زمان دستوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

زمان دستوری مقوله‌ای دستوریست که موقعیت زمانی را تعیین می‌کند؛ به عبارت دیگر زمان دستوری شکل دستوری‌شدهٔ زمان تقویمیست. زمان دستوری جزو مقولات اساسی‌ایست که همراه با عناصر واژگانی و دیگر اشارات مربوط به زمان، شنونده را قادر می‌سازد تا ارتباطی موقتی میان موقعیت گفتار و موقعیتی که در جمله توصیف شده را بازسازی کند. همچنین زمان دستوری شنونده را قادر می‌سازد تا ترتیب نسبی موقعیت‌های توصیف شده در متن را نیز بازسازی کند.[۱][۲]

زمان دستوری در زبان فارسی[ویرایش]

زبان فارسی دارای سه زمان دستوریِ اصلیست: گذشته (ماضی)، حال (مضارع)، و آینده (مستقبل).[۳] در پارسی دری همه افعال از دو بن ماضی و مضارع ساخته می‌شوند. بن مضارع پارسی دری همان مادهٔ فارسی میانه است که گاه با هم اختلاف تلفظ جزئی دارند.[۴] فعل‌ها از دو بن ماضی و مضارع ساخته می‌شوند.

بن ماضی = مصدر بدون «ن» پایانی:

دیدن ← دید ، کاشتن← کاشت

بن مضارع = فعل امر بدون ب آغازی:

ببین ← بین، بکار ← کار

انواع گذشته[ویرایش]

گذشتهٔ ساده = بن ماضی + شناسهٔ فعل: رفتم، رفتی، رفت

گذشتهٔ پیوسته (ماضی استمراری) = می + گذشتهٔ ساده: می‌رفتم، می‌رفتی

گذشتهٔ درخواستی (ماضی التزامی) = صفت مفعولی + باشم، باشی، باشد، باشیم، باشید، باشند: رفته باشم، رفته باشی، رفته باشد

گذشتهٔ دور (ماضی بعید) = صفت مفعولی + بودم ، بودید و... = خورده بودم

گذشتهٔ زنده (ماضی نقلی) = صفت مفعولی + ام، ای ، (است) ، ایم ، اید ، اند: رفته‌ام، رفته‌ای ، رفته (است)

گذشتهٔ یادآوری (ماضی مستمر یا ملموس) = داشت + شناسه + گذشتهٔ پیوستهٔ فعلِ اصلی: داشتم می‌رفتم، داشتی می‌رفتی، داشت می‌رفت، داشتیم می‌رفتیم، داشتید می‌رفتید، داشتند می‌رفتند.

انواع حال[ویرایش]

حال ساده = بن مضارع + شناسه‌های مضارع: روم ، روی ، رود ، رویم ، روید ، روند

حال اخباری = می + حال ساده می‌روم ، می‌روی ، می‌رود ، می‌رویم ، می‌روید ، می‌روند

حال التزامی = ب + حال ساده بروم ، بروی، برود ، برویم ، بروید ، بروند

حال مستمر (مضارع ملموس) = دار + شناسهٔ مضارع + حال اخباری دارم می‌روم، داری می‌روی، دارد می‌رود، داریم می‌رویم، دارید می‌روید، دارند می‌روند

آینده[ویرایش]

فعل آینده (مستقبل): بر انجام دادن فعلی در زمان آینده دلالت می‌کند.

طرز ساخت فعل آینده = خواه + شناسه + بن ماضی فعل اصلی

خواهم، خواهی، خواهد، خواهیم، خواهید، خواهند + بن ماضی: خواهم رفت، خواهی رفت ، خواهد رفت[۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Fabricius-Hansen, 2006: p. 566.
  2. comrie, 1985: p. 9.
  3. انوری و احمدی گیوی، ۱۳۸۸: ص. ۲۲.
  4. تاریخ زبان فارسی،محسن ابولقاسمی، ص274
  5. زبان فارسی 1، ص41

منابع[ویرایش]

  • انوری، حسن، و حسن احمدی گیوی. دستور زبان فارسیراوجرفزحلعط ۲. انتشارات فاطمی. ۱۳۸۸.
  • رحیمیان، جلال. ساخت زبان فارسی. دانشگاه شیراز. ۱۳۸۹.
  • C. Fabricius-Hansen, Tense, In Encyclopedia of Language & Linguistics (Second Edition), edited by Keith Brown, Elsevier, Oxford, 2006, Pages 566-573, ISBN 9780080448541, [۱].
  • Comrie, Bernard. Tense, Cambridge University Press, 1985.