پرش به محتوا

ملک‌جهان خانم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از مهدعلیا)
ملک‌جهان خانم
مهد علیا
نایب‌السلطنه
عکس ملک‌جهان خانم اثر آنتوان سوریوگین
ملکه ایران
تصدی۱۲۵۰ – ۶ شوال ۱۲۶۴ ه‍.ق
پیشینگلین خانم
جانشینتاج‌الملوک (قاجار)
ملکه مادر
سلطنت۱۲۶۴ – ربیع‌الثانی ۱۲۹۰ ه‍.ق
پیشینگلین خانم
نایب‌السلطنه
سلطنت۱۲۶۴ – ۱۲۷۵ هجری قمری
پیشینعباس میرزا
جانشینکامران میرزا
زادهتبریز
۱۲۲۰ قمری
۱۱۸۳ خورشیدی
درگذشتهتهران
۶ ربیع‌الثانی ۱۲۹۰ قمری
۱۲۵۲ خورشیدی (۷۰ سال)
آرامگاه
آرامگاه محمدشاه در قم
همسر(ان)محمدشاه قاجار
فرزند(ان)سلطان ملک میرزا
سلطان محمود میرزا
ناصرالدین‌شاه
کشورخانم
عزت‌الدوله
نام کامل
نواب علّیِٖه عصمت الدنیا و الدین اُلُغ مهد علیا ملکهٔ نساءالعالمین
پدرمحمدقاسم ظهیرالدوله
مادربیگم جان خانم

ملک‌جهان خانم (زادهٔ ۱۲۲۰ قمری – درگذشته ۱۲۹۰ قمری)، ملقّب به مهد علیا، همسرِ محمّد شاه و مادرِ ناصرالدّین شاه و ملکه ایران بود. او را از چهره‌های درباری مهم این دوره می‌دانند.[۱][۲] با تحریک او میرزا تقی‌خان امیرکبیر از مقام صدارت اعظم برکنار و کشته شد.[۳] ملک‌جهان خانم همچنین آخرین زنی بود که ملقب به مهد علیا شد.[۴]او قدرتمند ترین و بانفوذترین زن در تاریخ قاجار بود

در دوره ناصرالدین شاه ریاست تمام زنان حرم خانه با مهد علیا بود و اغلب امور مهم حرم خانه را وی به انجام می رسانید نامه نگاری به امپراتریس های خارجی و زنان سفرا و پذیرایی از میهمانان زن خارجی که به حرم میآمدند بر عهده ملک جهان خانم بود.ملک جهان خانم نقش مهمی در انتصاب حکام و وزرا داشت[۵]بعد از مرگ وی ریاست حرمسرا به انیس الدوله همسر ناصرالدین شاه سپرده شد[۶]

معیرالممالک می نویسد: «مهد علیا را دستگاهی عظیم و پر شکوه بود. مادر بزرگم تاج الدوله نخستین همسر عقدی ناصرالدین‌شاه پس از جلوس او، برایم روایت می‌کرد که چهار خواجه‌سرا و بیست خدمتکار مخصوص همیشه همراه مهد علیا بودند؛ با جامه‌هایی فاخر و آراسته، چنان عزیز و محترم که زنان اندرون به آنان حسادت میکردن و برای جلب توجهشان چاپلوسی می‌کردند.در آبدارخانه و سفره‌خانهٔ او آن‌قدر قلیان‌های مرصع، فنجان‌های چای و قهوه، سینی‌ها، شربت‌خوری‌ها، قاشق‌ها و ظروف طلا و نقره انباشته بود که در دکان چند زرگر معتبر هم چنین مجموعه‌ای دیده نمی‌شد. سفرهٔ مهد علیا همیشه رنگین و پرنعمت بود؛ هر روز و شب، شصت تا هفتاد نفر از پسران و دختران فتحعلی‌شاه و دیگر بانوان بزرگ دربار بر سر سفره‌اش می‌نشستند.آفتابه‌لگن مخصوص مادر شاه از طلای جواهرنشان ساخته شده بود و دیگر آفتابه‌لگن‌ها از نقرهٔ میناکاری. او حمامی اختصاصی داشت که رختکن‌ها، خزانه‌ها، دیوارها و کف آن با زیباترین سنگ‌های مرمر آراسته بود و همهٔ ابزار و لوازم حمام از نقرهٔ فیروزه‌نشان ساخته شده بود.هفته‌ای دو بار، صبح‌ها به حمام می‌رفت. هر بار، کنیزان از درِ اتاق تا درِ حمام در دو صف می‌ایستادند و پرده‌ای بلند ـ بافته از طاقه‌های شال نگاه می‌داشتند تا هیچ‌کس مادر شاه را در جامهٔ خواب نبیند.[۷]

یکی از سیاحان اروپایی دربارهٔ نفوذ و قدرت مهد علیا چنین می‌نویسد: «ملکه‌ مادر، که در دربار به والده شهرت دارد، از چنان قدرت و اعتباری برخوردار است که به‌ویژه در تعیین حکّام، انتخاب وزرا و حتی در ازدواج‌های شاه نقش تعیین‌کننده دارد. ماجراهای او همیشه خوراک اصلی شایعات و گفت‌وگوهای مردم شهر است.»[۸]

زندگی

[ویرایش]

ملک‌جهان خانم (زاده شده به نام نواب علّیِٖه عصمت الدنیا و الدین اُلُغ مهد علیا ملکهٔ نساءالعالمین)، دختر امیر محمد قاسم خان قاجار قوانلو (ملقب به ظهیرالدوله) و بیگم جان (دختر دوم فتحعلی شاه قاجار) بود. در ۱۶ سالگی او را به عقد پسردایی‌اش محمدمیرزا که آن زمان ولیعهد بود درآوردند.[۹] او پس از آنکه پسرش شاه شد، مهد علیا لقب گرفت.[۱۰]

حاصل ازدواج او با محمدشاه، پنج فرزند به نام‌های سلطان ملک میرزا، سلطان محمود میرزا، ناصرالدین میرزا، کشورخانم و عزت‌الدوله بود که سه فرزند دیگر در کودکی درگذشتند.[۱۱] او در ۲۵ سالگی، پسرش ناصرالدین میرزا و در ۳۰ سالگی، دخترش، ملک‌زاده خانم (عزت‌الدوله) را به دنیا آورد. محمدشاه با اینکه ناصرالدین میرزا را از ۵ سالگی به عنوان جانشین خود معرفی کرده بود، چند بار قصد کرد پسر دیگرش عباس میرزا (پسر خدیجه خانم چهریقی که نسبش به شیخ‌های نقشبندیه می‌رسید) را ولیعهد کند. در سال ۱۲۶۴ ق که محمدشاه درگذشت، مهد علیا پسرش را که در تبریز بود به تهران فراخواند و خود نیز به کمک هوادارانش و سفارت انگلیس برای ۴۵ روز امور مملکت را به دست گرفت و آرامش شهر را حفظ کرد. او به عنوان ملکه مادر نایب‌السلطنه شورای سلطنت را تشکیل داد و میرزا آقاسی وزیر محمدشاه را که هوادار عباس میرزا بود، عزل کرد. عباس میرزا و خدیجه خانم چهریقی نیز که از جانب او احساس خطر جانی می‌کردند با کمک فرهاد میرزا معتمدالدوله به سفارت انگلیس پناه بردند و در آنجا تحصن کردند.[۱۲]

مهد علیا بسیار باهوش بود. بر ادبیات فارسی و زبان عربی مسلط بود، با موسیقی و آواز آشنا بود و خط ریز و خط درشت می‌نوشت. شعر می‌گفت و در سخنانش از مثل‌ها و روایات زیادی استفاده می‌کرد. او قرآن را به صورت دودانگ در آهنگ حجاز می‌خواند. مهد علیا به ساختن و نوسازی بناها مانند باغ مادر شاه در مرقد شاه عبدالعظیم، مدرسه حکیم‌باشی (یا مدرسه مهد علیا)، ساختن بارگاه و بقعه زبیده خاتون، تعمیر و اتمام مسجد امیرقاسم خان، پدرش (یا مسجد مادر شاه) توجه داشت. از مهد علیا چند سجع مُهر با عنوان‌های «ملک النساء العالمین»، «عصمت الدنیا و الدین» و … باقی است.[۱۳] او به مطالعه دیوان شعرا و کتب تاریخ رغبت فراوان داشت و کتابخانه خصوصی او را این دو نوع کتاب تشکیل می‌داد.[۱۰]

مهد علیا در روزگار پادشاهی پسرش تا هنگام مرگ به نفوذ بالایی در برخی از کارهای کشور دست یافت و با برکناری و بعد قتل امیرکبیر در حمام کاشان، وی کمک کرد تا میرزا آقاخان نوری به صدراعظمی برسد و از آن زمان، دستی بازتر در امور حکمرانی یافت. یکی از دلایل ناخرسندی مهد علیا نسبت به امیرکبیر، این بود که امیر کبیر را طرفدار حذب خدیجه ی چهریقی و پسرش عباس میرزای ملک آرا می‌دانست و او را تهدیدی برای تاج و تخت پسرش گمان میکرد و در سر می‌پنداشت که عباس میرزا با پشتیبانی امیر بر تخت خواهد نشست. با وجود کینه او از امیر ملکجهان خانم دخترش ملک‌زاده خانم ملقب به عزت‌الدوله در روز جمعه ۲۲ ربیع‌الاول از سال ۱۲۶۵ ق.[۱۴] به همسری میرزا محمد تقی‌خان فراهانی (امیرکبیر) درآورد تا موجب رفع کدورت در میان آن دو شود. ملکزاده خانم در سال های اول چندان از وضعیت زندگی خود راضی نبود و مهر امیر کبیر را در سینه نداشت چرا که امیر قبل از او همسری دیگر داشت و به خاطر ازدواج با او همسرش را طلاق داد اما با گذشت سالها او نیز به امیر علاقه پیدا کرد. تمامی این اتفاق ها نتوانست سو نظر مهد علیا نسبت به امیرکبیر را تغییر دهد چرا که او را هنوز تهدیدی برای پسرش گمان میکرد. مهد علیا به همراه اعتمادالدوله نوری به نزد ناصرالدین‌شاه رفته و به شاه اطلاع دادند که امیرکبیر قصد دارد او را از سلطنت خلع کرده و عباس میرزای نایب‌السلطنه را جای وی بگمارد. مذاکرات آن‌ها در شاه جوان اثر کرد و امیرکبیر از چشم وی افتاد. جناح مخالف امیرکبیر تمام کوشش خود را برای مبارزه با اصلاحات وی و براندازی‌اش صرف کرد. پس از تبعید امیرکبیر به کاشان و زمانی که قرار شد امیر را از تهران حرکت دهند، مهد علیا به منزل دخترش عزت‌الدوله آمد تا با او وداع کند ولی امیر خودش را کنار کشید و گذشته و کارهای وی را به روی او آورد.[۱۵] سرانجام امیر کبیر در سال ۱۲۶۸ در حمام فین کاشان به قتل رسید. مهد علیا پس از مرگ امیرکبیر، موجب صدراعظم شدن میرزا آقا خان نوری اعتمادالدوله شد و دخترش عزت الدوله ملکزاده خانم به عقد میرزا کاظم‌خان درآمد پس از ازدواج او ملکجهان خانم سرپرستی دختران عزت الدوله و امیر کبیر (تاج الملوک و همدم الملوک) را بر عهده گرفت دختران به شدت به مادر بزرگ خود علاقه مند بودند به طوری که سر خود را هنگام خواب بر دو بازوان او می‌گذاشتند. حتی پس از ازدواج های متعدد عزت الدوله دختران او به دلیل وابستگی شدید در نزد مهد علیا زندگی میکردند. [۱۶]

مهد علیا در سن ۷۱ سالگی در ۶ ربیع‌الثانی ۱۲۹۰ ق. هنگامی که ناصرالدین‌شاه به سفر اروپا رفته بود در تهران درگذشت پس از فوت او حرمسرای شاهی سایه ای از غم بر سر اهالی آنجا پدیدار کرد. دخترش، عروس هایش و نوه هایش همگی تا بازگشت ناصرالدین شاه در حزن کامل فوت او به سر میبرند. ملکجهان خانم مهد علیا به وصیت خودش در مقبره ای که در آرامگاه محمدشاه واقع در حرم حضرت معصومه در قم برای او تدارک دیده شده بود به خاک سپرده شد.[۱۷]

زندگی سیاسی

[ویرایش]

ملک جهان خانم ملقب به مهدعلیا قدرتمند ترین و با نفوذ ترین زن در تمام تاریخ قاجار بود همچنین یکی از مقتدرترین زنان قاجار .ملک جهان خانم در دوران شوهرش داری اقتدر و قدرت بسیاری بود به طوری که دخالت کاملا مستقیم در دوران شوهرش داشت همچنین در عزل و نصب افراد دولتی دست داشت .در اداره امور مملکت اعمال نفوذ میکرد.محمد شاه توصیه های ملکه مهد علیا را می پذیرفت و به خواسته های او عمل میکرد[۱۸]ملک جهان خانم در تحولات بعدی بسیار مؤثر بود[۱۹]پس از درگذشت محمدشاه، مهدعلیا بی‌درنگ چاپاری تندرو به تبریز فرستاد تا فرزندش، ناصرالدین‌میرزا ولیعهد شانزده‌ساله را از مرگ پدر آگاه کند. او خود در تهران زمام امور را به دست گرفت و به سامان دادن کارهای کشور و ادارهٔ دستگاه حکومت پرداخت.می‌گویند مهد علیا همیشه دو چارقد بر سر می‌انداخت: یکی سیاه و دیگری الوان. خود او می‌گفت: «این سیاه را برای سوگِ شوهرم، محمدشاه، و آن دیگری را برای شادیِ سلطنت پسرم، ناصرالدین‌میرزا، بر سر می‌کنم.» همین دو چارقد، نمادی از دوگانه‌ی اندوه و قدرت در زندگی او بود.پس از کنار رفتن حاج میرزا آقاسی از صدارت و پناه بردنش به حضرت عبدالعظیم آن هم به فرمان مهد علیا ، گروهی از رجال و شاهزادگان قاجار گرد هم آمدند و مجلسی مشورتی تشکیل دادند. گاه نمایندگان سیاسی دو دولت بزرگ آن روزگار، کلنل جاستین شیل از سوی انگلستان و پرنس دالگوروکی از سوی روسیه نیز در این نشست‌ها حضور می‌یافتند. در این مجلس درباره‌ی امور کشور، بحران‌ها، و شیوه‌ی اداره‌ی مملکت گفت‌وگو می‌شد. تصمیم‌های نهایی را به نظر مهد علیا می‌رساندند و او فرمان اجرای آن‌ها را صادر می‌کرد.در حقیقت، تا زمانی که ناصرالدین‌شاه از تبریز به تهران برسد سفری که صد روز به طول انجامید ،مهد علیا عملاً نایب‌السلطنه‌ی ایران بود؛ زنی که در غیاب شاه، زمام امور را با اقتدار و هوشمندی در دست گرفت و مسیر انتقال قدرت را مدیریت کرد.مهد علیا چندین مهر مخصوص داشت که نام و عنوان او بر آنها کنده شده بود و با آنها فرامین و احکامش را مُهر می‌کرد. سجع یکی از این مهرها چنین بود:

«مهینِ مادرِ ناصرالدین‌شهم»

و بر مهر دیگر این عبارت نقش بسته بود:

«شهِ جم‌نگین را مهینِ مادرم»[۲۰]

کاروان شاه در هجدهم ذی‌قعده سال ۱۲۶۴ وارد تهران شد؛ پایتخت در آن روزها وضعیتی آشفته و ناپایدار داشت. مهدعلی، که از مدعیان سلطنت ،به‌ویژه هواداران عباس‌میرزا ملک‌آراء، دیگر پسر محمدشاه که خود و مادرش خدیجه‌سلطان نزد شاه محبوب بودند بیم داشت، به سفارتخانه‌های انگلیس و روس پناه برد. او پس از جلب حمایت آن دو قدرت، توانست زمام امور را با اقتدار در دست بگیرد.تهران و دیگر ولایات در آن روزگار در آشفتگی کامل به سر می‌برد. حاجی میرزا آقاسی، وزیر ناتوانِ محمدشاه، که در دوران صدارتش بسیاری از رجال و درباریان را از خود دل‌زده کرده بود و جز شخص شاه هیچ پشتیبانی نداشت، در واپسین روزهای حکومت محمدشاه از بیم جان به قلعهٔ عباس‌آباد پناه برده بود. او می‌کوشید از عباس‌میرزا ملک‌آرا به‌عنوان جانشین شاه حمایت کند تا شاید از این راه قدرت خود را حفظ کند.میرزا آقاسی حتی چندین نامه به رضاقلی‌خان هدایت‌الله‌باشیِ عباس‌میرزا نوشت و از او خواست که ملک‌آرا را به قلعهٔ عباس‌آباد بیاورد تا با نایب‌السلطنه کردن او همچنان زمام امور را در دست داشته باشد. اما رضاقلی‌خان، به‌سبب ترس از مهدعلیا و نیز مخالفت شدید رجال درباری، از انجام این کار خودداری کرد.[۲۱]او در دوران ناصرالدین شاه عزل و نصب افراد دخالت کامل داشت و در اداره امور مملکت اعمال نفوذ می کرد[۲۲]پس از مرگ محمدشاه در شوال ۱۲۴۶ هجری، آشفتگی ایران شدت گرفت و پایتخت بیش از پیش در هرج‌ومرج فرو رفت. در چنین فضایی، ناصرالدین‌میرزا جوانی نوزده‌ساله و بی‌تجربه بر تخت سلطنت نشست و میرزا تقی‌خان امیرنظام، که بعدها به امیرکبیر شهرت یافت، زمام صدارت را به دست گرفت. اما مهد علیا، مادر شاه، از همان آغاز با او سر سازگاری نداشت و به تدریج دامنهٔ دسیسه‌ها و تحریکات خود را گسترده‌تر کرد.ناصرالدین‌شاه که در ابتدا در برابر فشارهای مادر و بدخواهان امیرکبیر مقاومت می‌کرد، سرانجام در برابر توطئه‌های پی‌درپی تسلیم شد. امیرکبیر از صدارت برکنار گردید و اندکی بعد، به فرمان شاه و با اصرار مهد علیا، به قتل رسید. با حذف او، میدان برای تاخت‌وتاز خاندان‌های فرصت‌طلب و نفوذ بیگانگان بیش از پیش گشوده شد.در روزهای بیماری محمدشاه، میرزا آقاخان نوری که بعدها رسواترین صدراعظم این دوره لقب گرفت با جهان‌خانم مهد علیا روابط پنهانی برقرار کرده بود و از همین راه به سفارت انگلیس نزدیک شد. حاجی میرزا آقاسی، صدراعظم وقت، چون از این رابطه آگاه شد، برای جلوگیری از رسوایی، سکوت اختیار کرد و به اطرافیان خود نیز دستور داد که هیچ‌یک از دیده‌ها و شنیده‌هایشان را بازگو نکنند.آقاخان گزارش‌ها را منتقل می‌کرد و میرزا نیز ماجرا را به سفارت انگلیس اطلاع می‌داد. از سوی دیگر، میرزا آقاخان نوری هر آنچه را که می‌خواست به گوش شاه برساند، ابتدا به مهدعلیا القا می‌کرد و او همان مطالب و دیدگاه‌ها را برای شاه بازگو می‌نمود. در دوران ناصرالدین‌شاه، رابطهٔ غیرعادی میان میرزا آقاخان و مهدعلیا باعث شد شاه برای کنترل اوضاع، شاهزاده محمدولی‌میرزا پسر فتحعلی‌شاه را مأمور کند که در اندرون مهدعلیا ساکن شود و دستور دهد هیچ‌کس بدون اجازهٔ او حق ملاقات با نواب را نداشته باشد. پس از این ماجرا، میرزا آقاخان تبعید شد.[۲۳]

پس از درگذشت محمدشاه، یکی از نخستین اقداماتی که برای آماده‌سازی سلطنت ناصرالدین‌شاه انجام گرفت، برکناری حاجی میرزا آقاسی از مقام صدارت، تأیید احکام حکام ایالات و ولایات و دستور به ادامهٔ کار آنان، و نیز فرو نشاندن فتنهٔ سیف‌الملوک میرزا قاجار بود. اما حاجی میرزا آقاسی فرمان مهد علیا را دربارهٔ عزل خود نمی‌پذیرفت و برخی شاهزادگان نیز با او هم‌داستان بودند. از سوی دیگر، وزیرمختاران روس و انگلیس به امرا پیام داده بودند که باید شاهنشاه ایران به تخت نشیند و هر چه او حکم کند معتبر خواهد بود؛ و تا آن زمان، همچنان حاجی میرزا آقاسی را صدر اعظم می‌شمردند.«با آن همه رأفت و مرحمت که از شاهنشاه غازی نصیب تو شد، در روزگار بیماری و ناتوانی او حتی به عیادتش نرفتی؛ اکنون دیگر اظهار دلاوری و کاردانی چه سود دارد؟ ما خود توان نگهبانی خانه و خزانهٔ صاحب تخت و تاج را داریم و به تدبیر نادرست تو محتاج نخواهیم بود.»امرا فرمان مهد علیا را گرفتند و در پاسخ وزیرمختاران روس و انگلیس فرستادند و نوشتند: «تا زمانی که شاهنشاه ایران به این شهر نرسیده، فرمان مهد علیا نافذ است. ما خود حاجی میرزا آقاسی را عزل نکرده‌ایم؛ بلکه چون والدهٔ ماجدهٔ شاهنشاه حکم صریح در این باب فرمود، ما نیز بر وفق فرمان او رفتار کردیم. ما را در عزل و نصب صدراعظم چه دخالتی است؟ اکنون نیز هر چه به رقم مهد علیا مقرّر گردد، همان را معتبر می‌دانیم و از آن سر نخواهیم پیچید.»فرمان از سوی مهد علیا صادر شده بود.[۲۴]

در همان زمان، وزیران مختار روس و انگلیس به حضور او رسیدند و دربارهٔ حاجی میرزا آقاسی بسیار سخن گفتند. اما پاسخ‌هایی که از سر خرد و انصاف از مهد علیا شنیدند چنان استوار و سنجیده بود که خودشان حیران ماندند و گفتند: «در چهارده سالی که در ایران بوده‌ایم، از هیچ مردی سخنی به این استواری و پختگی نشنیده‌ایم.» پس از این گفت‌وگو، از دخالت در کار حاجی میرزا آقاسی دست کشیدند و او یکباره درمانده شد.از سوی دیگر، بزرگان دربار چنین صلاح دیدند که مهد علیا به همهٔ شهرها فرمان دهد که حکام و کارگزاران از کار خود دست نکشند و هیچ حکمی را که پیش‌تر صادر شده تغییر ندهند تا زمانی که شاهِ صاحب تاج و تخت به پایتخت برسد.پس از مرگ شاهنشاه غازی، قبایلی که در اطراف دارالخلافه ساکن بودند به یاغی‌گری برخاستند؛ راه‌ها را بر رهگذران بستند و گذرگاه‌ها را به قتلگاه تبدیل کردند. مهد علیا، به مشورت شاهزاده علیقلی میرزا، فرمان داد که سلیمان‌خان افشار با گروهی از لشکر جزار از پایتخت بیرون رود و این طاغیان ناسپاس را کیفر دهد. سلیمان‌خان با چهارصد سوار افشار تا حوالی قزوین پیش رفت، شر راهزنان را از سر کاروان‌ها برداشت و راه‌ها را برای کاروانیان امن و گشوده ساخت.[۲۵]

ویژگی ها

[ویرایش]

معیرالممالک دربارهٔ مهدعلیا می‌نویسد : که او زیبایی ظاهری چشمگیری نداشت، اما از موهبت‌های معنوی بهره‌ای فراوان برده بود. بانویی باهوش،با سواد، کاردان و توانمند بود. ادبیات فارسی و قواعد زبان عربی را به‌خوبی می‌دانست و هم خط درشت و هم خط ریز را خوش و استوار می‌نوشت. به مطالعهٔ تاریخ و دیوان‌های شاعران علاقه‌ای بسیار داشت و کتابخانهٔ خصوصی‌اش بیشتر از همین کتاب‌ها تشکیل می‌شد. گفتارش شیرین و در گفتگو حاضر‌جواب بود. امثال، حکایات و اشعار بسیاری در حافظه داشت و در هنگام سخن، هر یک را به‌جا و به‌موقع به کار می‌برد.[۲۶]آن بانوی بزرگ، هنرمندی چیره دست بود که در گلدوزی و نقاشی مهارت داشت. آثار گلدوزی او، کارشناسان و هنرمندان را به شگفتی وامی‌داشت.وی زنی هوشمند و کاردان بود که علاوه بر ذوق سرشار و طبع روان، از جایگاه و پایه فراوانی برخوردار بود و همواره دانشمندان را گرامی می‌داشت.[۲۷]

او گاه شعر می سرود یکی از اشعار او:از مرد و زن آن که هوشمند است اندر همه حال سربلند است.

بی دانش اگر زن است اگر مرد باشد به مثال خار بی درد[۲۸]

مهد علیا از اوژن بوره Eugene Bore فرانسوی خواست به پسرش ولیعهد ناصر الدین میرزا زبان فرانسه آموزش دهد [۲۹]از مشاوران مهد علیا زنی به نام مادام حاجی عباس فرانسوی بود که آموزش دو فرزندش ناصر الدین میرزا و عزت الدوله را هم به عهده داشت[۳۰]لیدی شیل زمانی که به ملاقات مهد علیا می رود می نویسد بدن او به مقداری خیلی بیشتر از آنچه معمول زنهای اروپایی است نمایان بود[۳۱]

لقب

[ویرایش]

ملک‌جهان خانم آخرین شخصی بود که لقب مهد علیا را داشت[۴][۳۲] اما اسم و لقب مهد علیا سابقه‌ای طولانی‌تر از عهد قاجار دارد و در دوران صفویه و قبل از صفویه نیز متداول بوده است. یکی از همسران شاه عباس مهد علیا دختر عمویش بود. همچنین خیرالنساء بیگم همسر سلطان محمد خدابنده لقب مهد علیا داشت. به اسامی و القاب مهد علیا (سلجوق‌شاه خاتون) همسر حسن پادشاه و مادر سلطان خلیل و اوغورلو محمد و همچنین «مهد علیا گوهرشاد بیگم» یا «گوهرشاد آغا» برمی‌خوریم و همان‌طور که گفته شد، این خود نشانگر آن است که این لقب پیش از سلسله صفویه نیز رایج بوده و در سلسله قاجار نیز رسم بر این شد که مادر شاه را مهد علیا بنامند؛ در نتیجه مادر محمدشاه قاجار یعنی همسر عباس میرزا نایب‌السلطنه و مادران سایر شاهان بعدی قاجار لقب مهد علیا گرفتند.[۳۳]

دودمان

[ویرایش]

در رسانه

[ویرایش]
سال تولید بازیگر سریال
۱۴۰۰ مریلا زارعی جیران (مجموعه نمایش خانگی)
۱۴۰۰ شقایق دهقان قبله عالم (مجموعه نمایش خانگی)
۱۳۸۸ آزیتا حاجیان سال‌های مشروطه
۱۳۶۴ فخری خوروش امیرکبیر
۱۳۵۴ ایرن زازیانس سلطان صاحبقران

گالری تصاویر

[ویرایش]


پانویس

[ویرایش]
  1. «مادر ناصرالدین شاه / عکس». پایگاه خبری تحلیلی جمهوریت. ۲۰۱۴-۰۸-۲۴. بایگانی‌شده از اصلی در ۶ ژوئیه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۰۱۴-۰۸-۲۳.
  2. >فرخ‌زاد ص. ۸۰۱
  3. ألتونجی، محمد (۲۰۰۱). معجم أعلام النساء. بیروت: دارالعلم للملایین. ص. ۱۶۹.
  4. 1 2 معزّی، فاطمه (بهار ۱۳۸۷). «مهدعلیاهای دوره قاجار». تاریخ معاصر ایران. ۱۲ (۴۵): ۱۵۷–۱۸۲. دریافت‌شده در ۲۸ اوت ۲۰۱۹.
  5. مقاله:فعالیتهای سیاسی - اجتماعی ملک جهان خانم مهد علیا در دوران قاجار:محمدرضا علم_سکینه دنیاری.
  6. معبر الممالک، رجال عصر ناصری، ۱۱ ص ۲۳۳.
  7. رجال عصر ناصری می ۲۲۴.
  8. ادوارد پاکوب پولاک، سفرنامه پولاک، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: انتشارات خوارزمی ۱۳۹۱، ص ۱۱۴.
  9. فرخ‌زاد، ص. ۵۴
  10. 1 2 معیری، دوستعلی، ص ۲۳۳
  11. «Children of Mohammad Shah Qajar». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۱۹ فوریه ۲۰۱۲.
  12. فرخ‌زاد، ص .۵۴
  13. فرخ‌زاد ص. ۵۴
  14. د. صادقی، زنان نامدار در دوران قاجار بایگانی‌شده در ۱۱ مه ۲۰۰۶ توسط Wayback Machine وبگاه آشنا
  15. کتاب زندگانی میرزا تقی خان امیرکبیر، تألیف حسین مکی، سال 1373.
  16. فرخ‌زاد، ص .۵۴
  17. فرخ‌زاد ص. ۵۴
  18. سلسله قاجار :سیروس اسعدی صفحه ای ۱۱۵_۱۶۴.
  19. تاریخ جامع ایران جلد ۱۲ صفحه ای ۱۳۴.
  20. فاتح هرات:ناصر نجمی صفحه ای ۲۹.
  21. ایران و استعمار انگلیس صفحه ای ۵۹۳.
  22. رجال عصر ناصری، ص ۱۳۳.
  23. اسماعیل را بین حقوق بگیران انگلیس در ایران، ص ۲۴۹.
  24. ناسخ التواريخ، ج ۳، صفحه ای ۹۳۶/۹۴۳.
  25. ناسخ التواريخ، ج ۳ صفحه ای ۹۳۶/۹۴۳.
  26. معبر الممالک، رجال عصر ناصری، ۱۱ ص ۲۳۳.
  27. زنان مشهور ایران :فخری قومی صفحه ای ۱۰۳.
  28. اسکندری، نازلی، زن ایرانی و عصر روشنگری بازخوانی تاریخ تحول اجتماعی زن ایران ص 67.
  29. اسکندری، نازلی، زن ایرانی و عصر روشنگری بازخوانی تاریخ تحول اجتماعی زن ایران صفحه ای 67.
  30. نوایی، عبدالحسین جهان اسلام ایران از قاجاریه تا پایان عهد ناصری صفحه ای 485.
  31. و که گروزن، ایران و قضیه ایران ترجمه غ وحید مازندرانی صفحه ای 72.
  32. سلسله قاجار:سیروس اسعدی صفحه ای ۱۱۵_۱۶۴.
  33. زنان نامدار تاریخ ایران، مهد علیا مادر ناصرالدین شاه، نگارش و تألیف فریبرز بختیاری اصل، انتشارات زوار، تهران ۱۳۷۵

منابع

[ویرایش]
پادشاه پیشین:
محمدشاه
مهدعلیا
شاهنشاه ایران

۱۲۲۷

جانشین:
ناصرالدین شاه قاجار