بیگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بیگ یا بَگ پیشوندی فارسی است در زبان‌های فارسی و عربی. بیگ به معنای رئیس و ارباب است بغداد معرب شده بیگداد بگداد بمعنی خداداد و از سوی خداوند داده شده این کلمه در اوستا بصورت صفت بگوداتا بغوداتا داده خداوند آورده شده است و در دوره‌های متاخرتر گاه معنای شاهزاده نیز یافته‌است. مؤنث بیگ، بیگم می‌باشد. اما برخی کلمه بیگ را به اشتباه سرکرده نام برده‌اند در صورتی که سرکرده در زبان عامیانه به رئیس انواع گروه خلافکاران گفته می‌شود به عنوان مثال :سرکرده دزدها. بیگ. [ ب َ / ب ِ ] (ترکی ، اِ) بگ. بیک (ترکی ، مخفف بیوک = بزرگ ) لقب گونه ای است که در آخر اسم مردان درآید. (یادداشت مؤلف ). || شخص بزرگ و امیر. (فرهنگ نظام ). امیر. (غیاث ). امیر وشاهزاده. || آقا. || پسران پاشا. || ناخدایان. || مأمورین خارجی : ایلچی بیگ. ترجمان بیگ. || حکمران تونس. بای. || نایب السلطنه ٔ الجزایر. || والی الجزایر. || رؤسای کرد، گاهی به این عنوان خوانده میشده اند. آنکه در مقام از خان خردتر است. (یادداشت مؤلف ). بَگ. در زبان ترکی بیگ لقب اشخاص بزرگ است و تاکنون در مملکت ترکی همان استعمال هست لیکن در ایران بیگ در آخر اسم نوکرهای کم درجه ٔ دولتی می آید و در آخر اسم نوکرهای خصوصی هم می آید. همچنین در زبان ترکی لفظ خان مخصوص سلاطین و شاهزادگان است اما در ایران به اشخاص متوسط هم خان گفته میشود. جهت تنزل معنی خان و بیگ در ایران رقابت میان ترکان عثمانی و ایرانیان بود که در آخر قرن دهم هجری بعد از تأسیس دولت صفویه در ایران شروع شد. بمجرد تأسیس دولت صفویه جنگ میان دو دولت مذکور در جریان آمد و تا قریب دویست سال ادامه داشت. در آن مدت قریب چهل سال جنگ میان ایشان واقع شد و به جنگهای نادرشاه خاتمه یافت. در دوران رقابت ، سلاطین ترک به امرای خود با لفظ پاشا (مخفف پادشاه ) که مخصوص سلاطین ایران بود لقب دادند و سلاطین ایران هم لفظ خان را که مخصوص سلاطین ترک بود به امرای خود لقب دادند و بیگ هم که در ترکی مخصوص امراء بود در ایران به اشخاص کم رتبه و عادی داده شد. بعد که رقابت تمام شد الفاظ در معانی ثانوی خود ماندند. (از فرهنگ نظام ). این لقب اکنون از ارزش خود افتاده است و این ایام به اشخاص کوچک داده میشود. (از ناظم الاطباء). رجوع به بیک و بک شود.

ریشه‌شناسی واژه[ویرایش]

دربارهٔ خاستگاه این واژه اگرچه هنوز بحث‌هایی وجود دارند، ولی تقریباً پذیرفته شده‌است که وامواژه‌ای است واردشده زبان‌های ترکی. در این راستا دو نظر وجود دارد، یکی آنکه ریشه آن را از زبان های ایرانی میدانند و برخی می‌گویند که ریشه‌ای در زبان چینی دارد.

تاریخ[ویرایش]

کهنترین سند موجود از به‌کارگیری این لقب مربوط به سنگ‌نبشته اورخون از سدهٔ هفتم میلادی است. در این زمان بیگ جایگاهی میانه را در جامعه داشته، فردی پایین‌تر از برگزیدگان و بالاتر از عامه. سپس‌تر این لقب را در ترکیب با دیگر واژگان می‌بینیم، برای نمونه اتابک (به معنای قیم) و یوزبگی (فرمانده نظامی دستهٔ صدنفره). تا قرن یازدهم میلادی بیگ به عنوان لقب برخی از سلجوقیان استفاده می‌شده‌است، چون چغری بیگ و طغرل بیگ. در میان شاهان ارمنستان هم این لقب وجود داشته، چون بگ‌تمور.[۱] در میان ترکمانان قره‌قویونلو و آق‌قویونلو نیز این لقب شایع بوده‌است، در نام‌هایی چون عثمان بیگ و علی بیگ. برخی از فرماندهان اردوی زرین مغول هم این لقب را بر نام خود می‌کشیدند، چون جانی بیگ و بردی بیگ. در دورهٔ صفویه سران قزلباش از این لقب بهره می‌بردند. در این زمان بیگ لقبی بوده‌است از دید سلسله‌مراتب بالاتر از آقا و پایین‌تر از سلطان و خان.

این لقب نیز برای کسانی که چه از جانب پدر و چه از جانب مادر از نوادگان امام علی و منسوب به سادات بودند به کار می‌رفت به مردها بیگ و به زنها بیگم می‌گفتند.

صورت مؤنث این لقب -بیگم- در میان زنان برجستهٔ آق‌قویونلو، صفوی و تیموری کاربرد داشته‌است. در زبان فارسی گاه از این لقب زنانه در ساخت نام بهره می‌برده‌اند، مانند فاطمه‌بیگم.

همچنین نام بعضی از روستاهای کشور هم با عنوان اربابان آن روستا عجین شده‌است. برای مثال می‌توان به روستای ولی بیگ در کردستان اشاره کرد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Begtemür