کیفیت زندگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اصطلاح کیفیت زندگی، برای ارزیابی نیک‌بود[۱] عمومی افراد و جوامع استفاده می‌شود. این اصطلاح در طیف وسیعی از زمینه‌ها، از جمله حوزه‌های توسعه بین‌الملل، بهداشت، و سیاست مورد استفاده قرار می‌گیرد. کیفیت زندگی نباید با مفهوم استاندارد زندگی که عمدتاً بر درآمد استوار است، اشتباه گرفته شود. در عوض، شاخص‌های استاندارد کیفیت زندگی نه‌تنها شامل ثروت و استخدام هستند، بلکه شامل محیط زیست، سلامت جسمی و روانی، تحصیلات، تفریح و اوقات فراغت و تعلق اجتماعی نیز می‌شوند.

تعریف[ویرایش]

کیفیت زندگی، به نوعی بیانگر وضعیت افراد ساکن در یک کشور یا منطقه می‌باشد. نظریات اولیه مربوط به کیفیت زندگی، بیشتر بر نگرانی‌ها و اولویت‌های فردی تاکید داشتند؛ اما در سال‌های اخیر مباحث نظری، از فرد محوری به سمت نگرانی‌های اجتماعی نظیر امنیت، آزادی، گستردگی کیفیت زندگی و ساختار و کیفیت روابط اجتماعی افراد در جامعه تغییر یافته است[۲]

محاسبه[ویرایش]

به طور کلی می‌توان کیفیت زندگی را با استفاده از شاخص‌های ذهنی و عینی محاسبه نمود. شاخص‌های ذهنی، منعکس کننده ارزیابی ذهنی افراد از زندگی می‌باشند. این ارزیابی با استفاده از اطلاعات افراد که وضعیت رفاهی خود را از طریق پرسشنامه‌های مختلف و یا سرشماری‌ها، اظهار نموده‌اند، به دست می‌آید. چنین شاخص‌هایی، نشان دهنده شرایط کلی زندگی افراد و نحوه نگرش آنها به این شرایط بوده و با جمع‌آوری و تحلیل آماری این شاخص‌ها، می‌توان به ارزش‌های طبقات مختلف اجتماعی پی برد. محاسبات عینی کیفیت زندگی، بر پایه متغیرهای قابل لمس بنیان نهاده می‌شوند. این متغیرها به صورت معمول توسط نهادهای رسمی جمع‌آوری و منتشر می‌شود. حساب‌های اقتصادی، بهداشت، آموزش، آلودگی شهری و سایر اطلاعات کلی، نمونه‌هایی از اینگونه اطلاعات هستند. هدف روش عینی، بررسی وضعیت جامعه در حالت‌های کلی مانند اقتصاد کلان، وضعیت کلی جامعه و شاخص‌های مربوط به نفوس می‌باشد.[۳] طبق روش محاسبه عینی، کیفیت زندگی ممکن است به صورت رابطه متقابل میان چهار مشخصه اساسی فعالیت‌های انسان تعریف گردد؛ این چهار مشخصه عبارتند از کیفیت جمعیت، رفاه مادی، کیفیت نظام اجتماعی و کیفیت اکوسیستم و محیط زیست.[۴]

در حالی که کیفیت زندگی از دیرباز هدف سیاست‌گذاری‌های صریح یا ضمنی بوده، تعریف و اندازه‌گیری مناسب آن امری دشوار بوده است. شاخص‌های متنوع «عینی» و «ذهنی» در سراسر طیف رشته‌ها و مقیاس‌ها، و کارهای اخیر پیرامون نظرسنجی‌های نیک‌بود ذهنی (subjective well-being) و روانشناسی شادی موجب علاقهٔ مجدد به آن شده است.

وضعیت استان‌های ایران[ویرایش]

جدول زیر شاخص کیفیت زندگی در سال ۱۳۸۲ را به تفکیک استان‌های ایران نمایش می‌دهد.[۵]

رتبه استان رتبه استان
۱ تهران ۲ آذربایجان شرقی
۳ خوزستان ۴ اصفهان
۵ خراسان ۶ آذربایجان غربی
۷ قزوین ۸ زنجان
۹ فارس ۱۰ کرمانشاه
۱۱ اردبیل ۱۲ کرمان
۱۳ کهگیلویه و بیراحمد ۱۴ قم
۱۵ کردستان ۱۶ گلستان
۱۷ مرکزی ۱۸ گیلان
۱۹ لرستان ۲۰ سمنان
۲۱ مازندران ۲۲ سیستان و بلوچستان
۲۳ هرمزگان ۲۴ بوشهر
۲۵ همدان ۲۶ یزد

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Well-being
  2. مهدی باسخا و دیگران (1390)، رتبه بندی شاخص کیفیت زندگی در استان‌های کشور، فصلنامه رفاه اجتماعی، 10 (37) صفحات 95-112.
  3. همان.
  4. - CEMI (1997), The nall report on the system of statistical indicators of the quality of life of population, Decision Support and Forecasting Center, Moscow, CEMI.
  5. مهدی باسخا و دیگران (1390)

پیوند به بیرون[ویرایش]

۱. رتبه بندی شاخص کیفیت زندگی در استان‌های کشور (۱۳۹۰)[۱]