قید

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

قید، کلمه یا گروهی از کلمات است که به فعل یا صفت یا مسند، مفهومی دیگر را علاوه بر مفهوم خود اضافه می‌کند. مانند جمله «بابک تند رفت» که تند کیفیت فعل «رفتن» را نشان می‌دهد و چگونگی انجام یافتن فعل یا مفهوم صفتی یا معنی کلمه دیگری را به چیزی از قبیل زمان، مکان، حالت و… مقیّد می‌سازد. وقتی می‌گوییم، «پدرام سخنرانی کرد .» شنونده می‌پرسد؛ چگونه سخنرانی کرد؟ در جواب می‌گوییم: پدرام خوب سخنرانی کرد. پس کلمهٔ خوب چگونگی انجام یافتن فعل را نشان می‌دهد. باز شنونده می‌پرسد: کِی وکجا سخنرانی کرد؟ جواب می‌دهیم: پدرام امروز اینجا خوب سخنرانی کرد. کلمهٔ (بسیار) خوب را که قید است مقیّد ساخته است این گونه قیدها را قید مقیّد نامند.

تقسیمات قید[ویرایش]

تقسیم ازلحاظ کاربرد در جمله[ویرایش]

  • قیدِ فعل: قیدی که فعل را ازلحاظ مفاهیم کیفیت، حالت، زمان، مکان، ترتیب، تکرار، تأکید، تشبیه و مقدار مقیّد می‌کند؛ مانند مثال بالا
  • قیدِ صفت: قیدی که کمّیّت صفت را مشخص می‌کند؛ مانند «مرد بسیار دانا»
  • قید برای قیدِ دیگر: که قیدِ فعل را مقیّد می‌کند؛ مانند «رضا خیلی خوب کار می‌کند.»
  • قیدِ مصدر: قیدی که مفهوم مصدر را گسترش دهد. «تند راندن در جاده خطرناک است.»

اقسام قید ازلحاظ دستوری[ویرایش]

  • قید مختص: کلماتی که بجز نقش قیدی، نقش دیگری در جمله نمی‌گیرند.
    • کلمات تنوین دار در عربی که وارد زبان فارسی شده‌اند همگی قید مختص هستند؛ مانند «احتمالاً، اتفاقاً، حتماً، مسلماً، یقیناً، اصلاً و…»
    • عبارات و ترکیبات عربی که وارد زبان فارسی شده‌اند، قید مختص هستند؛ مانند «الحق‌والانصاف»
    • گروه‌های کلمه‌ای که با حرف اضافه ساخته می‌شوند و به‌جای قید به‌کار می‌روند، قید مختص هستند؛ مانند «به‌راحتی از زندان فرار کرد.»
  • قید مشترک: صفت‌ها، اسم‌ها، فعل‌ها، شبه‌جمله‌ها، ضمایر و حرف‌هایی که می‌توانند نقش قیدی هم بپذیرند؛ مانند «سینا شب به خانه برگشت.»

اقسام قید ازلحاظ معنی و کارکرد[ویرایش]

۱. زمان: امروز، در آن هنگام…

۲. مکان: اینجا، آنجا…

۳. مقدار: یک کیلو، بسیار، کم، زیاد…

۴. حالت: آهسته، گریان، نالان…

۵. منفی: هرگز، اصلاً، هیچ، نه…

۶. استثنا: مگر، جز، وگرنه، غیر…

۷. تأکید: آری، بی‌گمان، بلکه، راستی، ناچار، هرآینه، بی چون و چرا…

۸. کیفیت: خوب، به‌آرامی…

۹. استفهام: برای چه، آیا، چون، کی، چرا، چطور، چگونه

۱۰. تأسف: افسوس، متأسفانه…

۱۱. تعجب: چه‌عجب، عجبا…

۱۲. شک و تردید: شاید…

۱۳. قید تکرار: دوباره و…

تقسیمات قید ازلحاظ ساختمان[ویرایش]

  • قید ساده: که به قید مفرد نیز معروف است و قیدی است که به اجزای زبانی قابل تجزیه نباشد و یک واژک باشد.
  • قید مرکب: قیدی است که از دو یا چند واژک تشکیل شده باشد.
  • عبارت قیدی: که معمولاً یک گروه متممی است (حرف اضافه به اضافهٔ متمم بعد از آن)
  • قید مؤوَّل: که جمله‌ای است که می‌توان آن را به یک قید تأویل کرد و می‌توان به‌جای آن یک قید ساده یا مرکب یا یک عبارت قیدی گذاشت؛ مانند جملهٔ «کودک، درحالی‌که می‌گریست، به‌سمت مادرش رفت»، که می‌توان آن را بدین صورت نوشت: «کودک گریان به‌سمت مادرش رفت.»