عبدالله مؤمنی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
عبدالله مؤمنی
زادروز ۱۰ خرداد ۱۳۵۶
کوهدشت
محل زندگی تهران
ملیت ایرانی
تحصیلات فوق لیسانس جامعه‌شناسی
دانش‌آموختهٔ علامه طباطبایی
پیشه فعال سیاسی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت زندانی سیاسی
سال‌های فعالیت ۷۵ تاکنون
نقش‌های برجسته دبیر تشکیلات انجمن‌های اسلامی سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) از سال ۱۳۸۰تا ۱۳۸۴
سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)
دین اسلام
مذهب شیعه
همسر فاطمه آدينوند
فرزندان حمیدرضا مومنی
امیررضا مؤمنی
خویشاوندان فرج اله مومني

عبدالله مؤمنی (۱۰ خرداد۱۳۵۵ در کوهدشت) فعال مدنی- سیاسی و رئیس سابق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت وسخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)است.

او دارای تحصیلات فوق لیسانس در رشته جامعه‌شناسی و کارشناسی در رشته حقوق است و در حال حاضر دانشجوی رشته DBA در مقطع دکتری از دانشکده مدیریت و کار آفرینی دانشگاه تهران می‌باشد [نیازمند منبع]

سؤقصد[ویرایش]

عبدالله مؤمنی، زندانی سیاسی سابق، شامگاه پنجشنبه[چه زمانی؟] در برابر منزلش با سلاح سرد مورد سوء قصد قرار گرفت.[نیازمند منبع]

به گزارش خبرنگار کلمه، ساعت ۲۳ روز پنجشنبه دو جوان موتورسوار که مقابل در ورودی منزل عبدالله مؤمنی، فعال سیاسی اصلاح طلب – در خیابان شادمان تهران- کمین کرده بودند، هم‌زمان با نزدیک شدن وی به در منزل، او را تعقیب کردند.

مهاجمان به بهانه پرسیدن نشانی به مؤمنی نزدیک می‌شوند و به محض ورود وی به داخل منزل به سوی او حمله‌ور می‌شوند و یکی از آنان قمه را به سمت قفسه سینه پرتاب می‌کند که با دفاع عبدالله مؤمنی، قمه تنها بر روی سینه وی جراحتی سطحی ایجاد می‌کند.

بر اساس این گزارش، مهاجمان پس از ایجاد سروصدا، در حال فرار از صحنه خطاب به مؤمنی گفته‌اند «دیگه خلاص شدی». مهاجمان به هنگام ترک محل به هیچ‌یک از وسایل و اموال این فعال سیاسی دستبرد نزده‌اند.

با انتقال عبدالله مؤمنی به پزشکی قانونی جهت ثبت آثار جراحت، موضوع بلافاصله به اطلاع نیروی انتظامی رسیده‌است.

مؤمنی در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر تهران کاندیدا شد و توسط هیئت نظارت بر انتخابات شورای شهر تهران احراز صلاحیت شد[۱][پیوند مرده]

زندان[ویرایش]

او در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۶ پس از حمله مسلحانه نیروهای امنیتی به دفتر سازمان دانش آموختگان بازداشت شد و وقتی که آزاد شد بسیار لاغر و ضعیف شده بود، او ۱۴ کیلو وزن کم کرده بود و به شدت بیمار بود. خود وی تاکنون دربارهٔ علت این بیماری در زندان در مجامع رسمی سکوت کرده‌است. به تعبیر یکی از فعالین سرشناس سیاسی، می‌توان از او به یکی از قربانیان نقض حقوق بشر یاد کرد. او اکنون از مرحله فعال دانشجویی عبور کرده و به یک فعال سیاسی سرشناس تبدیل شده‌است.[۲][پیوند مرده]

در تیر ماه ۱۳۸۶ که وی بازداشت شده بود، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، منزل آن‌ها را به شدت بازرسی و تفتیش کردند و ۴ کارتن از وسایل شخصی او از جمله کیس کامپیوترش را با خود بردند.[۳]

عبدالله مؤمنی شب ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در ساختمان ستاد شهروند آزاد در میدان ونک تهران که ریاست ستاد شهروند آزاد (حامیان کروبی) را بر عهده داشت بازداشت شد. او و سازمان ادوار تحکیم در این انتخابات از حامیان کاندیداتوری مهدی کروبی بودند.[۴][پیوند مرده] مؤمنی معتقد بود «رای به کروبی رای به دموکراسی و حقوق بشر است.»[۵]

همسر وی فاطمه آدینه‌وند گفت مؤمنی طی دو هفته پس از بازداشتش تنها یکبار از زندان تماس گرفته‌است. آدینه‌وند در مورد فشار بر زندانیان سیاسی برای اعترافات اجباری گفت: "من اعترافات احتمالی را باور نمی‌کنم و دروغ محض می‌دانم. اینها همه تحت فشاراست. چنین چیزهایی وجود خارجی ندارد. در واقع افرادی مانند عبدالله موردی ندارند که بخواهند به آن اعتراف کنند. اگر آن‌ها او را به چنین کاری مجبور کنند همه می‌دانیم دروغ است و تحت فشار چنین چیزهایی را از افراد می‌گیرند. او به وکیل خود دسترسی ندارد و اساساً معلوم نیست جرمش چیست؟"[۶]

عبدالله مؤمنی در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۲ پس از گذراندن پنج سال محکومیت زندان، از زندان اوین آزاد شد.[۷]

نامه به علی خامنه‌ای[ویرایش]

مؤمنی نامه‌ای سرگشاده خطاب به علی خامنه‌ای نوشت و در آن به مصائبی که در زندان بر وی رفته‌است سخن گفت. وی در قسمتی از این نامه می‌نویسد:

بازجویان اصرار به اعتراف به داشتن رابطهٔ نامشروع با دیگران، داشتند، قسم خوردم که به زنم پایبند بوده‌ام و نوشتم «من هیچ رفتار و عمل غیراخلاقی نداشته‌ام.» پس از خواندن کاغذ بازجویی، با مشت و لگد و سیلی به جان من افتادند و پس از کتک کاری مفصل و تحقیر و توهین گفتند «به تو اثبات می‌کنیم که حرامزاده و ولدزنا هستی.» نتیجه آن فروکردن سر من در چاه توالت بود، آن چنان‌که کثافت‌های درون توالت به دهان و حلق من وارد و به مرحله خفگی رسیدم. می‌گفتند که «باید کاملاً توضیح دهی که با چه کسی در چه زمانی و در کجا و چگونه ارتباط داشته‌ای» و حتی از من می‌خواستند که در برگه بازجویی ام بنویسم که «در دوران کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌ام». بارها به تجاوز و استعمال بطری و شیشه نوشابه و چوب تهدید می‌شدم تا جایی که فی‌المثل بازجوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بیان می‌کرد که چوبی را در … استعمال می‌کنیم که صدتا نجار نتواند آن را در بیاورد.[۸][۹][۱۰][۱۱][پیوند مرده][۱۲][پیوند مرده][۱۳][پیوند مرده][۱۴][پیوند مرده][۱۵][پیوند مرده][۱۶][پیوند مرده]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «عبدالله مؤمنی،انتخابات شورای شهر تهران». پندار.
  2. گفتگو با عبدالله مؤمنی - سازمان ادوار تحکیم علی‌رغم تمامی فشارها از موضع دفاع از حقوق بشر کوتاه نخواهد آمد.
  3. «یورش نیروهای امنیتی به منزل عبدالله مؤمنی»
  4. عبدالله مؤمنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان بازداشت شد - سایت ادوار
  5. مؤمنی:رای به کروبی رای به دموکراسی و حقوق بشر است
  6. همسر عبدالله مؤمنی: اعتراف تحت فشار ارزشی ندارد
  7. عبدالله مؤمنی با پایان محکومیت از زندان آزاد شد.
  8. «نامه تکان دهنده عبدالله مؤمنی به رهبر ایران دربارهٔ شکنجه و اعتراف‌گیری اجباری». کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران. ۱۸ شهریور ۱۳۸۹. دریافت‌شده در ۲۰۱۷-۰۴-۲۳.
  9. «روایت تکان دهنده عبدالله مؤمنی از شکنجه‌ها و اعتراف‌گیری در زندان». وبگاه جرس. ۱۸ شهریور ۱۳۸۹.
  10. ««باید تک‌نویسی کنی تا شخصیت کذایی‌ات خورد شود»». وبگاه رادیو کوچه. ۱۸ شهریور ۱۳۸۹.
  11. «نامه تکان دهنده عبدالله مؤمنی به رهبر ایران دربارهٔ شکنجه و اعتراف‌گیری اجباری». وبگاه ادوار نیوز. ۱۸ شهریور ۱۳۸۹.
  12. «نامه عبدالله مؤمنی به رهبر جمهوری اسلامی». وبگاه خودنویس. ۱۸ شهریور ۱۳۸۹.
  13. «نامه تکان دهنده عبدالله مؤمنی به آیت‌الله خامنه‌ای دربارهٔ شکنجه و اعتراف‌گیری اجباری». وبگاه تحول‌خواهی. ۱۸ شهریور ۱۳۸۹.
  14. «نامه تکان دهنده عبدالله مؤمنی به رهبر ایران دربارهٔ شکنجه و اعتراف‌گیری اجباری». وبگاه میزان خبر. ۱۸ شهریور ۱۳۸۹.
  15. «روایت عبدالله مؤمنی از شکنجه‌ها و اعتراف‌گیری در زندان». وبگاه رهانا. ۱۸ شهریور ۱۳۸۹.
  16. «نامه تکان دهنده عبدالله مؤمنی به رهبر ایران دربارهٔ شکنجه و اعتراف‌گیری اجباری». وبگاه دانشجو نیوز. ۱۸ شهریور ۱۳۸۹.