تلقین (فیلم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سرآغاز (فیلم))
پرش به: ناوبری، جستجو
تلقین
پوستر فیلم
کارگردان کریستوفر نولان
تهیه‌کننده
نویسنده کریستوفر نولان
بازیگران
موسیقی هانس زیمر
فیلم‌برداری والی فیستر
تدوین‌گر لی اسمیت
توزیع وارنر برادرز
تاریخ انتشار
  • ۸ ژوئیه ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-07-۰۸) (فرش قرمز)
  • ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-07-۱۶) (بریتانیا)
  • ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-07-۱۶) (ایالات متحده)
مدت ۱۴۸ دقیقه[۱]
کشور بریتانیا
ایالات متحده[۲]
زبان انگلیسی
بودجه ۱۶۰ میلیون دلار[۳]
گیشه ۸۲۵٫۵ میلیون دلار[۳]

تلقین یا سرآغاز (به انگلیسی: Inception) فیلمی علمی تخیلی و دلهره‌آور به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی کریستوفر نولان است. لئوناردو دی‌کاپریو، الن پیج، جوزف گوردون-لویت، ماریون کوتیار، کن واتانابه، تام هاردی، دیلیپ رائو، کیلین مورفی، تام برنگر و مایکل کین در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند. دی‌کاپریو نقش یک دزد حرفه‌ای را دارد که با نفوذ به ضمیر ناخودآگاه افراد، افکار آن‌ها را می‌دزدد. او که در ایالات متحده تحت پیگرد قانونی است، با پیشنهاد پاک شدن سابقه‌اش در ازای یک کار که غیرممکن به نظر می‌رسد، روبه‌رو می‌شود: «تلقین» یا القای یک ایده به ضمیر ناخودآگاه یک شخص.[۴]

مدتی پس از ساختن فیلم بی‌خوابی (۲۰۰۲)، نولان پیش‌نویس فیلم‌نامهٔ ۸۰ صفحه‌ای دربارهٔ «سارقان رویا» نوشت که در ژانر وحشت و با الهام از خواب شفاف بود. او طرحش را به وارنر برادرز ارائه کرد.[۵] اما احساس کرد که برای ساخت این فیلم به تجربهٔ بیشتری در کارگردانی احتیاج دارد. او این پروژه را موقتاً کنار گذاشت و بر روی فیلم‌های بتمن آغاز می‌کند (۲۰۰۵)، حیثیت (۲۰۰۶) و شوالیه تاریکی (۲۰۰۸) کار کرد.[۶] او ۶ ماه بر روی فیلم‌نامه فیلم کار کرد و وارنر برادرز در فوریه ۲۰۰۹ آن را خرید.[۷] فیلمبرداری تلقین ۱۹ ژوئن ۲۰۰۹ در توکیو آغاز شد و در ۲۲ نوامبر ۲۰۰۹ در کانادا به پایان رسید. فیلمبرداری این فیلم در شش کشور چهار قاره انجام شد.[۸] هزینهٔ تولید فیلم ۱۶۰ میلیون دلار بود که توسط وارنر برادرز و لجندری پیکچرز تأمین شد.[۹]

فرش قرمز فیلم در ۸ ژوئیه ۲۰۱۰، در لندن برگزار شد و در ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۰، این فیلم به صورت جهانی اکران شد.[۱۰][۱۱] تلقین در گیشه موفق بود و بیش از ۸۰۰ میلیون دلار فروش داشت.[۳] در نمایش خانگی هم موفق بود و ۶۸ میلیون نسخه از دی‌وی‌دی‌های این فیلم به فروش رفت. تلقین با واکنش مثبت منتقدان روبه‌رو شد و بسیاری از آن‌ها ابتکار فیلم، بازیگران، موسیقی متن و جلوه‌های ویژهٔ فیلم را تحسین کردند.[۱۲] این فیلم چهار جایزهٔ اسکار بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین صدا، بهترین میکس صدا و بهترین جلوه‌های ویژه را برد و در بخش‌های بهترین فیلم، بهترین موسیقی اوریژینال، بهترین طراحی صحنه و بهترین فیلم‌نامهٔ غیراقتباسی نامزد شد.

داستان فیلم[ویرایش]

دام کاب (بازیگری لئوناردو دی کاپریو) یک دزد ماهر در استخراج اسرار ارزشمند مورد نیاز سازمان‌های جاسوسی و شرکت‌های تجاری و چندملیتی است. توانایی او در این است که هنگامی که دیگران در خواب هستند و ذهنشان در آسیب پذیرترین وضعیت است اسرار کلیدی آنان را از درون رویاهایشان ربوده و در دنیای بیرون از خواب، این اسرار را به خریداران متقاضی عرضه می‌کند. او یک گروه چیره‌دست از روان‌کاوان و معماران زبردست دارد که همراه او (بطور مخفی) وارد خواب‌های دیگران شده، و سعی در کشف و ربودن اطلاعات دارند.

سایتو، نام یک سرمایه‌دار بزرگ ژاپنی است (به بازیگری کن واتانابه) که بدنبال حذف رقیبان تجاری خود، بخصوص خانوادهٔ رابرت فیشر (بازیگری سیلین مورفی) است. سایتو (که خود قبلاً مورد هجوم ناموفق تیم آقای کاب قرار گرفته بود و از توانایی آنها در شگفت است)، پیشنهاد یک ماموریت ظاهراً ناممکن را به آقای کاب می‌دهد، و آن: بجای اینکه اسرار ذهن رابرت فیشر جوان را بدزدند، یک اندیشه را درون ذهن ناخودآگاه آقای فیشر بکارند[پانویس ۱] و آن، اندیشهٔ متلاشی ساختن شرکت خودش و پدرش موریس فیشر (بازیگری پیت پوستلتویت) بدست خویشتن است. سایتو در عوض قول می‌دهد که با پارتی و نفوذی که در آمریکا دارد، کاب را از روی لیست سیاه دولت آمریکا بر دارد، تا او بتواند به آمریکا بازگشته و دو فرزند خویش را دوباره ببیند. کاب می‌پذیرد.

در روند فیلم هنگامی که کاب و آرتور در حال انتخاب و جمع‌آوری اعضای تیمشان هستند، بیننده متوجه می‌شود کاب به جرم قتل همسر سابقش مال (به بازیگری ماریون کوتیار) در آمریکا تحت تعقیب است در حالی که کاب به آدریانی (معمار خواب با بازیگری الن پیج) توضیح می‌دهد که مال خودکشی کرده است، زیرا این ایده که «دنیای حقیقی نیز واقعیت ندارد و باید با خودکشی از آن بیدار شد»، او را به مرز جنون کشیده بود.

سایتو، کاب، آرتور و تیم منتخبشان (یک معمار که فضای خواب را می‌سازد، یک داروگر که وظیفهٔ بیهوشی را بر عهده دارد، و یک جاعل هویت که قدرت تغییر چهره در خواب را دارد) جمعا شش نفر، در یک برنامهٔ از قبل طراحی شده با استفاده از یک داروی بسیار قوی خواب آور، وارد خوابِ (رویای) رابرت فیشر می‌شوند تا اندیشهٔ جدید (تکه‌تکه کردن امپراتوری پدرش) را در ذهن او بکارند. اما آن چیزی که از آن خبر ندارند این است که رابرت فیشر از قبل در اصول محافظت از ضمیر ناخودآگاهِ خود تعلیم دیده بوده‌است، و لذا مقاومت سرسختانه‌ای از خود در خوابش به نمایش می‌گذارد. این مقاومت بصورت مقاومت مسلحانه در خیابان‌های لس آنجلس در خوابِ فیشر متجلی می‌شود. سایتو در این میان تیر می‌خورد و مجروح می‌شود،[پانویس ۲] و ماموریت در خطر شکست قرار می‌گیرد (یعنی ضمیر ناخودآگاه فیشر تقریباً موفق به حذف عوامل غیر بومی از خواب خود می‌شود). اما در همین موقع، کاب برای اینکه موفق شود اندیشه را در ذهن فیشر با موفقیت بکارد، وهمچنین از مرگ اعضای گروهش و تبعید اجباری همه شان به برزخ جلوگیری کند، مجبور می‌شود که خودش و بقیه را به یک لایه پایین‌تر بفرستد: یعنی در خوابِ فیشر همگی به خواب روند، و در آن رویای درونِ رویا، با داشتن زمانی بیشتر آن عملیات را ادامه دهند.

در آن رویا (لایهٔ دوم)، که در یک هتل رخ می‌دهد، کاب اینبار برای اینکه فیشر به چیزی شک نبرد، با او از در دوستی وارد شده و او را متقاعد می‌کند که دارد خواب می‌بیند، و اینکه دزدانی ماهر سعی در ربودن رمز گاوصندوق پدرش (که در آن وصیت‌نامه‌ای نیز برایش گذاشته شده) دارند. کاب فیشر را فریب داده و او را متقاعد می‌کند که از راه خواب دیدن می‌تواند وصیتنامه پدرش (که در واقع اندیشهٔ آغازگر یا تلقینی است که کاب آماده کرده است) را دیده و قبل از دزدان به آن برسد؛ بنابراین هر دو (و بقیهٔ تیم بطور ناشناس) باز به خواب می‌روند تا فیشر وصیت پدر خود را در خوابِ جدید ببیند (یعنی لایهٔ در واقع سوم).

در لایه سوم (که در کوهستانی اتفاق می‌افتد)، فیشر تیر می‌خورد و می‌میرد، همچنین سایتو نیز به دلیل مجروحیتی که در مرحله اول خواب پیدا کرده بود در لایه سوم خواب وضعیت وخیمی پیدا می‌کند و در شرف مرگ قرار می‌گیرد. در این وضعیت کاب و آدریانی، برای بازگرداندن فیشر از مرگ به لایه سوم، وارد لایهٔ چهارم (خوابِ درون خوابِ درون خوابِ درون خواب) می‌شوند در حالی که کاب میداند در این لایه اسیر مولفهٔ همسر متوفی خود[پانویس ۳] خواهد شد. مال که تصویری از همسر مردهٔ کاب است، از کاب می‌خواهد تا در همان لایه بماند و به قولی که روزی به او داده بوده (زندگی مشترک تا ابد) وفا کند در عوض به آدریانی و فیشر اجازه می‌دهد که از مرحله چهارم خواب خارج شوند. در این بین کاب به مال توضیح می‌دهد (یا در واقع به ضمیر ناخودآگاه خودش توضیح می‌دهد، زیرا مال واقعی مرده است و این مال ساختهٔ ضمیر ناخودآگاه کاب است) که هرگز نمی‌تواند با او زندگی کند، زیرا همواره عذاب وجدان خواهد داشت به این خاطر که خودش (کاب) این ایده را در ذهن مال تلقین کرده است که "دنیا واقعیت ندارد و باید از آن با خودکشی بیدار شد".[پانویس ۴] او این ایده را در ذهن مال تلقین کرده بود زیرا از زندگی در دنیای خیالی در خواب خسته شده بود ولی مال به این زندگی علاقه داشت پس کاب راهی پیدا کرد که مال به بیدار شدن رضایت بدهد، اما هرگز تصور نمی‌کرد که اگر مال با این ایده بیدار شود هرگز نمی‌تواند از آن رهایی پیدا کند. پس در واقع دلیل خودکشی کردن مال، تلقین ایده از طرف کاب بود. کاب که حدس می‌زند سایتو اکنون در لایه سوم مرده است، برای پیدا کردن او در لایه چهارم می‌ماند اما آدریانی را مجبور به سقوط (فرآیندی که موجب بیدار شدن از خواب می‌شود) می‌کند.

نهایتاً همگی (به غیر از سایتو و کاب) از لایه سوم خارج و به بالا (لایه اول) بازمی‌گردند. اما کاب در جستجوی سایتو، آنجا (در لایه سوم و چهارم) می‌ماند، و بنظر می‌رسد که راه فراری به بیرون از آن رویاها ندارد. در صحنهٔ نهایی فیلم، کاب (با چهره‌ای کهولت‌دار[پانویس ۵]) با سایتو (در سنین پیری) درون یک کاخ مکدّر اما زیبا با معماری سنتی ژاپنی دیدار می‌کند، و کاب به او می‌گوید که به یاد بیاورند که زمانی دور، هر دو به این دنیا وارد شدند، و این دنیا در واقع یک رویا است.[پانویس ۶]یکی از خواص رویاها در این فیلم این است که بینندگانِ درون خواب، براحتی گذشته خود را فراموش می‌کنند، و لذا فراموش می‌کنند که در رویا هستند، ویا از کجا آمده‌اند.[پانویس ۷] سایتو تپانچه‌ای را بلند می‌کند، اما فیلم نشان نمی‌دهد که با آن چه می‌کند.

ناگهان کاب خود را بیدار (در لایهٔ ظاهراً صفر و بیرون از خواب) می‌یابد و همه چیز را پایان‌یافته می‌بیند: کاب و سایتو طوری به یکدیگر نگاه می‌کنند که انگار بعد از قرنی از خواب بیدار شده‌اند، سپس سایتو یک تماس تلفنی برقرار می‌کند تا سابقهٔ کاب را از لیست سیاه دولت آمریکا پاک کند. پدر مالوری (بازیگری مایکل کین) در فرودگاه بین‌المللی لس‌آنجلس به استقبال او آمده و او را به نزد نوه‌هایش (فرزندان خردسال کاب و مالوری) می‌برد. در آن منزل، کاب، که هنوز باور ندارد که دارد به دیدار بچه‌هایش می‌رود، فرفره را روی میز انداخته و به چرخش در می‌آورد،[پانویس ۸] انگار شک دارد در دنیای واقعی است. اما هنگامی که فرزندانش را می‌بیند، فرفره را به همان حال رها کرده و به سمت آنها می‌رود، انگار دیگر برایش خیالی یا واقعی بودن جهان اهمیتی ندارد. فیلم با زوم کردن روی چرخش فرفره بمدت چند ثانیه، ناگهان تمام می‌شود (و مشخص نمی‌شود که فرفره زمین می‌خورد یا نه).

بازیگران[ویرایش]

بازیگران فیلم در شب افتتاح فیلم.

فضای فیلم[ویرایش]

A staircase in a square format. The stairs make four 90-degree
پلکان پنروز که در فیلم نشان داده شده، نمونه ایست از اشیای غیرممکن که در جهان سه بعدی نمی‌توانند وجود داشته باشند ولی در فیلم در جهان‌هایی که بازیگران در خواب وارد آنها می‌شوند دیده می‌شود.

فیلم سرآغاز در مورد موضوعات خواب شفاف (خواب غیر شفاف)، خودآگاهی، و نفس‌گرایی است. موضوع این داستان، دستیابی انسان به فناوری نفوذ به درون خواب‌های دیگران در آینده‌ای نزدیک است. برخی افراد ضمن نفوذ به درون خواب‌های دیگران، حتی توانایی استخراج اطلاعات محرمانه از میزبان خواب را دارند. این اطلاعات می‌تواند بسیار حائز اهمیت باشد چرا که مثلاً می‌توان اسرار نظامی یا تجاری شخص مهمی را از درون ذهن ناخودآگاهش (هنگام خواب دیدن او) دزدید. راجر ایبرت می‌گوید کریستوفر نولان با این فیلم یک داستان اورجینال را به هالیوود وارد کرده است.[۱۳]

استقبال[ویرایش]

فیلم توسط منتقدین با واکنش بسیار مثبتی روبرو گشت. راجر ایبرت بطور نمونه به آن نمره A داد.[۱۴] نشریه هالیوود ریپورتر آن را «یک اثر اصالت‌دار» خواند،[۱۵] نیویورک پست آن را «فیلمی متفکرانه»،[۱۶] و رولینگ استون آنرا «اثری درخشان» توصیف کرد.[۱۷]عده زیادی این اثر را «یک شاهکار» نامیده‌اند.[۱۸][پیوند مرده] هیجان، تعلیق و سرگرم‌کنندگی در عین پرداختن به ژرف ترین اندیشه‌های انتزاعی، هنر والای کریستوفر نولان را نمایان می‌کند. «سرآغاز» سرگرم‌کننده، عمق دار و مفهومی است اما درک جزئیاتش برای ذهن‌های ساده‌پسند و آسان‌یاب، دشوار است. آن‌قدر دشوار که اعضای آکادمی اسکار آن را تنها به مثابه اثری تکنیکال به رسمیت شناختند. دادن اسکارهای بخش‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، صدا و...) در مقابل نادیده گرفتن نولان در کارگردانی (که حتی نامزد دریافت جایزه هم نشد) یادآور بی‌اعتنایی‌های مشابه به آثار استنلی کوبریک است. حالا همه نبوغ کوبریک را تایید می‌کنند ولی در دهه۷۰ او زیادی کمال‌گرا، متفرعن و متظاهر نامیده می‌شد. نولان که با کوبریک مقایسه می‌شود، برای استودیوهای بزرگ فیلم می‌سازد. آثارش سرگرم‌کننده و پرفروش و با مفهوم و دارای عمق هستند ولی مشکل درک نشدن در مورد او هم صدق می‌کند. «سرآغاز» یا تلقین پیچیده‌ترین فیلم عمق دار و مفهومی و جذاب و سرگرم‌کننده این سال‌هاست که لذت و اندوه را به صورت توأمان نصیب مخاطبش می‌کند. لذت چشیدن طعم سینمای ناب و اندوه گریزناپذیر بودن کنار گذاشتن عشق برای بازگشت به زندگی؛ کاری که «کاب» در انتهای «سرآغاز» انجامش می‌دهد. چاره‌ای هم نیست گاهی برای زندگی کردن باید بتوانی فراموش کنی.[۱۹]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. عنوان فیلم به صورت «تلقین»، «اشراق» و «الهام» نیز مطرح شده ولی منظور از واژهٔ inception کاشتن و سرآغاز دادن به یک اندیشهٔ جدید در ضمیر ناخودآگاه است، طوری که میزبان، آن اندیشه را از خود پندارد.
  2. بر طبق قوانین در داستان، اگر شخصی درون خوابِ خود بمیرد، از خوابِ خود خارج می‌شود، و یا یک لایه در واقعیت بالاتر می‌رود. اما اگر درون خوابِ شخصی دیگر باشد و نتواند بدلایلی (همانند اثر داروهای خواب‌آور) بیدار شود، یک لایه فرو می‌رود، و ذهنش تقریباً در حالتی برزخ‌گونه (limbo) قرار می‌گیرد یعنی توانایی ساخت و کنترل رویا را در آن لایهٔ پایینی نخواهد داشت، زیرا تقریبا گذشتهٔ خود را از لایهٔ بالاتر فراموش می‌کند و فراموش می‌کند که در واقع در یک لایه عمیق‌تر از خواب قرار گرفته است؛ و مهمتر از همه اینکه گذر زمان در هر لایهٔ پایین‌تر، بطور تصاعدی افزایش می‌یابد: پنج دقیقه در یک لایهٔ بالاتر، برابر یک ساعت در لایهٔ پایین‌تر است، که خود برابر ده روز در لایهٔ بعدی، و الی آخر است.
  3. the mental projection of his dead wife
  4. یکی از عناصر مهم در تلقین این است که شخص تلقین شونده تصور کند ایده‌ای که به ذهنش تزریق شده توسط خودش به دست آمده است، در واقع اگر بداند که ایده از ابتدا متعلق به خودش نبوده است، ذهن آن را نمی‌پذیرد. کاب با زیرکی راهی پیدا می‌کند که مال خودش به این نتیجه برسد که جهان حقیقت ندارد
  5. او چهره‌ای کهولت‌دار دارد، اما در همان سن باقی‌مانده‌است. پیر نشده، اما گویی ۵۰ سال را در این جهان (لایه چهارم) سپری کرده‌است. برزخ (limbo) او را کاملاً فرسوده کرده، اما زمان برای جسمش معنا ندارد. گویی ذهنش در این برزخ تا ابد زندانیست.
  6. سایتو این حرف را از زبان کاب می‌شنود، اما کاب خودش گویندهٔ این حرف است، به نظر می‌رسد همان بلایی که سر مال، همسر سابق کاب آمده است، در این لحظه به سر کاب میاید. این ایده که "این دنیا رویا است" موجب شده بود همسر کاب خودش را بکشد تا از این خواب بیدار شود. حال کاب دچار این ایده شده است.
  7. در صحنه‌ای در فیلم نیز مالوری از کاب می‌پرسد: «از کجا می‌دانی که دنیایی که تو در لایه‌های بالاتر در آن زندگی می‌کنی خودش یک رویا نیست؟» در سکانس دیگری نیز یک پیرمرد عربِ داروگر به کاب می‌گوید: «بعد از مدتی جای دنیای حقیقی و رویا عوض می‌شود. رویا برایت واقعی تر از واقعیت خواهد بود. تو که خودت این را تجربه کرده‌ای!»
  8. از آنجایی که فضای حقیقی با فضای درون رویا از روی ظاهر قابل تمیز نیست، یکی از راه‌هایی که نفوذگران به خواب متوجه می‌شوند که در رویا هستند یا در بیداری، استفاده از یک علامت‌گذارهای ویژه‌است. در روانشناسی، به این علائم totem گفته می‌شود. بطور نمونه، دام کاب، قهرمان داستان، فرفره‌ای دارد که آن را به چرخش در می‌آورد. اگر فرفره پس از مدتی چرخش به زمین خورد، جهان جهان حقیقی است، و اگر نه، او درون جهان رویا است.

منابع[ویرایش]

  1. "INCEPTION". British Board of Film Classification. Retrieved August 8, 2010. 
  2. "Inception (2010)". British Film Institute. Retrieved December 13, 2014. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ "Inception (2010)". Box Office Mojo. Retrieved January 16, 2011. 
  4. Eisenberg, Mike (May 5, 2010). "Updated 'Inception' Synopsis Reveals More". Screen Rant. Retrieved July 18, 2010. "One last job could give him his life back but only if he can accomplish the impossible—inception." 
  5. Hiscock, John (July 1, 2010). "Inception: Christopher Nolan interview". Daily Telegraph (UK). Retrieved July 7, 2010. 
  6. Itzkoff, Dave (June 30, 2010). "A Man and His Dream: Christopher Nolan and Inception". The New York Times. Retrieved July 1, 2010. "This is a film I first pitched to the studio probably nine years ago, and I wasn't really ready to finish it. I needed more experience in making a big movie." 
  7. Fleming, Michael (February 11, 2009). "Nolan tackles Inception for WB". Variety. Retrieved February 25, 2009. 
  8. "Filming Locations – NolanFans". December 6, 2009. Retrieved March 23, 2012. 
  9. Fritz, Ben (July 15, 2010). "Movie projector: 'Inception' headed for No. 1, 'Sorcerer's Apprentice' to open in third". Los Angeles Times. Retrieved July 27, 2010. "It's also one of the most expensive, at $160 million, a cost that was split by Warner and Legendary Pictures." 
  10. Subers, Ray (July 16, 2010). "Weekend Briefing: 'Inception' Breaks In, 'Apprentice' Lacks Magic". Box Office Mojo. Retrieved July 18, 2010. 
  11. Peters, Jenny (July 14, 2010). "Partying for a Cause at the "Inception" Premiere". Fashion Wire Daily. Retrieved October 1, 2010. 
  12. Zeitchik, Steven (July 19, 2010). "'Inception' rides out critical backlash". Los Angeles Times. 
  13. http://rogerebert.suntimes.com/apps/pbcs.dll/article?AID=/20100714/REVIEWS/100719997
  14. Inception:: rogerebert.com:: Reviews
  15. Inception - Film Review
  16. 'Inception' starring Leonardo DiCaprio is a sci-fi thriller - NYPOST.com
  17. Inception | Rolling Stone Movies | News and Reviews
  18. Review: Inception
  19. www.tebyan.net

مطالعه بیشتر[ویرایش]

  • Johnson, David Kyle (Editor); Irwin, William (Series Editor) (2011). Inception and Philosophy: Because It's Never Just a Dream. John Wiley & Sons. ISBN 1-118-07263-4. 
  • Nolan, Christopher (Author); Nolan, Jonathan (Preface) (2010). Inception: The Shooting Script. Insight Editions. ISBN 1-60887-015-4. 
  • Crawford, Kevin Ray (Author) (2012). The Rhetorics of the Time-Image: Deleuzian Metadiscourse on the Role of Nooshock Temporality (viz. "Inception") in Christopher Nolan's Cinema of the Brain. ProQuest LLC. 

پیوند به بیرون[ویرایش]