اردشیر سوم (هخامنشی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اردشیر سوم
𐎠𐎼𐎫𐎧𐏁𐏂
Artaxerses III tomb.jpg
دوران ۳۳۸-۳۵۸ (پیش از میلاد) (۲۰ سال)
تاجگذاری ۳۵۸ (پیش از میلاد) در پاسارگاد
زادروز ۴۳۶ (پیش از میلاد)
زادگاه سیرکا، ایران
مرگ ۳۳۸ (پیش از میلاد)
محل مرگ پارسه، ایران
آرامگاه ۲۹°۵۶′۰۹″ شمالی ۵۲°۵۳′۳۲″ شرقی / ۲۹.۹۳۵۷۸۴° شمالی ۵۲.۸۹۲۲۲۸° شرقی / 29.935784; 52.892228
پیش از ارشک
پس از اردشیر دوم (ایران)
نکتانبوس (مصر)
همسر آتوسا
دودمان هخامنشیان
پدر اردشیر دوم
مادر استاتیرا
فرزندان پروشات دوم, ارشک (شاه هخامنشی)
دین مزدیسنا

اردشیر سوم یا اُخُوس یا وهوک (به پارسی باستان: 𐎠𐎼𐎫𐎧𐏁𐏂)، دهمین پادشاه هخامنشی پسر اردشیر دوم و استاتیرا همسر او بود.

وی پس از اینکه به تخت نشست، خود را در سنگ‌نبشته "پارسه" تخت جمشید "ارتَ خْشثَر" یا اردشیر نامید. نویسندگان یونانی، نام او را "آرتاکسرک سس" یا "آرتاسس‌سس" نوشته‌اند.

پادشاهی اردشیر سوم، تماماً صرف خوابانیدن شورش‌ها، در ممالک تابعه گردید.[۱]

منبع‌شناسی برای زندگانی اردشیر[ویرایش]

نوشتار اصلی: منبع‌شناسی تاریخ ماد و هخامنشی

چگونگی رسیدن به پادشاهی[ویرایش]

آرامگاه اردشیر سوم در تخت جمشید.

اردشیر در اوضاعی ناآرام به پادشاهی رسید و منابع یونانی و رومی قتل شماری از اعضای خانواده اش را به او نسبت می دهند. با این همه، اردشیر پادشاهی توانا بود که می خواست نیرومندی پیشین هخامنشی را به آن بازگرداند. یکی از نخستین گام های او در این راه،سرکوب شورش کادوسیان بود که به دست کودومانوس(سردار اردشیر که سپس با نام داریوش سوم به تخت نشست) صورت گرفت. پس از این جنگجویان کادوسی در سپاه هخامنشی وارد شدند. کودومانوس نیز به شهربانی ارمنستان رسید. در ۳۵۶ق.م اردشیر از شهربانان آسیای صغیر خواست که سربازان مزدور خود را مرخص کنند. از این میان تنها ارتاباز، شهربان فریگیه از فرمان اردشیر سرپیچید و به یاری اُرُنتس، شهربان میسیه و خارس، سردار آتنی، بر اردشیر شورید و سپاه او را شکست داد، اما سپس از آنان شکست خورد و در ۳۵۲ ق.م به فیلیپ دوم مقدونی پناه برد.[۲]

کشتار در خانوادهٔ شاهنشاهی[ویرایش]

اردشیر پس از اینکه بتخت نشست، اولین اقدامش آن شد که برای رهایی از هر دغدغه‌ای، تمام خویشان نزدیک خود را قربانی کرد. می‌گویند وی نه فقط همهٔ برادران و خواهران خویش بلکه برادرزادگان و عموزادگان و تمام کسانی را که گمان می‌کرد، ممکن است از سلطنت ناراضی باشند، کشت.[۳] از مجموع روایات روی هم رفته، بر می‌آید که وی از اول برای ایجاد نظم و انضباط، خود را بیش از همه اسلاف خویش به اعمال خشونت ناچار دیده است و برای تأمین مقصود خود از هیچ گونه قساوتی هم دریغ نکرده است. وی بدون شک سنگدل، تندخوی و وحشی‌گونه بود لیکن در عین حال در عصر و محیط خود فرمانروائی قوی و بااراده بشمار می‌آمد.[۴]

خاموش کردن شورشهای داخلی[ویرایش]

شاه جدید از همان آغاز کار خویش، اقداماتی انجام داد که از اغتشاش ساتراپها که بخاطر ضعف و انحطاط دولت مرکزی، خواب استقلال می‌دیدند، جلوگیری کند.

شورش کادوسیان در گیلان[ویرایش]

اردشیر نخست به کادوسیان که اقوامی بودند که در شمال شرقی آذربایجان و گیلان اقامت داشتند و طغیان کرده بودند، لشکر کشید. این مردم در زمان اردشیر دوم نیز طغیان کرده بودند و اردشیر دوم موفق نشده بود که آنها را کاملاً فرمانبردار کند. کسی که در دفع این طغیان، به وی کمک کرد، یک شاهزادهٔ هخامنشی به نام داریوش بود که حکومت ارمنستان را یافت و بعدها به نام داریوش سوم به سلطنت رسید.[۴]

شورش در فریگیه[ویرایش]

ساتراپ فریگیه، در آسیای صغیر یا آناتولی.برای بهتر دیدن تصویر بر روی آن کلیک کنید.

اردشیر سوم در سال ۳۵۶ پیش از میلاد، فرمان داد تا ساتراپ‌ها، چریکهایی را که در آسیای صغیر به خدمت گرفته بودند، مرخص کنند. بیشترشان اطاعت کردند، فقط آرته‌باذ ساتراپ فریگیه (فریگیه هلس‌پونت) زیر بار این تکلیف نرفت و به کمک آتن سر به طغیان برداشت اما تهدید اردشیر آتنی‌ها را از دور وی، پراکند و او از ترس جان، به مقدونیه نزد فیلیپ مقدونی پدر اسکندر گریخت.[۴]

شورش صیدا و قبرس[ویرایش]

مصر که طغیانش همچنان از سالها قبل، ادامه یافته بود، غالباً به طغیان‌های آسیای صغیر (غرب ترکیه) و نواحی مجاور نیز دامن می‌زد و همین نکته سبب شد که شاه برای دفع آن، دست به اقدام جدی بزند. مع‌هذا لازم دید که اول به شهر صیدا (شهری در لبنان امروزی) که متحد مصر بود و فنیقیه را هم به آشوب کشیده بود، توجه کند.

نقشهٔ فنیقیه و شهر صیدا و جزیرهٔ قبرس، برای بهتر دیدن تصویر بر روی آن کلیک کنید.

اهالی صیدا که از تعدی و جبروت حاکم خود ناراضی بودند به تحریک و با پشتیبانی مصر شورش کرده بودند و طغیان آنها به سایر شهرهای فنیقیه و حتی قبرس نیز سرایت کرده بود.

اردشیر از بابل برای دفع طغیان مردم صیدا، بیرون آمد و سر کردهٔ قوم که نامش تنس بود چون در خود تاب مقاومت نمی‌دید، تسلیم شد اما شاه بعد از فتح صیدا، نه بر خود او که از وی قول و امان یافته بود، رحم کرد نه بر کسانی که جهت صلح بیرون آمده بودند. ازین رو اهالی در سال ۳۴۴ پیش از میلاد، نومیدانه شهر را آتش زدند و خود را نیز مثل آن، طعمهٔ حریق کردند و نفوس بسیار در آتش بسوخت.

بعد از ماجرای صیدا دیگر شهرهای فنیقیه (لبنان کنونی) سر تسلیم فرود آوردند یا مغلوب شدند.[۴]

تسخیر مجدد مصر[ویرایش]

نکتانبوس دوم، فرعون مصر.

اردشیر در سال ۳۴۲ پیش از میلاد، در دنبال چندین لشکر کشی که بی نتیجه ماند، سرانجام با کمک چریکهای یونانی و مخصوصاً بر اثر ضعف فرماندهی شخص فرعون، بر مصر غلبه یافت و فرعون که نامش نکتانبوس بود به حبشه گریخت. اردشیر در تنبیه شورشیان مصر که چندین بار طغیان کرده بودند و در طی این نیم قرن اخیر نیز همه جا با مخالفان ایران همکاری کرده بودند، خشونت و قساوتی بی سابقه ای نشان داد. حصارهای عمده و حتی معابد بزرگ را ویران کرد، اسناد این معابد را توقیف نمود و بعد به بهای گزاف به آنها باز فروخت. به کاهنان اهانت بسیار وارد آورد و حتی به موجب بعضی روایات آپیس یا گاو مقدس مصریان را کشت و فرمان داد تا از آن برای وی غذا تهیه کنند. بدینگونه بعد از سالها استقلال، مصر دوباره به زیر سلطهٔ ایران بازگشت.[۵]

قدرت گرفتن منتور سردار یونانی[ویرایش]

در بین یونانی هایی که در سپاه اردشیر بودند، سردار کاردانی بنام منتور بود که در فتح مصر هم به اردشیر کمکهای شایانی کرد و محبوب اردشیر واقع شد. پس از آن، اردشیر او را بر تمام ایالات یونانی آسیای صغیر والی کرد. منتور چون شاه او را مأمور کرده بود تا یاغیان را قلع و قمع کند، بقصد هرمیاس جبار آتارنئوس (شهری باستانی در قسمت شمال غربی ترکیه امروزی) و دوست و پدر خواندهٔ ارسطو که ظاهراً با فیلیپ مقدونی هم ارتباط داشت، حرکت کرد و به هرمیاس پیغام داد، که میخواهد میانجیگری کرده، بخشش شاه را در برابر او درخواست کند. هرمیاس بملاقات او رفت و به امر مِنتور گرفتار شد.

پس از آن منتور حلقه (مٌهر) او را بدست آورد و نامه‌هائی بشهرهای تابع نوشت، که هرمیاس، بوساطت منتور با شاه صلح کرده و این نامه‌ها را به مهر او رسانیده، و برای شهرها و دژهای فرستاد. اهالی شهرها این نامه‌ها را درست دانستند و چون از جنگ خسته شده بودند، با شادی صلح را پذیرفته، تسلیم گردیدند. هنگامیکه شاه شنید که مِنتور بی‌خون‌ریزی همهٔ این شهر را مسخر کرده، بسیار مشعوف شد. مِنتور در مدت کمی دشمنان دیگر شاه را از پا درآورد و آرامش کامل در آسیای صغیر برپا کرد.

باگوس خواجه وزیر اردشیر[ویرایش]

باگواس خواجه در سپاهی که به مصر حمله کرد، معاون منتور یونانی بود. پس از فتح مصر، باگواس خواجه که با منتور هم میانه گرمی داشت، بقدری در نزد اردشیر مقرب شد که شاه بی‌مشورت او بکاری نمی‌پرداخت و به راستی امر، این خواجه شاه بود، بی‌اینکه او را شاه خوانند.

بواسطه فتوحات اردشیر و خشونتهایی که می‌کرد و با بودن شخصی، مانند باگواس خواجه که زمام امور را بدست داشت، در اواخر سلطنت اردشیر، دولت مرکزی قدرت گرفت و نظم و ثبات به ساتراپ‌ها برگشت.

قدرت گرفتن فیلیپ مقدونی در یونان[ویرایش]

قلمرو فیلیپ دوم یا فیلیپ مقدونی، در سال ۳۳۶ پیش از میلاد.برای بهتر دیدن تصویر بر روی آن کلیک کنید.

مقارن برقراری این مایه نظم و ثبات که با خشونت و قساوت اردشیر سوم، در ایران پدید آمد، یونان، مخصوصاً آتن که در دنبال جنگهای طولانی سابق دوباره به امنیت و قدرت نسبی رسیده بود، بر اثر مبارزات احزاب و مخصوصاً به سبب بروز اختلاف طبقات شدید، بین توانگران و تهیدستان در نوعی بحران فکری و اخلاقی بسر می‌برد.

پادشاه جدید مقدونیه بنام فیلیپ مقدونی (سالهای حکومت از سال ۳۸۲ تا ۳۳۶ پیش از میلاد) که او نیز مقارن با جلوس اردشیر سوم بر تخت نشسته بود، به این اندیشه افتاد که با اتکاء ارتش منظم خویش، تمام یونان را به انقیاد وادارد و یونانیان را که پیش ازین فقط بعنوان چریک و سرباز مزدور آسیا را دیده بودند، برای تسخیر آسیا مجهز سازد.

اردشیر سوم ظاهراً خطری که از جانب فیلیپ مقدونی، برای آسیا ممکن بود ببار بیاید را دریافته بود و حتی یکبار در سال ۳۴۰ پیش از میلاد، به ساتراپهای خویش در آسیای صغیر (غرب ترکیه امروزی) فرمان داد تا به یونانی‌هایی که در بیزانس (استانبول کنونی)، با سلطهٔ مقدونیه می جنگند، بهر نحو که ممکن است، کمک کند. مع‌هذا وقتی آتنی‌ها به اصرار دموستنس برای مقابله با تحریکات فیلیپ، درصدد اتحاد با اردشیر برآمدند، بخاطر همزمانی این درخواست با قتل اردشیر، ایران نتوانست به درخواست آنها، جواب مساعد فوری بدهد.[۶]

فیلیپ مقدونی پدر اسکندر مقدونی در سال ۳۳۶ پیش از میلاد، تدارکات جنگ را برای حمله به ایران کامل کرده بود ولی هنگام ورود به تأتر، شخصی، قمه‌ای در تن او فرو کرد و فیلیپ در اثر آن درگذشت. با قتل ناگهانی او، لشکر کشی مقدونیه به آسیا متوقف شد.

کشته شدن اردشیر[ویرایش]

اردشیر در ۳۳۸ پ.م به دسیسه باگواس، خواجه دربار مسموم شد و او را در تخت جمشید به خاک سپردند. ارسس، فرزند او نیز که پس از وی به پادشاهی رسید، بعدها به دست باگواس به همراه دیگر اعضای خانواده اش کشته شد.[۲]

جانشینی اردشیر سوم[ویرایش]

اردشیر فرزندان بسیاری داشت ولی تنها نام‌های یکی دو تن از آنها در تاریخ ذکر شده و ظن نیرومند این است، که دیگران را باگواس خواجه کشته است. بعد از کشتن اردشیر، باگواس خواجه پسر کوچک شاه، بنام آرسس، یا ارشک را همچون شاهزاده ای دست نشانده، بر تخت نشانده و خود زمام کارها را برعهده گرفت.

آتوسا زن اردشیر با سه دختر او نیز از مرگ جستند. یکی از این دختران پروشات نام داشت و بعدها زن اسکندر شد.

پادشاهان پیشین:
اردشیر دوم
نکتانبوس دوم
فرعون مصر
اردشیر سوم
𐎠𐎼𐎫𐎧𐏁𐏂
شاهنشاه ایران

۳۵۸ تا ۳۳۸ پیش از میلاد.

جانشین:
ارشک

پانویس[ویرایش]

  1. پیرنیا، ص ۱۴۷
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ قدرت دیزجی، اردشیر سوم هخامنشی، ۳۳۵.
  3. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام autogenerated2 وارد نشده‌است.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ زرین کوب، ص ۱۹۸
  5. زرین کوب، ص ۱۹۹
  6. زرین کوب، ص ۲۰۱

منابع[ویرایش]

  • پیرنیا، حسن. ایران باستان. چاپ اول. دنیای کتاب، ۱۳۶۲. 
  • قدرت دیزجی، مهرداد. «اردشیر سوم هخامنشی». در دانشنامه ایران. ج. ۲. تهران: بنیاد دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۶. ۳۳۵. شابک ‎۱-۵۹-۷۰۲۵-۹۶۴-۹۸۷. 
  • زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران، پیش از اسلام. چاپ اول. تهران: مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ اردشیر سوم (هخامنشی) موجود است.