سیریانا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سیریانا
کارگردان استیون گاگان
تهیه‌کننده مایکل نوزیک
جنیفر فاکس
جوریا کاساندس
استیون سودربرگ
جورج کلونی
نویسنده استیون گاگان
بازیگران جورج کلونی
مت دیمون
جفری رایت
عمر واکد
کریس کوپر
آماندا پیت
ویلیام هارت
موسیقی الکساندر دسپلات
فیلم‌برداری رابرت السویت
تدوین تام اسکویرس
استودیو برادران وارنر
توزیع‌کننده برادران وارنر
مدت زمان ۱۲۸ دقیقه
کشور ایالات متحده آمریکا
زبان انگلیسی
عربی
اردو
فارسی
فرانسوی
بودجه ۵۰ میلیون دلار
صفحه در وب‌گاه IMDb

سیریانا (به انگلیسی: Syriana) فیلمی سیاسی است محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی استیون گاگان. بازیگران اصلی آن شامل جرج کلونی و مت دیمون می باشد. موضوع اصلی فیلم حول محور سیاست نفت و تاثیرات جهانی صنعت نفت بر اقتصاد و سیاست می باشد که در طی عملیات هایی که توسط یک مامور سیا (جرج کلونی)، یک تحلیل گر مسائل انرژی (مت دیمون)، بازرسی در واشنگتن (جفری رایت) و یک کارگر مهاجر بیکار پاکستانی (ماژیر مونیر) در کشوری عربی در خلیج فارس مشاهده می شود.

در طول فیلم بیننده از مکانی به مکان دیگر کشانیده می شود که این سفر از تهران شروع شده و مدام در حال رفت‌وآمد بین واشنگتن، بیروت و کشور عربی می باشد.[۱]

داستان[ویرایش]

غول نفتی امریکایی، کانکس، در حال از دست دادن کنترل خود به میادین نقتی در امیر نشینی که توسط خاندان آل سوبای اداره می شود است. وزیر خارجه امیر نشین، شاهزاده ناصر (الکساندر سایدینینگ) امتیاز حفاری گاز طبیعی را به یک شرکت چینی داده است. این امر باعث ناخرسندی شرکت های نفتی امریکایی و در خطر افتادن منافع نفتی ایالات متحده شده است. برای جبران کاهش تولید کانکس با شرکت کوچکی که به تازگی برنده امتیاز بهره حفاری در قزاقستان شده است ادغام می شود.مامور مبارزه با تخلفات مربوط به شرکت های بزرگ در دادگستری امریکا به این ادغام که توسط یک شرکت حقوقی به مدیریت دین وایتنینگ (کریستوفر پلامر) در حال انجام است مشکوک می گردد.[۲]

داستان امیر[ویرایش]

برایان وودمن (مت دیمون) تحلیل گر مسائل انرژی در ژنو، سویس است. رییس وودمن او را مامور می کند تا با شرکت در مراسم خصوصی امیر در اسپانیا آمادگی شرکتش را برای ارایه خدمات به اطلاع امیر برساند. به خاطر بیماری امیر از ملاقات وودمن با امیر جلوگیری می شود. در همین زمان در قسمت دیگری از مهمانی مجلل امیر پسر خردسال وودمن با شیرجه به درون استخری که برق روشنایی آن بطوری ناخواسته اتصالی دارد دچار برق گرفتگی شده و جان خود را از دست می دهد.

برای ابراز همدردی با وودمن شاهزاده ناصر مبلغی در حدود ۱۶۷ میلیون دلار از محل سود شرکت نفتی به او هدیه می دهد، همزمان وودمن به عنوان مشاور اختصاصی امیر استخدام می شود. شاهزاده ناصر قصد دارد تا کشورش را به کشوری مترقی و آزاد تبدیل نماید امری که با نظر امریکا و همچنین نظر پدرش (پادشاه فعلی امیر نشین) در تضاد است. ناصر قرار است به عنوان پسر اول جانشین پدرش شود در حالیکه برادر کوچک امیر که طرفدار حفظ وضع موجود و حضور نظامی امریکاست به این سمت برگزیده می شود. به این ترتیب ناصر برنامه ای برای کودتا طراحی می کند ولی در عوض امریکاییها با اطلاع از این نقشه، اتومبیل ناصر را با موشکی کنترل از راه دور منفجر می کنند.

داستان ترور[ویرایش]

باب بارنز (جرج کلونی) کهنه سربازی امریکایی، افسر عملیاتی سیا که تلاش می کند جریان تجارت غیر قانونی اسلحه در خاورمیانه را بگیرد. او هنگامی که در تهران دو دلال اسلحه ایرانی را می کشد متوجه می شود یکی از بمبهای ضد تانکی که قرار بود در کشتن دلالان ایرانی بکار رود توسط یک فرد مصری ربوده می شود. باب این مورد را به واشنگتن گزارش می دهد ولی بصورت غیر منتظره او را به واشنگتن منتقل کرده و یک کار دفتری به او می دهند. او دوباره بصورت غافلگیرانه ای دوباره به خاورمیانه، لبنان، فرستاده می شود تا شاهزاده ناصر را به قتل برساند. پیش از مسافرت به لبنان از مامور سابق سیا در لبنان می خواهد تا سوابق کار او با حزب‌الله را پاک کند تا آنها تصور نکنند که باب قصد انجام کاری علیه آنها را دارد. در لبنان باب مسیر امنی از طرف حزب اله دریافت می کند و با مزدوری بنام موسوی آشنا می شود و قرار می شود تا موسوی، باب را در ترور شاهزاده ناصر کمک نماید غافل از اینکه موسوی اکنون برای ایران کار می کند. موسوی به حای کمک به باب او را دزدیده و مورد شکنجه قرار می دهد. رهبر حزب‌الله بلافاصله از ماجرا باخبر شده و درست هنگامی که موسوی قصد جدا نمودن سر باب را دارد از راه می رسد و جلو موسوی را می گیرد.

هنگامی که سیا از قصد موسوی برای افشای تلویزیونی قصد باب برای ترور شاهزاده ناصر آگاهی می یابد از باب فاصله گرفته و او را به عنوان ماموری سرکش معرفی می کند. وایتنینگ با این تصور که باب می خواهد درباره ترور شاهزاده ناصر و با آگاهی از قصد ناصر برای کودتا احساس خطر کرده و باب را زیر نظر گرفته و پاسپورت او را باطل می کند. باب به مرور و از طریق استان گاف علت مورد سوظن بودن و اینکه مسئول همه این کارها وایتنینگ هست را می فهمد. او یک شب به طور کاملاً مخفیانه به وایتنینگ نزدیک می شود و او را در مورد ادامه این وضع مورد تهدید قرار می دهد.

در انتهای فیلم باب خود را به اتومبیل حامل شاهزاده ناصر نزدیک می کند تا او را از خطر آگاه سازد ولی در همان زمان موشک به اتومبیل شاهزاده اثابت نموده و تنها وودمن که ساعتی قبل اتومبیل خود را عوض نموده بود زنده می ماند.

داستان وسیم[ویرایش]

کارگران مهاجر پاکستانی سلیم احمد خان (شاهیر احمد) و پسرش وسیم (ماژار مهیر) سوار اتوبوس عازم کار در پالایشگاه کانکس هستند ولی به خاطر آنکه شرکت چینی قرارداد را از کانکس گرفته اخراج می شوند. به مرور سلیم و وسیم به خاطر بیکاری فقیر و فقیرتر می شوند. وسیم به دنبال کار می گردد ولی بدلیل عدم توانایی تکلم به عربی از یافتن کار باز می ماند. او برای افزایش شانس خود برای کار گرفتن در امیر نشین عربی به همراه دوستش وارد مدرسه ای مذهبی عربی می شود تا عربی بیاموزد. در این مدرسه شخص عرب زبانی (همان فرد مصری که در تهران یکی از موشک های ضد تانک را سرقت نموده) به وی نزدیک می شود و او را ترغیب به عملیات انتحاری به تانکر کانکس کیلن با استفاده از بمب دزدیده شده در تهران می کند.

داستان ادغام[ویرایش]

بنت هالیدی وکیل امریکایی ایالات متحده متقاعد شده است کیلن برای گرفتن امتیاز حفاری در قزاقستان رشوه داده است. در طی بررسی های او انتقال وجه الکترونیکی (wire transfer) بین دنی دالتون و مقامات قزاق را کشف می کند. هالیدی مقامات کانکس-هالیدی را از این امر آگاه می کند ولی آنها از این امر اظهار بی خبری می کنن.

منابع[ویرایش]