تاریخ الهیات مسیحی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


دکترین تثلیث که دکترین اصلی مسیحیت است به تدریج و در گذر زمان ایجاد شد تا اینکه در اولین شورای نیقیه رسمیت یافت. بیشترین ادله برای این دکترین در انجیل یوحنا یافت میشود و اناجیل دیگر به دین یهودیت نزدیکتر هستند.

نوشته شدن کتاب مقدس[ویرایش]

در ابتدا تفاوت زیادی بین یهودیت و مسیحیت وجود نداشت. عیسی خود یهودی زاده بود و تمامی حواریون وی نیز یهودی بودند و از قوانین یهودی نظیر کشروت و شبات تبعیت میکردند. تنها تفاوت این گروه با بقیه یهودیان قبول کردن عیسی به عنوان مسیح موعود بود. مسیحیان اولیه کتاب مجزایی نداشتند و تنخ را قبول داشتند. نوشتارهای حواریون به تدریج و در گذر زمان جمع گردید تا تبدیل به کتاب مقدس امروزی شد. اولین دست نوشته های حواریون در بین مسیحیان اولیه به صورت دست به دست منتقل میشد. در حدود قرن اول میلادی نوشتارهای پولس در بین مسیحیان یافت میشد. جاستین مارتیر در حدود سال 200 میلادی در مورد خاطرات حواریون صحبت کرده است. ایرنئوس در سال 160 میلادی در مورد اینکه کتاب اعمال رسولان نیز باید در کتاب مقدس گنجانده شود زیرا نویسنده آن با نویسنده انجیل لوقا یکی است صحبت کرده است. در سال 200 میلادی اوریگن از 27 کتاب به عنوان کتاب مقدس یاد کرده است. در سال 367 میلادی آتاناسیوس لیستی از کتاب مقدس ارائه میدهد که با کتاب مقدس امروزی در بین مسیحیان یونانی یکسان است.

شورای اورشلیم[ویرایش]

نوشتار اصلی: شورای اورشلیم
نوشتار اصلی: ختنه شدن در مسیحیت اولیه

شورای اورشلیم در جدایی مسیحیت از یهودیت نقش مهمی داشت. در این زمان مسیحیت دارای گروندگان غیریهودی زیادی شده بود و سئوال اصلی این بود که آیا این گروندگان که بر خلاف پیروان اولیه یهودی زاده نبودند نیاز دارند از قوانین یهودی تبعیت کنند یا خیر. در نهایت تصمیم گرفته شد که غیریهودیان مسیحی شده که خداترس نامیده میشدند نیازمند این نیستند که از قوانین یهودی نظیر ختنه تبعیت کنند. از این زمان مسیحیت به طور کامل از یهودیت جدا شد و تبدیل به دین مجزایی گردید.

الهیات اولیه مسیحی[ویرایش]

الهیات اولیه مسیحی بر پایه روش زندگی برای پیروی از مسیح ساخته شده است. این دستورها از تعالیم اولیه مسیحیت نظیر خطبه کوه، شورای اورشلیم و نوشتارهای پولس گرفته شده است. با گسترش مسیحیت بسیاری دانشمندان یونانی که تحصیلات بالایی داشتند به آن گرویدند. بسیاری از این دانشمندان یونانی کشیش شدند و در گسترش مسیحیت نقش به سزائی داشتند. از آن جمله میتوان به جاستین مارتیر، ایرنئوس، ترتولیان، کلمنت اسکندریه و اوریگن اشاره کرد. دکترینهای اصلی مسیحیت در این زمان به تدریج شکل گرفت. بیشتر نوشتارها در این زمان به زبان یونانی بود و از این زمان مسیحیت ارتدوکس پایه ریزی شد.

اولین شورای نیقیه[ویرایش]

نوشتار اصلی: شورای نیقیه
نوشتار اصلی: آریوس
نوشتار اصلی: آریانیسم

در ابتدا تمامی مسیحیان به دکترین تثلیث اعتقاد نداشتند. از مهمترین این افراد آریوس بود که پایه گذار مکتب آریانیسم بود. آریوس اعتقاد داشت که خدای پدر از خدای پسر بزرگتر است. او این باور را از انجیل یوحنا استخراج کرده بود. اولین شورای نیقیه به منظور مبارزه با آریوس و تدوین دکترین رسمی کلیسا تشکیل شد. آریوس با اینکه طرفداران زیادی داشت در این شورا به شدت طرد شد و دکترین رسمی تثلیث از این شورا بیرون آمد. آریوس مجبور به فرار شد و تمامی کتابهای او سوزانده شد. شورای نیقیه مذهب مسیحیت را یکسان کرد و هماهنگی بین مسیحیت در تمامی مناطق پدید آورد.

مقام پاپ[ویرایش]

مقام پاپ در ابتدا وجود نداشت و به تدریج ایجاد شد. ریشه اصلی این مقام مشخص نیست ولیکن به طور کلی تصور میشود که پطرس مهمترین حواریون بود و بعد از مرگ عیسی او به رم رفت و اولین پاپ شد. پاپهای بعدی ادعا میکردند که جانشین پطرس هستند.

مسیحیت بیزانس[ویرایش]

بعد از اینکه امپراطوری روم غربی نابود شد و فروپاشید مسیحیت شرقی که در قستنطنیه بود مرکز اصلی مسیحیت شد و تا سال 1453 پایدار ماند. بسیاری از الهیات مسیحی قرون وسطی در قستنطنیه شکل گرفت. شورای چلکدون در سال 451 میلادی در چلکدون تشکیل شد. کلیسای اولیه، همچون امپراطوری روم به دو بخش شرقی-یونانی و غربی-لاتینی تقسیم شده بود. علاوه بر تفاوت زبانی میان این دو بخش، تفاوت‌های فرهنگی نیز وجود داشت. مسیحیت اولیه میان غیریهودیان، مسیحیتی یونانی بود، و عهدِجدید نیز به یونانی نوشته شده بود. حتی در غرب امپراطوری نیز کلیساهای اولیه یونانی‌زبان بودند و کلیسای روم نیز تا قرن سوم عمدتاً یونانی‌زبان باقی‌ماند. نخستین نشانه‌های مسیحیتِ لاتینی در شمال آفریقا به‌چشم می‌خورد و ترتولیانِ۲ آفریقایی (در پایان قرن دوم) نخستین نویسندهٔ مهم مسیحیِ لاتینی‌زبان است. در قرون اولیه، اگرچه گاه بین کلیساهای یونانی‌زبان و لاتینی‌زبان تنش‌هایی به‌وجود می‌آمد، اما در مجموع این کلیساها هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیزی داشتند. بعدها، پس از اضمحلال امپراطوری روم در قرن پنجم در غرب، این کلیساها از هم جدا، و بعدها به کلیسای ارتدکس شرق و کاتولیک رومی تبدیل شدند.

منابع[ویرایش]