خرم سلطان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
خرم سلطان
Tizian 123.jpg
پرتره توسط تیسین با عنوان La Sultana Rossa٬ ح. ۱۵۵۰
خاصگی سلطان
تصدی ۱۹ مارس ۱۵۳۴ – ۱۵ آوریل ۱۵۵۸
همسر سلیمان یکم
(m. ۱۵۲۰/۳۱–۱۵۵۸)
دودمان شاهزاده محمد (۱۵۴۳–۱۵۲۱)
مهرماه سلطان (۱۵۷۸–۱۵۲۲)
شاهزاده عبدالله (۱۵۲۶–۱۵۲۳)
سلطان سلیم دوم (۱۵۷۴–۱۵۲۴)
شاهزاده بایزید (۱۵۶۱–۱۵۲۵)
شاهزاده جهانگیر (۱۵۵۳–۱۵۳۱)
پدر هاویرلو لیسوفسکی (Havrylo Lisowsky)[۱][۲]
مادر لِکساندرا لیسوفسکی (Leksandra Lisowsky)
زادروز الکساندرا آناستازیا لیسوفسکا
c. ۱۵۰۲–۰۴
روهاتین٬ پادشاهی لهستان
مرگ ۱۵ آوریل ۱۵۵۸ (۵۳–۵۶ سال)
سرای توپقاپی, قسطنطنیه٬ امپراتوری عثمانی
خاک‌سپاری مسجد سلیمانیه٬ قسطنطنیه[۳][۴]
دین و مذهب در ابتدا در کلیسای ارتدوکس شرقی غسل تعمید داده شد، ولی بعد از دستگیری به اسلام گروید.


خرم خاصگی سلطان (زادۀ ۱۵۰۲ روتنیا، لهستان ـ درگذشته در ۱۵ آوریل ۱۵۵۸، استانبول) با نام اصلی روکسِلانا یا الکساندرا آناستازیا لیسوفسکا، همسر محبوب سلطان سلیمان قانونی و مادر فرزندانش شاهزاده محمد، مهرماه سلطان، شاهزاده عبدالله، سلطان سلیم دوم، شاهزاده بایزید و شاهزاده جهانگیر بود.[۵] او یکی از قدرتمندترین زنان در تاریخ عثمانی و از چهره‌های شاخص در دوران معروف به سلطنت زنان بود. او ازطریق همسرش سلیمان، قدرت بسیاری کسب کرد و نقش فعالی در سیاست‌های آن زمانِ عثمانی بازی کرد.[۶]

نام‌ها[ویرایش]

او بیشتر با نام خاصگی خرم سلطان شناخته می‌شد. در زبان‌های اروپایی روکسلانا به روکسولانا، روکسلین، روزا، و رزیکا ترجمه شده‌است. در ترکی حورّم (به ترکی: Hürrem)، که از واژهٔ ایرانیِ «خرّم» گرفته شده، استفاده شده‌است. در عربی هم با نام کَریمَة شناخته می‌شود.

سال‌های آغازین[ویرایش]

بنا بر منابعِ اواخر سدهٔ شانزدهم و اوایل سدهٔ هفدهم، چون ساموئل تواردوسکی، شاعر لهستانی، که دربارهٔ خرم سلطان در ترکیه به تحقیق و پژوهش پرداخته‌است، خرم احتمالاً دختر کشیشی ارتودکس از اوکراین بود. او در روهاتین، در ۶۸ کیلومتری جنوب شرقی لووف زاده شد. در دههٔ ۱۵۲۰، در یکی از یورش‌های مکرر تاتارهای کریمه به آن منطقه، اسیر و برده شد. احتمالاً ابتدا به بازار برده‌فروشان کفّه و سپس به قسطنطنیه منتقل شد و از آنجا برای حرم‌سرای سلطان انتخاب شد.

زندگی با سلطان[ویرایش]

Khourrem.jpg

در حرمسرای قسطنطنیه، خرم به‌سرعت مورد توجه سلطان قرار گرفت و حسادت رقبایش را برانگیخت. او رقیبی سرسخت و پرنفوذ برای ماه‌دوران سلطان محسوب می‌شد. خرم اولین پسرش، شاهزاده محمد، را در سال ۱۵۲۱ و دومین پسرش، سلیم، را در سال ۱۵۲۴ به دنیا آورد. این امر موقعیت ماه‌دوران را، به‌عنوان مادرِ تنها پسر سلطان، متزلزل کرد. آتشِ عداوت و خصومت بین این دو زن را مادر سلطان، عایشه حفصه سلطان، گاه‌به‌گاه فرومی‌نشاند، اما پس از مرگش در سال ۱۵۳۴، این زخم قدیمی سر باز کرد و دو زن در نهایت با هم گلاویز شدند و ماه‌دوران به ضرب و شتم خرم پرداخت. این امر عصبانیت سلطان را برانگیخت و متعاقباً ماه‌دوران را به مانیسا فرستاد تا نزد پسرش، شاهزاده مصطفی، زندگی کند. این تبعید را به رسم دیرینهٔ تربیت ولیعهد در ولایتی دور ظاهرسازی کردند. سال‌ها بعد، در انتهای دورهٔ طولانیِ زمامداری سلطان سلیمان، رقابت بین پسرانش برای رسیدن به تاج و تخت آشکار شد. خرم و رستم پاشا، وزیر اعظم امپراتوری و داماد خرم، سلیمان را نسبت به مصطفی بدبین کردند و مصطفی به برانگیختن شورش متهم شد. سلطان سلیمان به‌ هنگام لشکرکشی به ایران در سال ۱۵۵۳، به‌دلیل ترس از بروز شورش و طغیان، دستور به قتل مصطفی داد. پس از مرگ مصطفی، ماه‌دوران موقعیتش در کاخ به‌عنوان مادر ولیعهد را از دست داد و به بورسا رفت.

نفوذ خرم سلطان بر سلطان سلیمان به‌سرعت افسانه‌ای شد. او برای سلطان شش فرزند به دنیا آورد: محمد، مهرماه، عبدالله، سلیم، بایزید و جهانگیر. با زیر پا گذاشتن عادات و رسوم پیشین، خرم سلطان درنهایت از بردگی خارج شد و به بنده‌ای آزاد و همسر نکاحیِ سلطان مبدل شد. بدین‌ترتیب، سلیمان قانونی، اولین سلطان امپراتوری عثمانی پس از اورخان غازی شد که همسری رسمی اختیار می‌کرد. با این ازدواج، موقعیت خرم سلطان در کاخ افزایش یافت و درنهایت با اِعمال نفوذ، پسرش سلیم را بر تخت حکومت نشاند. همچنین خرم سلطان به‌عنوان مشاور سلطان در امور کشوری عمل می‌کرد و احتمالاً بر امور خارجی و سیاست‌های بین‌المللیِ امپراتوری عثمانی نیز اعمال نفوذ می‌کرد. دو نامه‌ای که خرم به سیگیسموند دوم اوگوستوس، پادشاه لهستان نوشته‌بود، هم‌اکنون نیز موجودند. در طول حیات او، روابط امپراتوری عثمانی با دولت لهستان صلح‌آمیز بود. برخی از مورخین اعتقاد دارند که خرم سلطان با استفاده از قدرتِ سلطان سلیمان، حمله‌های مکررِ تاتارهای کریمه به زادگاهش را، که برای گرفتن برده انجام می‌شد، کنترل کرده‌بود.

دربارۀ خرم[ویرایش]

سلیمان با تخلص «محبی» شعر زیر را برای خرم سرود:

جلیس خلوتم وارم حبیبم ماه تابانم انیسم محرمم وارم گوزللر شاهی سلطانم
حیاتم حاصلم عمرم شراب کوثرم عادنم بهارم بهجتم روزم نگارم وَرد خندانم
نشاطم عشرتم بزمم چراغم نیّرم شمعم ترنجی نار و نارنجم بنیم شمع شبستانم
نباتم شکّرم گنجم جهان ایچینده بی‌رنجم عزیزم یوسفم وارم گونول مصرینده‌کی خانم
ستانبولم قرامانم دیار مُلکت رومم بدخشانم و قِپچاغم و بغدادم خراسانم
ساچی وارم قاشی یاییم گوزو پرفتنه بیمارم اولورسم بوینونا قانیم مدد هی نامسلمانم
قاپوندا چون‌که مداحم سَنی مدح ایدرم دایم یورک پُر غم گوزم پُر نم محبی‌یم خوش حالم

مرگ ابراهیم پاشا[ویرایش]

وزیر اعظم ابراهیم پاشا حامی شاهزاده مصطفی بود. ابراهیم پاشا در ۶ مارس ۱۵۳۶، پس از بازگشت خود از سفر عراقین، به قصر دعوت شد و شب در هنگام خواب خفه شد. خرم سلطان یکی از عوامل اصلی مرگ ابراهیم پاشا بوده‌است. از آنجایی که ابراهیم پاشا از دوران کودکی، دوست و مشاور سلیمان بود، خرم نقش مؤثری در مرگ ابراهیم پاشا داشته‌است. بااین‌حال، ابراهیم پاشا با قدرتی که داشت خود را برتر می‌دید و همچنین اشتباهاتش در امور دولت، عامل دیگری برای مرگش بود. پس از مرگ او، خرم سلطان شروع به مدیریت امور دولت کرد.[۷]

انتصاب شاهزادگان[ویرایش]

خرم سلطان در انتصاب شاهزادگان به‌عنوان والی شهرهای مختلف عثمانی نیز نقش داشته‌است. در سال ۱۵۴۱، مقام والی مانیسا از شاهزاده مصطفی گرفته شد و به‌عنوان والی آماسیه منصوب شد. سال بعد، پسرش شاهزاده محمد به‌عنوان والی مانیسا منصوب شد. در این وضعیت، مردم و سربازان به این موضوع واکنش نشان دادند. سلیمان توضیح داد که شاهزاده مصطفی را برای اطمینان و حفاظت از سرزمین‌های شرقی به آماسیه فرستاده‌است و او را به‌عنوان وارث و ولیعهد خود اعلام کرد. این انتصاب‌های پی‌درپی تحت تأثیر و نفوذ خرم سلطان صورت گرفته‌است. خرم سلطان، برخلاف قوانین، که باید همراه شاهزاده به سانجاق می‌رفت، در استانبول ماند، اما در زمان‌های مختلف به بازدید شاهزادگانش می‌رفت.[۸]

معرفی رستم پاشا[ویرایش]

تنها دختر خرم سلطان، مهرماه سلطان، در سال ۱۵۳۹ به ازدواج والی دیاربکر، رستم پاشا، درآمد. داماد خاندان عثمانی در سال ۱۵۴۴ به‌عنوان وزیر اعظم منصوب شد. بسیاری از منابع معتقدند که این انتصاب با اخراج سلیمان پاشا صورت گرفت. در پشت صحنۀ معرفی و انتخاب رستم به‌عنوان وزیر اعظم، خرم سلطان دست داشت.[۹]

مرگ شاهزاده مصطفی[ویرایش]

ترس خرم سلطان از به تخت نشستن شاهزاده مصطفی پس از سلیمان، باعث شد وی اقدام به انداختن مصطفی از چشم پدرش کند که با کمک دخترش مهرماه سلطان و رستم پاشا این توطئه صورت گرفت. رستم پاشا، به دستور خرم سلطان، با در دست داشتن مُهر و موم شاهزاده مصطفی، نامه‌ای به شاه طهماسب، پادشاه ایران، نوشت. این امر موجب شد سلطان سلیمان گمان کند مصطفی برای تصاحب تاج و تخت شورش کرده‌است.

در روز قتل، سلیمان برای دیدار، مصطفی را به چادر خود فرامی‌خوانَد. گفته شده که در آن روز مصطفی لباسی سفید بر تن داشته که نشانۀ بی‌گناهی او و تهمتی است که به او زده شده‌است. پس از مرگ، از جیب مصطفی نامه‌ای پیدا می‌شود که سلیمان از کشتن پسرش پشیمان می‌شود. پس از این واقعه، شاهزاده جهانگیر، که شاهد این رویداد بود، آنچنان دچار تأثر عاطفی شدیدی می‌شود که منجر به مریض شدنش می‌شود و سپس شاهزادۀ جوان در حلب فوت می‌کند. پس از آن، از خرم سلطان تنها دو پسر، شاهزاده سلیم و شاهزاده بایزید باقی ماندند.

اعدام کارا احمد پاشا[ویرایش]

کارا احمد پاشا، از دولتمردان و وزیران دولت عثمانی و همسر خواهر سلیمان فاطمه سلطان، بود. او در مجارستان، ایران و گرجستان خدمات زیادی برای دولت عثمانی کرده‌بود. خرم سلطان در ماه اوت سال ۱۵۴۹ برای پادشاه لهستان و دوک بزرگ لیتوانی نامه‌ای به‌عنوان تبریک تاج و تخت فرستاد. در همین سال، ایرانیان در ارزنجان شکست خوردند و سوکولو محمت پاشا در مجارستان منصوب شد (۱۵۵۲) و در سال ۱۵۵۳ سلطان سلیمان به ایران سفر کرد. در همین سال، رستم پاشا، پس از خلع کارا احمد پاشا، دوباره به مقام وزیراعظمی منصوب شد. حکم گناه‌کار بودن کارا احمد پاشا داده شد و پس از تشکیل جلسۀ دیوان، احمد کارا در سال ۱۵۵۵ در مقابل همۀ سران عثمانی اعدام شد. در پشت این حادثه نیز خرم سلطان و دخترش مهرماه سلطان دست داشتند.[۱۰]

سیاست خارجی[ویرایش]

نامه‌ای که خرم سلطان به سیگیسموند دوم اوگوستوس، پادشاه لهستان نوشت و بر تخت سلطنت نشستن را به او تبریک گفت.

خرم سلطان، مانند دیگر همسران سلاطین عثمانی، به سیاست خارجی علاقه‌مند بود و مکاتبات دیپلماتیک داشت.

فرزندان[ویرایش]

  • شاهزاده محمد: در سال ۱۵۲۱ متولد شد و در سال ۱۵۴۳ درگذشت.
  • مهرماه سلطان: در سال ۱۵۲۲ به دنیا آمد. او تنها دختر خرم سلطان و همچنین همسر وزیر اعظم، رستم پاشا، بود. وی در زمان سلطنت برادر کوچک‌تر و برادرزادهٔ خود نیز از نفوذ بالایی برخوردار بود. مهرماه سلطان در سال ۱۵۷۸ درگذشت.
  • شاهزاده عبدالله: در سال ۱۵۲۲ یا ۱۵۲۳ به دنیا آمد و ۲-۳ سال پس از تولد، فوت شد.
  • سلطان سلیم دوم: در سال ۱۵۲۴ متولد شد. پس از مرگ مادرش، با برادر کوچک‌ترش، شاهزاده بایزید، وارد مبارزه برای تاج و تختِ سلطان سلیمان شد و در این مبارزه مورد حمایت پدرش قرار گرفت. پس از مرگ سلطان سلیمان، پادشاهی عثمانی به سلطان سلیم دوم رسید. زمان مرگش سال ۱۵۷۴ است.
  • شاهزاده بایزید: در سال ۱۵۲۵ متولد شد. پس از مرگ برادرش شاهزاده مصطفی، با شاهزاده سلیم وارد مبارزه برای تاج و تختِ سلطان سلیمان شد و به ایران فرار کرد و در قزوین در سال ۱۵۶۱ توسط سفیر عثمانی کشته شد.
  • شاهزاده جهانگیر: در سال ۱۵۳۱ به دنیا آمد و در سال ۱۵۵۳ گذشت.

خیرات[ویرایش]

درکنارِ دخالت‌ها و دسیسه‌های سیاسی‌اش، خرم سلطان در انجام امور خیریه نیز دستی داشت و احتمالاً ایفای این نقش را به تقلید از زبیده، همسر هارون‌الرشید انجام می‌داد. ساختن مسجد، دو مدرسهٔ قرآنی، فواره، و بیمارستان زنان در نزدیکی بازار برده‌فروشی قسطنطنیه ازجمله اقدامات خیریهٔ او به‌حساب می‌آیند. او دستور داد تا در نزدیکی مسجد ایاصوفیه، حمامی بنا کنند تا عبادت‌کنندگان بتوانند از آن استفاده کنند؛ حمامی که امروزه حمام خاصگی خرم سلطان نام دارد. در سال ۱۵۵۲ در بیت‌المقدس، عمارت خاصگی سلطان را بنا کرد تا در میان فقرا و نیازمندان غذای رایگان توزیع کند. همچنین برخی از کارهای قلاب‌دوزی او (یا دست‌کم قلاب‌دوزی‌هایی که به سرپرستی او انجام گرفته‌بود) تاکنون باقی‌ مانده‌اند؛ ازجمله قلاب‌دوزی‌هایی که در سال‌های ۱۵۴۷ و ۱۵۴۹ به‌ترتیب به شاه تهماسب و سیگیسموند دوم اوگوستوس اهدا شد.

مرگ[ویرایش]

مقبرهٔ خرم سلطان

خرم سلطان در ۱۵ آوریل ۱۵۵۸ درگذشت و در آرامگاه گنبدی‌شکل زینت‌شده با نفیس‌ترین کاشی‌های ایزنیک، که طرحی از باغ‌های بهشت بر روی آن‌ها نقش بسته‌است، دفن شد. آرامگاه او در نزدیکی آرامگاه مجزا و حزن‌انگیزتر سلطان سلیمان، در مسجد سلیمانیه قرار دارد.

پس از مرگ[ویرایش]

بایزید، که با مرگ مادرش خرم سلطان در سال ۱۵۵۸ میلادی (۲۶ جمادی‌الاول ۹۶۵ ه‍ ق) نیرومندترین پشتیبان خود را از دست داده‌بود، توسط سلیمان از حکومت کوتاهیه برکنار و به حکومت آماسیه منصوب شد، که این برکناری موجب جنگ‌های متعدد میان بایزید و سلطان سلیمان و درنهایت پناهندگی وی به دولت ایران و مرگش توسط برادرش، سلیم دوم، شد.

منابع[ویرایش]

  1. Dr Galina I Yermolenko (2013). Roxolana in European Literature, History and Culturea. Ashgate Publishing, Ltd. p. 275. ISBN 978-1-409-47611-5. 
  2. Ukrainian Orthodox priest, Havrylo Lisowsky, father of Roxelana
  3. The Encyclopædia Britannica, Vol.7, Edited by Hugh Chisholm, (1911), 3; Constantinople, the capital of the Turkish Empire...
  4. Britannica, Istanbul:When the Republic of Turkey was founded in 1923, the capital was moved to Ankara, and Constantinople was officially renamed Istanbul in 1930.
  5. The Imperial House of Osman GENEALOGY
  6. Ayşe Özakbaş, Hürrem Sultan, Tarih Dergisi, Sayı 36, 2000
  7. Yusuf Niyazi, “Mazlum Şehzadeler yahut Hürrem Sultan”, Dersaadet, 1325 (1909)
  8. Yusuf Niyazi, “Mazlum Şehzadeler yahut Hürrem Sultan”, Dersaadet, 1325 (1909)
  9. Yusuf Niyazi, “Mazlum Şehzadeler yahut Hürrem Sultan”, Dersaadet, 1325 (1909)
  10. Louis Gardel, “Sevenlerin Şafağı”, Can Yay. , İst. 1998
  • Wikipedia contributors, "Roxelana," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?oldid=509492170 (accessed August ۳۱، ۲۰۱۲).
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Hürrem Sultan»، ویکی‌پدیای ترکی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۴ ژانویه ۲۰۱۴).

پیوند به بیرون[ویرایش]

خاصگی پیشین:
عایشه حفصه سلطان
خرم سلطان
دولت عصمتلو و عالیات شأن، حضرت خرم خاصگی سلطان
خاصگی سلطان امپراتوری عثمانی

۱۵۳۴ – ۱۵۵۸

خاصگی پسین:
نوربانو سلطان