طب سنتی
پزشکی سنتی یا طب سنتی (Traditional medicine) زمینهای پرقدمت و متنوع است، که به توصیف و بررسی آندسته از سیستمها و دانشهای پزشکی میپردازد، که در طی سدههای پیشین و قبل از دوران طب مدرن، در جوامع گوناگون بشری بوجود آمدهاست.
طب سنتی به دو بخش نظری و عملی تقسیم شدهاست که طب نظری شامل: ۱. امور طبیعیه ۲. اسباب وعلل و ۳. دلایل وعلایم میباشد و طب عملی به سه بخش: ۱. تدابیر ۲. دارو درمانی و ۳. اعمال یدی تقسیم میگردد.[۱]
پزشکی سنتی تنها روش درمانی است که در بر پایه مزاج شناسی استوار است. تغییر مزاج به گرمی، سردی، رطوبت و یا یبوست و متعاقب آن غلبه یک یا چند خلط از اخلاط چهارگانه و یا برعکس، به سبب تغذیه، روش زندگی، اقلیم، سنّ، شغل، رفتار و... باعث خروج مزاج فرد از اعتدال شده و علائم آن بروز میکند.
محتویات |
تاریخچه [ویرایش]
در اوایل تاریخ بشر، زمانی که تالیفی وجود نداشت و تجربیات بصورت نقلی انتقال مییافت، جهت تداوی بیماران و استفاده از تجربیات افراد، بیماران را در کنار راههای پر رفت و آمد قرار میدادند و از افراد رهگذر در خصوص راههای معالجه این نوع بیماری راهنمایی میخواستند. هر کسی به فراخور اطلاعات و تجربیات خود، توصیهای مینمود. مثلاً شخصی میگفت: در شهر ما هم یک نفر به این بیماری مبتلا شده بود و از داروی فلان، یا گیاه فلان دارویی ساخته و به آن بیمار دادند. بعد مصرف این دارو بیماری او رفع گردید.
رفته رفته کسانی به این موضوع علاقه پیدا کرده و به جمع آوری این اطلاعات و تحقیق و گسترش آنها روی آوردند. بدین صورت نخستین مجموعهها در طب شکل گرفت.[۲]
- طب در جهان
- مردم سرزمینهای چین و ژاپن معتقدند که پزشکی در آن کشورها سابقه چند هزار ساله دارد و سه هزار سال قبل از عیسی مسیح باغهای پرورش گیاهان دارویی در آنجا وجود داشتهاست. قس دوهاله در کتاب خود در خصوص پزشکان چینی مطالبی را آورده و معتقد است اروپاییها مبحث نبض را از کتابهای چینی استفاده کردهاند.[۳]
در هند نیز پزشکی سابقه دیرینه دارد ولی آغشته به اوراد و... بودهاست. بقراط از ادویههای هندی استفادههای زیادی کردهاست.[۴]
پزشکی در ایران سابقه چندین هزار ساله دارد و به چهار قرن از قبل از میلاد مسیح برمیگردد. اصول و ریشههای پزشکی ایرانی در کتابهای اوستا و زند ذکر شدهاست. در ایران نیز پزشکی مخلوط با ادعیه و... بود و اعتقاد داشتند که اهریمن امراض را بر بشر مسلط میکند.[۵]
در کلده، آشور و بابل مباحث پزشکی متاثر از پزشکی مصر بود. هرودوت گوید: سنت نشان دادن بیماران به اهالی شهر، جهت استفاده از تجربیات اشخاص در این شهرها وجود داشتهاست.[۶]
در بین مردمان اسرائیل پزشکی بدست رجال دینی سپرده شده بود. یهودیان مرض و بیماری را یک عقوبت الهی میدانستند. در بعضی موارد مرض را نتیجه ورود عفریتی به بدن بیمار دانسته و برای صحت او مبادرت به تداوی با دعا، طلسم، سحر و جادو میکردند.[۷]
وجود دایرةالمعارف ۴۲ جلدی در مصر که شش مجلد آن اختصاص به پزشکی داشتهاست، مصریان را از مدعیان اولیه پزشکی در تاریخ قرار دادهاست. به عقیده مصریان، هرمس تمامی علوم، از جمله پزشکی را بوسیله وحی دریافت کردهاست. همه اطبای مصری را کاهنان تشکیل میدادند. چون روحانیت دینی در مصر تسلط داشت و اطباء نیز از آن گروه بودند نتوانستند به علم تشریح و... وارد شوند و بدین جهت پزشکی، پیشرفت زیادی در مصر نکرد.[۸]
بنیاد اساسی [ویرایش]
مزاج، بنیاد اساسی پزشکی سنتی ایران است. پزشکان قدیم با ممارست و تبحری که در شناختن مزاجها داشتند، دخالت وضع مزاجی را، از موی سر تا ناخن پا، در هر یک از بیماریها رصد کرده و معیار تشخیص و درمان کلیه بیماریها را، توجه به مزاج اصلی و عارضی بیماران قرار داده بودند. به علتِ همین تمرین مداوم، منشاء اختلالات و عوارض بدن را به سهولت درمییافتند. در کتب طب قدیم، فصول و ابواب مفصل جداگانهای در خصوص این علایم تحت عنوان سوء مزاج سرد و سوء مزاج گرم شرح داده شدهاست. به جرات میتوان گفت: به همان سهولتی که امروز پزشکی جدید بیماری میکسدم را تشخیص میدهد، آنان بیکفایتیهای خفیف تیروئید را تشخیص میدادند. علت موفقیت پزشکان قدیم در تشخیص و درمان بیماریها، طبقهبندی امراض بر اساس مزاج، گرمی و سردی و به اصطلاح پزشکی جدید (ازدیاد و نقصان متابولیسم بازآل) بود[۹].
یافتههای جدید در مورد مزاج [ویرایش]
این مطلب که منظور پزشکی سنتی از گرمی مزاج آن چیزی است که امروزه با هیپر تیروئیدی تطبیق دارد، و مقصود از سردی مزاج همان است که در پزشکی امروز به نام هیپو تیروئیدی یا نارسائی غده تیروئید نامیده میشود، با مقایسه مطالب ذکر شده در کتاب کامل الصناعه تالیف علی ابن عباس مجوسی اهوازی، که هزار و صد سال پیش تالیف شــده، و مطالب نظیر آن در کتاب غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن تالیف دکتر نصرتالله کاسمی استاد دانشگاه تهران قابل انطباق و اثبات است.
مقایسهها را بر اساس عنوان الف برای نسخه کامل الصناعه و ب برای کتاب غدد مترشح داخلی انجام میدهیم:
الف: هوش تندوتیز و دقیق مربوط به شدت عمل یا حسن عمل تیـروئید است، به همین سبب تیروئید را غده هوش[پانویس ۱] لقب دادهاند؛ در برابر کندی و رخوت روحی و جسمی را که ممکن است تا بلاهت و حمق[پانویس ۲] پیش رود از آثار ضعف عمل تیروئید میدانند.[۱۰]
ب: فمن علامات البدن الحار ان یکون صاحبه ذکیاً فطناً و متی کان البدن بارد فان صاحبه یکون بلیداً قلیل الفهم.[۱۱] یعنی: کسی که مزاجش گرم است، ذکی (با ذکاوت) و فطن (دارای هوش تند و تیز) میباشد، و کسی که مزاجش سرد است بلید (کند ذهن) و قلیلالفهم (که همان رخوت روحی و بلاهت است) میباشد.
چون علامتهای پرکاری خیلی بارز هستند و ادامه آن شاید خارج از حوصله باشد، به مقایسه سوءمزاج سرد و کمکاری تیروئید میپردازیم.
- مقایسه سیزده علامت هیپوتیروئیدی و سیزده علامت سردی مزاج
- [۱۲][۱۳]
-
- بدن به کمترین سرمائی حساس است.[پانویس ۳][۲۲]
::و اما السادس فهو جنس الدلایل الماخوذه من سرعه انفعال الاعضاء فانه کان العضو یسخن سریعاً فهو حارالمزاج و ان کان یبرد سریعاً فلامر بالضد. یعنی ششمین دلیل برای شناختن مزاجها سرعت واکنش اعضاء بدن است؛ اگر در برابر گرما زود متاثر شود علامت گرمی مزاج و اگر از سرما زود متاثر گردد، علامت سردی مزاج است.[۲۳]
- بدن به کمترین سرمائی حساس است.[پانویس ۳][۲۲]
-
- ناتوانی جنسی در مردان دیده میشود.[۳۶]
::قلیل الجماع.[۳۷] یعنی نزدیکی جنسی را کم انجام میدهد.
- ناتوانی جنسی در مردان دیده میشود.[۳۶]
دارو شناسی [ویرایش]
در پزشکی سنتی، از تمامی عناصر موجود در طبیعت اعمّ از: گیاهی، معدنی و حیوانی برای اعاده اعتدال مزاج استفاده میشود.
رعایت حال کبد بیمار از اصول اساسی تجویز دارو است.
بیماری که با غلبه یک یا چند خلط در بدن بوجود آمده است، با تخلیه و تعدیل آنها رفع خواهد شد. اخلاط موجود در بدن بیمار ممکن است بر اثر تغذیه، هوای محیط و ... نضج یافته و آماده دفع باشد و یا ممکن است به شکل خام باشد، که برای دفع، باید با داروهای منضج تدارک شود.
- داروهای منضج
هر خلطی داروی منضج خودش را دارد. برای خلط دم که مزاج آن گرم و تر است، منضجی لازم نیست و فصد و حجامت در زمان لزوم و بدون نضج، قابل انجام است. معمولا برای صفرا سه روز، برای بلغم نه روز و برای سودای خالص پانزده روز باید داروی منضج استفاده شود. البته این اعداد بسته به اقلیم، فصول سال و گرمی و سردی هوا، جزوی قابل تغییر است.
- داروهای مرکب
داروهای مرکب با نامهای:
۱- معجون ۲- گوارشی ۳- شراب ۴- رب ۵- قرص ۶- شیاف چشمی ۷- سرمه ۸- ایارج ۹- کفلمه ۱۰- تریاق ۱۱- حبّ ۱۲- مفرح ۱۳- سنون ۱۴- لعوق ۱۵- مربا ۱۶- مرهم ۱۷- غرغره ۱۸- طبیخ ۱۹- ماءالاصول ۲۰- قیآور ۲۱- مسکن ۲۲- روغن ۲۳- شیاف مقعدی ۲۴- شیاف مهبلی ۲۵- اطریفل
عرضه میشوند[۴۰].
- مزاج داروها
ابن سینا توصیهای اکید در تجویز دارو دارد و میفرماید: هرگاه بیماری با تجویز داروی تکی قابل درمان است، هرگز از چند دارو برای درمان استفاده نکن، و هرگاه چند دارو میتوانند درمان را بر عهده گیرند، هیچوقت دست به داروهای بزرگ (معجونها، ایارجها) نبر.
در داروهای مرکب محاسبه مزاج مرکب از کارهای سخت بشمار میرود.
اشتباه مرسوم در ماهیت پرشکی سنتی [ویرایش]
طب، شاخهای از علوم سلامت است و هدف آن حفظ صحت و ارتفاع بیماری و بازتوانی آسیب دیدگان میباشد. شکسته بندی، جراحی، خونگیری، توصیههای بهداشتی (در مسافرت و سکونت)، آرایش و... تماماً در این روش مورد بحث قرار دارند.
روشهایی چون گیاهدرمانی، بخاطر اشتراک در مواد دارویی، بعضاً با روش طب سنتی اشتباه میشوند.
تشخیص یا بیمارییابی [ویرایش]
با در نظر گرفتن مزاج اعضا و مزاج شخص بیمار، بیماری با علایمی که ناشی از نامعتدل بودن است، خود را نشان میدهد. جستجوی این علایم بسته به شکایت بیمار از بیماری خود، باید در مسیر بیاعتدالیهای موجود باشد. این روش با ظرافتی تمام این مراحل را پیدا و در اخیتار پزشک تیزبین قرار میدهد. شرح مراحل بیماری باعث شناخت مسیر بازیابی صحت است.
- مثال
منشاء سرماخوردگی بدون دخالت میگروارگانیسمها، هضم ناقص یا فقدان عمل هضم است. هنگامی که مواد زاید در اثر هضم ناقصِ ناشی از پرخوری یا غذا بر غذا خوردن، در بدن زیاد میشود، موجب راهبندان در گدارها میگردد، بدن کوشش میکند با این مواد، طوری کنار بیاید و حتی برای کمک، ارکانهای دیگر را با جدیت به کار وا میدارد. اما چون نمیتواند در این وضعیت، به خاطر نیاز به انرژی و حرارت بیشتر به این کار ادامه دهد، خصوصاً اگر هیچ اقدامی برای رهایی بدن از این مواد انباشته شده انجام نگیرد (استفاده از داروهای منضج و مسهل)، فرایند هضم کلی، بخاطر وجود این مواد کُند میشود و این مواد در مرحله خلط باقی میمانند. زمانی که این اضافات بیشتر متراکم شود، بدن به نقطهای میرسد که برای کامل کردن عمل هضم، باید گرمای اضافهای تولید کند، این گرمای اضافی اکثرا بصورت تب و احساس خفگی بروز میکند. بدن میخواهد، گوارش غذا را با این گرما، تسریع کند. هنگامی که خلط به اندازه کافی نضج یافت و قابلیت دفع پیدا کرد، بدن آنها را خارج میسازد و این عمل اکثرا از راه بینی، دهان و چشمها انجام میگیرد. دلیل اینکه اکثرا در زمستان بدن دچار سرماخوردگی میشود، این است که با کاهش دمای محیط و به خاطر تنفس هوای سرد و تاثیرات مشابه آب و هوای سرد، گرمای درون بدن نیز جزوی کاهش مییابد. بدین دلیل برای هضم ناقص غذا و نهایتاً بروز سرماخوردگی است. کوشش در کنترل کردن، یا متوقف ساختن سرماخوردگی خردمندانه نیست، زیرا با انجام آن فرد تنها میتواند مطمئن گردد که مواد زاید انباشتگی و تراکم بیشتری در درون بدن پیدا میکنند و سرانجام به طور جدی نقش ارگانهای اصلی را تحلیل خواهند برد. درمان صحیح کمک به این فرایند کاملاً سودمند طبیعت است، کمک به افزایش گرمای درونی و دفع خلط اضافی[۴۱].
واژهنامه [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
- ↑ HACKED By C4patr0n
- ↑ عقیلی خراسانی، قرابادین کبیر، ۱: ۱.
- ↑ عقیلی خراسانی، قرابادین کبیر، ۱: ۱.
- ↑ عقیلی خراسانی، قرابادین کبیر، ۱: ۲.
- ↑ عقیلی خراسانی، قرابادین کبیر، ۱: ۲.
- ↑ عقیلی خراسانی، قرابادین کبیر، ۱: ۲.
- ↑ عقیلی خراسانی، قرابادین کبیر، ۱: ۲.
- ↑ عقیلی خراسانی، قرابادین کبیر، ۱: ۳.
- ↑ جرجانی، ذخیره خوارزمشاهی، ۱: ۶۷.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۳: ۲۵۶.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۳: ۲۵۶.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۲.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۱.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۳.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۳.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۳.
- ↑ ابن سینا، قانون در طب.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۶۲.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۲.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۲.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۳: ۲۵۶.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۳.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۳.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۴.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ کاسمی، غدد مترشح داخلی و بیماریهای آن، ۱: ۱۵۳.
- ↑ مجوسی اهوازی، کامل الصناعه، ۳۳.
- ↑ ابن سینا، قانون در طب، ۵: ۲۳۳-۴۳۹.
- ↑ تامسون، درمان طبیعی، ۳۴.
منابع [ویرایش]
- کتابها
فارسی:
- ابن سینا، حسین. قانون در طب. ترجمهٔ دکتر عبدالرحمن شرفکندی. چاپ چهارم. تهران: انتشارات سروش، ۱۳۷۰.
- ارزانی دهلوی، محمد اکبر. میزان الطب. ترجمهٔ هادی نصیری. چاپ اول. قم: انتشارات موسسه فرهنگی سماء، ۱۳۸۰. ۲۷۸. شابک ۰-۷-۹۲۴۸۸-۹۶۴.
- ارزانی دهلوی، محمد اکبر. مجربات اکبری. چاپ دوم. تهران: چوگان، ۱۳۹۰. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۶۸۲-۱۱-۶.
- مومن حسینی، محمد. تحفه حکیم مومن. چاپ دوم. تهران: انتشارات مصطفوی، ۱۳۷۳. ۳۷۶.
- تامسون، رابرت. درمان طبیعی. ترجمهٔ دکتر محمد حسین راشد محصل، مریم عرفانیان حسینی. چاپ دوم. مشهد: انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، ۱۳۷۸. ۲۶۴. شابک ۹۶۴-۶۰۲۳-۹۹-۱.
- احمدیه، عبدالله. راز درمان. چاپ چهارم. ۱ جلد. تهران: اقبال، ۱۳۶۸. ۲۸۸.
- احمدیه، عبدالله. راز درمان - طبیب خادم طبیعت است. چاپ اول. ۱ جلد. تهران: اقبال، ۱۳۷۷. ۲۷۴. شابک ۹۶۴-۴۰۶-۰۳۳-۴.
- احمدیه، عبدالله. راز درمان - با طبیعت بر بالین بیمار. چاپ اول. ۱ جلد. تهران: اقبال، ۱۳۸۰. ۳۱۲. شابک ۹۶۴-۴۰۶-۱۱۰-۱.
- احمدیه، عبدالله. درمان روماتیسم، نقرس و سیاتیک. چاپ سوم. ۱ جلد. تهران: صفی علیشاه، ۱۳۸۱. شابک ۹۶۴-۵۶۲۶-۸۶-۲.
- زکریای رازی، محمد. الحاوی. ترجمهٔ دکتر سید محمود طباطبایی. چاپ اول. تهران: شرکت داروسازی الحاوی، ۱۳۶۹.
- عقیلی خراسانی، محمد حسین. مخزن الادویه. چاپ دوم. تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۱. ۱۰۳۲.
- عقیلی خراسانی، محمد حسین. قرابادین کبیر. چاپ متعدد. تهران: کتابفروشی محمودی، ۱۳۴۹. ۱۳۸۷.
- میرحیدر، حسین. معارف گیاهی. ج. ۶. چاپ اول. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳. ۶۴۷.
- میرحیدر، حسین. مبانی علمی غذا درمانی و رژیم غذایی. چاپ اول. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶. ۴۹۸. شابک ۹۶۴-۴۳۰-۴۶۶-۷.
- اخوینی بخاری، ابوبکر. هدایة المتعلمین فی الطب. چاپ اول. مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۱. ۹۱۴.
- ابومنصور علی الهروی، موفقالدین. الانبیه عن الحقایق الادویه. چاپ اول. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۱. ۴۴۲.
- زهراوی، ابوالقاسم. التصریف لمن عجز عن التالیف (بخش:ابزارهای جراحی). ترجمهٔ احمد آرام - مهدی محقق. چاپ اول. تهران: موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران و موسسه بینالمللی اندیشه و تمدن اسلامی کوالالامپور مالزی، ۱۳۷۴. ۲۷۸.
- حکیم میسری. دانشنامه در علم پزشکی. ترجمهٔ دکتر برات زنجانی. چاپ دوم. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۳. ۳۲۵.
- جرجانی، اسماعیل. ذخیره خوارزمشاهی. تهران: انتشارات انجمن آثار ملی، ۱۳۵۶.
- فخر رازی، محمدبن عمربن الحسین البوالفضل. حفظ البدن. ترجمهٔ سید حسین رضوی برقعی. چاپ اول. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۹. ۵۸۹. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۲۶-۴۵۸-۰.
- بغدادی، عبداللطیف. زساله بیماری قند. ترجمهٔ دکتر علی خواجه دهی. چاپ اول. تبریز: ستوده، ۱۳۸۹. ۱۰۵. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۰۰۳-۴۶-۸.
- مجلات
انگلیسی
- سازمان جهانی بهداشت (انگلیسی)
جستارهای وابسته [ویرایش]
پیوند به بیرون [ویرایش]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||