موسیقی فیلم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از موسیقی متن)
پرش به: ناوبری، جستجو
جان ویلیامز در حال رهبری موسیقی ایندیانا جونز و مهاجمان صندوق گمشده (۱۹۸۱)

موسیقی فیلم (به انگلیسی: Film Score) به موسیقی‌ای اطلاق می‌شود که منحصراً برای یک فیلم سینمایی یا مجموعه تلویزیونی نوشته شده و بخشی از ساندترک[۱] یا مجموعه صداهای ضبط شده بر روی یک فیلم است. موسیقی فیلم یک گرایش مجزا در هنر موسیقی به شمار می‌آید و قدمت آن به مقطع پیدایش هنر سینما باز می‌گردد. ماکس اشتاینر، اریک ولفگانگ کورنگلد و آلفرد نیومن از پیش‌گامان نگارش موسیقی برای فیلم بودند و بیش از دیگر آهنگسازان در قوام بخشیدن به آن نقش داشتند.

موسیقی فیلم واصف موسیقایی از موقعیت و روند یک داستان است و نقش بسزایی در تکامل هیجانات و احساسات یک اثر نمایشی بازی می‌کند. ابزارآلات و سبک بکار رفته در موسیقی یک فیلم حیطه وسیعی را در بر گرفته و موسیقی کلاسیک، پاپ، جاز، موسیقی الکترونیک، موسیقی بومی و غیره به تناسب فیلمنامه و تصمیم آهنگساز هر کدام ممکن است نوع نگارش موسیقی یک فیلم باشند. غالباً آن دسته از آثاری که دارای بودجه کافی است توسط نوازندگان ارکستر سمفونیک (گاهی اوقات همراه با دسته کر) اجرا و ضبط می‌شود و اغلب بخش وسیعی از آن بی‌کلام است. موسیقی فیلم که کوششی بر هماهنگ‌سازی موسیقی با تصاویر متحرک است عمدتاً از طریق توسعه قواعد موسیقی کلاسیک سده نوزده و تلفیق آن با شیوه‌های مدرن نگارش موسیقی در سده بیستم انجام گرفته است. به عنوان مثال، «لایت‌موتیف» که ایده‌ای با قدمتی بیش از یکصد سال است، همچنان راهکاری برای بسیاری از آهنگسازان در موسیقی‌نویسی فیلم به شمار می‌آید. تا به امروز آثار شناخته شده‌ای در این زمینه بر جای مانده است و آهنگسازان بی‌شماری در این حوزه به شکل تخصصی آن به خلق اثر پرداختند.

آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک در آمریکا هر ساله یک جایزه اسکار به بهترین موسیقی فیلم نوشته شده برای یک اثر سینمایی اهدا می‌کند. از دیگر جوایز معتبر سالانه این شاخه هنری می‌توان به جوایز بفتا، گلدن گلوب و گرمی، برای بهترین آهنگساز فیلم اشاره کرد. در میان آهنگسازان سینما ویرجیل تامسون برنده جایزه پولیتزر، و انیو موریکونه موفق به دریافت جایزه پولار نیز شده‌اند.

تولد موسیقی فیلم[ویرایش]

شاید بتوان نقطه عطف تاریخ سینما و تولد موسیقی فیلم را از یکدیگر جدا ندانست و این باز می‌گردد به روزی که برادران لومیر اولین نمایش عمومی خود را برگزار کردند. در ۱۸۹۵ میلادی آن‌ها عده‌ای را برای تماشای نمایش خود در پاریس دعوت کردند. به هنگام نمایش از یک پیانیست هم دعوت شده بود و این نوازنده کارش اجرای موسیقی در پس‌زمینه فیلم بود. شروع همزمان موسیقی به نمایش فیلم کمک می‌کرد تا جمعیت رفته رفته سکوت اختیار کنند و متوجه تصاویر روی پرده بشوند. پس از استفاده لومیرها اجرای موسیقی همراه با فیلم رواج پیدا کرد اگرچه ارزشمندی موسیقی برای تکامل این پدیده هنوز به قدر کافی احساس نمی‌شد.

کار همراهی موسیقی با تصاویر روی پرده به اشکال مختلف با توجه به میزان تخصص افراد تفاوت می‌کرد. هر چه نوازندگان تبحر بیش‌تری داشتند کارایی آن‌ها در هماهنگی با تصاویر روی پرده بیش‌تر می‌شد. در بسیاری از سالن‌های نمایش در دوران صامت از دستگاه‌های بزرگ ارگ استفاده می‌شد که عموماً علاوه بر تقلید صدای بعضی از سازها، اصوات دیگری مثل صدای بوق، صدای سوت قطار و... را نیز به وجود می‌آورد. یکی از این دستگاه‌ها ارگ «ورلیتزر» بود که مدت‌ها نقش اجرای موسیقی و افکت‌ها را بازی می‌کرد. معمولاً بندرت شانس دیدن فیلم قبل از نمایش برای نوازندگان وجود داشت و این کار را برای آنان دشوار می‌کرد اگرچه در سالن‌های بزرگ که امکان اجرای ارکستر در آن وجود داشت گاهی اوقات یک یا دو بار تمرین با فیلم انجام می‌شد.

هر چه از عمر سینما گذشت فهرست موسیقی‌های انتخابی برای همراهی با فیلم نیز بیش‌تر شد. عناوین این موسیقی‌ها نیز با توجه به نمایش متفاوت بود. کمدی، عاشقانه، عصبانی، غمگین، خوشحال، اسرار آمیز، تعقیب و گریز... از عناوین جدیدی بود که هر روز به تعداد آن‌ها افزوده می‌شد. رهبران ارکستر با دادن علامت، نوازندگان را از تغییر صحنه مطلع می‌کردند تا آن‌ها قطعه متفاوتی را اجرا کنند. اکثر این قطعات، آثار کلاسیک از آهنگسازان مشهور جهان بودند که برای صحنه‌های مختلف انتخاب می‌شدند. بسیاری اوقات اجرا دچار مشکلاتی می‌شد و نوازندگان در نواختن موسیقی مربوط به صحنه بسیار بی‌دقت عمل می‌کردند که حاصل آن روی پرده به یک فاجعه تبدیل می‌شد. تا آنکه، «برگه راهنما» ابداع شد و در آن رهبر با هر علامت نوازندگان را به اجرای قطعه بعدی که در برگه نوشته شده بود فرا می‌خواند. در ضمن توضیحاتی برای جزئیات و چگونگی اجرای موسیقی در لحظات مختلف مرتبط با حال و هوای نمایش نیز در آن درج شده بود.

در فاصله زمانی کوتاهی میزان تقاضا به حدی بالا رفت که دست‌اندرکاران موسیقی فیلم با کمبود قطعات موسیقی مواجه شدند تا آن‌جا که آن‌ها به دست بردن در ساختار قطعات کلاسیک و برخی تغییرات در آن‌ها مبادرت می‌کردند که بسیاری از اوقات نتیجه خوشایندی برای این شاهکارهای موسیقی در پی نداشت. سرانجام در سال ۱۹۲۷ برادران وارنر اولین فیلم ناطق را به دنیا عرضه کردند و سیر تحولی نوین در تاریخ سینما رقم خورد.

اهمیت و گسترش موسیقی در سینما[ویرایش]

«دوست دارم مخاطبین در ابتدا یک فیلم را همراه با موسیقی ببینند، بار دوم آن را بدون حضور موسیقی تماشا کنند، سپس در سومین بار مجددا آن فیلم را به همراه موسیقی نظاره کنند. در آن هنگام فکر می‌کنم آن‌ها به تصور واضحی دست خواهند یافت که موسیقی برای فیلم چه می‌کند».
— آرون کوپلند

تقریباً هیچ‌یک از نظریه‌پردازان سینما، این هنر را به صورت مطلق صامت به حساب نیاورده و عملکرد موسیقی در کنار فیلم همیشه حاکی از یک نوع نیاز بوده است. هر چقدر قواعد کلاسیک سینما شکل می‌گرفتند موسیقی نیز به عنوان یک عامل موثر بیانی به وجود خود تحکیم می‌بخشید. ضرورت حضور موسیقی در سینما تا بدانجا پیش رفت که چهره‌های شاخص سینما نظریات جدیدی بر آن وضع می‌کردند و آن را عاملی کلیدی ارزیابی نمودند. به طور مثال وسوالد پدوفکین به صراحت نوشت:

«موسیقی در فیلم ناطق هرگز نباید همراهی‌کننده باشد»

هر چقدر زبان سینما غنی‌تر می‌شد، ابزار کار نیز قدیمی به نظر می‌آمد. موسیقی هم از این زنجیره جدا نبود. دیگر هیچ کارگردانی به این فکر نمی‌کرد که فیلمش صرفاً موسیقی داشته باشد؛ بلکه به این می‌اندیشید که چه کسی این موسیقی را خواهد ساخت؛ در چه لحظاتی موسیقی می‌تواند حضور داشته باشد و... . موسیقی فیلم وظیفهٔ مشخصی پیدا کرد که با تشریک مساعی کارگردان و آهنگساز می‌توانست مانند یک برگ برنده ارزش‌های هنری یک فیلم را صد برابر کند.

چارلی چاپلین (۱۹۱۵)

در دهه ۱۹۳۰ که موسیقی فیلم رو به اوج بود آهنگسازان بسیاری از اروپا به آمریکا مهاجرات کردند. بسیاری از این افراد در مکتب‌های موسیقی اروپا تعلیم یافته بودند و به طور طبیعی سبک کاری آن‌ها از همان شیوه‌های موسیقایی بود. آن‌ها در فضایی آموزش یافته بودند که موسیقی واگنر، پوچینی، اشتراوس و مالر بر تفکراتشان سایه افکنده بود. از چهره‌های صاحب نام این دوران می‌توان ماکس اشتاینر، اریک ولفگانگ کورنگلد، آلفرد نیومن، فرانتس واکسمن و چارلی چاپلین را نام برد که از میان آن‌ها فقط نیومن آمریکایی بود. شاید حضور نام چارلی چاپلین باعث حیرت شود، اما به واقع او در موسیقی بسیاری از آثار خود نقش عمده‌ای داشت. چهره‌های دیگری چون ویرجیل تامسون، آرون کوپلند و هانس آیزلر از آهنگسازان صاحب‌نام این دوران بودند. در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ عدهٔ بی‌شماری به جمع آهنگسازان فیلم پیوستند و کم و بیش عدهٔ زیادی از آنان سوابق موسیقی کلاسیک و کنسرتی داشتند.

موسیقی فیلم از ۱۹۵۰ تا به امروز[ویرایش]

تا قبل از ۱۹۵۰ موسیقی‌های فیلم هالیوود به طور راسخ به بیان موسیقی قرن بیستم نرسید. دو آهنگسازی که بیشترین تاثیر را در این حرکت داشتند آلکس نورث و لئونارد روزنمن هستند. در مورد سبک آهنگسازی می‌توان گفت که نورث سبکی نزدیک به بلا بارتوک و استراوینسکی را دنبال می‌کرد در حالی که روزنمن گرایش به تمایلات شوئنبرگی داشت و در این دوران هم گرایش به لگتی پیدا می‌کند. تاثیر نورث و روزنمن بر موسیقی فیلم آمریکا اساسی است. در اثر تاثیر این آهنگسازان است که مصنفانی چون جری گلدسمیت توانسته‌اند از سبک شخصی خود به طور کامل دفاع کنند.

المر برنشتاین زبان جاز را در ۱۹۵۵ برای فیلم «مردی با اسلحه طلایی» به کار گرفت، اگر چه بداهه‌نوازی که شکل حیاتی موسیقی جاز است در موسیقی او وجود نداشت و عناصر جاز به این منظور وارد موسیقی شده بود تا صرفاً فضای خاصی پیدا کند. بعد از این فیلم، گویش جاز به طور وسیعی در فیلم‌ها به کار گرفته شد.

ارکستراسیون در کنار دیگر فنون در سینما رو به نوگرایی نهاد. در ۱۹۶۰ وقتی آلفرد هیچکاک فیلم روانی را ساخت مهم‌ترین اصول موسیقی فیلم اکتفا به استفاده از سازهای زهی در طول فیلم بود. اگرچه با این کار محدودیت‌های بسیاری برای برنارد هرمن ایجاد می‌شد. این کار باعث می‌شد تا امکانات استفاده از فرمول‌های شناخته شده موسیقایی و افکت‌هایی که کم و بیش برای فیلمی با اضطراب و ترس لازم است حذف شود. با استفاده از ارکستر زهی هرمن توانست این فکر را وارد هالیوود کند که زهی‌های تنها، دارای صدایی سرد و گزنده است چرا که تا پیش از این، تفکر رایج این بود که زهی‌ها در درجه اول، ایجاد صدایی گرم و هیجان دار می‌کنند. در ۱۹۷۱ هرمن با گفتن مطلبی که «زهی‌ها را در موسیقی روانی به این دلیل استفاده کردم تا عکاسی سیاه و سفید فیلم را با صدایی سیاه و سفید کامل کنم» به سلیقه خود قوام بخشید.

در ۱۹۶۶ انیو موریکونه ارکستراسیونی بدیع برای خوب بد زشت به کار گرفت. او با الهام از صدای زوزه گرگ صحرایی آمریکای شمالی تم اصلی فیلم را نوشت که سازبندی آن ترکیب نامتعارفی برای سینمای وسترن تا آن روز بود. موریکونه در مواردی حتی پیش از تصویربرداری، موسیقی مورد نیاز فیلم را ضبط کرده و سرجیو لئونه بر اساس ریتم و چگونگی موسیقی اقدام به تصویربرداری برای آن می‌نمود. امروز همکاری بلند مدت هیچکاک و هرمن، لئونه و موریکونه، و استیون اسپیلبرگ با جان ویلیامز از نمونه‌های موفق و مثال زدنی از تعاون یک فیلم‌ساز و یک آهنگساز در تاریخ سینما به‌شمار می‌آیند.

فرم در موسیقی فیلم[ویرایش]

از ایرادهای بزرگی که بر موسیقی فیلم گرفته می‌شود فقدان فرمی منسجم در آن است. حتی یک بررسی ساده هم فقدان درک موسیقی فیلم و ارتباط درونی آن با دیگر عناصر را برملا می‌سازد. حتی آهنگساز پر قدرتی مانند استراوینسکی در درک این نقطه حساس در مورد موسیقی فیلم باز می‌ماند. زمانی‌که استراوینسکی به استودیوی کلمبیا دعوت شد تا برای فیلم «کماندوها در سپیده دم نبرد می‌کنند» موسیقی بسازد، از شیوه کار بی خبر بود. اقدام به نوشتن طرح‌هایی برای تصویر کرد، بدون آن‌که حتی فیلم را دیده باشد. این پارتیسیون به موقع کامل نشد و طرح‌ها برای فیلم قابل استفاده نبودند.

یک آهنگساز خوب باید بتواند سبک آهنگسازی خود و مهم‌تر از آن، فرم و حالت موسیقی خود را در ارتباط با گسترش‌های دراماتیک روی پرده قرار دهد.

لایت موتیف[ویرایش]

«لایت موتیف» یکی از قدیمی‌ترین شیوه‌های به کارگیری موسیقی در تاریخ سینماست. این شیوه آهنگسازی یکی از متداول‌ترین تمهیدات موسیقایی است که باعث یکدستی یا پیوستگی بافت موسیقی کل فیلم می‌شود. آهنگساز یک تم اصلی را انتخاب می‌کند و همان تم را با واریاسیون‌های مختلفی ارایه می‌کند. بدین ترتیب زیر بنای اصلی موسیقی فیلم یک تم اصلی است که در موقعیت‌های مختلف چهرهٔ متفاوتی پیدا می‌کند. اما پس از چند بار شنیده شدن بیننده را وادار به تداعی صحنه‌های قبلی و اولین باری می‌کند که موسیقی را شنیده است. یکی از خواص بسیار جالب «لایت موتیف» این است که می‌توان آن را در مورد اشیا، مکان‌ها، و خلاصه همهٔ پدیده‌های غیر زنده در یک فیلم به کار گرفت.

استفاده از «لایت موتیف» یکی از متداول‌ترین انواع موسیقی فیلم است که در سینمای جهان جایگاه خاصی دارد.

مراحل ساخت موسیقی برای فیلم[ویرایش]

نقطه شروع هر کاری ایده است. در موسیقی فیلم نیز کار با ایده‌ای شروع می‌شود. تهیه‌کننده یا کارگردان به هر دلیلی، چه مهارت و چه شهرت، آهنگسازی را برای نوشتن موسیقی فیلم انتخاب می‌کند. با توجه به میزان اهمیت موسیقی برای فیلم، زمان انتخاب آهنگساز می‌تواند تغییر کند. پس از انتخاب آهنگساز فعالیت ذهنی وی آغاز می‌شود. در این مرحله فیلمنامه یا موضوع بسیار حائز اهمیت است. چرا که پاسخ بسیاری از سوالات در فیلمنامه نهفته است. بسیاری از آهنگسازان این نقطه شروع را می‌پسندند. دیمیتری تیومکین، آهنگساز فیلم، معتقد است ارزش حضور آهنگساز در جلسات اولیهٔ بحث و بررسی فیلمنامه غیر قابل محاسبه است. در حالیکه جان ویلیامز، آهنگساز برنده چندین جایزه اسکار، در این باره گفته است:

«من ترجیح می‌دهم فیلمنامه را نخوانم، من از آن دسته افرادی هستم که دوست دارم نسبت به فیلم عکس‌العمل نشان دهم. هنگامی که شما یک داستان ادبی را می‌خوانید یک تصویر ذهنی از فضا و چیزها می‌سازید. من دریافته‌ام که اگر فیلمنامه را بخوانم و سپس به اتاق نمایش بروم، اغلب باعث ناامیدی من می‌شود. به شکل ایده‌آل دوست دارم به ریتم تصویری که برای اولین بار می‌بینم عکس‌العمل نشان دهم».

به هر حال نخستین قدم ارتباط آهنگساز با فیلم است. حال می‌خواهد از طریق خواندن فیلمنامه باشد یا تماشای فیلم. آهنگساز در مرحله اول به دیدن فیلم به صورت راف-کات[۲] دعوت می‌شود که فیلمی ناتمام است و به طور مثال بخشی از اثرات صوتی مانند افکت‌های مختلف مثل صدای بوق تلفن یا آژیر پلیس در آن گنجانده نشده است. فیلم یک بار با تداوم و در مرحله بعد حلقه به حلقه دیده می‌شود. در مرحله دوم آهنگساز به همراه تهیه‌کننده، کارگردان و تدوین‌گر با یکدیگر فیلم را مشاهده می‌کنند. تدوین‌گر به آهنگساز کمک می‌کند تا مشکلات تکنیکی به هنگام ضبط موسیقی و همچنین مراحل بعدی را به راحتی طی کند. در بازبینی دوم علامت‌گذاری[۳] صورت می‌گیرد. در اینجا معین می‌شود که چه نقاطی به موسیقی احتیاج دارند و کجاها باید آزاد رها شوند. آهنگساز و تدوین‌گر در کنار یکدیگر به زمان‌گیری فواصلی می‌پردازند که موسیقی در آن شنیده می‌شود و با استفاده از دستگاه موویلا[۴] زمان ورود و خروج موسیقی و هماهنگی آن با دیگر اجزا به خوبی تعیین می‌شوند. سپس این اطلاعات را به طور جامع در فرم‌های مخصوصی وارد می‌کنند.

ارکستر سمفونیک پراگ، در حال ضبط موسیقی فیلم نبرد دلیرانه، ساخته پاتریک دویل (۲۰۰۴)

اینجاست که آهنگساز می‌تواند با بازبینی و کمک گرفتن از فرم‌های تهیه شده کار نوشتن موسیقی را أغاز کند. زمانی‌که این مرحله نیز به پایان رسید مرحله ضبط موسیقی فرا می‌رسد. ارکستراسیون از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و امروزه بسیاری از آهنگسازان بزرگ فیلم علاقه دارند این کار را شخصاً انجام دهند. برنارد هرمن آهنگساز شماری از فیلم‌های آلفرد هیچکاک می‌گوید:

«غیر ممکن است که کار آهنگسازی را از ارکستراسیون جدا کنیم. درست مثل این است که بگوییم من ایده‌ها را می‌دهم شما کتاب را بنویسید یا این که من نقاشی را می‌کشم اما رنگ‌ها را شما بگذارید. هر ساز به اندازه خود مهم است و باید مورد توجه کامل آهنگساز قرار بگیرد».

در کنار ارکستراسیون مساله رهبری نیز حائز اهمیت است. یک اثر موسیقایی با رهبری دقیق به نتیجهٔ نهایی می‌رسد. بسیاری از آهنگسازان در این زمینه هم پیش‌قدم هستند. در غیر اینصورت کار فرد دیگری که رهبر ارکستر خواهد بود کاری سنگین است. در مرحله ضبط نهایی موسیقی، مهندس ضبط مسئول کیفیت اثریست که در فیلم شنیده می‌شود. وی باید قادر باشد که موسیقی را نت به نت دنبال کند. او باید جای تک تک نوازندگان را همراه با میکروفن‌گذاری شخصاً انجام دهد چرا که با آن‌ها روی کانال‌های مختلف میز صدا سر و کار خواهد داشت؛ اگرچه امروزه با پیشرفت‌های تکنولوژی شیوه‌های ضبط نیز بسیار متفاوت است. در مرحله پایانی، آهنگساز موسیقی آماده شده را همراه با تدوین‌گر به اتاق تدوین برده و بر اساس محاسبات گذشته آن را به دقت در حاشیه صدای فیلم قرار می‌دهند.

مبحث جایگاه موسیقی فیلم[ویرایش]

در مورد این هنر و منزلت آن بحث‌های فراوانی وجود دارد. بعضی از منقدین ارزش آن را بالا می‌دانند. بعضی دیگر از آن‌جا که موسیقی کلاسیک را بیش از هر شکل دیگر موسیقایی در سینما می‌شنوند موسیقی فیلم را برداشتی از موسیقی کلاسیک اواخر سده بیستم می‌دانند. در مواردی، آثاری از موسیقی فیلم که آهنگسازان کلاسیک برجسته خالق آن بوده‌اند در حوزه موسیقی کلاسیک نیز به نقد کشیده می‌شود. دمیتری شوستاکوویچ معتقد است:

«مشکلات موسیقی فیلم و موسیقی کلاسیک نظیر هم است، با این تفاوت که موسیقی فیلم سخت‌تر است».

برخی منقدین اما مجموعه موسیقی فیلم را کم‌ارزش می‌خوانند. آنان معتقدند آهنگسازان برجسته فیلم گاهی در طول یک سال برای سه یا چهار اثر سینمایی موسیقی می‌نویسند که این تعدد از کیفیت آثار آنان می‌کاهد. آن‌ها بر این باورند که اکثر موسیقی فیلم‌ها وامدار و اشتقاقی از آثار گذشته هستند.

از این بحث یک سری سئوال‌های جدی مطرح می‌شود. چرا آهنگسازان فیلم سعی در ارائه راه حل‌های جدیدی نکردند؟ و در بسیاری موارد به عقب بازگشته و همچنان راه حل واگنر، پوچینی، وردی و اشتراوس را به کار می‌برند؟

عموما روی این مطلب توافق وجود دارد که نوآوری‌های گذشته در هنرها ناشی از خلاقیتی ناگهانی بوده است. واقعیت در زمینه فیلم این است که فیلم چیزی بیشتر از یک نوآوری است. فیلم تنها شکل جدید هنری است که در هزار سال گذشته خلق شده است. فیلم یک شکل هنری بسیار تجاری است، بنابر این باید راه خودش را بیابد. کارگردان‌های فیلم امکان آن را دارند که تجربه کرده و دچار خطاهای جدی ولی آموزنده شوند، آهنگسازها به دلیل آن که آخرین حلقه زنجیر هستند که در هنر فیلم همکاری می‌کنند، فرصت کمی برای حل مشکلات پیدا می‌کنند. آهنگسازان فیلم همیشه قربانی صرفه‌جویی در زمان و هزینه‌ها بوده‌اند. یک آهنگساز، اپرا را تنها با یک مداد، کاغذ و نیروی تخیل خود می‌نویسد در حالی که یک آهنگساز فیلم، نمی‌تواند یک موسیقی فیلم را بدون داشتن فیلم بنویسد. تولید او کاری پر هزینه و در عین حال با فشردگی زمان روبرو است.

آهنگسازان مشهور سینما[ویرایش]

ماکس اشتاینر
دیمیتری تیومکین
برنارد هرمن
ژرژ دلرو
انیو موریکونه
جری گلدسمیت
جان ویلیامز
جان بری
هانس زیمر
آهنگساز زاده درگذشت ملیت آثار برجسته
مالکوم آرنولد ۱۹۲۱ ۲۰۰۶ بریتانیایی انتخاب هابسنپل رودخانه کوایمهمان‌خانه‌ی ششمین خوشبختیریشه‌های آسماندیوید کاپرفیلد
ماکس اشتاینر ۱۸۸۸ ۱۹۷۱ اتریشی کینگ کونگخبرچینجزبلبر باد رفتهپیروزی سیاهاکنون، ای مسافرکازابلانکااز وقتی که تو رفتیجانی بلینداماجراهای دون ژوانگنج‌های سیرا مادرهیک مکان تابستانی
دنی الفمن ۱۹۵۳ آمریکایی بتمندیک تریسیادوارد دست‌قیچیمردان سیاه‌پوشویل هانتینگ خوبمرد عنکبوتیماهی بزرگچارلی و کارخانه شکلات‌سازیمیلکآلیس در سرزمین عجایب
المر برنشتاین ۱۹۲۲ ۲۰۰۴ آمریکایی مرد بازو طلاییده فرمانبوی خوش موفقیتهفت دلاورتابستان و دودکشتن مرغ مقلدرفتن به جانب وحشتفرار بزرگهاواییبازگشت هفت نفرمیلی کاملا مدرنتعویض جاهاعصر معصومیتدور از بهشت
جان بری ۱۹۳۳ ۲۰۱۱ بریتانیایی آزاد متولد شدهشیر در زمستانکابوی نیمه‌شبماری، ملکه اسکاتلندجایی در زمانکاتن کلاباز درون آفریقارقصنده با گرگ‌هاچاپلین
بروس بروتن ۱۹۴۵ آمریکایی
مارکو بلترامی ۱۹۶۶ آمریکایی مجموعه فیلم‌های جیغمیمیکشیطان مقیم۳:۱۰ به یومامهلکهاز تاریکی نترسروح موج‌سوارزن سیاه‌پوش
جان پاول ۱۹۶۳ بریتانیایی تغییر چهرهشرکمردان ایکس: آخرین ایستادگیخوش‌قدم — مجموعه فیلم‌های بورنچگونه اژدهای خود را تربیت کنیم
زبیگنف پرایزنر ۱۹۵۵ لهستانی بازی در میدان‌های خدازندگی دوگانه ورونیک — مجموعه فیلم‌های سه‌رنگباغ مرموزالیزاجزیره ایمنی در خیابان برد
ریچل پورتمن ۱۹۶۰ بریتانیایی اِمامقررات خانه سایدرشکلات
میکیس تئودوراکیس ۱۹۲۵ یونانی زوربای یونانیزدسرپیکو
دیمیتری تیومکین ۱۸۹۴ ۱۹۷۹ روسی افق گمشدهآقای اسمیت به واشنگتن می‌رودبرادران کورسیکاییماه و شش پنیپل سن لوییس ریدوئل زیر آفتابنیمروزام را به نشانه مرگ بگیررشید و نیرومندیک ترغیب دوستانهپیرمرد و دریاآلاموتوپ‌های ناوارونسقوط امپراتوری روم
مایکل جیاکینو ۱۹۶۷ آمریکایی شگفت‌انگیزانراتاتوییپیشتازان فضابالا
ژرژ دلرو ۱۹۲۵ ۱۹۹۲ فرانسوی یک هزار روز از آنروز دلفینجولیادستمال‌های خود را آماده کنیدیک عاشقانه کوچکعشق گریزانآخرین مترواگنس الهیسیاه‌خرقهدین بین فو
پاتریک دویل ۱۹۵۳ اسکاتلندی دوباره مردههندوچینحس و حساسیتهملت
دیوید راکسین ۱۹۱۲ ۲۰۰۴ آمریکایی لاراعنبر جاویدمیزهای جداگانه
ای. آر. رحمان ۱۹۶۶ هندی میلیونر زاغه‌نشین۱۲۷ ساعت
لارنس رزنتال ۱۹۲۶ آمریکایی معجزه‌گربکتمردی از لامانچا
نینو روتا ۱۹۱۱ ۱۹۷۹ ایتالیایی جنگ و صلحشب‌های سفیدرومئو و ژولیتپدرخواندهپدرخوانده ۲کازانووای فلینیتمرین ارکستر
لئونارد روزنمن ۱۹۲۴ ۲۰۰۸ آمریکایی بری لیندونمهیا برای افتحارکراس کریکسفر ستاره‌ای ۴: سفر بازگشت
میکلوش روژا ۱۹۰۷ ۱۹۹۵ مجارستانی چهار پردزد بغدادغرامت مضاعفطلسم‌شدهآدمکش‌هازندگی مضاغفکو وادیسبن هورال‌سید
هانس زیمر ۱۹۵۷ آلمانی مرد بارانیشیرشاهگلادیاتورآخرین سامورایی — مجموعه فیلم‌های دزدان دریایی کارائیبرمز داوینچیفراست/نیکسونشوالیه تاریکیشرلوک هلمزتلقین۱۲ سال بردگی
موریس ژار ۱۹۲۴ ۲۰۰۹ فرانسوی لورنس عربستانیکشنبه‌های ویل داورهدکتر ژیواگودختر رایانرسالتگذری به هندشاهدگوریل‌ها در مهروح
ریوئیچی ساکاموتو ۱۹۵۲ ژاپنی کریسمس مبارک٬ آقای لارنسآخرین امپراتوربودای کوچک
گوستاوو سانتائولایا ۱۹۵۱ آرژانتینی خاطرات موتورسیلکتکوهستان بروکْبَکبابل
آلن سیلوستری ۱۹۵۰ آمریکایی بازگشت به آیندهچه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟فارست گامپقطار سریع‌السیر قطبی
هاوارد شور ۱۹۴۶ کانادایی ارباب حلقه‌ها: یاران حلقهارباب حلقه‌ها: دو برجارباب حلقه‌ها: بازگشت شاههوگوهوانوردآخرین میمزی
دمیتری شوستاکوویچ ۱۹۰۶ ۱۹۷۵ روسی خرمگسخووانشچیناهملتشاه‌لیر
لالو شیفیرین ۱۹۳۲ آرژانتینی مجموعه تلویزیونی «ماموریت غیر ممکن» — لوک خوش دستروباهسفر لعنت‌شدگانوحشت آمیتی‌ویلرقابتنیش ۲ساعت شلوغی
بیل کانتی ۱۹۴۲ آمریکایی مجموعه فیلم‌های «راکی» — زن مجردجنس مناسب
آرون کوپلند ۱۹۰۰ ۱۹۹۰ آمریکایی موش‌ها و آدم‌هاستاره شمالوارثه
اریک ولفگانگ کورنگلد ۱۸۹۷ ۱۹۵۷ اتریشی آنتونی ادورسماجراهای رابین هودزندگی خصوصی الیزابت و اسکسشاهین دریاردیف پادشاهان
جان کوریلیانو ۱۹۳۸ آمریکایی حالت‌های دگرگون‌شدهانقلابویولن قرمز
وویچک کیلار ۱۹۳۲ ۲۰۱۳ لهستانی دراکولای برام استوکرپیانیست
جری گلدسمیت ۱۹۲۹ ۲۰۰۴ آمریکایی فروید : امیال پنهانهفت روز در ماه میتکه‌ای آبیدانه‌های شنسیاره میمون‌هاپاتونپاپیونمحله چینی‌هاباد و شیرطالع نحسپسرهای برزیلپیشتازان فضا: فیلمبیگانهپولترگایستزیر آتشهوزیرهاغریزه اصلیمحرمانه لس‌آنجلسمولان
الیوت گلدنتال ۱۹۵۴ آمریکایی گفتگو با یک خون‌آشاممایکل کالینزفریدا
فیلیپ گلس ۱۹۳۷ آمریکایی کوندوننمایش ترومنساعت‌هایادداشت‌هایی بر یک رسوایی
فرانسیس له ۱۹۳۲ فرانسوی یک مرد و یک زنزیستن برای زندگیداستان عشقتبریک سال نوبیلیتیساین‌ها و آن‌هابخت‌ها یا تصادف‌ها
داریو ماریانلی ایتالیایی
هنری منچینی ۱۹۲۴ ۱۹۹۴ آمریکایی سرگذشت گلن میلرنشانی از شرصبحانه در تیفانیهاتاری!پلنگ صورتیمعماتا تاریکی صبر کنآفتابگردان۱۰ویکتوری ویکتوریا
آلن منکن ۱۹۴۹ آمریکایی پری دریایی کوچولودیو و دلبرعلاالدینپوکاهونتاسگوژپشت نتردام
انیو موریکونه ۱۹۲۸ ایتالیایی یک مشت دلاربه خاطر چند دلار بیشترخوب بد زشتروزی روزگاری در غربروزهای بهشتروزی روزگاری در آمریکاماموریتتسخیرناپذیرانسینما پارادیزوهملتباگزیافسانه ۱۹۰۰مالنابهترین پیشنهاد
مایکل نایمن بریتانیایی
الکس نورث ۱۹۱۰ ۱۹۹۱ آمریکایی مرگ یک فروشندهاتوبوسی به نام هوسزنده‌باد زاپاتا!خال رزاسپارتاکوسناجورهاکلئوپاترارنج و سرمستیچه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟کفش‌های ماهیگیروسایلتحمل سختی‌هااژدهاکشزیر کوه آتش‌فشان
آلفرد نیومن ۱۹۰۱ ۱۹۷۰ آمریکایی گردبادگروه رگتایم الکساندرگوژپشت نتردامبلندی‌های بادخیزکوچه موسیقی‌دانانچه سرسبز بود دره منآوای برنادتمادر لباس چسبان پوشیدکاپیتان کاستیلهمه چیز درباره ایوبا ترانه‌ای در قلب منخرقهمرا خانم صدا کنیدعشق چیز باشکوهی استچگونه غرب تسخیر شدبزرگ‌ترین داستان عالمکاملاتفرودگاه
توماس نیومن ۱۹۵۵ آمریکایی رستگاری در شاوشنکزیبایی آمریکاییجاده‌ای به‌سوی تباهیدر جستجوی نیموبدبیاری‌ها، داستان‌های لمونی اسنیکتوال-ئیجاده انقلابیاسکای‌فالنجات آقای بنکس
جیمز نیوتن هاوارد ۱۹۵۱ آمریکایی شاهزاده امواجفراریجونیریک روز خوبعروسی بهترین دوست مندایناسورنشانه‌هادهکدهکینگ کونگالماس خونینمایکل کلیتونشوالیه تاریکیدعوت به جنگتوریست
برنارد هرمن ۱۹۱۱ ۱۹۷۵ آمریکایی همشهری کینشیطان و دنیل وبسترروزی که دنیا از حرکت بازماندمردی که زیاد می‌دانستمرد عوضیسرگیجهشمال از شمال غربیروانی۴۵۱ درجه فارنهایتراننده تاکسی
ماروین هملیش ۱۹۴۴ ۲۰۱۲ آمریکایی آن‌طور که بودیمنیشجاسوسه‌ای که مرا دوست داشتانتخاب سوفی
جیمز هورنر ۱۹۵۳ آمریکایی بیگانه‌هاسرزمین رویاهاافتخارافسانه‌های خزانآپولو ۱۳شجاع‌دلتایتانیکذهن زیباخانه‌ای از شن و مهتروآآواتار
فرانتس واکسمن ۱۹۰۶ ۱۹۶۰ لهستانی عروس فرانکشتاینربه‌کاداستان فیلادلفیادکتر جکیل و آقای هایدسان‌ست بولواردمکانی در آفتابسایوناراروح سینت لوییستاراس بولبا
ونگلیس ۱۹۴۳ یونانی ارابه‌های آتشبلید رانر۱۴۹۲: فتح بهشتاسکندر
جان ویلیامز ۱۹۳۲ آمریکایی ویولون‌زن روی بامآزادی سیندرلاتام سایرآرواره‌هاجنگ ستارگانبرخورد نزدیک از نوع سومسوپرمنایندیانا جونزای‌تی موجود فرازمینیامپراتوری خورشیدمتولد چهارم ژوئیهتنها در خانهقلابپارک ژوراسیکفهرست شیندلرنیکسونسابریناآمیستادنجات سرباز رایانهوش مصنوعیاگه می‌تونی منو بگیرجنگ دنیاهاخاطرات یک گیشامونیخلینکلن
گابریل یارد ۱۹۴۹ لبنانی بیمار انگلیسیآقای ریپلی مستعدکوهستان سرد

فهرست آهنگسازان برجستهٔ فیلم در ایران[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Soundtrack
  2. Rough-cut
  3. Spotting
  4. Moviola

منابع و مطالعه بیشتر[ویرایش]

  • خواجه نوری، شاهرخ، و محمدحسین تمجیدی. موسیقی فیلم. بنیاد سینمایی فارابی، ۱۳۸۳. شابک ‎۹۶۴-۶۶۳۴-۱۶-۸. 
  • م‍ک پ‍رن‍درگ‍اس‍ت، روی. موسیقی فیلم، هنر فراموش شده. ترجمهٔ محسن الهامیان. گشایش، ۱۳۸۰. شابک ‎۹۶۴-۹۳۶۴۸-۰-۳.