موسیقی فیلم
موسیقی فیلم (به انگلیسی: Film Score) به موسیقیای اطلاق میشود که منحصرا برای یک فیلم سینمایی یا مجموعه تلویزیونی نوشته شده و بخشی از ساندترک[۱] یا مجموعه صداهای ضبط شده بر روی یک فیلم است. موسیقی فیلم یک گرایش مجزا در هنر موسیقی به شمار میآید و قدمت آن به مقطع پیدایش هنر سینما باز میگردد. ماکس اشتاینر٬ اریک ولفگانگ کورنگلد و آلفرد نیومن از پیشگامان نگارش موسیقی برای فیلم بودند و بیش از دیگر آهنگسازان در قوام بخشیدن به آن نقش داشتند.
موسیقی فیلم واصف موسیقایی از موقعیت و روند یک داستان است و نقش بسزایی در تکامل هیجانات و احساسات یک اثر نمایشی بازی میکند. ابزارآلات و سبک بکار رفته در موسیقی یک فیلم حیطه وسیعی را در بر گرفته و موسیقی کلاسیک٬ پاپ٬ جاز٬ موسیقی الکترونیک٬ موسیقی بومی و غیره به تناسب فیلمنامه و تصمیم آهنگساز هر کدام ممکن است سبک نگارش موسیقی یک فیلم باشند. غالبا آن دسته از آثاری که دارای بودجه کافی است توسط نوازندگان ارکستر سمفونیک (گاهی اوقات همراه با دسته کر) اجرا و ضبط میشود و اغلب بخش وسیعی از آن بیکلام است. موسیقی فیلم که کوششی بر هماهنگسازی موسیقی با تصاویر متحرک است عمدتا از طریق توسعه قواعد موسیقی کلاسیک سده نوزده و تلفیق آن با شیوههای مدرن نگارش موسیقی در سده بیستم انجام گرفته است. به عنوان مثال٬ «لایتموتیف» که ایدهای با قدمتی بیش از یکصد سال است٬ همچنان راهکاری برای بسیاری از آهنگسازان در موسیقینویسی فیلم به شمار میآید. تا به امروز آثار شناخته شدهای در این زمینه بر جای مانده است و آهنگسازان بیشماری در این حوزه به شکل تخصصی آن به خلق اثر پرداختند.
آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک در آمریکا هر ساله یک جایزه اسکار به بهترین موسیقی فیلم نوشته شده برای یک اثر سینمایی اهدا میکند. از دیگر جوایز معتبر سالانه این شاخه هنری میتوان به جوایز بفتا٬ گلدن گلوب و گرمی٬ برای بهترین آهنگساز فیلم اشاره کرد. در میان آهنگسازان سینما ویرجیل تامسون برنده جایزه پولیتزر٬ و انیو موریکونه٬ پیتر گابریل و کوئینسی جونز موفق به دریافت جایزه پولار نیز شدند.
محتویات |
تولد موسیقی فیلم [ویرایش]
شاید بتوان نقطه عطف تاریخ سینما و تولد موسیقی فیلم را از یکدیگر جدا ندانست و این باز میگردد به روزی که برادران لومیر اولین نمایش عمومی خود را برگزار کردند. در ۱۸۹۵ میلادی آنها عدهای را برای تماشای نمایش خود در پاریس دعوت کردند. به هنگام نمایش از یک پیانیست هم دعوت شده بود و این نوازنده کارش اجرای موسیقی در پسزمینه فیلم بود. شروع همزمان موسیقی به نمایش فیلم کمک میکرد تا جمعیت رفته رفته سکوت اختیار کنند و متوجه تصاویر روی پرده بشوند. پس از استفاده لومیرها اجرای موسیقی همراه با فیلم رواج پیدا کرد اگرچه ارزشمندی موسیقی برای تکامل این پدیده هنوز به قدر کافی احساس نمیشد.
کار همراهی موسیقی با تصاویر روی پرده به اشکال مختلف با توجه به میزان تخصص افراد تفاوت میکرد. هر چه نوازندگان تبحر بیشتری داشتند کارایی آنها در هماهنگی با تصاویر روی پرده بیشتر میشد. در بسیاری از سالنهای نمایش در دوران صامت از دستگاههای بزرگ ارگ استفاده میشد که عموما علاوه بر تقلید صدای بعضی از سازها٬ اصوات دیگری مثل صدای بوق٬ صدای سوت قطار و... را نیز به وجود میآورد. یکی از این دستگاهها ارگ «ورلیتزر» بود که مدتها نقش اجرای موسیقی و افکتها را بازی میکرد. معمولا بندرت شانس دیدن فیلم قبل از نمایش برای نوازندگان وجود داشت و این کار را برای آنان دشوار میکرد اگرچه در سالنهای بزرگ که امکان اجرای ارکستر در آن وجود داشت گاهی اوقات یک یا دو بار تمرین با فیلم انجام میشد.
هر چه از عمر سینما گذشت فهرست موسیقیهای انتخابی برای همراهی با فیلم نیز بیشتر شد. عناوین این موسیقیها نیز با توجه به نمایش متفاوت بود. کمدی٬ عاشقانه٬ عصبانی٬ غمگین٬ خوشحال٬ اسرار آمیز٬ تعقیب و گریز... از عناوین جدیدی بود که هر روز به تعداد آنها افزوده میشد. رهبران ارکستر با دادن علامت٬ نوازندگان را از تغییر صحنه مطلع میکردند تا آنها قطعه متفاوتی را اجرا کنند. اکثر این قطعات٬ آثار کلاسیک از آهنگسازان مشهور جهان بودند که برای صحنههای مختلف انتخاب میشدند. بسیاری اوقات اجرا دچار مشکلاتی میشد و نوازندگان در نواختن موسیقی مربوط به صحنه بسیار بیدقت عمل میکردند که حاصل آن روی پرده به یک فاجعه تبدیل میشد. تا آنکه٬ «برگه راهنما» ابداع شد و در آن رهبر با هر علامت نوازندگان را به اجرای قطعه بعدی که در برگه نوشته شده بود فرا میخواند. در ضمن توضیحاتی برای جزئیات و چگونگی اجرای موسیقی در لحظات مختلف مرتبط با حال و هوای نمایش نیز در آن درج شده بود.
در فاصله زمانی کوتاهی میزان تقاضا به حدی بالا رفت که دستاندرکاران موسیقی فیلم با کمبود قطعات موسیقی مواجه شدند تا آنجا که آنها به دست بردن در ساختار قطعات کلاسیک و برخی تغییرات در آنها مبادرت میکردند که بسیاری از اوقات نتیجه خوشایندی برای این شاهکارهای موسیقی در پی نداشت. سرانجام در سال ۱۹۲۷ برادران وارنر اولین فیلم ناطق را به دنیا عرضه کردند و سیر تحولی نوین در تاریخ سینما رقم خورد.
اهمیت و گسترش موسیقی در سینما [ویرایش]
تقریبا هیچیک از نظریهپردازان سینما٬ این هنر را به صورت مطلق صامت به حساب نیاورده و عملکرد موسیقی در کنار فیلم همیشه حاکی از یک نوع نیاز بوده است. هر چقدر قواعد کلاسیک سینما شکل میگرفتند موسیقی نیز به عنوان یک عامل موثر بیانی به وجود خود تحکیم میبخشید. ضرورت حضور موسیقی در سینما تا بدانجا پیش رفت که چهرههای شاخص سینما نظریات جدیدی بر آن وضع میکردند و آن را عاملی کلیدی ارزیابی نمودند. به طور مثال وسوالد پدوفکین به صراحت نوشت:
«موسیقی در فیلم ناطق هرگز نباید همراهیکننده باشد»
هر چقدر زبان سینما غنیتر میشد٬ ابزار کار نیز قدیمی به نظر میآمد. موسیقی هم از این زنجیره جدا نبود. دیگر هیچ کارگردانی به این فکر نمیکرد که فیلمش صرفا موسیقی داشته باشد؛ بلکه به این میاندیشید که چه کسی این موسیقی را خواهد ساخت؛ در چه لحظاتی موسیقی میتواند حضور داشته باشد و... . موسیقی فیلم وظیفهی مشخصی پیدا کرد که با تشریک مساعی کارگردان و آهنگساز میتوانست مانند یک برگ برنده ارزشهای هنری یک فیلم را صد برابر کند.
در دهه ۱۹۳۰ که موسیقی فیلم رو به اوج بود آهنگسازان بسیاری از اروپا به آمریکا مهاجرات کردند. بسیاری از این افراد در مکتبهای موسیقی اروپا تعلیم یافته بودند و به طور طبیعی سبک کاری آنها از همان شیوههای موسیقایی بود. آنها در فضایی آموزش یافته بوند که موسیقی واگنر٬ پوچینی٬ اشتراوس و مالر بر تفکراتشان سایه افکنده بود. از چهرههای صاحب نام این دوران میتوان ماکس اشتاینر٬ اریک ولفگانگ کورنگلد٬ آلفرد نیومن٬ فرانتس واکسمن و چارلی چاپلین را نام برد که از میان آنها فقط نیومن آمریکایی بود. شاید حضور نام چارلی چاپلین باعث حیرت شود٬ اما به واقع او در موسیقی بسیاری از آثار خود نقش عمدهای داشت. چهرههای دیگری چون ویرجیل تامسون٬ آرون کوپلند و هانس آیزلر از آهنگسازان صاحبنام این دوران بودند. در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ عدهی بیشماری به جمع آهنگسازان فیلم پیوستند و کم و بیش عدهی زیادی از آنان سوابق موسیقی کلاسیک و کنسرتی داشتند.
مراحل ساخت موسیقی برای فیلم [ویرایش]
نقطه شروع هر کاری ایده است. در موسیقی فیلم نیز کار با ایدهای شروع میشود. تهیهکننده یا کارگردان به هر دلیلی٬ چه مهارت و چه شهرت٬ آهنگسازی را برای نوشتن موسیقی فیلم انتخاب میکند. با توجه به میزان اهمیت موسیقی برای فیلم٬ زمان انتخاب آهنگساز میتواند تغییر کند. پس از انتخاب آهنگساز فعالیت ذهنی وی آغاز میشود. در این مرحله فیلمنامه یا موضوع بسیار حائز اهمیت است. چرا که پاسخ بسیاری از سوالات در فیلمنامه نهفته است. بسیاری از آهنگسازان این نقطه شروع را میپسندند. دیمیتری تیومکین٬ آهنگساز فیلم٬ معتقد است ارزش حضور آهنگساز در جلسات اولیهی بحث و بررسی فیلمنامه غیر قابل محاسبه است. در حالیکه جان ویلیامز٬ آهنگساز برنده چندین جایزه اسکار٬ در این باره گفته است:
«من ترجیح میدهم فیلمنامه را نخوانم٬ من از آن دسته افرادی هستم که دوست دارم نسبت به فیلم عکسالعمل نشان دهم. هنگامی که شما یک داستان ادبی را میخوانید یک تصویر ذهنی از فضا و چیزها میسازید. من دریافتهام که اگر فیلمنامه را بخوانم و سپس به اتاق نمایش بروم٬ اغلب باعث ناامیدی من میشود. به شکل ایدهآل دوست دارم به ریتم تصویری که برای اولین بار میبینم عکسالعمل نشان دهم».
به هر حال نخستین قدم ارتباط آهنگساز با فیلم است. حال میخواهد از طریق خواندن فیلمنامه باشد یا تماشای فیلم. آهنگساز در مرحله اول به دیدن فیلم به صورت راف-کات[۲] دعوت میشود که فیلمی ناتمام است و به طور مثال بخشی از اثرات صوتی مانند افکتهای مختلف مثل صدای بوق تلفن یا آژیر پلیس در آن گنجانده نشده است. فیلم یک بار با تداوم و در مرحله بعد حلقه به حلقه دیده میشود. در مرحله دوم آهنگساز به همراه تهیهکننده٬ کارگردان و تدوینگر با یکدیگر فیلم را مشاهده میکنند. تدوینگر به آهنگساز کمک میکند تا مشکلات تکنیکی به هنگام ضبط موسیقی و همچنین مراحل بعدی را به راحتی طی کند. در بازبینی دوم علامتگذاری[۳] صورت میگیرد. در اینجا معین میشود که چه نقاطی به موسیقی احتیاج دارند و کجاها باید آزاد رها شوند. آهنگساز و تدوینگر در کنار یکدیگر به زمانگیری فواصلی میپردازند که موسیقی در آن شنیده میشود و با استفاده از دستگاه موویلا[۴] زمان ورود و خروج موسیقی و هماهنگی آن با دیگر اجزا به خوبی تعیین میشوند. سپس این اطلاعات را به طور جامع در فرمهای مخصوصی وارد میکنند.
اینجاست که آهنگساز میتواند با بازبینی و کمک گرفتن از فرمهای تهیه شده کار نوشتن موسیقی را أغاز کند. زمانیکه این مرحله نیز به پایان رسید مرحله ضبط موسیقی فرا میرسد. ارکستراسیون از اهمیت ویژه ای برخوردار است و امروزه بسیاری از آهنگسازان بزرگ فیلم علاقه دارند این کار را شخصا انجام دهند. برنارد هرمن آهنگساز شماری از فیلمهای آلفرد هیچکاک میگوید:
«غیر ممکن است که کار آهنگسازی را از ارکستراسیون جدا کنیم. درست مثل این است که بگوییم من ایدهها را میدهم شما کتاب را بنویسید یا این که من نقاشی را میکشم اما رنگها را شما بگذارید. هر ساز به اندازه خود مهم است و باید مورد توجه کامل آهنگساز قرار بگیرد».
در کنار ارکستراسیون مساله رهبری نیز حائز اهمیت است. یک اثر موسیقایی با رهبری دقیق به نتیجهی نهایی میرسد. بسیاری از آهنگسازان در این زمینه هم پیشقدم هستند. در غیر اینصورت کار فرد دیگری که رهبر ارکستر خواهد بود کاری سنگین است. در مرحله ضبط نهایی موسیقی٬ مهندس ضبط مسئول کیفیت اثریست که در فیلم شنیده میشود. وی باید قادر باشد که موسیقی را نت به نت دنبال کند. او باید جای تک تک نوازندگان را همراه با میکروفنگذاری شخصا انجام دهد چرا که با آنها روی کانالهای مختلف میز صدا سر و کار خواهد داشت؛ اگرچه امروزه با پیشرفتهای تکنولوژی شیوههای ضبط نیز بسیار متفاوت است. در مرحله پایانی٬ آهنگساز موسیقی آماده شده را همراه با تدوینگر به اتاق تدوین برده و بر اساس محاسبات گذشته آن را به دقت در حاشیه صدای فیلم قرار میدهند.
آهنگسازان مشهور سینما [ویرایش]
| آهنگسازان | زاده | درگذشت | ملیت | آثار برجسته | توضیحات |
|---|---|---|---|---|---|
| مارکوم آرنولد | بریتانیایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| ماکس اشتاینر | ۱۸۸۸ | ۱۹۷۱ | اتریشی | برنده ۳ جایزه اسکار | |
| دنی الفمن | ۱۹۵۳ | آمریکایی | |||
| المر برنشتاین | ۱۹۲۲ | ۲۰۰۴ | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |
| لئونارد برنشتاین | ۱۹۱۸ | ۱۹۹۰ | آمریکایی | ||
| جان بری | ۱۹۳۳ | ۲۰۱۱ | بریتانیایی | برنده ۴ جایزه اسکار | |
| مارکو بلترامی | ۱۹۶۶ | آمریکایی | |||
| جان پاول | ۱۹۶۳ | بریتانیایی | |||
| زبیگنف پرایزنر | ۱۹۵۵ | آلمانی | |||
| راشل پورتمن | بریتانیایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| میکیس تئودوراکیس | ۱۹۲۵ | یونانی | |||
| دیمیتری تیومکین | ۱۸۹۴ | ۱۹۷۹ | روسی | برنده ۳ جایزه اسکار | |
| مایکل جیاکینو | ۱۹۶۷ | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار | ||
| چارلی چاپلین | ۱۸۸۹ | ۱۹۷۷ | بریتانیایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |
| تن دان | چینی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| مایکل دانا | کانادایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| جان دبنی | آمریکایی | ||||
| الکساندر دسپلات | فرانسوی | ||||
| ژرژ دلرو | فرانسوی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| پاتریک دویل | اسکاتلندی | ||||
| رابرت راسل بنت | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| دیوید راکسین | آمریکایی | ||||
| ای. آر. رحمان | ۱۹۶۶ | هندی | برنده ۱ جایزه اسکار | ||
| لارنس رزنتال | آمریکایی | ||||
| نینو روتا | ۱۹۱۱ | ۱۹۷۹ | ایتالیایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |
| لئونارد روزنمن | آمریکایی | برنده ۲ جایزه اسکار | |||
| میکلوش روژا | ۱۹۰۷ | ۱۹۹۵ | مجارستانی | برنده ۳ جایزه اسکار | |
| هانس زیمر | ۱۹۵۷ | آلمانی | |||
| موریس ژار | ۱۹۲۴ | ۲۰۰۹ | فرانسوی | برنده ۳ جایزه اسکار | |
| ریوئیچی ساکاموتو | ژاپنی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| گوستاوو سانتائولایا | ۱۹۵۱ | آرژانتینی | برنده ۲ جایزه اسکار | ||
| آلن سیلوستری | آمریکایی | ||||
| هاوارد شور | ۱۹۴۶ | کانادایی | برنده ۲ جایزه اسکار | ||
| دیمیتری شوستاکوویچ | ۱۹۰۶ | ۱۹۷۵ | روسی | ||
| لالو شیفیرین | آرژانتینی | ||||
| آرون کوپلند | ۱۹۰۰ | ۱۹۹۰ | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |
| اریک ولفگانگ کورنگلد | ۱۸۹۷ | ۱۹۵۷ | اتریشی | برنده ۲ جایزه اسکار | |
| جان کوریگلیانو | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| بیل کونتی | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| وویچک کیلار | لهستانی | ||||
| مایکل کیمن | آمریکایی | ||||
| پیتر گابریل | ۱۹۵۰ | بریتانیایی | |||
| هری گرگسون-ویلیامز | ۱۹۶۱ | آمریکایی | |||
| جری گلدسمیت | ۱۹۲۹ | ۲۰۰۴ | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |
| الیوت گلدنتال | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| فیلیپ گلس | ۱۹۳۷ | آمریکایی | |||
| فرانسیس لی | فرانسوی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| داریو ماریانلی | ایتالیایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |||
| هنری مانچینی | ۱۹۲۴ | ۱۹۹۴ | آمریکایی | برنده ۲ جایزه اسکار | |
| آلن منکن | ۱۹۴۹ | آمریکایی | برنده ۴ جایزه اسکار | ||
| انیو موریکونه | ۱۹۲۸ | ایتالیایی | یک مشت دلار (۱۹۶۴)، به خاطر چند دلار بیشتر (۱۹۶۵)، خوب بد زشت (۱۹۶۶)، روزی روزگاری در غرب (۱۹۶۸)٬ روزهای بهشت (۱۹۷۸)، روزی روزگاری در آمریکا (۱۹۸۴)، ماموریت (۱۹۸۶)، تسخیرناپذیران (۱۹۸۷)، سینما پارادیزو (۱۹۸۸)، هملت (۱۹۹۰)، باگزی (۱۹۹۱)، افسانه ۱۹۰۰ (۱۹۹۸)، مالنا (۲۰۰۰) | برنده اسکار افتخاری | |
| مایکل نایمن | بریتانیایی | ||||
| آلکس نورث | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار (افتخاری) | |||
| جیمز نیوتن هاوارد | آمریکایی | ||||
| آلفرد نیومن | ۱۹۰۱ | ۱۹۷۰ | آمریکایی | برنده ۹ جایزه اسکار | |
| توماس نیومن | ۱۹۵۵ | آمریکایی | رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴)٬ زیبایی آمریکایی (۱۹۹۹)٬ جادهای بهسوی تباهی (۲۰۰۲)٬ در جستجوی نیمو (۲۰۰۳)٬ بدبیاریها، داستانهای لمونی اسنیکت (۲۰۰۴)٬ وال-ئی (۲۰۰۸)٬ جاده انقلابی (۲۰۰۸)٬ اسکایفال (۲۰۱۲) | نامزد ۱۱ جایزه اسکار | |
| برنارد هرمن | ۱۹۱۱ | ۱۹۷۵ | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار | |
| ماروین هملیش | ۱۹۴۴ | ۲۰۱۲ | آمریکایی | برنده ۲ جایزه اسکار | |
| جیمز هورنر | ۱۹۵۳ | آمریکایی | برنده ۱ جایزه اسکار | ||
| فرانتس واکسمن | ۱۹۰۶ | ۱۹۶۰ | لهستانی | برنده ۲ جایزه اسکار | |
| ونگلیس | ۱۹۴۳ | یونانی | |||
| جان ویلیامز | ۱۹۳۲ | آمریکایی | |||
| گابریل یارد | ۱۹۴۹ | لبنانی |
فهرست آهنگسازان فیلم در ایران [ویرایش]
- مجید انتظامی
- سعید انصاری
- بابک بیات
- احمد پژمان
- مهرداد جنابی
- کیوان جهانشاهی
- ناصر چشمآذر
- لوریس چکناواریان
- مرتضی حنانه
- فردین خلعتبری
- محمدرضا درویشی
- بهرام دهقانیار
- کریستف رضاعی
- انوشیروان روحانی
- کامبیز روشن روان
- فریدون شهبازیان
- سعید شهرام
- حسین علیزاده
- محمدرضا علیقلی
- فرهاد فخرالدینی
- هرمز فرهت
- شیدا قرهچهداغی
- علیرضا کهندیری
- فریبرز لاچینی
- شریف لطفی
- اسفندیار منفردزاده
- مجتبی میرزاده
- محمد میرزمانی
- فریدون ناصری
- حسین واثقی
- واروژان
- کارن همایونفر
- پیمان یزدانیان
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- خواجه نوری، شاهرخ. موسیقی فیلم. بنیاد سینمایی فارابی، ۱۳۸۳. شابک ۹۶۴-۶۶۳۴-۱۶-۸.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||