توسعه پایدار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اصطلاح توسعه پایدار یا پایا (Sustainable development) در اوایل سالهای دهه ۱۹۷۰ درباره محیط و توسعه بکار رفت. توسعه پایدار فرآیندی است برای بدست آوردن پایداری در هر فعالیتی که نیاز به منابع و جایگزینی سریع و یکپارچه آن وجود دارد. توسعه پایدار در کنار رشد اقتصادی و توسعه بشری در یک جامعه یا یک اقتصاد توسعه یافته، سعی در تحصیل توسعه مستمر، ورای توسعه اقتصادی دارد.[۱] توسعه پایدار عنصر سازمان دهنده‌ای است که موجب پایداری منابع تجدیدناپذیر می‌شود، منابع محدودی که برای زندگی نسل آینده بر روی کره زمین ضروری است. توسعه پایدار فرآیندی است که آینده‌ای مطلوب را برای جوامع بشری متصور می‌شود که در آن شرایط زندگی و استفاده از منابع، بدون آسیب رساندن به یکپارچگی، زیبایی و ثبات نظام‌های حیاتی، نیازهای انسان را برطرف می‌سازد.[۲] توسعه پایدار راه حلهایی را برای الگوهای فانی ساختاری، اجتماعی و اقتصادی توسعه ارائه می‌ دهد تا بتواند از بروز مسائلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب سامانه‌های زیستی، آلودگی، تغییرات آب و هوایی، افزایش بی‌رویه جمعیت، بی عدالتی و پایین آمدن کیفیت زندگی انسانهای حال و آینده جلوگیری کند. توسعه پایدار فرآیندی است در استفاده از منابع، هدایت سرمایه‌گذاری‌ها، جهت گیری توسعه فناوری و تغییرات نهادی، با نیازهای حال و آینده سازگار باشد. توسعه پایدار که از دهه۱۹۹۰ بر آن تأکید شد جنبه‌ای از توسعه انسانی و در ارتباط با محیط زیست و نسل‌های آینده است. هدف توسعه انسانی پرورش قابلیت‌های انسانی محسوب می‌شود. توسعه پایدار به عنوان یک فرآیند در حالی که لازمه بهبود و پیشرفت است، اساس بهبود وضعیت و رفع کاستی‌های اجتماعی و فرهنگی جوامع پیشرفته‌ را فراهم می آورد، و باید موتور محرکه پیشرفت متعادل، متناسب و هماهنگ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تمامی جوامع و بویژه کشورهای در حال توسعه باشد. توسعه پایدار سعی دارد به پنج نیاز اساسی زیر پاسخ گوید: تلفیق حفاظت و توسعه، تأمین نیازهای اولیه زیستی انسان، دست‌یابی به عدالت اجتماعی، خودمختاری و تنوع فرهنگی و حفظ یگانگی اکولوژیکی.[۳]

تعریف[ویرایش]

بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی باعث توسعه پایدار می‌شود..

واژه sustain به معنی پایدار می‌باشد و همچنین در فارسی به معنای حیات، زنده نگهداشتن، استمرار و آنچه که می‌تواند در آینده تداوم داشته باشد, است. یک ﺍیده و ﺍصطلاح بسیار گسترده، که معانی متفاوت و بسیاری دﺍرد، در نتیجه فرﺍوﺍنی ﺍین معانی، صاحبنظران وﺍکنش های فراوان و متفاوتی را در این حیطه ارائه کرده اند. مفهوم توسعه پایدﺍر، یک نوع تلاش برﺍی ترکیب مفاهیمِ در حال رشدِ حوزهﺍی ﺍز موضوعات محیطی در کنار موضوعات ﺍجتماعی-ﺍقتصادی می باشد. توسعه پایدﺍر یک تغییر مهم در فهم رﺍبطه ﺍنسان و طبیعت و ﺍنسان‌ها با یکدیگر است. ﺍین مسـاله با دیدگاه دو قرن گذشته ﺍنسان که بر پایه جدﺍیی موضوعات محیطی و ﺍجتماعی و ﺍقتصادی شکل گرفته بود در تضاد ﺍست. در دو قرن گذشته، این تصور حاکم بود که محیط به طور عمده به عنوﺍن یک عامل خارجی و تنها برﺍی ﺍستفاده و ﺍستثمار ﺍنسان در نظر گرفته می شد. در ﺍین دیدگاه، ﺍرتباط ﺍنسان و محیط، به صورت غلبه ﺍنسان بر طبیعت بوده و بر این باور استوار بود که دﺍنش و فن ﺁوری بشر می توﺍند بر تمام موﺍنع محیطی و طبیعی برتری یابد. ﺍین دیدگاه مرتبط با توسعه سرمایه دﺍری و ﺍنقلاب صنعتی و علم مدرن می باشد. همان‌طور که بیکن یکی ﺍز پایه گذﺍرﺍن علم مدرن، ﺁن رﺍ مطرح می کند: جهان برﺍی بشر ساخته می شود و نه بشر برﺍی جهان. دیدگاه مدیریت محیطی بر پایه مدیریت منابع طبیعی بود که تصدیق می‌کرد، بشر نیاز به منابع طبیعی دﺍرد و ﺍین منابع می بایست به جای ﺍستفاده سریع و بدون برنامه، به درستی مدیریت شوند تا حدﺍکثر ﺍستفاده از آنها طی سالیان طوﻻنی میسر گردد. همچنین علم ﺍقتصاد بر موضوع ﺍرتباط ﺍنسان و رشد ﺍقتصادی تاکید دارد، که در نتیجه ﺁگاهی و استفاده از ﺁن، موجب ﺍفزﺍیش تولیدﺍت، به عنوﺍن یک ﺍولویت، مطرح می‌گردد. ﺍین نگرش، کلیدی بود برﺍی ﺍیجاد رفاه در زندگی بشر چون ﺍز طریق رشد ﺍقتصادی، فقر و تهیدستی می توﺍنست از میان برود.[۱] مفهوم توسعه پایدﺍر، حاصل رشد و ﺁگاهی ﺍز پیوندهای جهانی، مابین مشکلات محیطی در حال رشد، موضوعات ﺍجتماعی، ﺍقتصادی، فقر و نابرﺍبری و نگرﺍنی‌ها درباره یک ﺁینده سالم برﺍی بشر است. توسعه پایدﺍر، مسائل محیطی، ﺍجتماعی و ﺍقتصادی رﺍ به هم پیوند می دهد. توسعه پایدﺍر، در کمیسیون ﺍسترﺍتژی حفاظت جهان که توسط ﺍتحادیه بین ﺍلمللی برﺍی حفاظت طبیعت در سال ۱۹۸۰ میلادی تشکیل شده بود، مدون گردید. به علاوه، با ﺍین موضوع توسط کمیته جهانی توسعه و محیط عناوین ﺁینده مشترک ما، در سال ۱۹۸۷ میلادی و حفظ زمین در سال ۱۹۹۱ میلادی، نیز مطرح گشته ﺍست. در سال ۱۹۷۸ میلادی، کمیته جهانی توسعه و محیطیا همان کمیسیون بروندلند تعریف جامع ﺍز توسعه پایدﺍر ﺍرﺍئه می دهند که بنا بر آن بشریت توﺍنایی توسعه پایدﺍر را دﺍرد اگر بتواند تضمین کند نیازهای حال رﺍ بدون به خطر ﺍفتادن توﺍنایی نسل‌های ﺁینده برﺍی تامین نیازهایشان، فرﺍ‌هم می آورد.ﺍز زمان کنفرﺍنس سازمان ملل با عنوﺍن توسعه و محیط که در سال ۱۹۹۲ میلادی در ریو برگزﺍر شد، عنوﺍن «توسعه»، به یکی ﺍز حساس‌ ترین و مهم ترین کلمات در مباحثات تبدیل شده ﺍست. در سال ۱۹۹۲ در «کنفرانس زمین» توسعه پایدار چنین تعریف شد: رفع نیازهای نسل حاضر بدون مصالحه با نسل‌های آینده در راستای تامین نیازهایشان. کمیسیون جهانی محیط زیست، توسعه پایدار را این گونه تعریف می کند: «توسعه پایدار فرایند تغییری است در استفاده از منابع، هدایت سرمایه‌گذاری‌ها، سمت گیری توسعه تکنولوژی و تغییری نهادی است که با نیازهای حال و آینده سازگار باشد.» کمیسیون «بروندلند» درباره توسعه پایدار می‌گوید: «توسعه پایدار به عنوان یک فرآیند، لازمه بهبود و پیشرفت وضعیت و از میان بردن کاستی‌های اجتماعی و فرهنگی جوامع پیشرفته‌است و باید موتور محرکه پیشرفت متعادل، متناسب و هماهنگ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تمامی جوامع، به ویژه کشورهای در حال توسعه باشد.» (عباسپور، ۱۳۸۶: ۱۰۰۸) توسعه پایدار توسعه‌ای است که بتواند نیازهای فعلی سازمان را بدون خدشه‌دار کردن به توانایی های نسل آینده در برآورد ساختن نیازهایشان پاسخ پاسخ گوید. در این تعریف حق هر نسل در برخورداری از همان مقدار سرمایه طبیعی که در اختیار دیگر نسل‌ها قرار داشته به رسمیت شناخته شده و استفاده از سرمایه طبیعی در حد بهره آن مجاز شمرده شده‌است. توسعه پایدار چشم اندازی مهم و جدید در مدیریت و سیاستگذاری عمومی است که بطور گسترده‌ای خارج از ایالات متحده ظهور یافته‌است. این مفهوم تلاش می‌کند تا به نحو روشن تری نتایج آینده رفتارهای کنونی را مورد توجه قرار دهد. توسعه پایدار زمینه‌های مختلفی را مورد توجه قرار می‌دهد: تأثیر گازهای گلخانه‌ای، تغییرات آب و هوائی، تخریب لایه ازن، تخریب زمین، کاهش منابع غیر تجدید پذیر، آلودگی هوای شهرها.(Rao، ۲۰۰۰: ۸۱) پایداری وضعیتی است که در آن مطلوبیت و امکانات موجود در طول زمان کاهش نمی‌یابد و به توانائی اکوسیستم‌ها برای تداوم کارکرد در آینده نامحدود مربوط می‌شود بدون آنکه به تحلیل منابع و یا استفاده بیش از حد منابع منجر شود. «پایداری، شرایطی است که در آن سیستم‌های اجتماعی و طبیعی در کنار هم و به شکل نامحسوس کار می‌کنند. اما این مفهوم هنوز هم توسط برخی سازمان‌های بین‌المللی مثل بانک جهانی در زمینه چشم انداز رشد مورد استفاده قرار می‌گیرد». توسعهٔ پایدار یک ایده و اصطلاح گسترده است که معانی متفاوتی دارد همین موضوع موجب برانگیزش واکنشهای مختلف در این زمینه شده است. مفهوم توسعهٔ پایدار تلاشی برای ترکیب مفاهیم در حال رشد حوزه ایی از موضوعات محیطی با موضوعات اجتماعی اقتصادی می‌باشد. مفهوم توسعهٔ پایدار را می‌توان تغییر در فهم رابطهٔ انسان و طبیعت و انسانها با یکدیگر دانست. این مسئله در تضاد کامل با دیدگاههای دو قرن گذشتهٔ انسان است. در دوقرن گذشته محیط یک موضوع خارجی وجدا نسبت به انسانها تلقی شده است در این دیدگاه رابطهٔ انسان و محیط را می‌توان بر این باور دانست که انسان باید با غلبهٔ کامل بر طبیعت زندگی کند و باور براین بوده است که انسان می‌باید باقوهٔ تفکر و دانش خود بر تمام موانع محیطی فایق آید و برای خود در طبیعت حکمرانی کند. همچنین این دیدگاه با تأثیراتی برتوسعهٔ سرمایه داری و انقلاب صنعتی علم مدرن ادامه یافت. همین‌طور که بیکن یکی از پایه گذاران علم مدرن آن مطرح می‌کند وبراین باور است که ((جهان برای بشر نه بشر برای جهان))(فلامکی ۳۰۰-۱۳۸۱)بشر یاید با برنامه ریزی و مدیریت بر منابع طبیعی استفاده ازاین سرمایه را طولانی و دراز مدت کند. علم اقتصاد از علومی است که بر موضوع ارتباط انسان و رشد اقتصادی حاکم است و علم اقتصاد را می‌توان کلیدی دانست برای وجود رفاه در زندگی انسان و از طریق رشد اقتصادی فقر و تهید ستی می‌توان ازبین برد. حساسیت واژهٔ توسعه را می‌توان بعداز کنفرانس سازمان ملل با عنوان توسعهٔ محیط دانست که در پشت این واژه مفاهیمی پنهان است که از یک طرف می‌توان آنرا به عنوان تلاشی در جهت حل مسائل محیطی و علوم طبیعی آکولوژی و نگرانی دربارهٔ حفاظت طبیعت و از دیگر سویی دیگر مشکلات فقر و بحران اقتصادی جهان سوم دانست. توسعه پایدار که توسط اتحادیهٔ بین‌المللی برای حفظ طبیعت در سال ۱۹۸۰ میلادی تشکیل گردیدمطرح شد. چالش این اتحادیه که استراژی حفاظت جهان است ازلحاظ تئوری کمک شایانی به توسعه پایدار کرد. درسال ۱۹۸۷ میلادی کمیته جهانی توسعه محیط به نام (آینده مشترک ما) راگزارش کرد‘که حاکی ازتعریف جامعی از توسعه پایدار است:بشریت توانایی توسعه پایداری رادارد تا تضمین کند که نیازهای حال را بدون به خطر افتادن توانایی نسلهای آینده برای تأمین نیازهایشان فراهم نمایند. برخی دیگر از صاحب نظران پایداری را نوعی نگرش به آینده میدانند که در واقع نقشهٔ مسیری می بل شد که برروی مجموعه ایی از ارزشها و اصول اخلاقی ومعنوی متمرکزاست. توسعهٔ پایدار یک حالت ثابت از هماهنگی را ندارد‘ بلکه دارای یک فرایند تغییر در چیزی است که استخراج از معادن جهت سرمایه‌گذاری و راهبردی توسعهٔ تکنولوژی و تغییر نهادی را سازگار با نیازهای آتی همانند نیازهای امروز می‌سازد. توسعهٔ پایدار را با دو عامل تعیین کننده می‌توان شناخت: مفهوم نیازهای اولیه چون غذا ولباس که با این عوامل می‌توان شرایط زندگی اولیه را فراهم کرد. مفهوم سازگاری تقاضای منابع فناوری و سازماندهی اجتماعی با توانایی محیط برای تأمین نیازهای آینده را می‌پذیرد. دیدگاههای مختلف برای زندگی پایدار چالش معماری پایدار در ارتباط با ایجاد یک راه جامع برای دستاوردهای محیطی ودر عین حال برای بدست آوردن سطح کیفیت زندگی و ارزشهای فرهنگی اقتصادی اجتماعی می‌باشد.[۲]

دیدگاه‌های موجود درارتباط باتوسعه پایدار[ویرایش]

  • پایداری تکنولوژی
  • پایداری اکولوژیکی[۴]

پایداری تکنولوژی[ویرایش]

عقاید این گروه برآن استکه دست یابی به توسعه پایداردرتمام زمینه هادرغالب سیستم ومکانیزم حاکم برعرصه‌های سیاسیواقتصادی واجتماعی موجودامکان پذیر است. به عقیده این گروه هرمشکلی دارای یک پاسخ وراه حل تکنولوژی است وجایی برای ترس ونگرانی وجود ندارد.[۵]

پایداری اکولوژیکی[ویرایش]

پیروان این گروه معتقدند که ساختار موجود درجوامع امروزی ناپایدارند ورسیدن به توسعه پایدارنیازمند یک شیوه وطرز تفکرجدید برای تغییراین ساختارهاست. انها معتقدند که باید در ساختار سیستم‌های سیاسی اقتصادی و اجتماعی موجود تغیراتی داده شود. پایداری اکولوژکی راه حل‌هایی ارائه می دهدکه درابتدانیازمند تجدیدنظردرارتباط باکشاورزی، مسکن، انرژی، طراحی شهری، حمل ونقل، اقتصاد، خانواده، منابع مصرفی، جنگلداری، بیابان‌ها وارزش‌های اصلی زندگی مان باشد. ویژگی این نظریه

  • معتقد به برخورد بامشکلات به صورت اساسی وریشه‌ای است.
  • تغیرات ساختاری راالزاماَبه معنی جایگزینی سیستم‌های موجود نمیداند.
  • تکنولوژی رانفی نمی‌کند بلکه ان را جزیی از طبعت می‌داند که باید با طبیعت عمل کند.[۶]

پایداری در معماری[ویرایش]

درطول یک قرن گذشته تجربه ها و دستاوردها و تحولات باارزشی در معماری و درعرصهٔ محیط زیست رخ داده است که البته مشکلات بسیاری را بوجودآورده اما می‌توان گفت درآغاز قرن ۲۱ میلادی وضعیت جهان به یک توسعهٔ ناپایدار رسیده که از مشخصه‌های آن می توان به رشد جمعیت، افزایش مصرف و توزیع نامتعادل منابع اشاره کرد. همچنین رشد جمعیت اثرات زیانبار بسیاری بر محیط طبیعی بر جا گذاشته که در طول زمان منجر به تغییرات آب وهوایی، ایجاد حفره در لایه ازن، نابودی گونه‌ها و نظام های طبیعی گردیده است، این مسائل باعث تغییر دیدگاه انسان نسبت به طبیعت شد. درپی این تغییر و تحولات، مفهومی به عنوان توسعهٔ پایدار پا به عرصهٔ وجود گذاشت و تعامل محیط و معماری و تأثیر دوسویه آنها بر یکدیگر به عنوان توسعهٔ پایدار وارد معماری شد و از همین رو معماری پایدار مورد توجه صاحب نظران قرار گرفت..واژهٔ پایداری دارای معانی مختلفی است اما در معماری این لغت کاملاً مشخص نبوده و تعریف روشنی ندارد و بیشتر مساله حفظ طبیعت و زمین را مورد پوشش می‌دهد، در واقع مسائل محیطی را می‌توان حوزه ای دانست که توسعهٔ پایدار بر روی آن تأکید دارد. معماران را می‌توان از عوامل تأثیر گذار در این حوزه دانست زیرا آنها بصورت‌های مختلف مسئول ۷۵٪ تغییرات آب وهوایی هستند. با این تفاسیر معمار می تواند با نگاهی تازه نسبت به طبیعت، تغییرات مهمی را در این حوزه ایجاد کند. البته در طول دهه های گذشته راهکارهای مفیدی توسط معماران برای حل بحران ها ارائه شده است، اما همچنان مشکلاتی بر سر راه معماری پایدار وجود دارد.

منابع[ویرایش]

  1. Soubbotina, Tatyana P. (2004), Beyond Economic Growth: An Introduction to Sustainable Development, Second Edition, WBI Learning Resources Series, World Bank Institute 
  2. Aldo Leopold, A Sand County Almanac, 1949.
  3. مقاله دکتر یوسف گرجی مهلبانی، نقد معماری پایدار و نقد آن در حوزه محیط زیست،1389
  4. U.S.Council on Environmental Quality(CEQ)،5th Annual Report:The costs of Spraw(U.C.Government Printing Office،Washington D.C. ،1974
  5. U.S.Council on Environmental Quality(CEQ)،5th Annual Report:The costs of Spraw(U.C.Government Printing Office،Washington D.C. ،1974
  6. U.S.Council on Environmental Quality(CEQ)،5th Annual Report:The costs of Spraw(U.C.Government Printing Office،Washington D.C. ،1974
  • ضرابی، اصغر و مهری اذانی، (۱۳۸۰)، توسعه پایدار در جهان صنعتی و در حال توسعه، تهران، مجله رشدآموزش جغرافیا، شماره ۵۹.
  • عباسپور، مجید(۱۳۸۶)، انرژی، محیط زیست و توسعه پایدار تهران، دانشگاه صنعتی شریف.
  • شهرزاد شهریاری، راهکارهای طراحی شهری درحفاظت و زندهسازی معماری بومی دهخدا،۱۳۷۳
  • نقدی اسد اله، صادقی، رسول، حاشیه نشینی چالشی فراروی توسعه پایدار شهری، سایت مرجع مدیریت شهری
  • جعفر ستایش ولی پور و سید عارف موسوی، نقش مهندسی ارزش در مدیریت و توسعه پایدار شهری، سایت مرجع مدیریت شهری
  • Euston، Stanley (۱۹۹۵) gathering hope: citizens call to a sustainability.Ethnic for guiding public life. Santafe، nm: the Sustainablility project
  • kirk patrik, colin et al(2001) development of criteria to assess the effectiveness of national strategies for sustainable development institute for development policy
  • Gatto m.(۱۹۹۵)، sustainability: is it a well defined concept، ecological society of America، vol ۵، no ۴، ۱۱۸۱-۱۱۸۳
  • Rao p.k(۲۰۰۰) sustainable development: economics and policy، oxford، uk، black، p۸۱