استدلال از راه سنگ
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
استدلال از راه سنگ نوعی مغالطه است؛ این مغالطه زمانی روی میدهد که شخص پس از مطرح کردن مدعای خود، سخنی میگوید که رابطه آن مدعا با استدلالهای موافق و مخالف را قطع میکند و خود را از بیان دلیل و برهان بینیاز مینماید. در استدلال از راه سنگ، در حقیقت برای مدعا استدلالی مطرح نمیشود و از سوی دیگر، شخص با ارتکاب مغالطه اجازه نمیدهد، مدعای مورد نظر نقد شود. به عبارت دیگر، این مغالطه سبب میشود راه استدلال موافق و مخالف برای یک مدعا بسته شود.
[ویرایش] مثالها
- علی میگوید مرتضی دزدی کردهاست؛ او دوست من است، نمیتواند دزدی کرده باشد.
- در این موضوع عقل چندان راهگشا نیست. از خدا میخواهم دریچههای قلب شما باز شود، آن زمان است که درستی گفتار مرا درک خواهید کرد.
- حرفهایی که شما جوانان در مورد تربیت میزند، به ظاهر خیلی خوب است؛ ولی تا هر کدام از شما پدر و مادر نشوید، نمیتوانید اظهارنظر درستی در این مورد بکنید؛ باید ما که باتجربه هستیم، تصمیمگیرنده اصلی باشیم.
- به نظرم که او انسان بسیار متقلبیاست؛ من وقتی به قیافه این آدمها نگاه میکنم، به خوبی متوجه میشوم.
[ویرایش] منبع
سیدعلیاصغر خندان. مغالطات. سوم، چاپ سوم، تهران: بوستان کتاب انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۰
|
|||||||||||||||||