۰۳
- ↑ "'دائرةالمعارف قرآنی لایدن؛ مقاله «حدیث و قرآن» (Hadith and the Quran) نوشته: جوین بویل (Juynbool)؛ ترجمه در دوفصلنامه قرآن و مستشرقان، شماره۳
- ↑ Quran Encyclopedia of Leiden
- ↑ The observations that Muqātil, the early exegete, hints at the ¶ controversy (Tafsīr, iii, 133), that al-Ṭabarī (Taʾrīkh, i, 1192) cites Muqātil's contemporary, the Medinan (later Iraqi) mawlā Ibn Isḥāq, while Mujāhid leaves it unmentioned, all may point to its having originated sometime in the first half of the second/eighth century.
- ↑ "'دائرةالمعارف قرآنی لایدن؛ مقاله «حدیث و قرآن» (Hadith and the Quran) نوشته: جوین بویل (Juynbool)؛ ترجمه در دوفصلنامه قرآن و مستشرقان، شماره۳
[ویرایش] منابع
- دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، تهران، چاپ اول: ۱۳۷۷، شابک ۴-۱-۹۰۹۷۴-۹۶۴
- لغتنامه دهخدا، مدخل غرانیق
- مهاجرانی، عطاءالله؛ نقد توطعه آیات شیطانی، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۶، شابک ۱-۳۷۵-۴۲۳-۹۶۴
- ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۲۲، تهران:دارالکتب اسلامیه، چاپ بیست و دوم، ۱۳۸۲، شابک ۴-۰۲۲-۴۴۰-۹۶۴
- کارن آمسترانگ (Karen Armestrong)؛ محمد (ص)، زندگی پیامبر اسلام MUHAMMAD,ABiography of Prophet، ترجمه کینوش حکمتی،تهران: حکمت، چاپ دوم 138۶، شابک 1-09-8713-9۶۴-978
- Malise Ruthven, A Satanic affair, London, Chatta windus, 1990

