تعریف سیاره

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویری از هلال سیاره نپتون (بالا) و قمر آن تریتون (وسط) گرفته شده توسط وویجر ۲ در پرواز ۱۹۸۹ آن.

تعریف سیاره از زمانی که این کلمه توسط یونانیان باستان ابداع شد، در حوزهٔ خود شامل مصادیق گسترده‌ای از اجرام آسمانی بوده است. ستاره شناسان یونان باستان لفظ آسترس پلنتای (ἀστέρες πλανῆται) یا «ستاره‌های سرگردان» را برای اجسامی که ظاهرا در آسمان جابه جا می‌شدند، به کار بردند. در طی هزاره، لفظ مذکور به اجسام مختلفی اطلاق می‌شده است، از خورشید و ماه گرفته تا اقمار و سیارک‌ها.

در اواخر قرن نوزدهم میلادی کلمهٔ سیاره اگرچه همچنان نیازمند یک تعریف بود، یک لفظ مقبول اما برای بخش کوچکی از اجسام موجود در منظومه شمسی شده بود. البته پس از ۱۹۹۲، ستاره شناسان شروع به کشف اجسام دیگری کردند که در ماورای مدار نپتون درست مثل صدها جسم دیگری که به دور دیگر ستاره‌ها می‌گشتند. این اکتشافات نه تنها تعداد سیارات بالقوه را بالا می‌برد، بلکه تنوع و ویژگیهایشان را نیز وسعت بخشید. برخی به قدر ستاره‌ها بزرگ بودند، در حالیکه مابقی از ماه کره زمین هم کوچک‌تر بودند. این اکتشافات مفاهیم مقبول بلندمدت در مورد آن چه که بدان سیاره می‌گفتند، به چالش کشید.

بحث تعریف واضح برای سیاره در سال ۲۰۰۵ با کشف جسم فرانپتونی اریس، یک جرم آسمانی که در آن موقع آن را بزرگتر از کوچکترین سیارهٔ مورد قبول آن موقع یعنی پلوتو می‌دانستند، مطرح شد. اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی (IAU)، شناخته شده توسط ستاره شناسان به عنوان مرجع جهانی مسئول برای حل و فصل مباحث مربوط به نامگذاری در ۲۰۰۶ نسبته به این واقعه واکنش نشان داد و تعریف خود را از این اتفاق منتشر نمود. این تعریف، که فقط برای منظومه شمسی پذیرفته شده است، عنوان می‌نماید که یک سیاره جرمی آسمانی است که به دور خورشید می‌گردد، به اندازه کافی جرم دارد تا گرانش اش آن را گرد کند و "همسایگی خودش را از اجسام کوچکتر اطراف مدارش پاکسازی کرده باشد". با تعریف جدید، پلوتو و دیگر اجسام فرانپتونی به عنوان سیاره شناخته نمی‌شوند. تصمیم IAU تمام اختلافات را حل نکرده است و با اینکه اکثر دانشمندان تعریف جدید را پذیرفته‌اند، برخی در جامعه ستاره‌شناسی آن را آشکارا رد نموده‌اند.

تاریخچه[ویرایش]

بیشتر بخوانید: نظریه زمین مرکزی، نظریه خورشید مرکزی، کره‌های آسمانی و سیاره کلاسیک

سیاره‌ها در روزگار قدیم[ویرایش]

افلاطون فیلسوف

اگرچه علم به سیارات قدمت زیادی در تاریخ دارد و برای اکثر تمدن‌ها شناخته شده است، کلمهٔ سیاره به یونان باستان بر می‌گردد. اکثر یونانیان باور داشتند که بر اساس نظریه زمین مرکزی، زمین ثابت و در مرکز عالم قرار دارد و دیگر اجسام در آسمان و در واقع خود آسمان هم به دور زمین در گردش هستند. (یک استثنا آریستارخوس ساموسی بود که نسخه اولیه نظریه خورشید مرکزی را پیش روی گذاشت) ستاره شناسان یونانی لفظ آسترس پلنتای (ἀστέρες πλανῆται) یا «ستاره‌های سرگردان» را به کار گرفتند،[۱][۲] تا آن نورهای ستاره مانند در آسمان را که در طول سال جابجا می‌شدند، توضیح دهند و این کار بر خلاف استفاده از لفظ آسترس آپلنئیس (ἀστέρες ἀπλανεῖς) یا "ستارگان ثابت" بود که می‌گفت آن‌ها نسبت به همدیگر بی حرکت هستند. پنج جسم که اکنون هم "سیاره" نامیده می‌شوند برای یونانی‌ها به این خاطر که با چشم غیر مسلح قابل دیدن بودند، شناخته شده بودند و آن‌ها عبارتند از: تیر، ناهید، مریخ، مشتری و کیوان.

کیهان شناسی یونانی رومی به طور عمومی هفت سیاره را لحاظ کرد یعنی خورشید و ماه را هم با آن‌ها حساب می‌کرد (مثل حالتی که در طالع بینی نوین هم رایج است)؛ البته، کمی ابهام در مورد این مساله موجود است، چون که ستاره شناسان باستانی زیادی پنج سیارهٔ ستاره مانند را از خورشید و ماه جدا نموده‌اند. همانطور که طبیعت شناس آلمانی قرن نوزدهم الکساندر فون هومبولت در یکی از کارهایش به نام کیهان اشاره نموده است،

از هفت جرم کیهانی موجود، با توجه به موقعیت‌ها و فواصل نسبی پیوسته در حال تغییرشان از زمانی که در قدیمی ترین قدمت از "گوی‌ها ی غیر سرگردان" آسمان "ستارگان ثابت" که برای هر ظاهر محسوس موقعیت‌های نسبی خود را حفظ می‌کنند و فواصل شان بی تغییر می‌ماند، ممتاز شده‌اند؛ فقط پنج تایشان – تیر، ناهید، مریخ، مشتری و کیوان – ظاهر ستاره‌ها را دارند – "چینکوئه استلاس ارانتس" - در حالیکه خورشید و ماه با توجه به اندازه قرص هایشان، اهمیت شان برای بشر، جایگاه مخصوص شان در نظام‌های اساطیری، جدا در نظر گرفته می‌شوند.[۳]

نحوه درک سیاره‌ها قبل از پذیرش نظریه خورشید مرکزی

در کتاب تیمائوس اش، نوشته شده در حدود ۳۶۰ قبل از میلاد، افلاطون عنوان می‌کند: «خورشید و ماه و پنج ستارهٔ دیگر، که سیاره نامیده می‌شوند» شاگرد وی ارسطو تمایز مشابهی در کتاب بر آسمان‌ها ایجاد کرده است: "جابجایی‌های خورشید و ماه از برخی از سیاره‌ها کم تر است."[۴] آراتوس شاعر در کتاب فانومنای خود که برای به شعر در آوردن یک رساله ستاره‌شناسی نوشته شده توسط اودوکسوس کنیدوسی در حدود ۳۵۰ قبل از میلاد تنظیم شده بود، می‌گوید "آن پنج گردی دیگر، که {با صور فلکی} در آمیخته‌اند و سرگردان در هر جایی از دوازده صورت زودیاک می‌چرخند."[۵]

بطلمیوس در المجستی خود نوسته شده در قرن دوم میلادی اشاره می‌کند که «خورشید، ماه و پنج سیاره».[۶] گایوس جولیوس هجینوس به صراحت عنوان می‌کند "پنج ستاره که خیلی‌ها آن‌ها را سرگردان می‌نامند و در یونان به سیاره معروفند."[۷] مارکوس مانیلیوس نویسندهٔ لاتین که در دورهٔ سزار آگوستوس می‌زیست و اشعارش با عنوان آسترونومیکا یعنوان متون مبانی برای اختربینی مدرن محسوب می‌شوند، می‌گوید: "اکنون دوازده‌گانه به پنج بخش تقسیم شده است که برای خیلی‌ها همان ستاره‌های سرگردان نامی که درخشش شفاف گذرایی در آسمان دارند، هستند."[۸]

نگاه مجرد هفت سیاره‌ای در رویای اسکیپیو نوشته شده توسط سیسرون، در حدود ۵۳ قبل از میلاد پیدا شد. جایی که، روح اسکیپیوی آفریقایی اعلان می‌کند: "هفت تا از این کره‌ها شامل سیاره‌ها هستند، هر سیاره در یک کره، که همگی بر عکس حرکت آسمان می‌جنبند."[۹] پلینیوس در کتاب تاریخ طبیعی به «هفت ستاره که حرکت خود را خودشان برعهده دارند، سیاره می‌گوییم اگرچه هیچ ستاره‌ای کمتر از آن چه که انجام رخ می‌دهد، سرگردان نیست»، اشاره می‌نماید.[۱۰] نونوس، شاعر یونانی قرن پیجم، در کتاب دیونیسیاکای خودش می‌گوید: " من حامل وحی‌هایی از تاریخ در مورد هفت لوح هستم، و این هفت لوح حاوی نام‌های هفت سیاره هستند."[۷]

سیاره‌ها در قرون وسطی[ویرایش]

جان گاور

نویسندگان قرون وسطی و دورهٔ رنسانس عموما نظریه هفت سیاره را پذیرفته بودند. معرفی استاندارد قرون وسطایی برای ستاره‌شناسی، د اسفرا موندی از یوهان ساکروبسکو شامل خورشید و ماه همراه با دیگر سیارات است،[۱۱] نمونه پیشرفته تر نظریه سیاره‌ها از "الگوی هفت سیاره" بحث می‌کند،[۱۲] در حالیکه دستورالعمل‌ها به میزهای آلفونسین نشان می‌دهند که چگونه "با استفاده از میزها مفهوم حرکت خورشید، ماه و دیگر سیاره‌ها را بیابیم."[۱۳] شاعر قرن چهاردهم جان گاور در کتاب خود "کنفسیو آمانتیس"، با ارجاع به ارتباط سیاره‌ها با صنعت کیمیاگری می‌نویسد: "از سیاره‌هایی که هستند/ طلا روی خورشید ریخته شده/ ماه هم به نوبه خود وارث نقرهٔ خداوند است..."، با اعلام اینکه خورشید و ماه سیاره بودند.[۱۴] حتی نیکلاس کوپرنیک که الگوی نظریه زمین مرکزی را رد کرد، در مورد سیاره بودن یا نبودن خورشید و ماه نگاه دوسویی از خود بروز داد. در کتاب در انقلاب‌های آسمانی خود، کوپرنیک به وضوح این تقسیم بندی را اعلام کرده است «خورشید، ماه، سیارات و ستاره‌ها»؛[۱۵] البته، در تقدیم کار خود به پاپ پائول سوم، کوپرنیک اشاره می‌کند که "حرکت خورشید و ماه... و پنج سیارهٔ دیگر."[۱۶]

زمین[ویرایش]

کوپرنیک

درنهایت، وقتی نظریه خورشید مرکزی کوپرنیک بر نظریه زمین مرکزی غالب شد، زمین بین سیاره‌ها جای گرفت و خورشید و ماه با نیازمندی به یک انقلاب مفهومی در درک سیاره‌ها، دوباره طبقه‌بندی شدند. همانطور که تاریخدان علم، توماس کوهن در کتاب خود، ساختار انقلاب‌های علمی اشاره کرده است:[۱۷]

کوپرنیکی‌هایی که لقب سنتی "سیاره" ی وی را به خورشید انکار کردند... معنی "سیاره" را تغییر دادند تا بتواند بازهم تفاوت‌های مفیدی در یک جهانی که تمام اجسام آسمانی... نسبت به قبل با دید متفاوتی دیده می‌شدند، ایجاد کند... با نگاه به ماه، تبدیل یافته‌ای به کوپرنیکانیسم... می‌گوید: "من ابتدا ماه را یک سیاره شناختم (یا دیدم)، اما من در اشتباه بودم."

کوپرنیک به طور ضمنی زمین را در از انقلاب یک سیاره خطاب می‌کند، جایی که می‌گوید: "با حصول نتایجی از فرض اینکه حرکات که در حجم به زمین نسبت می‌دهم، با مطالعه طولانی و شدید نهایتا یافتم که اگر حرکات دیگر سیارات با چرخش زمین همبستگی داشته باشند..."[۱۵] گالیلئو گالیله نیز در گفتگو در باب دو سامانه بزرگ جهان ادعا می‌کند که زمین یک سیاره است: "زمین، مثل ماه و هر سیاره دیگری باید بین اجرام طبیعی که حرکت چرخشی دارند به حساب آورده شود."[۱۸]

سیاره‌های جدید[ویرایش]

ویلیام هرشل، کاشف اورانوس

در ۱۷۸۱، ویلیام هرشل ستاره‌شناس در آسمان به دنبال اختلاف مناظر درخشان می‌گشت که در صورت فلکی گاو یک دنباله دار که خودش نامیده بود، مشاهده کرد. برخلاف ستارگان، که در بزرگ نمایی‌های بالایی هم مثل نقاطی پرنور باقی می‌ماندند، اندازه این جسم به نسبت قدرت مورد استفاده افزایش می‌یافت. اینکه این جسم عجیب شاید یک سیاره باشد به این شکل به ذهن هرشل خطور نکرد؛ پنج سیاره ماورای زمین از عصر باستان جزو مفهوم بشریت در عالم بود. تا زمانی که سیارک‌ها کشف گردند، دنباله دارها تنها اجسام در حال حرکت در آسمان که در تلسکوپ پیدا می‌شدند، بودند.[۱۹] البته، برخلاف یک دنباله دار، مدار آن جسم تقریبا دایره‌ای بود و روی صفحهٔ مدار خورشیدی قرار داشت. قبل از اعلام اکتشاف «دنباله دار هرشل» توسط خودش، همکار وی، نویل ماسکلین ستاره‌شناس سلطنتی برتانیایی، به او نوشت:" من نمیدانم آن را چه صدا بزنم. به همان مقدار که به یک سیاره معمولی در حال گردش در یک مدار تقریبا دایره‌ای به دور خورشید است، به یک دنباله دار در حال حرکت در یک وضع در حال حذف غیرعادی است. من تاکنون هسته یا دُم آن را ندیده‌ام."[۲۰] "دنباله دار" خیلی دور بود، خیلی دور تاجایی که نمی‌شد ستاره دنباله دار صرف بودنش قطعی باشد. در نهایت، به عنوان سیاره هفتم شناخته شد و بعد از پدر کیوان، نام اورانوس گرفت.

بی نظمی‌های ناشی از گرانش در مدار مشاهده شده اورانوس نهایتا منجر به کشف نپتون در ۱۸۴۶ شد و بی نظمی‌های فرض شده در مدار نپتون متعاقبا منجر به جستجویی شد که جسم مختل کننده را نیافت (بعدها مشخص شد که ناشی از یک علت کاملا ریاضیاتی به خاطر بی دقتی‌هایی در جرم اورانوس بوده است) ولی پلوتو را در ۱۹۳۰ پیدا کرد. در ابتدا یاور بر این بود که تقریبا هم جرم با زمین است، ضمن مشاهدات، به تدریج جرم تخمین زده شدهٔ پلوتو آب رفت تا اینکه مشخص شد که از نظر بزرگی یک پانصدم آن است؛ خیلی کوچک تا که بتواند بر مدار نپتون اثری داشته باشد.[۱۹] در ۱۹۸۹، وویجر ۲ نشان داد که بی نظمی‌های موجود ناشی از تخمین زیاد در جرم نپتون بوده‌اند.[۲۱]

قمرها[ویرایش]

گالیلئو گالیله

وقتی کوپرنیک زمین را جزو سیاره‌ها قرار داد، او ماه را نیز در مداری به دور زمین جای داد که اینکار ماه را اولین قمر شناسایی شده کرد. وقتی گالیله چهار تا از قمرهایش به دور مشتری در ۱۶۱۰، کشف نمود، آن‌ها به برهان کوپرنیک ارزش بخشیدند، چون بقیه سیاره‌ها هم می‌توانستند قمر داشته باشند، زمین هم می‌توانست. البته، اینکه آن‌ها "سیاره" هم می‌توانستند باشند، مسئله را حل نشده باقی می‌گذاشت؛ گالیله آن‌ها را اینگونه خطاب کرد: " چهار سیاره در حال گردش به دور ستاره مشتری در فواصل و دوره‌های نامساوی مانند یک تردستی جالب."[۲۲] مشابها، کریستیان هویگنس ضمن کشف بزرگترین ماه کیوان، تیتان در ۱۶۵۵، از عبارتهای زیادی برای توصیف آن استفاده کرد مثل "پلنتا"، (سیاره) "استلا" (ستاره) "لونا" (ماه) و جدیدترین شان "قمر".[۲۳] جووانی دومنیکو کاسینی در پرده برداری از اکتشافات خود شامل قمرهای کیوان، لاپتوس و رئا در ۱۶۷۱ و ۱۶۷۲، آن‌ها را "سیاره‌های جدید حول کیوان" (Nouvelles Planetes autour de Saturne) نامید.[۲۴] البته، وقتی "ژورنال دی اسکاوانس" اکتشاف دو قمر کیوانی جدید توسط کاسینی را در ۱۶۸۶ گزارش می‌کرد، به جد آن‌ها را "قمر" خطاب نمود.[۲۵] وقتی ویلیام هرشل اکتشاف خود دررابطه با دو جسم در مدار حول اورانوس در ۱۷۸۷ را آشکار کرد، آن‌ها را "قمرهاً و "سیاره‌های ثانوی" معرفی نمود.[۲۶] تمام گزارش‌های بعدی از اکتشافات قمرهای طبیعی منحصر از عبارت "قمر" استفاده کردند،[۲۷] اگرچه کتاب سال ۱۸۶۸ "شرحی بر ستاره‌شناسی اسمیت" قمرها را "سیاره‌های ثانوی" نامید.[۲۸]

ریزسیاره‌ها[ویرایش]

جوزپه پیاتسی، کاشف سرس

یکی از نتایج دور از انتظار کشف اورانوس توسط ویلیام هرشل این بود که در ظاهر اعتبار بخشی برای قانون بده در آمد، یک تابع ریاضی که اندازهٔ نیم قطر بزرگ مدارهای سیاره‌ای را به دست می‌آورد. ستاره شناسان این «قانون» را یک تصادف بی‌معنی لحاظ می‌کردند، اما اورانوس در فاصلهٔ خیلی نزدیکی به پیش بینی دقیق او قرار داشت. وقتی قانون بُده وجود جسمی دیگر بین مریخ و مشتری در نقطه‌ای که تا آن زمان مشاهده نشده بود پیش بینی نمود، ستاره شناسان نگاه خود را به جایی دوختند که می‌توانست آن را دوباره ارزش بخشد. در نهایت، در ۱۸۰۱، ستاره‌شناس جوزپه پیاتسی یک دنیای کوچک جدیدی به نام سرس حاضر در همان نقطه از فضا پیدا کرد. جسم مشاهده شده به عنوان یک سیاره جدید معرفی شد.[۲۹]

سپس در ۱۸۰۲، هاینریش البرس پالاس را کشف کرد، یک «سیاره» ی دوم در تقریبا برابر با فاصله‌ای که سرس از خورشید داشت. دو سیاره یک مدار را اشغال کرده بودند که یک بی حرمتی به افکار صدها ساله داشت؛ حتی ویلیام شکسپیر این ایده را به سخره گرفت ("دو ستاره در یک اقلیم نگنجند").[۳۰] با این حال، در ۱۸۰۴، جهان دیگری، جونو ۳ در مداری مشابه کشف شد.[۲۹] در ۱۸۰۷، البرس جسم چهارمی، وستا در فاصله مداری یکسان کشف کرد.

هرشل عنوان کرد که این چهار جهان باید در یک کلاس مشخص خودشان طبقه‌بندی شوند، سیارک‌ها ("استروئید" به معنی "ستاره مانند" چون نسبت به قرص هایشان خیلی کوچک بودند تا واقعا ستاره نامیده شوند)، اگرچه اکثر ستاره شناسان ترجیح دادند تا آن‌ها را سیاره بشناسند.[۲۹] این مفهوم با واقعیتی به این علت که تمایز سیارک‌ها از ستاره‌هایی که هنوز فهرست نشده بودند، سخت بود، محافظت شد و آن چهار جسم تنها سیارک‌های شناخته شده تا ۱۸۴۵ باقی ماندند.[۳۱][۳۲] رساله‌های علمی در ۱۸۲۸، بعد از مرگ هرشل، همچنان سیارک‌ها را جزو سیاره‌ها شماره گذاری کردند.[۲۹] با ظهور جداول بهتر تنظیم شدهٔ ستارگان، جستجوی سیارک‌ها از سر گرفته شد و پنجمین و ششمین سیارک توسط کارل لودویگ هنکه، در ۱۸۴۵ و ۱۸۴۷ کشف شدند.[۳۲] تا ۱۸۵۱ تعداد سیارک‌ها به ۱۵ افزایش یافت و یک روش جدید طبقه‌بندی آن‌ها، با الصاق یک عدد قبل از نام آن‌ها به ترتیب اکتشافشان، مورد استفاده قرار گرفت که سهوا آن‌ها را در دسته متمایز خودشان قرار می‌داد. سرس "(۱) سرس" شد، پالاس "(۲) پالاس" شد و به همین ترتیب بقیه نامگذاری شدند. تا دهه ۱۸۶۰، تعداد سیارک‌های شناخته شده به بیش از یکصد عدد رسید و مشاهدات در اروپا و ایالات متحده مجتمعا شروع به نامیدن آن‌ها با عبارت "ریزسیاره" یا "سیاره‌های کوچک" نمودند، اگرچه این کار برای چهار سیارک ابتدایی خیلی بیشتر طول کشید.[۲۹] تا امروز، "ریزسیاره" نام رسمی برای اجرام کوچکی که در مداری به دور خورشید می‌گردند و هر اکتشاف جدیدی به همین روش در فهرست سیارک‌های IAU شماره می‌خورد.[۳۳]

پلوتو[ویرایش]

کلاید تامبا، کاشف پلوتو

راه دور و دراز از سیاره بودن تا تجدیدنظری با حضور نقش پر رنگ سرس در داستان پلوتو، که پس از کشف توسط کلاید تامبا در ۱۹۳۰ یک سیاره نامیده شد، دیده می‌شود. اورانوس و نپتون براساس مدارهای دایره وارشان، جرم زیاد و نزدیکی به صفحه دائرةالبروجی، سیاره شناخته می‌شوند. هیچ‌یک از این مشخصات در پلوتو دیده نمی‌شوند، یک دنیای یخی و کوچک در ناحیه‌ای از غولهای گازی با مداری که آن را فراتر از صفحه دائرةالبروج و حتی داخل مدار نپتون حمل می‌کند. در ۱۹۷۸، ستاره شناسان بزرگترین ماه پلوتو را کشف نمودند، شارون که آن‌ها را قادر ساخت تا جرم آن را مشخص کنند. پلوتو بسیار کوچکتر از حد تصور هر شخصی شناخته می‌شد: فقط یک ششم جرم ماه کرهٔ زمین. البته، تا جایی که می‌شود گفت، منحصر به فرد است. سپس با آغاز در ۱۹۹۲، ستاره شناسان مشغول شناسایی تعداد زیادی از اجرام یخی ماورای مدار نپتون کردند که در ترکیب، اندازه و مشخصات مداری به پلوتو شبیه بودند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که کمربند طویل فرض شدهٔ کویپر (بعضا کمربند اجورث – کویپر نامیده می‌شود) را کشف کرده‌اند، یک دسته آوار یخی که منبعی برای دنباله دارهای «کوتاه مدت» هستند – با دوره‌های مداری کمتر از ۲۰۰ سال.[۳۴]

مدار پلوتو داخل این دسته قرار گرفته است و نتیجتا شرایط سیاره بودن آن زیر سوال رفته بود. اکثر دانشمندان به این نتیجه رسیدند که طبقه‌بندی پلوتوی کوچک باید به عنوان یک ریزسیاره اصلاح کردد، درست مثل سرس که یک قرن قبل این اتفاق برایش رخ داد. مایکل براون از موسسه فناوری کالیفرنیا عنوان کرد که یک "سیاره" باید به عنوان "هر جسمی در منظومه شمسی که خیلی عظیم تر از مل جرم دیگر اجسام در مدار مشابهش است" دوباره تعریف شود."[۳۵] آن اجسام پایینتر از حد جرمی مدکور زیرسیاره خواهند شد. در ۱۹۹۹، برایان جی ماسدن از مرکز ریزسیاره شناسی دانشگاه هاروارد گفت که به پلوتو باید عدد ریزسیاره ۱۰۰۰۰ داده شود درحالی که جایگاه رسمی خودش به عنوان یک سیاره را نگه می‌دارد.[۳۶][۳۷] چشم انداز «تنزل جایگاه» پلوتو یک غوغای عمومی به بار آورد و در جواب به آن اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی در آن زمان به روشنی اعلام کرد حذف پلوتو از لیست سیاره‌ها را در برنامه ندارد.[۳۸][۳۹]

مایکل ئی. بروان، کاشف اریس

کشف اجسام فرانپتونی متعدد دیگری نزدیک به اندازهٔ پلوتو، مثل کوائوآر و سدنا منجر به مضحک بودن ادعاهایی مبنی بر وضعیت استثنایی پلوتو نسبت به دیگر اعضای مجموعهٔ فرانپتونی شد. در ۲۹ جولای ۲۰۰۵، مایکل براون و تیم وی از کشف یک جسم فرانپتونی تاییدشده به بزرگتر بودن از پلوتو،[۴۰] به نام اریس، خبر دادند.[۴۱]

بلافاصله پس از کشف آن، بحث‌های زیادی حول اینکه آیا می‌توان عبارت «سیاره‌های دورتر از نپتون|دهمین سیاره» را بر آن نهاد یا خیر، شکل گرفتند. حتی ناسا مطلب مطبوعاتی درمورد اینکه اینگونه است تهیه و منتشر نمود.[۴۲] البته، قبول ضمنی اریس به عنوان دهمین سیاره نیازمند تعریفی از سیاره بود که پلوتو را در معیار دلخواه کوچکترین اندازه یک سیاره معرفی کند. اکثر ستاره شناسان، با ادعای اینکه تعریف سیاره اهمیت علمی کمی دارد، ترجیح دادند که با رویکردی کدخدامنشی هویت تاریخی پلوتو به عنوان یک سیاره به رسمیت بشناسند و آن را در لیست سیارات قرار دهند.[۴۳]

تعریف IAU[ویرایش]

زمین (۱۳۶۱۹۹) اریس (۱۳۴۳۴۰) پلوتو |(۱۳۶۴۷۲) میک‌میک (136108) Haumea (۹۰۳۷۷) سدنا (90482) Orcus (50000) Quaoar (20000) Varuna
اندازه نسبی اجرام فرانپتونی نسبت به زمین.

کشف اریس IAU را وادار به واکنشی برای تخصیص یک تعریف نمود. در اکتبر ۲۰۰۵ گروهی از ۱۹ عضو IAU که از زمان کشف سدنا در ۲۰۰۳ مشغول کار بر روی تعریف بودند، گزینه‌های خود را به ۳ تعریف کوتاه خلاصه کردند و آن‌ها را به رأی گذاشتند. تعریف‌ها عبارت بودند از:

  • یک سیاره هر جسمی در مدار به دور خورشید است که قطری بزرگتر از ۲۰۰۰ کیلومتر داشته باشد. (یازده رأی موافق)
  • یک سیاره هر جسمی در مدار به دور خورشید است که شکل آن نسبت به گرانش خودش پایدار باشد. (هشت رأی موافق)
  • یک سیاره هر جسمی در مدار به دور خورشید است که بر همسایگی نزدیکش مسلط است. (شش رأی موافق)[۴۴][۴۵]

چون هیچ اجماعی حاصل نشد، کمیته تصمیم گرفت این سه تعریف را در گردهمایی عمومی IAU در آگوست ۲۰۰۶ در شهر پراگ به رأی گیری گسترده‌ای بکشاند.[۴۶] در ۲۴ آگوست، IAU پیش نویسی نهایی را به رأی گذاشت که دو ماده از سه مادهٔ طرح پیشنهادی را ترکیب می‌کرد. ضرورتا منجر به دسته بندی میانه‌ای بین سیاره و صخره (یا در گفتمان جدید اجرام کوچک منظومه شمسی) به نام سیاره کوتوله شد و پلوتو به همراه سرس و اریس در آن جای گرفت.[۴۷][۴۸] ۴۲۴ ستار شناس در رأی گیری شرکت کردند و رأی گیری انجام پذیرفت.[۴۹][۵۰][۵۱]

پاورقی‌ها: 1 هشت سیارهعبارتند از: تیر، ناهید، زمین، مریخ، مشتری و کیوان، اورانوس و نپتون. 2 پردازشی از طرف IAU برای تخصیص اجسام مرزی به دسته‌های «سیاره کوتوله» و دیگر دسته‌ها مقرر خواهد بود. 3 این گروه تاکنون شامل اکثر سیارک‌های منظومه شمسی، اکثر اجسام فرانپتونی (TNO)، دنباله دارها و دیگر اجسام کوچک می‌باشد.


IAU اضافه می‌کند:پلوتو طبق تعریف بالا یک «سیاره کوتوله» است و به عنوان نمونه اولیه از طبقه‌بندی جدید اجسام فرانپتونی شناخته می‌شود.

IAU هم چنین مقرر داشت که «سیاره‌ها و سیاره‌های کوتوله دو دسته متمایزی از اجسام هستند»، به این معنی که سیاره‌های کوتوله برخلاف نامشان نباید جزو سیاره‌ها لحاظ گردند.[۵۱]

در ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۶، IAU اریس، قمر آن دیسنومیا و پلوتو را در فهرست سیارک‌هایش قرار داد و آن‌ها را ملقب به عناوین رسمی ریزسیاره‌ها یعنی (۱۳۴۳۴۰۹) پلوتو، (۱۳۶۱۹۹) اریس و (۱۳۶۱۹۹) اریس I دیسنومیا نمود.[۵۲] دیگر سیاره‌های کوتولهٔ ممکن الوجود، مثل 2003 EL61، 2005 FY9،سدنا و کوائوآر در برزخی موقت باقی گذاشته شدند تا تصمیمی رسمی با توجه به وضعیت شان گرفته شود.

در ۱۱ ژوئن ۲۰۰۸، کمیته اجرایی IAU ایجاد یک زیرمجموعه‌ای از سیارات کوتوله را متشکل از «طبقه‌بندی جدیدی از اجسام فرانپتونی» مذکور که پلوتو نمونه اولیه اش بود، اعلام کرد. این دسته جدید از اجسام با عنوان پلوتوئیدها شامل پلوتو، اریس و هر سیاره کوتولهٔ فرانپتونی کشف شونده در آینده ولی به جز سرس خواهد بود. هم چنین IAU مشخص کرد به دلایل نامگذاری‌ها، فقط آن دسته از اجسام فرانپتونی با قدرمطلق روشن تر از H = +۱ در این طبقه‌بندی قرار می‌گیرند. تاکنون فقط دو جسم فرانپتونی دیگر، 2003 EL61 و 2005 FY9 واجد شرط قدرمطلق هستند درحالیکه دیگر سیارات کوتولهٔ بالقوه مثل سدنا، اورکوس و کوآئوآر نیستند.[۵۳] در ۱۱ جولای ۲۰۰۸، کارگروه نامگذاری نجومی 2005 FY9 را در دسته پلوتوئیدها قرار داد و آن را ماکی ماکی نامید.[۵۴] در ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۸، 2003 EL61 با نام هائومیا به دسته اضافه گردید.[۵۵]

پذیرش تعریف[ویرایش]

طرح فعلی موقعیت‌های تمام اجسام کمربند کویپر، مجموعه‌ای در برابر سیارات بیرونی

طبق اکثر شنیده‌ها طرفداران تعریف نشر شدهٔ IAU مایکل براون، کاشف اریس؛ استیون سوتر، استاد فیزیک نجومی در موزه تاریخ طبیعی آمریکا؛[۵۶] و نیل دگراس تایسون سازندهٔ افلاک نمای هایدن هستند.

در یک مقاله‌ای از شماره ژانویه ۲۰۰۷ ساینتیفیک آمریکن، سوتر الحاقات نظریه‌های فعلی تشکیل و تکامل منظومه شمسی را به تعریف اضافه کرد؛ که وقتی اولین پیش‌سیاره‌ای از غبار در حال چرخش دیسک پیش‌سیاره‌ای ظاهر می‌شود، برخی اجرام در رقابت ابتدایی برای ماده محدود «پیروز» می‌گردند، ضمن رشدشان، گرانش افزایش یافته شان به این معنی است که ماده بیشتری جمع کرده‌اند، پس هرچه بزرگتر می‌شوند، درنهایت، نسبت به دیگر اجرام رقیب در منظومه شمسی با اختلاف پیشی می‌گیرند. کمربند سیارک‌ها که توسط کشش گرانش ای مشتری مجاور مختل شده است و کمربند کویپر، به خاطر اینکه اجزای اصلی اش خیلی از هم فاصله داشتند تا قبل از اتمام دوره تشکیل ابتدایی دورهم جمع شوند، هر دو در رقابت پیوستگی و رشد بیشتر شکست خوردند.

چنانچه تعداد برنده‌ها با تعداد بازنده‌ها مقایسه شود، تضاد قابل توجهی مشاهده خواهد شد؛ اگر مفهوم سوتر که هر سیاره یک «منطقهٔ مداری» را اشغال می‌کند[b] قبول شود، آنگاه سیاره‌ای که کمترین تسلط را در مدار خود دارد، یعنی مریخ، از تمام اجرام جمع شده دیگر در منطقهٔ مداری خودش با ضریب ۵۱۰۰ بزرگتر خواهد شد. سرس بزرگترین جسم موجود در کمربند سیارک‌ها فقط یک سوم جرم مواد حاضر در مدار خودش را دارد؛ نسبت برای پلوتو کوچکتر هم هست، تقریبا ۷ درصد.[۵۷] مایکل براون اثبات می‌کند که اختلاف زیاد در تسلط مداری منجر به «نبود هیچ شک و شبهه‌ای در رابطه با اینکه کدام اجسام وابسته هستند یا نیستند» می‌گردد.[۵۸]

مباحثه‌های ادامه دار[ویرایش]

با وجود اظهار نامهٔ IAU، تعدادی از منتقدان قانع نشده باقی ماندند. تعریف توسط برخی نامنظم و گیج کننده دیده می‌شود. تعدادی از طرفداران "پلوتو یک سیاره است"، به طور خاص آلن استرن، رییس ماموریت نیوهورایزنز ناسا به پلوتو، دادخواستی مابین ستاره شناسان تنظیم کرده‌اند تا تعریف را تغییر دهند. ادعای استرن، که کمتر از ۵درصد اعضا به آن رای دادند، این است که تصمیم گرفته شده مقبول تمام جامعه ستاره شناسان نیست.[۴۹][۵۹] اگرچه‌ایم جدال پایان یافته به نظر می‌رسد ولی، ابهامات متعددی در تعریف هنوز باقی مانده‌اند.

پاکسازی همسایگی[ویرایش]

یکی از موارد اصلی بحث، معنی دقیق "همسایگی حول مدار خود را پاک کرده باشد" است. آلن استرن مخالفت خود را با این ادعا که «غیر ممکن و ساختگی است که مرزی بین سیاره‌ها و سیاره‌های کوتوله قائل شویم» ابراز می‌کند،[۶۰] و چون نه زمین، نه مریخ، نه مشتری و نه نپتون کاملا نواحی خود را از بقایا پاکسازی نکرده‌اند، پس در تعریف IAU هیچکدام نباید سیاره نامیده شوند. [c]

سیارک‌های منظومه شمسی داخلی؛ به سیارک‌های تروجان (سبز) توجه کنید؛ به خاطر گرانشش در مدار مشتری به دام افتاده‌اند

مایکل بروان در جواب این ادعاها گفته است که جدا از پاک نکردن مدارهایشان، سیارات بزرگ کاملا مدارهای دیگر اجرام حاضر در منطقه مداری شان را کنترل می‌کنند. درست است که مشتری با تعداد خیلی زیادی از اجرام کوچکی در مدارش (سیارک‌های تروجان) هم زیستی می‌کند، اما این اجرام فقط به این دلیل در مدار مشتری حاضرند که در معرض اهتزاز در گرانش ی فوق‌العاده زیاد سیاره قرار دارند. مشابها، پلوتو با مدار نپتون تداخل دارد، اما نپتون مدت‌ها قبل پلوتو و اجسام همراه آن در کمربند کویپر (پلوتینوها) را در تشدید ۳:۲ قفل کرده است؛ یعنی آن‌ها بازای هر سه بار چرخش نپتون به دور خورشید، دو بار در مدار می‌چرخند. مدار این اجسام کاملا وابسته به گرانش نپتون است و بنابراین، نپتون تسلط گرانش ای دارد.[۵۸]

هرمعنی ای که عبارت کاملا مقبول «پاکسازی همسایگی» توسط IAU، داشته باشد همچنان یک مفهوم مبهم دارد. مارک سایکس، مدیر موسسه علمی نجوم در تاکسون آریزونا و سازمان دهندهٔ دادخواست، مشکل را برای رادیوی عمومی ملی توضیح داد. چون تعریف یک سیاره آن را نه به خاطر ترکیب یا آرایشش ولی به طور موثر با توجه به موقعیتش طبقه‌بندی می‌کند، یک جسم هم اندازه با مریخ یا بزرگتر دورتر از مدار پلوتو یک سیارهٔ موتوله خواهد بود، چون دیگر زمانی برای پاکسازی مدارش نخواهد داشت.[۶۱]

البته براون اشاره می‌کند که اگر معیار «پاکسازی همسایه» را حذف کنند، تعداد سیارات حاضر در منظومه شمسی از هشت به بیش از ۵۰ عدد خواهد رسید، به همراه صدها مورد دیگر که احتمال کشفشان وجود دارد.[۶۲]

پروتئوس، قمری برای نپتون نامنظم است، با وجود بزرگتر بوده نسبت به میماس بیضی گون

تعادل هیدرواستاتیکی[ویرایش]

تعریف IAU اذعان دارد که سیاره‌ها به قدر کافی بزرگ هستند تا گرانش خودشان آن‌ها را به وضعیت تعادل هیدرواستاتیکی ببرد؛ این بدان معنی است که به یک شکلی برسند که اگر کروی نیست، بیضی گون باشد. تا یک جرم خاصی، یک جسم می‌تواند در شکل نامنظم باشد، اما فراتر از آن نقطه، گرانش شروع به کشیدن یک جسم دیگری به سمت مرکز جرم خود می‌کند تا کل جسم به شکل یک کره رمبش یابد. کاهش جدیت شرط کروی بودن توسط این واقعیت اعمال شده است که اکثر اجسام بزرگ در منظومه شمسی، مثل سیاره‌های مشتری و زحل، قمرهای میماس، انسلادوس و میراندا و سیاره کوتوله ی هائومیا،[۶۳] به خاطر چرخش سریع یا نیروهای کشندی به بیضی گون‌های پهن شده در قطبین یا درازی تغییر شکل داده‌اند.

البته، هیچ نقطهٔ یکتایی وجود ندارد که در آن بتوان گفت جسم به تعادل هیدرواستاتیکی رسیده است. همانطور که سوتر در مقاله اش نوشته است:" چطور است ما درجهٔ گردی را که یک سیاره را متمایز می‌کند، اندازه بگیریم؟ آیا گرانش تسلطی بر یک جسمی که شکل آن از یک بیضی گون به اندازه ۱۰ یا ۱ درصد منحرف است، دارد؟ طبیعت اختلاف اشغال نشده‌ای بین شکل‌های گرد و غیر گرد فراهم نمی‌کند پس، هر مرزی یک انتخاب دلخواه خواهد بود."[۵۷] به علاوه، نقطه‌ای که در آن جرم جسم آن را به یک کره فشرده می‌کند با وابستگی به آرایش شیمیایی جسم متغیر است. اجسام یخی،[d] مثل انسلادوس و میراندا، راحت تر از اجسام صخره‌ای مثل وستا و پالاس به وضعیت مذکور می‌رسند.[۶۲] هم چنین، انرژی حرارتی از رمبش گرانشی، ضربه‌ها، نیروهای کشندی یا پرتوزایی عواملی موثر بر اینکه یک جسم کروی می‌شود یا نه، هستند؛ می‌ماس قمر یخی زحل بیضی گون است اما، پروتئوس قمر بزرگتر نپتون که ترکیب مشابهی دارد ولی به خاطر فاصله بیشتر از خورشید سرد تر است، شکلی نامنظم دارد.

جفت سیاره‌ها و ماه‌ها[ویرایش]

تعریف به طور خاص قمرها را از دستهٔ سیارات کوتوله جدا می‌نماید، اگرچه مستقیما عبارت «قمر» را تعریف نکرده است.[۵۱] در پیش نویس پیشنهادی اصلی، یک استثنا برای پلوتو و بزرگترین قمرش، شارون، ایجاد شده بود که دارای یک گرانیگاه بیرون از حجم خودشان دارند. پیشنهاد اولیه پلوتو – شارون را یک جفت سیاره در نظر گرفت، دو جسم که پشت سر هم به دور خورشید می‌گردند. البته، پیش نویس نهایی شفاف نمود که اگرچه در اندازه نسبی مشابه یکدیگرند ولی فعلا فقط پلوتو به عنوان یک سیاره کوتوله طبقه‌بندی خواهد شد.[۵۱]

با لحاظ تعریف مشابهی برای سامانهٔ زمین - ماه، با وجود اندازه نسبی بزرگ ماه، چون گرانیگاه درون زمین قرار دارد، به طور رسمی یک جفت سیاره به شمار نمی‌رود. درحالیکه ماه به آرامی در حال دور شدن از زمین است، سامانه زمین – ماه می‌تواند در نهایت تبدیل به یک سامانه جفت سیاره بر اساس تعریف مذکور گرانیگاه شود.

نموداری نمایانگر مدار مشترک ماه با زمین

البته، برخی اظهار داشته‌اند که با این حال ماه شایستگی سیاره نامیده شدن ندارد. در ۱۹۷۵، آیزاک آسیموف اشاره کرد که دورهٔ مدار ماه در توالی با دورهٔ مدار زمین به دور خورشید است – و در بالای دائرةالبروج قرار دارد، ماه در واقع هیچ‌گاه در حلقه‌ای به دور خود نمی‌گردد، و در اصل در جایگاه خود به دور خورشید در حال گردش است.[۶۴]

ماه‌های زیادی نیز، حتی آنهایی که مستقیما به دور خورشید نمی‌گردند اغلب ویژگی‌هایی مشترک با سیاره‌های واقعی به نمایش می‌گذارند. ۱۹ ماه در منظومه شمسی وجود دارند که به تعادل هیدرواستاتیکی رسیده‌اند و اگر فقط متغیرهای فیزیکی لحاظ شوند، سیاره محسوب خواهند شد. گانمید ماه مشتری و تیتان ماه کیوان از تیر بزرگتر هستند، و حتی تیتان جو قابل توجهی هم دارد، ضخیم‌تر از جو زمین. ماه‌هایی مثل آیو و تریتون فعالیت زمین‌شناسی واضح و پیوسته‌ای بروز می‌دهند، و گانمید دارای میدان مغناطیسی است. درست مثل ستارگانی که در مدارهایی به دور دیگر ستاره‌ها هستند و همچنان عنوان ستاره بر خود دارند، برخی ستاره شناسان استدلال می‌کنند که اجسام در مداری به دور سیاره‌ها که تمام مشخصاتشان را با هم سهیم هستند می‌توانن سیاره نامیده شوند.[۶۵][۶۶][۶۷] البته مایکل براون درست مثل ادعایی در حین کالبدشکافی اش از بحث می‌گوید:[۵۸]

سخت است که یک برهان استواری ساخت که بگوید یک توپ یخی ۴۰۰ کیلومتری شایستهٔ عنوان سیاره است زیرا احتمالا ساختار زمین‌شناسی جذابی دارد، در حالیکه یک قمر ۵۰۰۰ کیلومتری با یک جو عظیمی، دریاچه‌های متان و طوفان‌های دیدنی (تیتان) نباید در آن دسته قرار بگیرد، هرچه که آن را بنامید.

البته او در ادامه عنوان می‌کند که :"برای اکثر مردم، اینکه قمرهای گرد را (شامل ماه زمین) "سیاره" بنامیم تناقضی با آن چه که سیاره نام دارد به وجود می‌آورد."[۵۸]

سیاره‌های فراخورشیدی و کوتوله‌های قهوه‌ای[ویرایش]

مقاله‌های اصلی: سیاره فراخورشیدی و کوتوله قهوه‌ای. کشف سیاره‌های فراخورشیدی از ۱۹۹۲ یا به عبارتی دیگر اجسامی در اندازهٔ سیاره‌ها که به دور ستاره‌ها می‌چرخند (۱۸۴۹ تا از این سیاره‌ها در ۱۱۶۰ منظومه سیاره دار شامل ۴۷۱ منظومه چند سیاره دار از تاریخ ۲ نوامبر ۲۰۱۴)،[۶۸] مناظرهٔ حول طبیعت سیارگی را در مسیرهای غیرقابل انتظاری گسترده کرده است. اکثر این سیارات دارای اندازهٔ قابل توجه و هم جرم با ستارگان کوچک هستند در حالیکه برعکس، اکثر کوتوله‌های قهوه‌ای جدیدا کشف شده به قدری کوچک اند تا بتوان آن‌ها را سیاره نامید.[۶۹] اختلاف جرم بین یک ستارهٔ کم جرم و یک غول گازی عظیم مقدار متمایز کننده‌ای نیست؛ صرف نظر از اندازه و دمای نسبی، میزان کمی است که بتوان یک غول گازی مثل مشتری را از ستارهٔ میزبانش جدا نمود. هردو ترکیب کلی مشابهی دارند: هیدروژن و هلیم، با سطوح کمی از عناصر سنگین تر در جوهایشان. تفاوت مقبول کلی در شکل و آرایششان است: ستاره‌ها معروف به تشکیل از «بالا به پایین» هستند، هرچه که متحمل واپاشی گرانشی شوند، فاقد گاز در سحاب می‌گردند و در نتیجه، کاملا از هیدروژن و هلیم تشکیل خواهند شد. درحالیکه سیاره‌ها معروف به تشکیل یابی از «پایین به بالا» هستند، از رشد و اتحاد پیوستهٔ غبار و گاز در مداری حول یک ستارهٔ جوان که در نتیجه باید هسته‌هایی از سیلیکات یا یخ داشته باشند.[۷۰] تاکنون به یقین نمی‌توان گفت که آیا غول‌های گازی دارای این گونه هسته‌هایی هستند یا نه، اگرچه ماموریت فضاپیمای جونو به مشتری می‌تواند مساله را حل کند. اگر که واقعا یک غول گازی مثل یک ستاره تشکیل یافته باشد، آنگاه این سوال پیش می‌آید که آیا همچنین جسمی را به جای یک سیاره باید یک ستارهٔ کم جرم بدانیم یا نه.

کوتوله قهوه‌ای گلیز ۲۲۹ ب در مداری به دور ستاره اش

به طور سنتی، مشخصات معرف ستارگی قابلیت همجوشی هیدروژن در داخل هستهٔ یک جسم می‌باشد. البته، ستاره‌هایی مثل کوتوله‌های قهوه‌ای همواره این معیار را به چالش کشانده‌اند. بسیار کوچک برای آغاز یک همجوشی هسته‌ای پایدار هیدروژن هستند ولی به خاطر توانایی همجوشی دوتریوم عنوان ستاره را کسب کرده‌اند. البته، به خاطر کمیابی نسبی این ایزوتوپ، این فرایند فقط تا کسری از عمر ستاره پایدار است و بنابراین اکثر کوتوله‌های قهوه‌ای همجوشی را مدت‌ها قبل از اکتشافشان متوقف کرده‌اند.[۷۱] ستاره‌های دوتایی و دیگر آرایش‌های چند ستاره‌ای رایج هستند و اکثر کوتوله‌های قهوه‌ای به دور دیگر ستاره‌ها می‌گردند. پس چون آن‌ها انرژی حاصل از همجوشی تولید نمی‌کنند، می‌توان آن‌ها را سیاره دانست. درواقع، ستاره‌شناس آدام باروز از دانشگاه آریزونا می‌گوید که "از جنبهٔ تئوری، با وجود تفاوت‌هایی در نحوه تشکیل شان، سیاره‌های عظیم فراخورشیدی و کوتوله‌های قهوه‌ای ضرورتا یکسان هستند." باروز هم چنین می‌گوید که بقایای ستاره وار مثل کوتوله‌های سفید نباید ستاره لحاظ شوند،[۷۲] حالتی که به معنی یک کوتوله سفید در حال گردش است، مثل شباهنگ سیریوس B را می‌توان یک سیاره دانست. البته، قرارداد فعلی مابین ستاره شناسان این است که هر جسمی به قدر کافی بزرگ که دارای قابلیت نگه داشتن همجوشی اتمی حین عمر خود را داشته باشد، یک ستاره لحاظ می‌شود.[۷۳]

سردرگمی مربوط به کوتوله‌های قهوه‌ای پایان نمی‌پذیرد. ماریا روزا زاپاتاریو – اوسوریو و همکاران اجسام زیادی در خوشه‌های ستاره‌ای با جرم‌های پایین‌تر از حدی که بتوانند هرگونه همجوشی داشته باشند (با محاسبات فعلی حدود ۱۳ برابر جرم مشتری) کشف نموده‌اند.[۷۴] این‌ها با عنوان "سیاره‌های شناور آزاد" معرفی می‌شوند زیرا نظریه‌های کنونی تشکیل منظومه شمسی نشان می‌دهند که سیاره‌ها اگر که مدارهایشان ناپایدار گشته باشد، شاید همگی از سامانه‌های ستاره‌ای خودشان خارج شده‌اند.[۷۵] البته، این هم محتمل است که این «سیاره‌های شناور آزاد» در سازوکارهایی شبیه ستارگان تشکیل یافته باشند.[۷۶]

چا ۷۷۳۴۴۴-۱۱۰۹۱۳ تنها (وسط)، یک مادون کوتوله قهوه‌ای ممکن، جهت مقایسه با خورشید (چپ) و سیاره مشتری (راست)

در ۲۰۰۳، IAU به طور رسمی بیانیه‌ای[۷۷] برای تعیین اینکه چه چیزی یک سیارهٔ فراخورشیدی و چه چیزی یک ستارهٔ در حال گردش را تشکیل می‌دهد، منتشر نمود. تا امروز، تنها مصوبهٔ تهیه شده توسط IAU در مورد این مساله باقی مانده است. کمیته ۲۰۰۶ تصمیمی برای به چالش کشیدن یا ترکیب آن با تعریف شان نداشت، با اعلام اینکه بحث تعریف یک سیاره بدون لحاظ نمودن سیارات فراخورشیدی هنوز به راحتی قابل حل نیست.[۷۸]

CHXR 73 b جسمی که در مرز بین سیاره و کوتوله قهوه‌ای قرار دارد

مثل تعریف یک سیاره با شرط پاکسازی نمودن همسایگی اش، این تعریف با تعیین موقعیت مکانی، به جای نحوه تشکیل یا ترکیب (مشخصات تعیین کننده برای سیارگی)، گنگی و ابهام در بر دارد. یک جسم شناور آزاد با جرمی کمتر از ۱۳ برابر جرم مشتری یک «مادون کوتوله قهوه‌ای» است، در حالیکه همانند این جسم در مداری به دور یک ستارهٔ همجوشی کننده یک سیاره می‌باشد، حتی اگر در دیگر مشخصات کاملا مثل هم باشند. به علاوه، در ۲۰۱۰، مقاله‌ای منتشر شده توسط باروز، دیوید اس. اسپیگل و جان ای. میلسوم معیار ۱۳ برابر جرم مشتری را با نشان دادن یک کوتوله قهوه‌ای با فلزیگی خورشیدی سه برابر که می‌توانست دوتریوم را همجوشی کند، زیر سوال برد زیرا به اندازهٔ ۱۱ برابر جرم مشتری بود.[۷۹]

هم چنین، سنگ محک ۱۳ برابر جرم مشتری اهمیت فیزیکی دقیقی ندارد. همجوشی دوتریوم در برخی اجسام با جرم کمتر از این معیار رخ می‌دهد. مقدار دوتریوم همجوشی شونده بستگی به حد خاصی در ترکیب جسم دارد.[۸۰] دایرهٔ المعارف سیاره‌های فراخورشیدی شامل اجسامی تا ۲۵ برابر جرم مشتری است که در آن ذکر شده "این واقعیت که هیچ نماد خاصی حول 13 MJup طیف جرمی مشاهده شده دیده نمی‌شود ایدهٔ حذف این معیار را تقویت می‌کند. جستجوگر اطلاعات سیاره‌های فراخورشیدی شامل اجسامی تا ۲۴ برابر جرم مشتری است با این توصیه که: "معیار ۱۳ برابر جرم مشتری تعیین شده توسط کار گروه IAU از نظر فیزیکی برای سیاره‌های با هستهٔ صخره‌ای موزون نیست و به خاطر این گناه ابهام برانگیز طبق مشاهدات گیج کننده است."[۸۱] بایگانی سیاره‌های فراخورشیدی ناسا شامل اجسامی با جرمی (یا حداقل جرم) برابر با یا کمتر از ۳۰ برابر جرم مشتری می‌باشد.[۸۲]

دیگر معیار جداکنندهٔ سیاره‌ها و کوتوله‌های قهوه‌ای، به غیر از سوزاندن دوتریوم، فرایند تشکیل یا موقعیت، این است که فشار هسته مغلوب فشار کولمبی یا فشار انحطاط الکترون هست یا خیر.[۸۳]

اجسام ستاره وار هم جرم با سیاره‌ها[ویرایش]

این سردرگمی در دسامبر ۲۰۰۵ پررنگ شد، جایی که تلسکوپ فضایی اسپیتزر چا ۷۷۳۴۴۴-۱۱۰۹۱۳ (بالا) را با جرمی هشت برابر جرم مشتری و با نشانه‌های آغاز یک سامانه سیاره دار تحت تملک خودش مشاهده کرد. اگر این جسم در مداری به دور ستاره‌ای دیگر پیدا می‌شد، سیاره نام می‌گرفت.[۸۴]

در ۲۰۱۲، فیلیپ دلورمه از موسسه سیاره شناسی و فیزیک نجومی گرنوبل فرانسه اکتشاف CFBDSIR 2149-0403 را اعلام نمود؛ یک جسم شناور آزاد مستقلی به جرم ۴-۷ برابر جرم مشتری که ظاهرا بخشی از گروه متحرک AB Doradus را تشکیل می‌دهد و با فاصله‌ای کمتر از ۱۰۰ سال نوری از زمین. اگرچه طیف خود را با یک کوتوله قهوه‌ای دسته طیفی T سهیم است، دلورمه معتقد است که می‌تواند یک سیاره باشد.[۸۵]

در اکتبر ۲۰۱۳، ستاره شناسانی با رهبری دکتر مایکل لیو از دانشگاه هاوایی یک کوتولهٔ دسته L تنهای شناور آزاد، PSO J318.5-22 کشف کردند که تخمین زده می‌شود دارای جرمی ۶٫۵ برابر جرم مشتری باشد که آن را تبدیل به کم جرم ترین مادون کوتوله قهوه‌ای می‌کند که تاکنون کشف شده است.[۸۶]

در سپتامبر ۲۰۰۶، تلسکوپ فضایی هابل از CHXR 73 b تصویر برداری کرد (چپ)، یک جسم در حال گردش به دور یک ستارهٔ شریک جوان در یک فاصلهٔ تقریبا 200 AU. با جرمی ۱۲ برابر مشتری، CHXR 73 b درست در زیر معیار همجوشی هسته‌ای دوتریوم قرار می‌گیرد و بنابراین رسما یک سیاره است؛ البته، فاصله زیاد آن از ستارهٔ مولدش نشان گر این است که درون دیسک پیش‌سیاره‌ای ستارهٔ کوچک تشکیل نیافته است و بنابراین باید مثل ستاره‌ها به روش واپاشی گرانشی تشکیل یافته شده باشد.[۸۷]

معنی شناسی[ویرایش]

نهایتا از یک جنبهٔ کاملا زبان شناسانه، یک دوگانگی بین «سیاره» و «سیاره کوتوله» توسط IAU ایجاد شده است. عبارت «سیاره کوتوله» مسلما دارای دو کلمه است، یک اسم (سیاره) و یک صفت (کوتوله). بنابراین، این عبارت نشان می‌دهد که یک سیارهٔ کوتوله نوعی از سیاره هاست حتی اگر که IAU به صراحت سیارهٔ کوتوله را اینگونه معرفی نمی‌کند؛ بنابراین با این ساختار، «سیاره کوتوله» و «ریزسیاره» بهتر است واژه ترکیبی لحاظ شوند.

بنیامین زیمر از وبلاگ زبان‌شناسی معما را خلاصه کرده است: این واقعیت که IAU از ما می‌خواهد که فکر کنیم سیاره‌های کوتوله متمایز از سیاره‌های «واقعی» هستند، مورد لغوی «سیاره کوتوله» را مثل برخی عجایبی مانند «خرگوش ولزی» (که واقعا یک خرگوش نیست) و "صدف‌های کوه صخره‌ای" (که واقعا صدف نیستند) می‌کند."[۸۸] همانطور که داوا سوبل، تاریخدان و نویسنده محبوب علمی که در اکتبر ۲۰۰۶، در مصوبهٔ ابتدایی IAU شرکت داشت، در یک مصاحبه‌ای با رادیوی عمومی ملی اشاره نمود:" یک سیارهٔ کوتوله یک سیاره نیست، و در ستاره‌شناسی، ستاره‌های کوتوله‌ای هستند که ستاره محسوب می‌شوند و کهکشان‌های کوتوله که کهکشان هستند، پس این عبارت، سیارهٔ کوتوله، چیزی است که کسی عاشقش نمی‌شود."[۸۹] مایکل براون در مصاحبه‌ای با اسمیت سونیان اشاره کرد که افراد زیادی در کمپ دینامیکی واقعا کلمهٔ «سیاره کوتوله» را نمی‌خواستند، ولی توسط کمپ پرو – پلوتو وادار به استفاده شدند. یعنی شما با چمدانی مضحک و پر از سیاره‌های کوتوله‌ای سر و کار دارید که سیاره نیستند.[۹۰]

متقابلاً رابرت کامینگ ستاره‌شناس رصدخانهٔ استکهلم اشاره می‌کند "نام ریزسیاره برای مدت زیادی کم و بیش هم‌معنی با سیارک بوده است. پس به نظر من غر زدن به خاطر هرگونه سردرگمی یا احتمال گیج شدن با عبارت سیاره کوتوله کار احمقانه‌ای است."[۸۸]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. "Definition of planet". Merriam-Webster OnLine. Retrieved 2007-07-23. 
  2. "Words For Our Modern Age: Especially words derived from Latin and Greek sources". Wordsources.info. Retrieved 2007-07-23. 
  3. Alexander von Humboldt (1849). "Cosmos: A Sketch of a Physical Description of the Universe". digitised 2006 (H.G. Bohn). p. 297. ISBN 0-8018-5503-9. Retrieved 2007-07-23. 
  4. "Phaenomena Book I — ARATUS of SOLI". Archived from the original on September 1, 2005. Retrieved 2007-06-16. 
  5. A. W. & G. R. Mair (translators). "ARATUS, PHAENOMENA". theoi.com. Retrieved 2007-06-16. 
  6. R. Gatesby Taliaterro (trans.) (1952). The Almagest by Ptolemy. University of Chicago Press. p. 270. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ theoi.com. "Astra Planeta". Retrieved 2007-02-25. 
  8. GP Goold (trans.) (1977). Marcus Manilius: Astronomica. Harvard University Press. p. 141. 
  9. Richard Hooker (translator) (1996). "Roman Philosophy: Cicero: The Dream of Scipio". Archived from the original on 2007-07-03. Retrieved 2007-06-16. 
  10. IH Rackham (1938). Natural History vol 1. William Heinemann Ltd. p. 177, viii. 
  11. Sacrobosco, "On the Sphere", in Edward Grant, ed. A Source Book in Medieval Science, (Cambridge: Harvard University Press, 1974), p. 450. "every planet except the sun has an epicycle."
  12. Anonymous, "The Theory of the Planets," in Edward Grant, ed. A Source Book in Medieval Science, (Cambridge: Harvard University Press, 1974), p. 452.
  13. John of Saxony, "Extracts from the Alfonsine Tables and Rules for their use", in Edward Grant, ed. A Source Book in Medieval Science, (Cambridge: Harvard University Press, 1974), p. 466.
  14. P. Heather (1943). "The Seven Planets". Folklore: 338–361. 
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ Edward Rosen (trans.). "The text of Nicholas Copernicus' De Revolutionibus (On the Revolutions), 1543 C.E.". Calendars Through the Ages. Retrieved 2007-02-28. 
  16. Nicolaus Copernicus. "Dedication of the Revolutions of the Heavenly Bodies to Pope Paul III". The Harvard Classics. 1909–14. Retrieved 2007-02-23. 
  17. Thomas S. Kuhn, (1962) The Structure of Scientific Revolutions, 1st. ed. , (Chicago: University of Chicago Press), pp. 115, 128–9.
  18. "Dialogue Concerning the Two Chief World Systems". Calendars Through the Ages. Retrieved 2008-06-14. 
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ Croswell, Ken (1999). Planet Quest: The Epic Discovery of Alien Solar Systems. Oxford University Press pp. 48, 66 (ISBN 0-19-288083-7). ISBN 0-684-83252-6. 
  20. Patrick Moore (1981). William Herschel: Astronomer and Musician of 19 New King Street, Bath. PME Erwood. p. 8. ISBN 0-907322-06-9. 
  21. Ken Croswell (1993). "Hopes Fade in hunt for Planet X". Retrieved 2007-11-04. 
  22. Galileo Galilei (1989). Siderius Nuncius. Albert van Helden. University of Chicago Press. p. 26. 
  23. Christiani Hugenii (Christiaan Huygens) (1659). Systema Saturnium: Sive de Causis Miradorum Saturni Phaenomenon, et comite ejus Planeta Novo. Adriani Vlacq. pp. 1–50. 
  24. Giovanni Cassini (1673). Decouverte de deux Nouvelles Planetes autour de Saturne. Sabastien Mabre-Craniusy. pp. 6–14. 
  25. Cassini, G. D. (1686–1692). "An Extract of the Journal Des Scavans. Of April 22 st. N. 1686. Giving an Account of Two New Satellites of Saturn, Discovered Lately by Mr. Cassini at the Royal Observatory at Paris". Philosophical Transactions of the Royal Society of London 16 (179–191): 79–85. doi:10.1098/rstl.1686.0013. JSTOR 101844.  ویرایش
  26. William Herschel (1787). An Account of the Discovery of Two Satellites Around the Georgian Planet. Read at the Royal Society. J. Nichols. pp. 1–4. 
  27. See primary citations in Timeline of discovery of Solar System planets and their moons
  28. Smith, Asa (1868). Smith's Illustrated Astronomy. Nichols & Hall. 
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ ۲۹٫۳ ۲۹٫۴ Hilton, James L. "When did asteroids become minor planets?" (PDF). U.S. Naval Observatory. Retrieved 2006-05-25. 
  30. William Shakespeare (1979). King Henry the Fourth Part One in The Globe Illustrated Shakespeare: The Complete Works Annotated. Granercy Books. p. 559. 
  31. "The Planet Hygea". spaceweather.com. 1849. Retrieved 2008-06-24. 
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ Cooper, Keith (June 2007). "Call the Police! The story behind the discovery of the asteroids". Astronomy Now 21 (6): 60–61. 
  33. "The MPC Orbit (MPCORB) Database". Retrieved 2007-10-15. 
  34. Weissman, Paul R. (1995). "The Kuiper Belt". Annual Review of Astronomy and Astrophysics 33: 327–357. Bibcode:1995ARA&A..33..327W. doi:10.1146/annurev.aa.33.090195.001551. 
  35. Brown, Mike. "A World on the Edge". NASA Solar System Exploration. Retrieved 2006-05-25. 
  36. "Is Pluto a giant comet?". Central Bureau for Astronomical Telegrams. Retrieved 2011-07-03. 
  37. Kenneth Chang (2006-09-15). "Xena becomes Eris – Pluto reduced to a number". New York Times. Retrieved 2008-06-18. 
  38. "The Status of Pluto:A clarification". International Astronomical Union, Press release. 1999. Retrieved 2006-05-25.  Copy kept at the Argonne National Laboratory.
  39. Witzgall, Bonnie B. (1999). "Saving Planet Pluto". Amateur Astronomer article. Retrieved 2006-05-25. 
  40. Brown, Mike (2006). "The discovery of 2003 UB313, the 10th planet.". California Institute of Technology. Retrieved 2006-05-25. 
  41. M. E. Brown, C. A. Trujillo, and D. L. Rabinowitz (2005). "DISCOVERY OF A PLANETARY-SIZED OBJECT IN THE SCATTERED KUIPER BELT" (PDF). The American Astronomical Society. Retrieved 2006-08-15. 
  42. "NASA-Funded Scientists Discover Tenth Planet". Jet Propulsion Laboratory. 2005. Retrieved 2007-02-22. 
  43. Dr. Bonnie Buratti (2005). "Topic — First Mission to Pluto and the Kuiper Belt; "From Darkness to Light: The Exploration of the Planet Pluto"". Jet Propulsion Laboratory. Retrieved 2007-02-22. 
  44. McKee, Maggie (2006). "Xena reignites a planet-sized debate". NewScientistSpace. Retrieved 2006-05-25. 
  45. Croswell, Ken (2006). "The Tenth Planet's First Anniversary". Retrieved 2006-05-25. 
  46. "Planet Definition". IAU. 2006. Retrieved 2006-08-14. 
  47. "IAU General Assembly Newspaper" (PDF). 2006-08-24. Retrieved 2007-03-03. 
  48. "The Final IAU Resolution on the Definition of "Planet" Ready for Voting". IAU (News Release — IAU0602). 2006-08-24. Retrieved 2007-03-02. 
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ Robert Roy Britt (2006). "Pluto demoted in highly controversial definition". Space.com. Retrieved 2006-08-24. 
  50. "IAU 2006 General Assembly: Resolutions 5 and 6" (PDF). IAU. 2006-08-24. Retrieved 2009-06-23. 
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ ۵۱٫۲ ۵۱٫۳ "IAU 2006 General Assembly: Result of the IAU Resolution votes" (Press release). International Astronomical Union (News Release — IAU0603). 2006-08-24. Retrieved 2007-12-31.  (orig link)
  52. Central Bureau for Astronomical Telegrams, International Astronomical Union (2006). "Circular No. 8747". Retrieved 2011-07-03.  web.archive
  53. "Plutoid chosen as name for Solar System objects like Pluto". اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی (News Release — IAU0804). 2008-06-11, Paris. Retrieved 2008-06-11.  Check date values in: |date= (help)
  54. "Dwarf Planets and their Systems". Working Group for Planetary System Nomenclature (WGPSN). 2008-07-11. Retrieved 2008-07-13. 
  55. "USGS Gazetteer of Planetary Nomenclature". Retrieved 2008-09-17. 
  56. گزارش کلبر, August 17, 2006
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ Steven Soter (2007). "What is a Planet?". Department of Astrophysics, American Museum of Natural History. Retrieved 2007-02-21. 
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ ۵۸٫۲ ۵۸٫۳ Michael E. Brown (2006). "The Eight Planets". Caltech. Retrieved 2007-02-21. 
  59. Robert Roy Britt (2006). "Pluto: Down But Maybe Not Out". Space.com. Retrieved 2006-08-24. 
  60. Paul Rincon (2006-08-25). "Pluto vote 'hijacked' in revolt". BBC News. Retrieved 2007-02-28. 
  61. Mark, Sykes (2006-09-08). "Astronomers Prepare to Fight Pluto Demotion" (RealPlayer). Retrieved 2006-10-04. 
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ Mike Brown. "The Dwarf Planets". Retrieved 2007-08-04. 
  63. Brown, Michael E. "2003EL61". California Institute of Technology. Retrieved 2006-05-25. 
  64. Asimov, Isaac (1975). Just Mooning Around, In: Of time and space, and other things. Avon.
  65. Marc W. Buie (March 2005). "Definition of a Planet". Southwest Research Institute. Retrieved 2008-07-07. 
  66. "IAU Snobbery". NASA Watch (not a NASA Website). June 15, 2008. Retrieved 2008-07-05. 
  67. Serge Brunier (2000). Solar System Voyage. Cambridge University Press. pp. 160–165. ISBN 0-521-80724-7. 
  68. Schneider, J. (10 September 2011). "Interactive Extra-solar Planets Catalog". The Extrasolar Planets Encyclopedia. Retrieved 2012-07-13. 
  69. "IAU General Assembly: Definition of Planet debate". 2006. Retrieved 2006-09-24. 
  70. G. Wuchterl (2004). "Giant planet formation". Institut für Astronomie der Universität Wien. Retrieved 2006-10-04. 
  71. Basri, Gibor (2000). "Observations of Brown Dwarfs". Annual Review of Astronomy and Astrophysics 38: 485. Bibcode:2000ARA&A..38..485B. doi:10.1146/annurev.astro.38.1.485. 
  72. Croswell p. 119
  73. Croswell, Ken (1999). Planet Quest: The Epic Discovery of Alien Solar Systems. Oxford University Press p. 119 (ISBN 0-19-288083-7). ISBN 0-684-83252-6. 
  74. Zapatero M. R. Osorio, V. J. S. Béjar, E. L. Martín, R. Rebolo, D. Barrado y Navascués, C. A. L. Bailer-Jones, R. Mundt (2000). "Discovery of Young, Isolated Planetary Mass Objects in the Sigma Orionis Star Cluster". Division of Geological and Planetary Sciences, California Institute of Technology. Retrieved 2006-05-25. 
  75. Lissauer, J.J. (1987). "Timescales for Planetary Accretion and the Structure of the Protoplanetary disk". Icarus 69 (2): 249–265. Bibcode:1987Icar...69..249L. doi:10.1016/0019-1035(87)90104-7. 
  76. "Rogue planet find makes astronomers ponder theory". Reuters. 2000-10-06. Retrieved 2006-05-25. 
  77. "Working Group on Extrasolar Planets (WGESP) of the International Astronomical Union". IAU. 2001. Retrieved 2006-05-25. 
  78. "General Sessions & Public Talks". International Astronomical Union. 2006. Retrieved 2008-11-28. 
  79. David S. Spiegel, Adam Burrows, John A. Milsom (2010). "The Deuterium-Burning Mass Limit for Brown Dwarfs and Giant Planets". arXiv:1008.5150 [astro-ph.EP]. 
  80. Spiegel; Adam Burrows; Milsom (2010). "The Deuterium-Burning Mass Limit for Brown Dwarfs and Giant Planets". arXiv:1008.5150 [astro-ph.EP]. 
  81. Wright, J. T.; et al. (2010). "The Exoplanet Orbit Database". arXiv:1012.5676 [astro-ph.SR]. 
  82. Exoplanet Criteria for Inclusion in the Archive, NASA Exoplanet Archive
  83. Boss, Alan P.; Basri, Gibor; Kumar, Shiv S.; Liebert, James; Martín, Eduardo L.; Reipurth, Bo; Zinnecker, Hans (2003). "Nomenclature: Brown Dwarfs, Gas Giant Planets, and ?". Brown Dwarfs 211: 529. Bibcode:2003IAUS..211..529B. 
  84. Clavin, Whitney (2005). "A Planet With Planets? Spitzer Finds Cosmic Oddball". Spitzer Science Center. Retrieved 2006-05-25. 
  85. P. Delorme, J. Gagn´e, L. Malo, C. Reyl´e, E. Artigau, L. Albert, T. Forveille, X. Delfosse, F. Allard, D. Homeier (2012). "CFBDSIR2149-0403: a 4-7 Jupiter-mass free-floating planet in the young moving group AB Doradus?". Astronomy & Astrophysics. Retrieved 2013-01-19. 
  86. Liu, Michael C.; Eugene A. Magnier, Niall R. Deacon, Katelyn N. Allers, Trent J. Dupuy, Michael C. Kotson, Kimberly M. Aller, W. S. Burgett, K. C. Chambers, P. W. Draper, K. W. Hodapp, R. Jedicke, R. -P. Kudritzki, N. Metcalfe, J. S. Morgan, N. Kaiser, P. A. Price, J. L. Tonry, R. J. Wainscoat (2013-10-01). "The Extremely Red, Young L Dwarf PSO J318-22: A Free-Floating Planetary-Mass Analog to Directly Imaged Young Gas-Giant Planets". Astrophysical Journal Letters. In Press. 
  87. "Planet or failed star? Hubble photographs one of the smallest stellar companions ever seen". ESA Hubble page. 2006. Retrieved 2007-02-23. 
  88. ۸۸٫۰ ۸۸٫۱ Zimmer, Benjamin. "New planetary definition a "linguistic catastrophe"!". Language Log. Retrieved 2006-10-04. 
  89. "A Travel Guide to the Solar System". National Public Radio. 2006. Retrieved 2006-11-18. 
  90. "Pluto's Planethood: What Now?". Smithsonian Air and Space. 2006. Retrieved 2007-08-21. 

پیوند به بیرون و کتاب‌شناسی[ویرایش]