نظریه خورشید مرکزی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
طراحی آندریاس سلاریوس از منظومه کوپرنیکی, از کتاب «هارمونیا ماکروکاسمیکا» (۱۶۶۰).

نظریه خورشید مرکزی(به انگلیسی: Heliocentrism) یک مدل نجومی است که در آن زمین و سایر سیارات به دور خورشید نسبتاً ثابت در مرکز منظومه شمسی می‌گردند. از نظر تاریخی نظریه خورشید مرکزی در تقابل با نظریه زمین مرکزی بود که زمین را در مرکز فرض می‌کرد. مفهوم زمینی که به دور خورشید می‌گردد، نخست در قرن سوم پیش از میلاد و توسط آریستارخوس ساموسی پیشنهاد شد. [۱] نظریه خورشید مرکزی آریستارخوس، حداقل در دنیای پسا باستان توجه اندکی به خود جلب نمود - شاید به دلیل ازبین‌رفتن آثار علمی دوران یونانی‌گرایی [۲] -، تا اینکه کوپرنیک آن را احیا و تشریح نمود. [۳]

ارائه یک مدل ریاضی برای نظریه خورشید مرکزی با قدرت پیش‌بینی کامل تا قرن شانزدهم میلادی به طول انجامید، یعنی زمانی که نیکلاس کوپرنیک، اخترشناس، ریاضی‌دان و روحانی کاتولیک لهستانی با ارائه این مدل باعث بوجود آمدن انقلاب کوپرنیکی شد. در قرن بعد یوهانس کپلر مدل را تشریح و گسترش داد تا شامل مدارهای بیضی شکل نیز باشد و همچنین گالیله مشاهدات تجربی برای این مدل با استفاده از تلسکوپ ارائه داد.

با مشاهدات ویلیام هرشل، فریدریش بسل و دیگران، اخترشناسان فهمیدند که خورشید آنگونه که در زمان کوپرنیک پنداشته می‌شد در مرکز جهان قرار ندارد. در دهه ۱۹۲۰، ادوین هابل نشان داد که خورشید تنها بخشی از یک کهکشان است که خود تنها یکی از میلیاردها کهکشان موجود است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Dreyer (1953), pp.135–48); Linton (2004), pp.38–9). The work of Aristarchus's in which he proposed his heliocentric system has not survived. We only know of it now from a brief passage in ارشمیدس's The Sand Reckoner.
  2. according to لوچیو روسو, the heliocentric view was expounded in ابرخس's work on gravity. (source: Lucio Rosso, The Forgotten Revolution, How Science was Born in 300BC and Why it had to be Reborn, pp 293-296)
  3. Dreyer (1953, pp.139ff).

پیوند به بیرون[ویرایش]