فارقلیط

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

فارقلیط یا پارکلیت یا در پارسی ((فراخوان)) از زبان یونانی معمولی (پاراکلتوس یا parakletos) گرفته شده‌است که به معنای «کسی است که دلداری می‌دهد-تسلی بخش»یا «کسی که میانجی گری می‌کند-شفاعت کننده».این واژه از دو ریشه بخش پارا(فرا)+کالین(خوان) تشکیل شده‌است و بازتابی از واژهٔ عبری«مناههم» به معنای تسلی دهنده‌است. بنابر فرهنگ لغت یونانی -انگلیسی عهد جدید و دیگر ادبیات مسیحی اولیهٔ ولتر بویر :معنی تکنیکی 'وکیل' نادر است. این واژه چند بار در عهد جدید، به عنوان لقبی برای روح القدس آمده‌است که در مبحث روح القدس‌شناسی مسیحی و تثلیث الهی، استفاده می‌شود. این واژه به ویژه در انجیل یوحنا ذکر شده‌است (۱۴:۱۶، ۱۴:۲۶، ۱۵:۲۶، ۱۶:۷٬۲۰:۲۲) که در پارسی می‌تواند :مشاور، یاری رس، دلداری دهنده" ترجمه شود.کلیسای قدیم پارکلیت، را روح القدس می‌دانست (اعمال۱:۵، ۱:۸، ۲:۴، ۲:۳۸) و مسیحیان هنوز این نام را برای روح القدس بکار می‌برند.

در ۱ یوحنا ۲:۱ «پارکلیت» را برای تشریح نقش میانجی گری عیسی مسیح بکار می‌رود.و در یوحنا ۱۴:۱۶ عیسی می‌گوید :«پارکلیت دیگری» برای یاری حواریانش خواهد آمد. ازینجا برمی آید که عیسی خود پارکلیت نخست است. در متی ۱۲-۳:۱۰ و لوقا ۱۷-۳:۹، یحیی تعمید دهنده می‌گوید که شخص قوی پس از او خواهد آمد که«شما را با روح القدس و آتش آن تعمید می‌دهد».چنگال پاک گرش، دستانش است.اوخرمن اشکوب خود را صاف می‌کند.او گندم خود را به انبار می‌دهد، کاه را با آتش فروننشاندنی می‌سوزاند." آیاتی مانند این را اغلب مسیحیان در تثلیث الهی خود برای توصیف اینکه چگونه خداوند بر جهان آشکار می‌شود و نقش خداوند در رستگاری، بکار می‌برند. بنابراصول تثلیث، پارکلیت یا روح القدس، شخص سوم تثلیث است که به همراه موارد دیگر، هدایت و تسلی و حمایت را برای مردم تامین می‌کند.القاب دیگر روح القدس ازین قرارند :«روح الحق»(روان راستی)، روح روشن قادرالمطلقیت خدا، نفس القدس(دم پاک)، نفس قادر مطلق، دهندهٔ حیات، خداوندگار بخشش (رب‌الرحمه)، یاور، تسلی بخش، مشاور و حامی. برخی از مسیحیان قدیم شاید باور داشته‌اند که خود عیسی پس از مرگ پیش پیروانش به عنوان روح و یاور بازگشت تا با ایشان سکنی گزیند. رنه جرارد، انسان شناس/فیلسوف مسیحی استدلال ی کند که پارکلیت باید این چنین ترجمه شود: وکیل مدافعی که از بشر در برابر یورش اهریمن، دفاع می‌کند.

فارقلیط در اسلام[ویرایش]

و (نیز) بخاطر این گفته‌شان که « ما مسیح، عیسی پسر مریم، پیامبر خدا را کشتیم». در حالی که نه او را کشتند و نه به دار آوریختند، لکن امر بر آنها مشتبه شد، و هر آینه آنان که در (باره ی قتل) او اختلاف کردند، قطعاً از آن در شک هستند، و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می کنند و به یقین او را نکشته اند.[۱]

از همان آغاز اسلام در قرن ۷ میلادی[نیازمند منبع] برخی از مسلمانان، محمد(ص) را به عنوان فارقلیط موعود مسیح شناختند. چراکه مدعی تشابهی میان واژهٔ پاراکلتوس (parakletos) به معنای دلداری دهنده و پریکلوتوس (periklutos) به معنی برگزیده شدند، که پریکلوتوس می‌تواند با واژه احمد، نام دیگر محمد(ص) در قرآن ترجمه شود. آیهٔ قرآنی که مسلمانان به آن ارجاع می‌دهند این است.

و آنگاه که عیسی پسر مریم گفت: ای پسران اسرائیل! من فرستاده خداوند بر شمایم، تا تورات پیش از من را تصدیق کنم و مژده دهم شما را به پیامبری که پس از من خواهد آمد؛ که نامش احمد است. ولی آنگاه که او با نشان‌های روشن می‌آید، آنان می‌گویند که این جادویی آشکار است [۲].

مسلمانان هم چنین باور دارند که محمد میانجی یا شفیع در روز جزاست. و او را «شفیع هذه الامه» (میانجی‌گر این امت) می‌نامند.

دیگر کاربردهای فارقلیط[ویرایش]

برخی از جمله منتسر (مناتوس) در اواسط قرن دوم میلادی و مانی در سال ۲۱۰-۲۷۶ پس از میلاد ادعا کردند که فارقلیط موعود یوحنا اند.

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. قرآن ۴:۱۵۷
  2. ۶۱:۶

منابع[ویرایش]

  • ویکی‌پدیای انگلیسی
  • Dictionary of Bible OXFORD ۲۰۰۴