سرپیکو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سرپیکو
کارگردان سیدنی لومت
تهیه‌کننده دینو دو لورنتیس
راجر م. راستاین
مارتین برگمن
نویسنده پیتر ماس (کتاب)
والدو سالت
نورمن وکسلر
سیدنی کینگزلی
بازیگران آل پاچینو
جان راندالف (بازیگر)
تونی رابرتس
برنارد بارو
م.امت‌والش
موسیقی میکیس تئودوراکیس
جیاکومو پاچینی
فیلم‌برداری آرتور جی.اورنیتز
تدوین دیدی آلن
ریچارد مارکس
رونالد روس
آنجلو کارو
گونه زندگی‌نامه‌ای
جنایی
درام
توزیع‌کننده پارامونت پیکچرز
مدت زمان ۱۵۲ دقیقه
کشور ایالات متحده
زبان انگلیسی
ایتالیایی
اسپانیایی
بودجه یک میلیون دلار
فروش ۲۹/۸ میلیون دلار
صفحه در وب‌گاه IMDb

سرپیکو (به انگلیسی: Serpico) نام فیلمی زندگی‌نامه‌ای، درام و جنایی به کارگردانی سیدنی لومت، تهیه کنندگی دینو دو لورنتیس، نویسندگی پیتر ماس و والدو سالت و با بازی آل پاچینو است که در ۵ دسامبر ۱۹۷۳ اکران شد. «سرپیکو» از فیلم‌های بنام سیدنی لومت و یکی از آثار تحسین‌شده صنعت سینما در دهه هفتاد است.

آل‌پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد سال شد. سیدنی لومت این فیلم را افشاگرانه قلمداد کرد و نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شد.

سرپیکو قصه زندگی و فعالیت‌های یک پلیس نیویورکی است که علیه فساد طغیان کرده بود. مبارزه علیه فساد باعث می‌شود که علیه همکاران فاسد و رشوه‌بگیر خود موضع‌گیری کند اما این کار برای او گران تمام می‌شود و باعث می‌شود که بالادستی‌هایش هم علیه او موضع‌گیری کنند.

سرپیکو چهارصد و هفتاد و هشتمین فیلمی است که منتقدان سینمایی معتقدند باید دید.[۱]

داستان فیلم[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

«فرانک سرپیکو» (پاچینو) به نیروی پلیس منطقه ۸۲ نیویورک می‌پیوندد و به عنوان پلیسی تازه کار به خدمت مشغول می‌شود. اما چون سودای کارآگاه شدن در سر دارد، به دایره جنایی منتقل می‌شود و هم زمان در دانشگاه نیویورک به تحصیل می‌پردازد. «سرپیکو» با مقام ارشد خود کنار نمی‌آید و از «بازرس مکلین» می‌خواهد که او را به منطقه بیست و یکم منتقل کند. در نخستین روز فعالیت خود در این منطقه، می‌خواهند به او باج بدهند، که این موضوع را با دوستش ، «باب بلر»، بلر یکی از کارمندان بخش بازرسی پلیس است که در کلاسی که برای آموزش برای پلیسها گذاشته اند با او آشنا میشود و خود را به مستی می زند و وقتی از پاکی او مطمئن می شود با او طرح دوستی می ریزد.(رابرتس) که عضو کمیته ویژه شهرداری است در میان می‌گذارد تا اینکه با وساطت «مکلین» به دایره خوش نام منتقل می شود، اما همچنان با پیشنهاد رشوه روبرو است. «سرپیکو» و «بلر» تلاش می‌کنند تا فساد رشوه خواری را ریشه یابی کنند، اما به نتیجه نمی‌رسند. سرانجام «سرپیکو» با کمک «بازرس لومباردو» (گروور) از منطقه هشت و همکاری «بلر» پرونده رشوه خواری افراد پلیس را پی‌گیری می‌کند، و کمیسیون ویژه‌ای تشکیل می‌شود. در اوج ماجرا، «سرپیکو» را به دایره مواد مخدر پلیس بروکلین منتقل می‌کنند…

پایان خطر لوث‌شدن

اطلاعات متفرقه درباره فیلم[ویرایش]

  • این فیلم بر مبنای سرگذشت واقعی «فرانک سرپیکو» پلیسی صادق و عدالت خواه که با محیط فاسدی که در آن زندگی می کرد ناسازگار بود، توسط «سیدنی لومت» ساخته شد. «فرانک سرپیکو» پلیسی نیویورکی است که به تسلیم ناپذیری شهرت دارد و حداقل چندین پلیس قسم خورده‌اند که او را بکشند. او به بدترین واحد ممکن منتقل می‌شود تا کشته شود تا آنجا که تیری به صورتش می‌خورد. بعد از مدتی حال سرپیکو بهتر می‌شود. به او ارتقاء درجه می‌دهند ولی او نمی‌پذیرد و برای همیشه آمریکا را ترک می‌کند.
  • فیلم در زمان نمایش غوغا کرد و با ستایش خوبی از سوی منتقدان روبرو شد.
  • «سیدنی لومت» فیلمبرداری را از صحنه های معمولی شروع کرد تا بازیگران کم کم در نقش خود حل شوند و سپس فیلمبرداری صحنه های دشوارتر شروع شد. برای «لومت» فیلمبرداری جذابترین و خلاقانه ترین بخش کار فیلمسازی است و مراحل فنی بعدی فرساینده و بی‌لذت است.
  • جدای از کارگردانی «لومت»، سنگینی فیلم بیشتر بر دوش «پاچینو» است که در یکی از نخستین نقش‌های سینمایی‌اش می‌درخشد، او قبل از ساخته شدن فیلم برای درک بهتر نقش، مدتی را با سرپیکوی واقعی گذرانده بود! خود «پاچینو» در این مورد می گوید:
    بیشتر سعی می‌کردم وقتم را با فرانک بگذرانم، آن قدر که حسی مثل او پیدا کنم. یک بار در ویلای اجاره‌ای من در مانتاک بودیم. نشسته بودیم و به آب نگاه می کردیم. با خودم گفتم خوب بگذار من هم مثل بقیه سوال احمقانه‌ای بپرسم که این بود: (چرا فرانک؟ چرا این کار را کردی؟) گفت: (خب، آل، نمی‌دانم. شاید باید بگویم چون… اگر نمی‌کردم وقتی به یک موسیقی گوش می‌کردم نمی‌دانستم کی هستم.) خیلی جالب قضیه را بیان کرد! این جور آدمی بود. از بودن با او لذت بردم. چشم هایش برق شیطنت داشت.

پانویس[ویرایش]