انیو موریکونه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
انیو موریکونه

انیو موریکونه در ۸۰ سالگی
ملیت ایتالیا، رم
سبک موسیقی فیلم، موسیقی کلاسیک
وبگاه
/http://www.enniomorricone.it

اِنیو موریکونه (به انگلیسی: Ennio Morricone) (زادهٔ ۱۰ نوامبر سال ۱۹۲۸) آهنگساز و رهبر ارکستر ایتالیایی است.

در حدود شش دهه انیو موریکونه با تصنیف موسیقی برای بیش از پانصد اثر سینمایی و تلویریونی و آثار متعدد برای ارکستر از پرکارترین آهنگسازان در تمامی ادوار تاریخ موسیقی و از آهنگسازان پیشرو سینما از نیمه دوم سده بیستم به شمار می آید. او برای همکاری بلند مدت با کارگردانان تحسین شده چون سرجیو لئونه، برایان دی پالما، بری لوینسون و جوزپه تورناتوره نیز مشهور است.

موریکونه پارتیسیونهای ویژه ای برای اسپاگتی وسترن‌های سرجیو لئونه نوشت که از آن جمله میتوان به فیلمهایی چون یک مشت دلار (۱۹۶۴)، به خاطر چند دلار بیشتر (۱۹۶۵)، خوب بد زشت (۱۹۶۶)، و روزی روزگاری در غرب (۱۹۶۸) اشاره کرد. از میان دیگر آثار شاخص وی کالیفا (۱۹۷۰)، روزهای بهشتی (۱۹۷۸)، روزی روزگاری در آمریکا (۱۹۸۴)، ماموریت (۱۹۸۶)، تسخیرناپذیران (۱۹۸۷)، سینما پارادیزو (۱۹۸۸)، هملت (۱۹۹۰)، باگزی (۱۹۹۱)، افسانه ۱۹۰۰ (۱۹۹۸)، و مالنا (۲۰۰۰) آثاری قابل ملاحظه میباشند.

وی برنده دو جایزه گرمی، دو گلدن گلوب، پنج بافتا، هفت دیوید دی دوناتلو، هشت نسترو دی آرجنتو و جایزه معتبر موسیقی پُلار (۲۰۱۰) است. در ۲۰۰۷ میلادی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا از او با عنوان "خالق آثار متفاوت و درخشان در هنر موسیقی فیلم" قدردانی و اسکار افتخاری آکادمی را به او اهدا کرد. او پیش از این در بخش رقابتی پنج بار نامزد دریافت جایزه اسکار بوده است.

محتویات

[ویرایش] زندگی و حرفه

موریکونه در رم متولد شد و فرزند لیبرا و ماریو موریکونه نوازنده ترومپت جاز بود. او اولین کمپوزیسیون خود را در شش سالگی ساخت و سپس برای توسعه این استعداد خویش دلگرم شد، ترومپت را برداشت و در حالیکه نه سال بیشتر نداشت برای آموختن نوازندگی به آکادمی سانتاسیسیلیا رفت. موریکونه در ۱۹۴۰ رسما وارد کنسرواتوار شد، در این زمان او ۱۲ ساله بود. برای یک دوره چهار ساله هارمونی ثبت نام کرد. بر اساس گزارشهای گوناگون او این دوره را در شش ماه یا به قولی دیگر دو سال (به طور تقریبی) تمام کرد. او نوازندگی ترومپت، آهنگسازی، موسیقی و رهبری کرال را زیر نظر "گوفردو پتراسی" مورد مطالعه قرار داد، استادی که عمیقا او را تحت تاثیر خویش ساخت تا جائیکه موریکونه قطعاتی کنسرتی از ساخته های خود را به او تقدیم کرد.

این سالها به سبب جنگ جهانی دوم و بمبارانهای سنگین سالهای سختی برای اروپا می بود و آنچه آهنگساز بیش از هر چیز از آن دوران به یاد میاورد فقر و گرسنگی مردم است. این چنین بود که حال و هوای جنگ بسیاری از آثار او را در آن برهه از زمان تحت تاثیر خود قرار داد.

بعد از فارغ التحصیلی او کار خود در آهنگسازی و آرانژمان کلاسیک پی گرفت. در ۱۹۴۶ او دیپلم نوازندگی ترومپت را دریافت کرده بود. در همان سال قطعه Il Mattino را با رجوع به متنی از فوکوکو برای پیانو و آواز نوشت. دیگر اثار جدی از آن زمان قطعه ای بود با نام Imitazione با متنی از جیاکومو لئوپاردی و دیگری Intimita با متنی از اولینتو دینی که هر دو برای پیانو آواز نوشته شده بود.

در اوایل دهه ۱۹۵۰ مشغول به نوشتن موسیقی برای نمایشنامه های رادیوئی شد، با این حال او همچنان به نگارش موسیقی کلاسیک ادامه میداد، مانند Oboe Sommerso ،Verra' la Morte و Distacco I e Distacco I که اکثرا قطعات آوازی بودند.

اگرچه آهنگساز دانشنامه ای تا ۱۹۵۲ برای تنظیم و آرانژمان دریافت کرد اما مطالعات او تحت نظر "گوفردو پتراسی" و اخذ دانشنامه زیر نظر او در ۱۹۵۴ شکل کاملی به خود گرفت. در ۱۹۵۵ او آغاز به ساخت موسیقی برای سینما کرد که البته در آغاز این کار را با نامهای مستعار "دان ساویو" (Dan Savio) و "لئو نیکلس" (Leo Nichols) انجام میداد.

موریکونه آثار بیشتری در حال و هوای موسیقی آوانگارد در ایتالیا خلق کرد که برخی بر روی دیسک های فشرده موجود است، مانند Ut که کنسرتوئی بود برای ترومپت که اجرای آن به یکی از موزیسین های محبوب آهنگساز مائورو مائور (Mauro Maur) اختصاص داده شد.

[ویرایش] اشتهار مردمی

در ۱۹۵۶ به سبب شرایط نامطلوب پس از جنگ موریکونه برای حمایت مالی بهتر از خانواده شروع به نوازندگی در یک گروه جاز و نیز تنظیم ترانه های مردمی برای سرویس پخش ایتالیایی RAI کرد و در زیر نظر این شبکه مشغول به کار شد، اما در همان روز نخستین کار را رها کرد و دلیل آن را اینطور توضیح داده بود که این سازمان پخش موسیقی های ساخته شده توسط کارکنان را ممنوع اعلام کرده بود. چندی بعد موریکونه به یکی از تنظیم کننده های معتبر RCA بدل شد و در کنار Mario Lanza ،Rita Pavone و Renato Rascel به کار ادامه میداد.

یکی از ساخته هایش با عنوان Se telefonando با اجرای Mina به موفقیت خاصی دست یافت. این به یک ترانه مشهور برای Studio Uno 66 مبدل شد و مقام پنجم را در بین آلبومهای پرفروش سال ایتالیا کسب کرد. تنظیم استادانه موریکونه برای این ترانه مرکب بود از ملودیهای ترکیبی برای ترومپت، سبک Hal Blaine برای درام، مجموعه ای از سازهای زهی، سبک و سیاق آوازهای دهه ۶۰ اروپا برای خواننده زن و زیر صدایی از ترومبونها. ترانه ای که مقام هفتم را از "The Italian Hitparade" کسب کرده بود هشت مدولاسیون برای خواننده زن داشت که در سراسر ترانه کشش موسیقی را حفظ میکرد. در طول دهه های بعد این ترانه از سوی بسیاری در ایتالیا باز خوانی و یا تنظیم مجدد شد. در جشن هفتاد سالگی خواننده این ترانه "مینا" طبق آماری که از رای خوانندگان نشریه لا رپوبلیکا برآمد این ترانه با کسب سی هزار رای بهترین آهنگ خواننده نام گرفت. در سراسر دهه ۶۰ میلادی انیو موریکونه برای هنرمندان متعدد دیگری نیز ترانه هایی تصنیف کرد.

[ویرایش] سینمای وسترن

مهارت و کسب تجربه در حوزه وسیعی از کار موسیقی موریکونه را بر آن داشت که در اوایل دهه ۶۰ به ساخت موسیقی برای فیلم روی آورد اگر چه در ابتدا کارهای او خیلی بارز نبود. آرنژمان انیو برای یک کار محلی آمریکایی کنجکاوی و توجه دوست دوران کودکی او سرجیو لئونه را برانگیخت و از موریکونه دعوت به همکاری کرد. آهنگساز موسیقی متفاوتی برای یک مشت دلار آفرید. گرچه محدودیتهای مالی موریکونه را برای دسترسی به یک ارکستر کامل دچار مشکل قرار داده بود. او با اصوات گوناگون مثل صدای تیر تفنگها، صدای شلاق و تازیانه، صدای سوت، آواز، زنبورک، ترومپتها و گیتار الکتریک سعی در رفع این محدودیتها کرد. موریکونه با این ابزار خاص تاکید و هیجان مضاعف به سکوت کنایه آمیز مردان ایستاده و خاموش سینمای وسترن می بخشید. اگرچه این موسیقی مقداری عجیب و غریب میامد اما تصور و تخیل سرجیو لئونه را با موسیقیش تحقق بخشید. نمایاهای نزدیک و به یاد ماندنی سرجیو لئونه، خشونت تند و تیز و کمدی تهدید آمیز او به موریکونه کمک کرد تا ایده های موزیکال ممکن در هنر موسیقی فیلم را تا آنجا که ممکن بود توسعه دهد.

موریکونه در برهه نوشتن پارتیسیون یک مشت دلار تعاونی بلند مدت با دوست دوران کودکیش "الساندرو الساندورینی" را آغاز میکرد. الساندورینی در بسیاری از آثار او ماهرانه سوت میزد و گیتار مینواخت و با آنسامبل "کانتوری مدرنی" که خودش پایه گذار آن بود به همکاری با آهنگساز پرداخت. کانتونی مدرنی دسته ای از خوانندگان کر زن بودند که موریکونه تکخوان سوپرانوی آن "Edda Dell'Orso" را می ستود و از آن به صدایی شگفت انگیز در آثارش یاد میکرد.

موریکونه برای بسیاری از فیلمهای دیگر سینمایی موسیقی ساخت که شاید شهرت برخی اسپاگتی وسترنهای زبانزد را نداشت اما آهنگساز را به یکی از پرکارترین آهنگسازان تاریخ بدل کرد.

[ویرایش] دیگر آثار سینمایی

بخش اعظم آثار موریکونه در دهه۶۰ برآمده از سینمایی به غیر از ژانر وسترن بودند و البته باز هم الساندورینی در این آثار در کنار آهنگساز بود، نظیر نبرد الجزایر و غیره. موریکونه مشغولیت های دیگر را کاهش داد و معطوف به سینما شد آنچنان که برای ۲۰ اثر بلند سینمایی در یک سال موسیقی نوشت، فیلمهای "ماریو باوا" مثل Danger: Diabolik، فیلمهای پر هیجان "داریو آرگنتو". در 1970 موریکونه برای Violent City موسیقی نوشت. در همان سال برای اولین بار جایزه معتبر سینمایی ایتالیا "ناسترو دارجنتو" را برای موسیقی فیلم Metti una sera acena دریافت کرد و سال بعد مجددا همین جایزه را برای فیلم Sacco e Vanzetti تکرار کرد که البته این یکی همکاری به یاد ماندنی میان او و خواننده مشهور آمریکایی جوآن بائز را به یادگار گذاشت. در ۱۹۷۳ برای فیلم جنایی Revolver موسیقی نوشت و سرانجام در ۱۹۷۹ برای نخستین بار نامزد جایزه اسکار برای موسیقی روزهای بهشتی شد و پس از آن چهار بار دیگر به ترتیب برای ماموریت در ۱۹۸۶، تسخیرناپذیران در ۱۹۸۷، باگزی در ۱۹۹۱ و مالنا در ۲۰۰۱ نامزد این جایزه بود.

در اوابل دهه ۸۰ برای The Thing فیلم ترسناک و علمی تخیلی ساخته جان کارپنتر موسیقی ساخت. در همین دوران موریکونه تمی با عنوان Chi Mai نوشت که در انگلستان بر بالای جدول فروش قرار گرفت و موفقیت بزرگی بود بطوریکه در چند فیلم و سری تلویزیونی این تم شنیده شد. موریکونه در تلویزیون نیز فعال بود و قطعات مختلفی برای نمایشها و مجموعه های مستند و نمایشی ساخت. مجموعه های تلویزیونی اهل ویریجینیا (۱۹۷۱)، موسی (۱۹۷۴) و مارکوپولو (۱۹۸۲) از آثار بیشتر شناخته شده او برای تلویزیون هستند. او برای مجموعه تلویزیونی مافیایی La piovra که ساختش بیش از پانزده سال طول کشید نیز موسیقی ساخت که برای فصلهای سه تا پنج با عنوان رهبر ارکستر مشغول بود و همچنین مجموعه دیگر La bibbia که ناظر و سرپرست موسیقی آن نیز بود.

در اواخر دهه ۹۰ با فرزندش "آندره آ" مشترکا برای درام جنایی Ultimo موسیقی نوشتند. همکاری دیگر آنها در فیلم سینما پارادیزو (۱۹۸۸) جایزه معتبر سینمایی انگلستان "بافتا" را به همراه داشت. در ۲۰۰۳ انیو موریکونه برای مجموعه ژاپنی موساشی موسیقی ساخت که این مجموعه ای بود در خصوص سامورایی جنگجو و افسانه ای ژاپن "میاموتو موساشی". بخشی از موسیقی او برای این مجموعه امروز در برخی فیلمهای تلویزیونی ایتالیایی شنیده میشود.

[ویرایش] کنسرتها و رهبری ارکستر

از ۲۰۰۱ میلادی انیو موریکونه غالبا همراه با ارکستر سمفونیک رم یک تور برای سالنهای متعدد را آغاز کرد. لندن، پاریس، ورونا، توکیو، او قطعات ساخته خویش برای سینما را به اجرا گذاشت. ۲۰۰۵ در مونیخ، ۲۰۰۶ در لندن، ۲۰۰۷ در آمریکای شمالی، مکزیک و چهار روز بعد در نیویورک جایی ملقب به تالار جهانی موسیقی. عصر روز قبل در سازمان ملل متحد با حضور دبیر کل وقت، بان کی‌مون، آثار او با رهبری شخص آهنگساز به اجرا گذارده شد. لس آنجلس تایمز مقاله ای در این باره که حاکی از چگونگی رهبری او برای ارکستر بود چاپ کرد:

انیو موریکونه در حال رهبری در سازمان ملل متحد
"فنون او برای رهبری بسنده و موثر است اما نقش جذبه و گیرائی در رهبری او در پائین ترین حد ممکن."

این در حالیست که انیو موریکونه گفته است:

"رهبری ارکستر هیچگاه برای من اهمیتی نداشته است، اگر مستمعین برای رویت حرکات من به سالنها می آیند بهتر خواهد بود که چنین نکنند."

در دسامبر ۲۰۰۷ آهنگساز بخشی از آثارش را در وین به اجرا گذاشت. ۲۰۰۸ در فستیوال بلفاست، ۲۰۰۹ در بلگراد، اپریل و آگوست ۲۰۱۰ به ترتیب در رویال آلبرت هال لندن در انگلستان و سپس مجارستان به اجرا همراه با ارکستر رم پرداخت، همچنین دو اجرای دیگر در سپتامبر ۲۰۱۰ در ورونا و صوفیه بلغارستان نیز به روی صحنه رفت.

[ویرایش] زندگی شخصی

در ۱۳ اکتبر ۱۹۵۶ او با ماریا تراویا ازدواج کرد. همسر او نقش مکملی در برخی آثار او ایفا کرده است و به طور مثال متون لاتینی که در موسیقی فیلم ماموریت شنیده میشود سروده اوست. حاصل زندگی آنها ۳ پسر و ۱ دحتر است که در میان پسران آندره آ آهنگساز و جیووانی فیلمساز هستند.

[ویرایش] تاثیرگذاری

موریکونه اغلب تمایل به پیروی از نئورومانتیسیم داشته است و این زبان از موسیقی بیشتر در آثارش رخ داده است. وی با بهره گیری از ملودیهای بدیع و ارکستراسیونی شنیده نشده به سینمای وسترن اسپاگتی تعاریفی ویژه از موسیقی بخشید که بارها آهنگسازان دیگر سینما در آثارشان از آن بهره جستند. هانس زیمر آهنگساز آلمانی و برنده جایزه اسکار در دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه گمشده در قطعه ای با نام Paralay تعریفی از موسیقی و کارکرد آن با موقعیت فیلم ارائه میدهد که وام گرفته از روزی روزگاری در غرب است. کرگ آرمسترانگ در رومئو و ژولیت ساخته باز لورمان به سال ۱۹۹۶ در بخشی از فیلم از انگاره های موسیقائی شنیده شده در خوب بد زشت برای توصیف فضای درگیری شخصیتها با تپانچه هایی در دست سود برده است. مارکو بلترامی آهنگساز معاصر فیلم در سه ساعت و ده دقیقه به یوما در سراسر موسیقیش از ارکستراسیون مشابه موریکونه گرچه مدرن تر با شباهت بسیار به نغمه سرائی پرداخته است که برای آن موفق به کسب نامزدی جایزه اسکار نیز شد. هانس زیمر خالق آثاری چون گلادیاتور اثر ریدلی اسکات در مصاحبه های خود از موریکونه با نام مائسترو یاد میکند و بارها او را مورد ستایش قرار داده است. کوئینتین تارانتینو، کارگردان شناخته شده سینما به طور قابل توجهی از قطعاتی که در سوابق کاری آهنگساز وجود دارد در فیلمهایش بهره برده است و معتقد است همکاری سرجیو لئونه و انیو موریکونه موفق ترین همکاری یک کارگردان و آهنگساز تا به امروز در سینماست. منقدین نیز بارها موریکونه را از ملودی پردازان برجسته موسیقی قلمداد کرده اند.

اگرچه آهنگساز پنج بار نامزد دریافت جایزه اسکار برای بهترین پارتیتور فیلم بود اما موفق به دریافت آن نشد تا آنکه در تاریخ ۲۵ فوریه ۲۰۰۷ میلادی آکادمی علوم و هنرهای سینمائی آمریکا در تجلیل از او با عنوان خالق آثار درخشان و متفاوت در هنر موسیقی فیلم اسکاری افتخاری به انیو موریکونه اهدا کرد. در ارتباط با همین موضوع آلبومی منتشر شد با نام "ما همه انیو موریکونه را دوست میداریم". یکی از قطعات این آلبوم قبل از اهدای جایزه با آوازی از سلن دیون خواننده شناخته شده کانادایی اجرا شد که تلفیقی بود از شعری از "مرلین برگمن" و "آلن برگمن" و تم دبورا که موریکونه برای یکی از مهم ترین آثارش، "روزی روزگاری در آمریکا" نوشته بود که البته نسخه اصلی این تم قطعه ای صرفا موسیقائیست و البته این عمل به نوعی تجلیل از این اثر خاص نیز به حساب می آمد چرا که این اثر در زمان خویش تصادفا از دید آکادمی پوشیده ماند چرا که نام آهنگساز فیلم جهت ارزشیابی برای آکادمی در عناوین فیلم ذکر نشده بود. این باور در برخی وجود دارد که روزی روزگاری در آمریکا چکیده زبردستی و هنرمندی انیو موریکونه است. آهنگساز در خصوص بحث جوائز اسکار بر این باور است که با درک کامل از کیفیت آثارش در طول یک دوره مشخص هر دو سال یکبار شایسته دریافت آن بوده است.

انیو موریکونه و آلکس نورث تنها آهنگسازانی هستند که اسکار افتخاری دریافت کردند. او جایزه را در مراسم سالانه اسکار از دستان کلینت ایستوود دریافت کرد. زمانیکه برای دریافت جایزه روی صحنه دیده شد به زبان ایتالیایی صحبت میکرد و ایستوود آن را برای حضار ترجمه کرد و این دو پس از چهل سال بدین ترتیب یکدیگر را ملاقات کردند.

[ویرایش] گزیده آثار

  • یک مشت دلار (۱۹۶۴)
  • به خاطر چند دلار بیشتر (۱۹۶۵)
  • خوب بد زشت (۱۹۶۶)
  • نبرد الجزایر (۱۹۶۶)
  • توپهای سن سپاستین (۱۹۶۸)
  • دسته سیسیلی ها (۱۹۶۹)
  • نام من هیچکس است (۱۹۷۳)
  • مجموعه تلویزیونی موسی (۱۹۷۴)
  • جن گیر ۲ (۱۹۷۷)
  • روزهای بهشتی (۱۹۷۸)
  • روزی روزگاری در آمریکا (۱۹۸۴)
  • روزی روزگاری در غرب (۱۹۸۶)
  • ماموریت (۱۹۸۶)
  • تسخیرناپذیران (۱۹۸۷)
  • دیوانه وار (۱۹۸۸)
  • سینما پارادیزو (۱۹۸۸)
  • ضایعات جنگ (۱۹۸۹)
  • هملت (۱۹۹۰)
  • باگزی (۱۹۹۱)
  • در خط آتش (۱۹۹۳)
  • گرگ (۱۹۹۴)
  • افشاگری (۱۹۹۴)
  • تشریفات ساده (۱۹۹۴)
  • لولیتا (۱۹۹۷)
  • افسانه ۱۹۰۰ (۱۹۹۸)
  • مالنا (۲۰۰۰)
  • بی تقدیر (۲۰۰۵)
  • باریا (۲۰۰۹)

[ویرایش] منابع

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ انیو موریکونه موجود است.
ابزارهای شخصی
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر