غیبت امام زمان
|
|
لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکیپدیا نامناسب است. لطفا کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامهای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر را ببینید. |
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
از زمانی که به عقیده شیعیان دوازده امامی امام مهدی از دیدهها پنهان شده و در پس پرده غیبت زندگی خود را شروع کردهاست، انبوهی از پرسشها، پیرامون مسائل غیبت مطرح شدهاست که بسیاری از آنها از یک پیشینه دیرینهای برخوردار است، به گونهای که بسیاری از این سؤالها در نوشتههای نویسندگان کتابهای مربوط به امام مهدی در قرن چهارم و پنجم اسلامی مطرح گردیده و علما پاسخهای مناسبی به آن دادهاند.
به عقیده شیعیان دوازده امامی اصولاً هر جامعهای برای خود تشکیلات و سازمانی دارد، و برای بقا و ادامه کار سازمانها و به منظور تعقیب هدف، وجود رهبری لازم است. هرگاه این رهبر در دل اجتماع باشد، وجود و مداخلهاش در رهبری و گردش تشکیلات و سازمانها لازم و ضروری خواهد بود، ولی هرگاه که رهبر به عللی محبوس، یا تبعید و دور افتاده، یا مریض و بیمار باشد، وجود او برای پیگیری امور اجتماع و افراد، کافی خواهد بود؛ زیرا باز مردم به امید آن رهبر، دست به دست هم داده، کارها را ادامه میدهند. در طول تاریخ، در میان ملل زنده که قیام و نهضتهایی داشتند، برای این مطلب گواهیهای فراوانی وجود دارد[نیازمند منبع] که نشان میدهد تا آن رهبر از حیات و زندگی برخوردار بوده، هر چند از نزدیک موفق به رهبری نمیشده، اما تشکیلات آن گروه، باقی و پایدار میماندهاست؛ اما لحظهای که حیات و زندگی او به پایان میرسید، تفرقه و دو دستگی، پراکندگی قوا و نابسامانی در میان جمعیت حکمفرما میگردید.
به عقیده برخی شیعیان اگر رهبر یک جنبش در میان مردم هم نباشد، وجود واقعی او میتواند الهامبخش معنوی و مایه امید، تحرّک و یادآوری گردد و اما در مورد اینکه چرا خداوند امام را در موقع ظهور خلق نکرد، باید گفت: اگر چنین بود، اصولاً عنوان انتظار ظهور مصلح، واقعیت خارجی پیدا نمیکرد، زیرا انسانها در انتظار فردی میتوانند باشند که به زنده بودنش معتقدند والاّ نمیتوان بشریت را به این دلخوش داشت که چند سال بعد ممکن است کسی به دنیا آید که قرار است نقش منجی را ایفا کند. پس آدمیان در شناخت دقایق و ظرایف حیات و برای آنکه در مسیر تکاملی به پیکار برخیزند، لازم است که از وجود رهبری، حتی اگر غایب باشد، الهام گرفته و بهرهمند گردند.
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- خورشید مغرب، ص ۴۷.
- ماهنامه موعود، شماره ۸۶.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||