فیروزه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو
برای دیگر کاربردها فیروزه (ابهام‌زدایی) را ببینید.
فیروزه
Turquoise pebble, one inch (2.5 cm) long. This pebble is greenish and therefore low grade.
کلیات
رده کانی
فرمول CuAl6(PO4)4(OH)8·5H2O
ویژگی‌ها
رنگ آبی، سبزآبی، سبز
حالت بلوری توپر، ریزگره‌دار
ساختار کج‌وجهی (تریکلینیک)
چگالی ویژه
(Specific Gravity)
2.6-2.9
حل‌شدن محلول در HCl

فیروزه یک کانی کمیاب و ارزشمند آبی نزدیک به سبز است که خواهان فراوانی دارد. این کانی به‌دست فیروزه‌تراشان شکل داده می‌شود و به عنوان نگین برای انگشتر، گردنبند، گوشواره و دیگر جواهرات به کار می‌رود.

پیش‌تر این کانی تنها از سنگ فیروزه به دست می‌آمد ولی امروزه همانند دیگر کانی‌ها مصنوعی نیز فرآوری می‌شود به گونه‌ای که حتی تشخیص طبیعی یا مصنوعی بودن آن برای کارشناسان نیز بسیار دشوار است.

فهرست مندرجات

[ویرایش] فیروزه در ایران

نامورترین و پرخواهان‌ترین فیروزه در ایران فیروزه نیشابور است و مهم‌ترین معدن فیروزه در ایران در شهرستان نیشابور می‌باشد که از بیش از ۲۰۰۰ سال پیش استخراج می‌شده‌است.معدن این فیروزه در نزدیکی روستای معدن نیشابور است و از سطح زمین ۲۰۱۲ متر بلندی دارد.

به سبب وجود این معدن در نیشابور، شهر فیروزه را به عنوان یکی از القاب نیشابور آورده‌اند[۱] هرچند که شهرفیروزه نام دیگر شهر بزغان که یکی از شهرهای شهرستان نیشابور است؛ می‌باشد. فیروزه یکی از ره‌آوردهای نیشابور به شمار آمده و فروشگاه‌های فراوانی در بخش‌های سیاحتی شهر نیشابور و مشهد این فیروزه را به شکل‌های گوناگون عرضه می‌کنند. افزون بر آن‌ها رنگ فیروزه‌ای یک رنگ نمادین برای نیشابور تلقی شده‌است و در دهه ۱۳۷۷ هجری از سوی شهرداری تلاش‌هایی برای فیروزه‌ای کردن رنگ دیوارها و مغازه‌های خیابان‌های اصلی شهر نیز انجام گرفت.

یک معدن فیروزه در روستای معدن خراسان، سال ۱۹۰۹.

فیروزه نوعی کانی فسفات آبدار از مس و آلومینیوم به رنگ آبی تا سبز مات و به فرمول شیمیایی CuAl6(PO4)4(OH)8.4H2O میباشد. فیروزه کمیاب و ارزشمند است و عنوان جواهر و سنگ تزئینی به خاطر رنگ خاصش به آن داده شده است. در چند وقت اخیر، به سبب معرفی بدل ها و مصنوعات به بازار، مانند اکثر جواهرات، از ارزشش کاسته شده است. این ماده به نام های زیادی شناخته می شود، اما نام Turquoise از حدود قرن 16 از زبان فرانسوی می آید، که به معنی ترکی (Turkish) و یا سنگ آبی تیره(Pierre Turquin) می¬باشد. فیروزه تقریباً در تمام نقاط جهان استحصال می شده اما مهم¬ترین معادن آن در ایران، مصر آمریکا بوده است. کیفیت متفاوت این سنگ در هر منطقه وابسته به نحوه تشکیل و مینرال¬های موجود در بستر آن ناحیه می باشد. در این جستار سعی شده تا به طور مختصر (اما آنچنان که شایسته مطالعه باشد) با فیروزه آشنا شد و فقدان منبعی فارسی خاص این گوهر را جبران نمود. باشد که مورد پسند و استفاده عزیزان قرار گیرد.





                                                                                                    کاربرد طلا و فیروزه




خواص فیروزه:


بهترین فیروزه خاصیت انکسار دارد و سختی آن نهایتاً به زیر 6 می رسد (یا کمی بیشتر از شیشه پنجره). از نظر خاصیت یک کانی کریستالی، فیروزه اغلب به صورت کریستال های منفرد ایجاد نمی شود و تمامی خواص آن به شدت متغیر است. سیستم کریستالی آن از طریق تست تابش اشعه X ثابت شده است که به صورت تری¬کلینیک است، با سختی کمتر، وزن مخصوص کمتر(بالا 90/2، پایین 60/2) و تخلخل بیشتر می شود. این خواص وابسته به اندازه ی دانه ای هستند. جلای فیروزه نوعاً مومی تا شیشه¬ایست و شفافیت آن معمولاً مات است؛ اما در لایه های نازک می تواند نیمه شفاف باشد. رنگ آن به گوناگونی سایر خواص کانی است، از سفید تا آبی دانه دانه تا آبی آسمانی، و از آبی-سبز تا سبز مایل به سبز است. رنگ آبی وابسته به رنگ خود مس است در حالی که سبز می تواند نتیجه وجود آهن به صورت ناخالصی(به جای آلومینیوم) و یا از دست دادن آب باشد. ضریب شکست فیروزه (که با لامپ سدیمnm 3/589 اندازی گیری شده) تقریباً 61/1 یا 62/1 است.عدد 65/1-61/1 (محور مثبت/بیرفرنژاس 040/0) از کریستالهای منفرد کمیابی گرفته شده است. یک طیف جذبی حتی ممکن است با یک طیف سنج هم به دست بیاید، خطی را در 432nm و باند ضعیفی را در 460nm آشکار می کند(این بهترین مشاهده با لامپ انعکاسی است). تحت تابش امواج بلند نور ماوراء بنفش، ممکن است به طور اتفاقی به رنگ سبز، زرد یا آبی روشن بدرخشد. این اثر تحت موج کوتاه ماوراء بنفش و اشعه X قابل رؤیت نیست. فیروزه در همه ی مواد حل نشدنی است به جز در هیدروکلریک اسید گرم. رگه های آن سفید مایل به آبی رنگ پریده و ساختار شکست آن Conchoidal است و جلای مومی به جای می گذارد. با وجود سختی کم آن نسبت به سایر سنگ های جواهر، فیروزه خیلی خوب صیقل می خورد. فیروزه می تواند خال های پیریت دان دان داشته باشد یا گله گله با رنگ تیره پراکنده شده باشد، یا به صورت رگه های تار عنکبوتی از لیمونیت مشاهده شود.



نحوه تشکیل:


به عنوان یک کانی ثانوی، فیروزه ظاهراً توسط عمل محلول های اسیدی آبدار در حین هوا¬زدگی و اکسید شدن کانی های قبلی تشکیل می شود. برای مثال، مس ممکن است از سولفیدهای مس اولیه مانند کالکوپیریت و یا کربنات¬های ثانویه مانند مالاکیت و یا آزوریت بدست بیاید؛ آلومینیوم ممکن است از فلدسپار و فسفر از آپاتیت بیاید. عامل اقلیم آب و هوایی به نظر می رسد نقش مهمی را در تشکیل فیروزه بازی می کند به طوری که فیروزه¬ای که مخصوصاً در مناطق خشک بدست می آید، پوشیده و یا پر از حفره ها و شکستگی ها به خصوص در سنگهای به شدت متغیر آتشفشانی و اغلب همراه با ترکیبات لیمونیت و سایر اکسیدهای آهن هستند. در فیروزه ی جنوب غربی آمریکا، اغلب ترکیب ثابت محصولات هوازدگی سولفیدهای مس است که درون یا اطراف پتاسیم فلدسپاری رسوب می کند که در Prophytritic آتشفشانی نفوذ می¬کند. در بعضی مواقع Alunit، پتاسیم آلومینیوم سولفات، یک کانی ثانوی مهم است. به طور خاص تشکیل کانی فیروزه محدود می شود به عمق کمتر از 20m. هرچند می تواند در گسست های عمیق تر نیز اتفاق بیفتد؛ جایی که محلول های ثانوی نفوذ بیشتری دارند یا در عمقی که حوضه های آب زیرزمینی بزرگتر است. گرچه ویژگی های تشکیل فیروزه موافق با یک ذات ثانوی روزمینی هستند، اما بعضی منابع به اصلی زیرزمینی اشاره می کنند. فرضیه ی زیرزمینی بودن، اعتقاد بر این دارد که منشاء محلول های آبدار در عمق مشخصی است و از فرآیند hydrothermal است. اساساً در حرارت بالا، این محلول ها به سمت لایه های سطحی بالا می آیند، با یکدیگر برهم کنش داده و در طی فرآیند عناصر اساسی را از کانی های اولیه جذب می کنند. هم زمان با خنک شدن محلول، فیروزه ته¬نشین می شود، حفره ها ترک ها را در میان صخره ها می پوشاند.این فرآیند زیرسطحی قابل اجرا در رسوب سولفید مس اصلی است؛ هرچند، بسیارمشکل است که علتی برای ویژگی های فراوان تشکیل فیروزه توسط یک فرآیند زیرسطحی آورد. به این معنی که گزارش¬هایی از دو فاز inclusion سیال در دانه¬های فیروزه وجود دارد که دمای همسان سازی را بین 90˚c تا 190˚c نشان می دهند که احتیاج به توضیح دارد. به‌طور كلي جهت تشكيل فيروزه چندين مرحله آلتراسيون بايد انجام شود و به لحاظ كاني‌زايي، ارتباط مشخصي بين عمل دگرساني كائولينيتيزاسيون و تشكيل فيروزه وجود دارد. بدين شكل كه اسيد سولفوريك حاصل از تجزيه پيريت و كالكوپيريت كه حاوي مقداري مس است، در اثر برخورد با آپاتيت‌هاي موجود در سنگ، توليد اسيد فسفريك و اسيد فلوئوريدريك كرده، اسيد فلوئوريدريك حاصله باعث از هم پاشيدگي فلدسپات‌هاي موجود شده و توليد Al2O3 مي‌‌كنند. در اثر انحلال Al2O3 در اسيد سولفوريك كه حاوي مقداري سولفات مس و اسيد فسفريك است، محلول‌هاي حاوي فيروزه به‌دست مي‌آيد كه اين محلول در داخل حفره‌ها و شكاف‌هاي سطح مشترك بين طبقات رسوب كرده و يا جانشين فلدسپات‌ها مي‌شود. از اين رو در تمامي موارد عامل اصلي كنترل‌كننده فاز كاني‌سازي فيروزه تكتونيك است. رنگ سبز فيروزه نيز در نتيجه جانشيني بخشي از Al+3 كاني فيروزه توسط Fe+3 پديد مي‌آيد و هر چه ميزان آهن در ساختمان فيروزه افزايش يابد، رنگ آن سبزتر خواهد شد. از سوي ديگر در بازار بلورهاي كريزوكولا، در اصطلاح نگين‌تراشان به فيروزه سبز قوچاني معروف است. كاني كريزوكولا يكي ديگر از كاني‌هاي مس بوده كه در برخي موارد همراه با فيروزه يافت شده و از لحاظ خصوصيات ظاهري تا حدودي مشابه آن است. اين كاني كه داراي تركيب شيميايي متفاوتي با فيروزه و نوعي سيليكات مس آبدار است، از كيفيت پايين‌تري نسبت به فيروزه برخوردار بوده و قابل مقايسه با فيروزه‌هاي سبز رنگ كه در كشورهاي اروپايي از محبوبيت ويژه‌اي برخوردارند، نيست. اين كاني به‌طور گسترده در نزديكي اغلب معادن مس يافت مي‌شود و شرايط تشكيل آن به مراتب ساده‌تر از فيروزه است. فیروزه به طور دقیق همیشه ساختار ریزکریستالی دارد و حجیم است و فرض می شود که شکل خارجی معینی ندارد. کریستالها، حتی در مقیاس میکروسکوپی، بینهایت کمیابند مخصوصاً حالت رگ¬دار، ترکهای پر شده، دانه ای، یا خوشه ای. از نظر ریخت حالت استالاکتیک هم گزارش شده است. فیروزه همچنین ممکن است به صورت Pseudomorph در فلدسپار، آپاتیت، دیگر مواد معدنی یا حتی فسیل¬ها جایگزین شود. اودونتولیت فسیل عاج یا استخوان است که به طور سنتی تصور می شود جایگزین فیروزه یا مواد معدنی فسفات¬دار مشابه مانند فسفات آهن «ویویانیت» شده است.






                         سنگ قیروزه                                                                 سنگ فیروزه در میان بستر مسی اولیه










پیدایش:


فیروزه از اولین جواهرات بود که استخراج شد، و در حالی که بسیاری محوطه های تاریخی مقدارشان کم شد، هنوز تا این زمان فعالند، هرچند که فیروزه اغلب به صورت یک فرآورده فرعی از عملیات وسیع استخراج معدنی به دست می آید (به خصوص در آمریکا). برای حداقل 2000 سال، منطقه ای که به نام پارسه شناخته می¬شد، به عنوان مهمترین منبع فیروزه باقی ماند و به خاطر این که مواد مرغوب به طور ثابت از آنجا بدست می آید. این ذخیره¬ی مهم که بطور معمول آبی است (و سبز می شود اگر حرارت داده شود تا آب خود را از دست بدهد)، محدود به معدنی اسرارآمیز در نیشابور، در 012/2 متری قله ی کوه علی مرسای، دهها کیلومتر دور از مشهد، مرکز استان خراسان، در ایران است. یک تراکیت هوازده و شکسته میزبان فیروزه است که در محل اصلی بین لایه های لیمونیت و سنگ شنی و میان سنگ ریزه های مکان کوه واقع شده است. این لایه ها به همراه دره¬ی معدنی Sinai در مصر قدیمی¬ترین¬ منابعی هستند که شناخته شده اند. فیروزه ی ایرانی معمولاً در جای فلدسپار یافت می شود. اگرچه اساساً با رگ¬های سفید خارج می¬شوند اما رنگ و سختی آن در حد بالاتری از محصولات مکان های دیگر است. از زمان حداقل پ.م3000 و احتمالاً قبل از آن، فیروزه توسط مصریان در دره ی Sinai استخراج و استفاده می¬شده است. Monituهای محلی به آن دشت فیروزه می گفتند. در آن منطقه 6 معدن وجود دارد، همگی در ساحل جنوب غربی دره قرار دارند و ناحیه ای به وسعت حدود 650km را پوشش می دهند. دو معدن مهم این مجموعه، از دیدگاه تاریخی، serabit-el-khadim و wadi maghare هستند، و اعتقاد بر این است که قدیمی ترین معادن شناخته شده مجموعه هستند. معدن اول حدود 4km معدنی است که به hathor وقف شده است. فیروزه که در سنگ های شنی یافت می شود، پوشیده از بازالت است که نشانگر فعالیت های مس و آهن در آن منطقه می¬باشد. استخراج وسیع فیروزه امروزه مقرون به صرفه نیست، اما این ذخایر توسط مردم چادرنشین صحرا بطور پراکنده استخراج می شود و به عنوان پودر تفنگ دست ساز از آن استفاده می گردد. در ماههای بارانی زمستان، معدنچیان با خطر سیلاب¬های سریع روبرو می شوند؛ حتی در فصول خشک، مرگ ناشی از استخراج تصادفی از ریزش دیوارهای شنی معدن خیلی غیر معمول نیست. رنگ ماده معادن Sinai سبزتر از مواد ایرانی است، اما گفته شده که ماندگار و ثابت است.

فیروزه Sinai نوعاً بسیار نیمه شفاف است و زیر ذره بین ساختار سطحی اش به نظر دانه دانه با دایره ی آبی تیره می آید که در مواد جاهای دیگر دیده نمی شود.

در نزدیکی Eilat، در فلسگین اشغالی و در خاک اسرائیل، یک ساختار در¬هم پیچیده ی جالب از فیروزه، مالاکیت(مالاشیت) و کریز وکولا پیدا شده است. این صخره بنام Eilatstone مشهور است و اغلب به عنوان سنگ ملی اسرائیل از آن یاد می شود. جنوب غرب آمریکا یک معدن مشخص فیروزه است؛ آریزونا، کالیفرنیا(سن برناردینو،ایمپریال،اینیو)، کلورادو(کونجوز،ال پاسو،لیک و ساگوآچه)، نیومکزیکو(ادی، گرانت،اترو،سانتافه) و نوادا(کلارک،الکو،اسمرنداکانتی،ونای) بسیار غنی بوده یا هستند. ذخایر کالیفرنیا و نیومکزیکو توسط ساکنین محلی آمریکایی پیش از کلمبیایی ها توسط ابزار سنگی استخراج شده بودند، بعضی از آنها محلی و بعضی از جاهای دورتر از مرکز مکزیکو برای استخراج به آنجا می¬رفتند.

تصور می شود چریلوز(Cerillos) در نیومکزیکو محل قدیمی¬ترین معادن باشند؛ تا زمان دهه ی 1920 آن ایالت بزرگترین تولیدکننده بود.امروزه تنها یک معدن در کالیفرنیا، که در دره ی آپاچی قرار دارد، در حد تجاری فعال است.

فیروزه به صورت رگ رگ یا رگه های پر شده به وجود می آید یا به صورت تکه های کوچک؛ اینها بیشتر در سایز کوچک هستند. هنگامی که فیروزه کاملاً مرغوب ــ در مقاسه با نوع ایرانی از لحاظ رنگ و دوام ــ یافته می¬شود، کماکان از درجه پاینی برخوردار است (معروف به فیروزه گچی). حد زیاد آهن باعث غلبه رنگ سبز و زرد می شود و نوعاً فیروزه قوام یافته تا زمانی که پرداخت نشده باشد به عنوان جواهر استفاده نمی شود. فیروزه معادن نوادا با طیف سبز نعنایی روشن تا سبز نئونی تولید می¬شود. بعضی از این رنگهای غیرمعمول می توانند شامل مقادیر خاصی از آهن و روی باشند که سبب رنگهای زیبای سبزروشن تا زردـ سبزمی شوند. بعضی از این طیف¬های سبز تا سبزـ¬ زرد ممکن است در حقیقت فائوستیت یا واریسشیت باشند که کانی¬های فسفات دار ثانوی هستند که شبیه به فیروزه¬اند.












دیگر منابع:


در چین کهن حدود 3000 سال منابع فیروزه وجود داشته است. جواهرات با کیفیتی که در تکه¬های کوچک و در ترکهای صخره¬های لیمیویی سیلیکونی در استانهای یونژیان، ژوشان و هوبِی پیدا می شدند. به علاوه بر اساس گزارشات مارکوپولو فیروزه در سیچوآن کنونی نیز یافت می شده. بیشتر سنگهای چینی صادر می گردیده. در تبت منابع فیروزه با کیفیت مستنداً در کوههای درگی و ناگاری خورسوم در شرق و غرب منطقه وجود دارد. دیگر مناطق قابل توجه عبارتند از: افغانستان، استرالیا (ویکتوریا و کوئینزلند)، شمال شیلی (چوکیکاماتا)، کورنوال، ساکسونی، سیلِسیاو ترکستان. در تمام این مناطق اعتقادات تقریباً مشابهی در مورد استفاده از فیروزه وجود داشته است. مردم آن مناطق قائل به نیروی ضد شر برای فیروزه بوده¬اند به طوری که گمان می کردند هر کس این سنگ را همراه داشته باشد در سوارکاری ایمن و در جنگ مرگ¬آور است. مشابه چنین اعتقاداتی در تعالیم اسلامی هم وجود دارد و از این جواهر به عنوان زینت مردان یاد شده است. در مصر باستان از فیروزه برای تزئین و سلامت مومیایی¬ها و تابوت¬هایشان استفاده می¬شده. به رغم اینکه یکی از قدیمی ترین جواهرات است، محتملاً اولین بار توسط تجار راه ابریشم و از طریق ترکیه به اروپا معرفی شد. فیروزه در غرب به عنوان سنگ تزئینی مهمی تا قرن 14 شناخته نمی شد. سرپیچی از کلیسای کاتولیک رومی سبب شد تا فیروزه به عنوان جواهر دنیوی شناخته شود. فیروزه ظاهراٌ در هند تا دوران مغول و همچنین در ژاپن تا قرن 18 ناشناخته بود.

آزتکها فیروزه را در طلا، کوارتز، مالاکیت، جت، جید، کورال و صدف کار می گذاشتند که در موزائیک¬ کاری¬های متحرک (و میتوان گفت رسمی) مانند ماسکها (بعضی وقتها با اسکلت جمجمه انسان به عنوان تکیه گاه)، خنجرها و سپرها استفاده می شد. رزینهای طبیعی، قیر و موم برای چسباندن فیروزه به تکیه گاه استفاده می شد. این تکیه گاهها معمولاٌ چوب بود، اما استخوان و صدف نیز به کار گرفته می شد. مانند آزتکها قبایل پوبلو، ناواجو و آپاجی فیروزه را برای جلوگیری از چشم زخم استفاده می کردند. در میان این مردم فیروزه در آثار مرصع و در مجسمه سازی استفاده می شد و به صورت دانه های حلقوی و آویزهای به اشکال آزاد مد بوده است. قبیله پوبلوهای دره چاکو و مناطق اطراف اعتقاد داشتند که فیروزه در تولیدات و تجارت آنها را موفق می¬کند. جواهرات نقره¬ای مشخصی که توسط نواجو و دیگر قبایل محلی جنوب غربی آمریکا الهام بخش کارهای مدرن امروزی هستند.

در ایران فیروزه سنگ ملی برای هزار سال بود و به طور گسترده در اشیاء تزئینی استفاده می¬شد. شیوه و نحوه استفاده ایرانی از فیروزه بعدها به هند دوره مغول برده شد که تاثیرش را می¬توان در جواهرات طلایی فوق¬العاده زیبا (که با الماس و یاقوت همراه شده) و در بعضی مکانها مانند تاج محل دید. فیروزه ایرانی اغلب با بعضی از آیات و احادیث و به رسم¬الخط عربی به همراه مرصع طلا کنده کاری می¬شد.

کابوچونهای فیروزه¬ای وارداتی، همراه مرجان، به طور گسترده¬ای در جواهرات نقره¬ای و طلایی در تبت و مغولستان استفاده می¬شد و می¬شود، جایی که سنگ سبز¬تر ترجیح داده می¬شود. استفاده مصریان از فیروزه به دوران اولین سلسله مصریان و شاید زود¬تر برمی¬گردد؛ هر چند، شناخته شده ترین قطعه ترکیب این گوهر در مکشوفات مقبره توت عنخ آمون است. نکته مهم این است که صورتک شمایل نگارانه فرعون که برای تدفین ساخته شده بود، از ترصیع آزادانه با این سنگ استفاده شده بود همچنین با حلقه ها و طوقهای بزرگ پیچ و تاب دار معروف به پکتورال، مزین شده است. مرصع در طلا، با گوهر¬های در فرم دانه¬ای وکار به صورت مرصع، معمولاٌ در موتیف س رگین¬غلطان کنده می شد. کارنلیها فیروزه را با سنگ لاجورد و شیشه رنگی استفاده می کردند فیروزه در اتحاد با الهه هاثور، محتملاٌ اولین سنگ جواهری است که توسط مصریان باستان به آن تأسی می¬شد. ساختار اصلی که توسط محصول سرامیکی براقی ساخته میشد معروف به فاینس است.(که شبیه سرامیکهای آبی است که از بیریتیش ایزل، سایت مدفون عصر برنز، به دست امده است) در جریان حفاریهای فرانسویان در مصر از نیمه قرن 19م تا قرن 20م (شامل مقبره توت عنخ آمون) علاقه عمومی وسیعی را در دنیای غرب ایجاد کرد که بعدها جواهر سازی ، معماری و هنر آن زمان را تحت تًأثیر قرار داد. فیروزه به خاطر فام رنگی روشنش از 1810 مورد توجه قرار گرفت. آثار اصلی مصری احیاء شده بود و در استفاده معاصر غربی بیشتر قطعه الحاقی به حلقه های نقره بود. در فرهنگ غربی فیروزه سنگ تولد برای متولدین ماه دسامبر (آذر ماه ) است.


بدلی¬ها:


مصریها اولین کسانی بوده¬اند که بدلی¬جات فیروزه را ساختند. امروزه بدل فیروزه در سرامیکهای پیچیده، ظروف چینی، پلاستیک و فراورده¬های مختلف مانند محصولات فشرده، چسبیده و زینتر شده(ترکیبات آلومینیوم و مس) استفاده می¬شود، مانند فیروزه وینی که از رسوب آلومینیوم فسفات که با اولئات مس رنگین شده و نئولیت، ترکیبی از بایریت و فسفات مس. بیشتر این محصولات مشخصاٌ با فیروزه طبیعی از جهات خواص فیزیکی و شیمیایی تفاوت دارند. اما در 1972 پیرگیلسون نمونه ای که بسیار به یک همگذاشت واقعی نزدیک بود را معرفی کرد(که به دلیل بست استفاده شده، در آرایش شیمیایی تفاوت داشت، که بیشتر یک شبیه را نشان می¬دهد تا یک همگذاشت) فیروزه گیلسون هم به صورت یکدست و هم با شبکه های تار عنکبوتی سیاه ساخته می شود که رگها بی¬شباهت به فیروزه نوادا نیستند. رایج ترین بدل فیروزه امروزه از رنگ کردن هاولیت و مگنزیت است، هر دوتا در طبیعت سفیدند و به طور طبیعی رگه های سیاه شبیه به فیروزه دارند. چالکدونی، یشم و ماربل رنگ شده کمتر رایج¬اند و کمتر متقاعد کننده. دیگر مواد طبیعی که گاهاٌ با هم ترکیب شده¬اند یا در عوض فیروزه استفاده می شوند شامل: واریسشیت و فائوستیت، کریزوکولا (مخصوصاٌ زمانی که اشباع از کوراتز باشند)، لازولیت، اسمیت سونیت، همیمورفیت، واردیت و نوعی فسیل استخوان یا دندان که اودونتولیت (فیروزه استخوانی) نام دارد و رنگ آبی آن مربوط به ویویانیت است. تاریخ اودونیت مربوط به استخراج آن در جنوب فرانسه است که به مقدار زیاد استفاده می¬شد که به جای فیروزه عرضه شود. کشف این جعلها توسط جواهر¬شناسان انجام شده است که تستهای زیادی انجام داده¬اند و اساساً بر تستهای غیر¬تخریبی استوارند. تستهای نزدیک از ساختار سطحی، زیر میکروسکوب، زمینه بی¬ساختار آبی کم¬رنگ که با نقطه ها و خطوط سفید پخش شده روی سطح را نشان می دهد که یک مشخصه ظاهری مخصوص برای فیروزه است. بدل هنگامی که ساخته می شود اساساٌ از جهات رنگ (پوشش آبی تیره) و نقش (معمولاٌ بلوری و کریستالی) تفاوت دارند. شیشه و پلاستیک شفافیت بیشتری خواهند داشت و همراه حبابها و رگه¬های جریان که درست زیر سطح قابل روئیت¬اند. لکه¬های بین مرزهای دانه¬ها ممکن است در بدل¬های رنگ شده قابل مشاهده باشند. بعضی تستهای مخرب هم ممکن است انجام شود(اگر لازم باشد)؛ برای مثال به کار بردن هیدورکلریک اسید رقیق باعث می شود که کربناتهای اودونتولیت و مگنزیت بجوشند و یا هاولیت سبز شوند. تست میله داغ سبب بوی زننده¬ای می شود که نشان¬گر وجود پلاستیک است. تفاوت در چگالی نسبی، ضریب شکست، جذب نور (چنانکه در جذب خطی مواد مشهود است) و دیگر خواص فیزیکی و نوری، که به عنوان حد جدایش مورد توجه¬اند، می¬توانند عاملی برای تشخیص بدل از اصل باشند. بدل فیروزه آنقدر رایج است که برتعداد فیروزه واقعی در حدی وسیع فزونی دارد و این کثرت باعث افت قیمت فیروزه اصلی و مرغوب شده است.









آسیب ها:


در کل دو نوع آسیب را برای فیروزه می¬توان متصور شد:

               آسیب های حین تشکیل  
              آسیب های حین مصرف


محیط و شرایط تشکیل فیروزه خواص متفاوتی را ایجاد می کند مثالً آنطور که بیان شد ناخلصی ها رنگ آن را تغییر می دهند و یا اقلیم در تخلخل و وزن آن مؤثر است. این ویژگی ها را نمی توان به طور قطع آسیب تصور کرد چون قبول رنگ و وزن به عنوان ارزش یا آسیب بسیار وابسته به فرهنگ هر منطقه می باشد. باید گفت، نگهداری فیروزه آسان نیست. در اثر تماس با وسایل آرایشی ، عرق و اسیدیته پوست دست ، و یا نور مستقیم و دائمی خورشید ، رنگ خود را از دست میدهد . در نگهداري فيروزه بايد دقت كرد كه از آنجايي كه فيروزه در ساختمان داخلي خود داراي مقاديري آب است، در صورتي كه در جاي گرم و خشك نگهداري شود آب خود را از دست داده و به‌تدريج كمرنگ خواهد شد. از اين رو همواره فضايي كه فيروزه در آن نگهداري مي‌شود بايد داراي كمي رطوبت بوده و اگر داراي هوايي گرم و خشك است با قرار دادن مقداري آب در محل مذكور، فضايي مناسب را جهت نگهداري فيروزه فراهم ساخت.در اين حالت آب به‌تدريج و در طول زمان تبخير شده و رطوبت مورد نياز را تامين خواهد كرد. همچنين از چرب كردن و يا شستشوي فيروزه با شوينده‌هايي نظير صابون، شامپو و يا الكل بايد جدا خودداري كرد. افرادي كه به‌طور طبيعي داراي پوستي چرب هستند نيز بايد دقت كنند كه فيروزه به‌طور مستقيم و براي مدت طولاني با پوست آنها در ارتباط نباشد. به‌طور كلي چربي باعث مي‌شود تا آلومينيوم موجود در فيروزه جانشين شده و رنگ فيروزه از آبي به سبز تغيير كند. در اين‌گونه موارد معمولا در صورت امكان جهت جلوگيري از ادامه روند جانشيني، سطح فيروزه را تا جايي كه جانشيني انجام نشده است تراشيده و مجددا صيقل مي‌دهند.

درمان:


فیروزه مانند هر سنگ و جواهر دیگر باید درمان شود تا به رنگ و دوامش کمک شود (مثلاً افزایش سختی و کاهش تخلخل). درمان های فیروزه خیلی معین نیست؛ پس این کار به جواهرشناسان واگذار شده است که این درمان ها را برای سنگ های مشکوک توسط تست های متفاوتی معین می¬کنند. بعضی از این درمان ها مخربند؛ برای مثال استفاده از میله ی داغ که روی نقطه¬ی کوچک انجام می¬شود که درمان روغن، جلا یا پلاستیک را با قطعیت مشخص می کند. اگر درمان های گفته شده عملی نبود باید سنگ را تراشید و صیقل داد.


جلادادن و روغن زدن: از نظر تاریخی، جلازدن و روغن زدن خفیف اولین درمانی است که در دوران کهن استفاده می¬شد، که ایجاد wetting effect می کند که سبب بهبود رنگ و جلا می شود. این درمان کمابیش مورد پذیرش مرمتگران سنتی است، مخصوصاً به دلیل آن که فیروزه درمان شده همیشه با کیفیت است. اصالتاً سنگ های روغن زده و موم زده تحت حرارت ملایم یا در معرض تابش شدید آفتاب تمایل به تعریق دارند و ممکن است به مرور زمان فیلمی سفید یا شکفتگی روی سطح ایجاد شود (توسط بعضی مهارت ها درمان های روغن و موم می تواند مرمت شوند.)

تثبیت: مواد درمان شده با پلاستیک یا wate glass ، با نام فیروزه تثبیت شده (bonded) شناخته می شود. این فرآیند شامل اشباع تحت فشار با مواد گچی مانند epoxy و پلاستیک مثل polystyrene و water glass است و برای ایجاد wetting effect و بهبود ماندگاری انجام می¬شود.

درمانهای پلاستیک و water glass خیلی ثابت تر و ماندگارتر از روغن زن و موم زدن است و می تواند برای موادی که از نظر شیمیایی و فیزیکی برای oiling & waxing غیر پایدارند، استفاده شود تا بهبودی خوبی را ارائه دهد. برعکس تشبیت توسط عده ای به عنوان یک تغییر اساسی پذیرفته         نمی شوند.
درمان فیروزه برای اولین بار در دهه ی 1950 توسط کمپانی Colbaugh ابداع شد. این کار برای به دست آوردن یهترین رنگ و افزایش سختی و کاهش تخلخل انجام می گیرد و هدف آن کم کردن تلفات ناشی از استخراج فیروزه با کیفیت پایین است.

ابتدا باید فیروزه را کاملاً خشک کرد. برای این کار فیروزه را برای مدتی طولانی و به طور مستقیم حرارت می دهند. سپس تحت فشار اپوکسی را به فیروزه تزریق می نمایند. سپس فیروزه در ظرف های کوچک فلزی به آرامی سرد می شوند. تمام مدت چندین ماه طول می کشد. گاهی اوقات ظرف می ترکد و تمام محتوی از بین می رود. اگر عملیات با موفقیت انجام گیرد رنگ طبیعی بسیار عالی بدست می آید و نیز به راحتی پولیش می خورد و همچنین سختی کافی برای جواهرسازی بدست می دهد که می تواند فیروزه را قیمتی کند. هرچند این شیوه بسیار گران است و ماهها طول می شد تا تمام شود اما بدون چنین اشباعی، بیشتر عملیات معدنی در آمریکا بی ثمر هستند. استفاده از نیل فرنگی (Prussian blue) و سایر رنگدانه ها (اغلب وابسته به درمان های bonding) برای بهبود رنگ، که برای یکپارچه سازی یا تغییر کامل می باشد، نوعی فریبکاری توسط بعضی اصولگراها شناخته می شود، به خصوص به خاطر اینکه بعضی رنگدانه ها ممکن است کم رنگ یا زدوده شود. رنگدانه همچنین برای تاریک کردن رگ های فیروزه استفاده می شود.

بازسازی: شاید اساسی ترین درمان بازسازی است که در آن خرده های فیروزه، که خیلی ریز به صورت منفرد استفاده می شود و پودر هستند به هم چسبانده می شوند تا یک حجم سفت ایجاد گردد. بسیاری از این مواد بازساخته (اما نه همه) احتمالاً بدل هایی بدون اجزاء طبیعی هستند یا ممکن است پرکننده های خارجی به آنها اضافه شده باشد.

پرتو افکنی: بعضی از فیروزه ها پرتوافکننده می شوند تا از گچی آنها کم شود. این درمان به ندرت آشکار می شود، مانند تمام جواهرات پرتو داده شده باید توسط یک nuclear regulatory commission تست شود و قبل از فروش در آمریکا باید گواهینامه ی آزمایشگاهی بگیرد.



پشتیبانی: به دلیل اینکه فیروزه مرغوب اغلب مانند رگه های باریک یافت می شود، ممکن است به عنوان وسیله ای برای تقویت به یک بستر محکم تر خارجی چسبانده شود. این سنگ ها به عنوان پشتیبانی شده شناخته می شوند. مردم بومی جنوب غربی آمریکا، به دلیل اهمیت ویژه فیروزه و استفاده آنها فهمیدند که پشتیبانی، ماندگاری تکه ها و قطعات کوچک را بیشتر می کند. آنها مشاهده کردند که سنگ های بدون آستر غالباً منتهی به ترک می شوند. مواد آسترگیری شده در دوران اخیر به عنوان روکش باطری فورد مدل T و نیز در phonograph های قدیمی استفاده می شد و خیلی جدیدتر به عنوان رزین های استیل اپوکسی استفاده می شود.











ارزش گذاری و مراقبت:


سختی و غنای رنگ دو تا از فاکتورهای مهم برای تشخیص ارزش فیروزه هستند. هنگامی که رنگ به عنوان مسئله ی منفرد بررسی گردد، خواستنی ترین رنگ آبی آسمانی غنی تا تخم سینه سرخی (سینه سرخ آمریکایی) است. از نظر رنگ، فیروزه نباید زیاد نرم یا گچی باشد؛ فیروزه درمان شده دچار رنگ پریدگی می شود و نباید در مصرف جواهرات قرار گیرد.











[ویرایش] منابع


[ویرایش] جستارهای وابسته


[ویرایش] منابع

[ویرایش] پیوند به بیرون


  سنگ‌های قیمتی  ن . ب . و 

الماس | در کوهی | زبرجد | زبرجد هندی | زمرد | سنگ ماه | شبق | طلای کاذب | عقیق سلیمانی | عقیق | فیروزه | کهربا | لاجورد | لعل | مرمر سبز | مروارید | یاقوت کبود | یاقوت | یشم

این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.