خط فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک عقدنامه مربوط به سال ۱۲۱۹ (قمری)/۱۸۰۴ (میلادی)

خط فارسی یا الفبای فارسی، خط یا دبیره‌ای است که از آن برای نوشتن زبان فارسی استفاده می‌شود. این خط فارسی‌شدهٔ خط عربی است. از خط فارسی پس از ورود اسلام به ایران برای نگاشتن زبان فارسی استفاده شد، گرچه از تاریخ دقیق آغاز استفاده از این خط اطلاعی در دست نیست. قدیمی‌ترین نوشته‌هایی که به زبان فارسی نو یا گویش‌های بسیار نزدیک به آن وجود دارند به خطی غیر از خط فارسی نیز نگاشته شده‌اند.

خط فارسی در کشورهای ایران و افغانستان و پاکستان خط رسمی است و در پی تغییر خط در تاجیکستان از سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸ میلادی) به لاتین و بعد سیریلیک، خط فارسی در این کشور کنار گذاشته شد. امروزه در تاجیکستان خط فارسی را خط نیاکان (به فارسی تاجیکی: xатти ниёгон) می‌نامند و کوششهایی برای بازگشت به این خط در این کشور وجود دارد. باید توجه داشت که در کشورهای عربی فقط به خط تعلیق ونستعلیق خط فارسی یا الخط الفارسی می گویند آنها خطوط نوشتاری زبان عربی را به انواع مختلقی تقسیم کرده‌اند که یکی از انواع آن را خط فارسی می‌نامند. بنا بر این باید بین الفبای نگارشی فارسی که با انواع مختلف قلم و خوش نویسی‌ها نوشته می شودو یکی از آنهاقلم و یا شیوه خوش نویسی نست یا تعلیق است و خط فارسی شهرت دارد تفاوت قایل شد.[۱]

الفبای خط فارسی[ویرایش]

نوشتار اصلی: الفبای فارسی

اساس الفبای فارسی با الفبای خط عربی یکی است، اما الفبای فارسی دارای ویژگی‌هایی است که آن را از خطوط عربی متمایز می‌سازد. چهار حرف «چ. پ، گ. ژ» مختص الفبای فارسی هستند چرا که واج‌های مشابه آنها در عربی استاندارد وجود ندارد. علاوه بر این شکل بعضی از نویسه‌های خط فارسی با نویسهٔ عربی آنها تفاوت می‌کند. مثلاً «ک» فارسی در حالت پایانی یا تنها با سرکش نوشته می‌شود در حالی که «ک» عربی در این دو حالت بدون سرکش است و یا حرف «ی» در عربی با دو نقطه در زیر آن «ی» همراه‌است. تفاوت‌های جزئی دیگری هم وجود دارد.

در الفبای فارسی و عربی بعضی مصوت‌ها معمولاً نوشته نمی‌شوند که این مسأله ممکن است موجب بروز ابهاماتی در فهم کلمه یا جمله شود. برای اکثر این مصوت‌ها علائم اختیاری‌ای به این الفبا اضافه می‌شود که معروفترین آنها فتحه یا زبر (ـَ)، کسره یا زیر (ـِ) و ضمه یا پیش (ـُ) هستند.

تاریخچه خط فارسی[ویرایش]

دبيره و خط آريايي که بر پایه گفته داريوش در کتیبة بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبيره‌اي بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونیهایی پدید آوردند و به یاری آن دبيره‌هاي پارتی اشكاني ، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبه‌ای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی(دين دبيره) و بسیاري دبيره‌ها و خط‌هاي دیگر را پدیدآوردند. دبيره فارسی كه امروزه با آن سرگرم نوشتن هستيم و از روي ناآگاهي آن را خط عربي ميخوانيم نيز، در راستاي همین روند فَرگَشت و تكامل دبيره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبيره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشته‌اند، می‌توانستند بهتر از هر کس دبيره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آيين‌مند ساخته باشند. خطي كه ما امروز به آن مينويسيم، دنباله خطهاي پهلوي و اوستايي و مانوي و ... است كه آنها نيز خود دنباله خط آريايي هستند كه در زمان هخامنشيان و پيش از آن، در زمان مادها و شايد حتي در زمان زرتشت مورد استفاده قرار ميگرفت.[۱]

میزان وام‌گیری الفبای فارسی امروز ما از دبیره‌های باستانی ایرانی چنین است:

  • پنجاه درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره مانوي است. مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و... .
  • سي درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره اوستايي است. مانند حروف ب، ر، ز، غ، و ... .
  • هشت درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره پهلويست مانند حرف ل.
  • همچنین دوازده درصد از حروف الفباي فارسي بدون ارتباط با سه الفباي مانوي،اوستايي و پهلوي هستند و پس از اسلام به دست دبيره نويسان ايراني دربار خلفاي عباسي ساخته شده اند مانند حروف ط، ظ، ي، و... .[۲]

ایرانیان در سده‌های نخستین اسلامی به خط‌های مانوی و پهلوی می‌نوشتند. در همین حال ایرانیان مسلمان نظیر یزید فارسی تلاش کردند شیوه نوشتن قرآن را که به خط نبطی بود و در آن ابهامات زیادی بود بهبود بخشند. در خط سریانی یا کوفی حروف بدون نقطه نوشته می‌شدند و مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» نوشته نمی‌شد. از آن رو که قرآن به زبان عربی بود، عرب‌ها در خواندن آن مشکلی نداشتند، ولی ایرانیان نمی‌توانستند آن را بخوانند؛ ازاین‌رو ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند.[۳]

خطی که امروز زبان فارسی با آن نوشته می‌شود یا در هند و پاکستان متداول و مرسوم است و در سابق در کشور عثمانی نیز رواج داشته‌است، را نبایدخط عربی دانست؛ بلکه این خط که ابتدا از «انبار» به نجد عربستان رفته متحول گشته خط و الفبای مانوی است. با اندکی دخل و تصرف و نیم نگاهی به خطوط اوستایی و کمی پهلوی.

ترتیبِ الفبای فارسی در آغاز به صورت ابجد بوده‌است و بسیاری از خطهای دیگر، از جمله خط لاتین هم که برآمده و برگرفته از خطوط کهن پهلوی است، هنوز بر همان ردیف «ابجد» و «هوز» استوارند. تغییر شکل الفبای فارسی به صورت کنونی، پس از آن روی داد که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا، کوشیدند حروف همسان از نظر صورت و ردیف صوتی را در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را الفبای «پیرآموز» گذاشتند.[نیازمند منبع]از پیشروان این کار ابن مقله ابن موگلای شیرازی بود

پس از آنکه عرب‌ها ایران را تسخیر کردند، چون بیشتر عرب‌ها خواندن و نوشتن نمی‌دانستند، ایرانیان را برای کارهای دیوانی استخدام کردند. ایرانیان دیوان سالار نیز که پی به مشکلات خط عربی برده بودند تلاش کردند شیوه نوشتار را بهبود بخشند. ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی، خط نوشتاری را تکامل بخشیدند. در واقع خط عربی و فارسی کنونی، خطی است در راستای ادامه تکامل و فرگشت الفبا در سرزمین ایران که از روی الفباهای مانوی و اوستایی و پهلوی ساخته شد.[۴]

اعراب خط نداشته‌اند و خطی که از «‍حمیر» و «انبار» (استان انبار) به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته‌است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته می‌شده‌است. و چون آثار مخطوط در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته می‌شد، خطی که بـا آن، زبان عربی ثبت می‌گردید، به نام خط عربی مشهور گردید.[۵]

در روایات آمده‌است که نخستین کسی که به عربی چیزی نوشت مردی بود بنام مُرامِر بن مُرة از مردم انبار و از انبار کتابت عربی به جاهای دیگر گسترش یافت. این مطلب از اصمعی که از علمای بنام لغت عربی است، روایت شده‌است. روایت دیگری هم در همین زمینه آمده که بدین مضمون است « از قریش پرسیدند شما کتابت را از کجا آموختید؟ گفتند از انبار.» این روایت را ابن رسته در کتاب الاعلاق النفیسه آورده‌است. بیهقی نیز در کتاب امحاسن و المساوی همین مطلب را بدین مضمون نقل کرد «نخستین کسی که به عربی چیزی نوشت مامر بن مرة از مردم انبار بود و از انبار در میان مردم منتشر گردید.» در روایتی از ابن عباس نقل شده‌است که «انباریان از مردم حیره خط آموخته‌اند و یکی از آنها خط را به عبدالله بن جدعان و او به حرب بن امیه آموخته و خط حجازی قریشیان از این راه پدید آمده‌است.» چنانکه ملاحظه می‎شود در این روایت هم مأخذ اصلی خط حجازی قریشی همچنان انبار معرفی شده‌است. [۶]

زبان فارسی نو به خط‌های دیگر[ویرایش]

فارسی به خط عبری[ویرایش]

کهن‌ترین نوشتهٔ به‌دست‌امده از زبان فارسی نو به خط عبری کتابت شده‌است. نمونه‌های بسیار کهن دیگری هم از نوشته‌های متعلق به یهودیان فارسی زبان به دست آمده‌است که دارای مختصات گویشی خاص خود است. برای نمونه چند خط سندی که احتمالاً متعلق به قرن پنجم هجری‌است ذکر می‌شود. ابتدا صورت مکتوب آن با تغییر الفبا از عبری به فارسی و سپس صورت استاندارد فارسی امروزی آن ذکر می‌شود:[۷]

اگرت پُرسد کو از چی بی‌شناسی کو نبی‌ای بود
عالم را ونبی پَ چی کار ابایست تو
پسوه دِه کو نبی بود عالم را چی عالم
را از نبی نی بزیرد...

به فارسی کلاسیک:

اگرت پرسد که از چه بشناسی که نبی‌ای بُوَد
عالم را و نبی به چه کار بایست [= برای چه کاری لازم است] تو
پاسخ ده که نبی بُوَد عالم را [= نبی برای عالم بود] چه [= به این دلیل که]
عالم را از نبی نه گزیرست. [عالم را از نبی گزیری نیست]
و دیگر موارد

خوشنویسی[ویرایش]

تختگاه سنگ سیاه عزاداری شاه جهان برای ارجمند بانوبیگم (تاج الدوله)
اشعار فارسی
اشعار فارسی
نوشتار اصلی: خوشنویسی ایرانی


نمونه‌ای تایپی از خط نسخ و خط نستعلیق
از اشعار میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند.
نمونه‌ای از خط تعلیق بخط خواجه اختیار منشی (م ۹۷۴ ه. ق)

خط فارسی به شیوه‌های گوناگونی نگاشته می‌شود که برخی با سایر کشورهای اسلامی مشترک و برخی برخاسته از ذوق هنری خود ایرانیان است که از مشهورترین آنها می‌توان به خط تعلیق، خط نستعلیق و خط شکسته‌نستعلیق و خط سبحان اشاره کرد. خط نستعلیق افزون بر ایران در سایر کشورها هم طرفدارانی دارد و به‌دلیل ظرافت و زیبایی به «عروس خطوط اسلامی» شهرت پیدا کرده‌است. خط سبحان نیز با توجه به قواعد خود خطی خوانا و روان است که هنرمند تبریزی سبحان مهرداد محمدپور پدیدآورنده آن می‌باشد.

  • کشورهای عربی خط‌های زیر را عربی می دانند اما بعضی از این خطوط در حوزه ایرانی و هندی رایج شده است.
  1. جازة (توقیع، ریاسی)
  2. اصفهانی
  3. أندلسی
  4. بصری
  5. بهاری · بیضاوی · بیهقی · تاج (تاجی) · ترکستانی · تونسی · ثلث · ثلث جلی · جزائری · جلیل · حجازی · دیوانی (سلطانی) · دیوانی جلی · رقاع · رقعة · ریحان (ریحانی) · سنبلی · سودانی (تمبکتی) · شامی (سوری) ·
  6. شکستة (شکستة تعلیق) ·
  7. شکستة نستعلیق · طغراء (طغری) · طومار · طباعة عربی · غبار ·
  8. فارسی (تعلیق) · فاسی · قیروانی · کوفی · محقق · مدنی · مشق · مصحفی (مصاحف) · مصری · مغربی · مکی · مهدیة · نیریزی ·
  9. نستعلیق · نستعلیق هندی · نسخ (نسخی)
نوشته‌ای به نستعلیق

در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از: محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.[۸]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. بهمن انصاری؛ دبيره امروز ما، الفباي عربي يا الفباي آريايي؟
  2. بهمن انصاری؛ تاريخچه و پيشينه حروف الفباي فارسي
  3. رامیار، محمود. تاریخ قرآن، ص ۳۷.
  4. بهمن انصاری؛ تاریخچه و پیشینه حروف الفبای فارسی
  5. بهمن انصاری؛ دبيره امروز ما، الفباي عربي يا الفباي ايراني؟
  6. تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی. جلد اول، ص ۲۵۰
  7. D. N. MacKenzie, An Early Jewish-Persian Argument
  8. «پیدایش خط و هنر خوشنویسی»(فارسی)‎. وبگاه تبیان. بازبینی‌شده در ۲۸ مرداد ۱۳۸۷. 

منابع[ویرایش]

  • همایون فرخ، رکن الدین، سهم ایرانیان در پیدایش و آفرینش خط در جهان، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۸۴.
  • خانلری، پرویز. تاریخ زبان فارسی (جلد ۱ از ۳). چاپ هفتم. فرهنگ نشر نو، ۱۳۸۲. 
  • رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات سپهد، چاپ دوم، سال ۱۳۶۲.

پیوند به بیرون[ویرایش]