گوستان زاریان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
گوستان زاریان
Constant Zarian.png
زادروز ۲ فوریهٔ ۱۸۸۵(۱۸۸۵-02-0۲)
شاماخی
مرگ ۱۱ دسامبر ۱۹۶۹ میلادی (۸۴ سال)
ایروان
ملیت ارمنستان ارمنی
پیشه شاعر، روزنامه‌نگار

گوستان زاریان (به ارمنی: Կոստան Զարեան)، (زاده ۲ فوریهٔ ۱۸۸۵ در شاماخی - وفات ۱۱ دسامبر ۱۹۶۹ در ایروان) شاعر، روزنامه‌نگار ارمنی بود.

زندگی‌نامه[ویرایش]

گوستان زاریان تحصیلات ابتدائی را در شهر باکو گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به پاریس رفت. در سال ۱۹۰۴م به شهرستان بروکسل برای تحصیل در رشته ادبیات و فلسفه دانشگاه این شهر رفت. زاریان در همین سال‌ها شعرهایی به زبان‌های روسی و فرانسه سرود و به چاپ رساند.

وی در ۲۵ سالگی زبان مادری اش ارمنی را در شهر ونیز آموخت و به استانبول مهاجرت کرد و ماهنامه «معبد» را به زبان ارمنی منتشر ساخت. در سال ۱۹۱۴م به ایتالیا بازگشت و به کار روزنامه نگاری پرداخت. در سال ۱۹۲۰م دوباره به استانبول بازگشت و نشریه «بارتسراوانک» را منتشر ساخت.

در سال ۱۹۶۲م برای همیشه به ارمنستان بازگشت و در شهر ایروان ساکن شد و در سال ۱۹۶۹م در همین شهر بدرود حیات گفت.

نخستین کتاب شعر گوستان زاریان که یک منظومه بلند بود به زبان ایتالیایی و با نام «برای سرودن سه شعر درد زمین و درد آسمان‌ها» در سال ۱۹۱۴م انتشار یافت. ترجمه ارمنی این منظومه در سال ۱۹۳۱م به چاپ رسید. مجموعه شعر «تاج گل روزها» (استانبول ۱۹۲۲م)، منظومه معروف «عروس دادراگوم» در ۱۹۳۰م، رمان «کشتی بر فراز کوه» (۱۹۳۴)م و مجموعه منظومه‌های کتاب «اسطوره سرایی‌ها» از جمله آثار این شاعر است.

شعری از گوستان زاریان به نام (شعرم)[ویرایش]

می‌خواهم که ساده و فروتن باشد شعرمچندانکه تکه نانی بر میز کارگری
چندانکه عروسی فروتن و ساده انار درختی به شکوفه بنشستهکه با تب بهار جهان را می‌افروزد
و خموشانه رنج می‌کشد با عشقی ژرف و دردهائی پنهانرقص بازتاب نور در شعله‌های اشک در نقره تابان
در ژرفنای سایه سار یا صدائی نالانزیر و بم‌های ساز میان ملودی
می‌خواهم که شعر من بال زنان باشدچون خط کوهساران روشن و بشکوه
چون درخت پائیز خاموش و طلا بارانقدم‌های سنگین غریبی غمگین
درخشش افسرده آئینه‌ای بشکستهو پیچ و تاب خموشانه گندم‌ها می‌خواهم باشد
بگذار که قلب‌های روشنبا جذبه‌های تازه اندیشه‌ای سوخته
با نورهای درخشنده یا کهبا تیغ‌های تیز برهنه عشقی زخمین شعر مرا خوانند
آن جان هائی که مفهوم آرام چشمان مخملین ورزای نشخوارگر را می‌دانندو راز عظیم ستارگان آواز خوان را می‌فهمند
باید ضربان دلیر بال موسیقی نوازم را در یابندو نیز پرواز جستجوگر جانم را به قلب ظلمت‌ها
می‌خواهم که ساده و فروتن باشد شعرمچندانکه تکه نانی بر میز کارگری
چون جهان پی در پیدر دشت‌های طلائی بی کرانه جاودانگی
یا آنکه در مغاکی کورمی‌خواهم که ساده و فروتن باشد شعرم

منابع[ویرایش]