طناب نخاعی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
طناب نخاعی
طناب نخاعی.jpeg
طناب نخاعی یکی از اعضای دستگاه عصبی محیطی
زبان لاتین medulla spinalis
طناب نخاعی
نخاع در نمایی بسته‌

طناب نخاعی (به انگلیسی: Spinal cord)؛ طناب سفید رنگی به طول تقریباً ۴۵ سانتی متر است[۱] که از سوراخ پس سری(Foramen magnum)تا سطح نخستین یا دومین مهره کمری امتداد می‌یابد[۲]. سوراخ پس سری، سوراخی است بزرگ در استخوان پشت سری که مغز و نخاع در آن جا به یکدیگر متصل می‌شوند[۳]. طناب نخاعی به نام نخاع شوکی نیز خوانده می‌شود. از برجستگی کمری به پایین نخاع شوکی باریک شده و ناحیه مخروط انتهایی(Conus medullaris)که دربرگیرنده بخش‌های خاجی طناب نخاعی است ایجاد می‌گردد[۴]. مخروط انتهایی (Conus medullaris or Conus terminalis)، پایین‌ترین ناحیه تنه نخاع است.

تقسیم بندی تنه نخاعی[ویرایش]

تنه نخاع از پنج قسمت تشکیل می‌شود که عبارتند از:

  • گردنی یا سرویکال (Cervical)
  • سینه‌ای یا توراسیک (Thoracic)
  • کمری یا لومبار (Lumbar)
  • خاجی یا ساکرال (Sacral)
  • دنبالچه‌ای یا کوکسیژیال (Coccygeal)

عصب‌های نخاعی[ویرایش]

تعداد اعصاب نخاعی ۳۱ جفت است که از طناب نخاع منشعب می‌گردند که عبارتند از:

  • اعصاب گردنی هشت زوج
  • اعصاب سینه‌ای دوازده زوج
  • پنج زوج کمری
  • پنج زوج خاجی
  • یک زوج دنبالچه‌ای

ریشه‌های مربوط به اعصاب کمری و خاجی مسیری طولانی دارند و چون نحوه خروج آنها از نخاع به شکل دم اسب است، این ناحیه دم اسب (Cauda equina)نامیده می‌شود[۵].

ارتباط قطعات نخاع نسبت به سطوح مهره‌ای[ویرایش]

به علت ارتباط نخاع با ۳۱ جفت عصب نخاعی، طناب نخاعی را به ۳۱ قطعه(سگمنت) تقسیم می‌کنند، اگرچه از بیرون به شکل قطعه یا سگمان نیست. یک قطعه نخاعی، استوانه‌ای از طناب نخاعی است که یک عصب نخاعی به آن اتصال می‌یابد. با توجه به اینکه طول نخاع به طور متوسط حدود ۲۵ سانتی متر کمتر از طول ستون فقرات است، بنابراین قطعات نخاعی از سطح گردنی به طرف انتهایی‌ترین قسمت نخاع در مقایسه با مهره‌های همنام، یکسان نبوده و به تدریج از هم دورتر می‌گردند. به عنوان مثال قطعه اول نخاعی (C1)، در سطح مهره اول گردنی قرار می‌گیرد، درحالیکه قطعه اول خاجی (S1) در مجاورت مهره اول کمری است.

اعمال طناب نخاعی یا نخاع[ویرایش]

طناب نخاعی قسمتی از دستگاه عصبی مرکزی است که در اعمال حسی و حرکتی نقش دارد. درک محرک‌های حسی محیطی همچون گرما، سرما، فشار و... ازطریق انتقال این پیام‌ها از ریشه حسی نخاع به مراکز بالاتر ادراکی در مغز صورت می‌گیرد. ازجمله اعمال مهم نخاع شوکی نقشی است که در عمل حرکتی دارد. پیام‌های حسی از مسیر ریشه حسی وارد نخاع می‌شوند. ورودی‌های حسی با محرک قوی می‌تواند یک پاسخ رفلکسی حتی در سطح نخاعی ایجاد کند. یک تحریک دردناک(مثلاً یک شی نوک تیز یا بسیار گرم)باعث یک پاسخ حرکتی به صورت دورکردن اندام از محرک آسیب رسان می‌گردد. پاسخ حرکتی از مسیر ریشه حرکتی عصب نخاعی صورت می‌گیرد. هر نوع آسیب به مسیرهای عصبی حسی یا حرکتی در خارج از طناب نخاعی و یا در خود تنه نخاع باعث اختلال در عملکرد حسی یا حرکتی می‌گردد. این اختلال با توجه به نوع و میزان آسیب از یک ضعف حسی-حرکتی تا عدم ادراک حس و فلج اندام متغیر است.

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. حسن زاده طاهری،محمد مهدی. ابراهیم زاده بیدسکان،علیرضا. آناتومی انسانی پایه. جهاد دانشگاهی مشهد، 1387. شابک ‎۹۴۶۳۲۴۱۸۱۵. 
  2. میناگر، علیرضا؛ وثوق آزاد، ژاک. ترجمه: نوروآناتومی پایه و کاربردی پروفسور فیتزجرالد. ص۱۳۷. انتشارات دانش پژوه.
  3. هوشمند ویژه، محمد. فرهنگ پزشکی انگلیسی-فارسی(دوجلدی). واژه نامه مصور دورلند. جلد اول. ص۵۲۳. انتشارات کلمه.
  4. میناگر، علیرضا؛ وثوق آزاد، ژاک. ترجمه: نوروآناتومی پایه و کاربردی پروفسور فیتزجرالد. ص۱۳۷. انتشارات دانش پژوه.
  5. سلطان زاده، اکبر. بیماری‌های مغز و اعصاب و عضلات. چاپ دوم. جعفری، پائیز ۱۳۷۶.  ص۲۶

پیوند به بیرون[ویرایش]