منفک کننده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مُنفَک‌کننده‌ها (به انگلیسی: Dissociatives) دسته‌ای از توهم‌زاها محسوب می‌شوند که ادراک و بینایی و شنوایی و سایر حواس فرد را تحریف و تقلیل می‌کنند و باعث ایجاد حس جدایی از محیط و خود می‌شوند. این اتفاق با کاهش یا مسدود شدن سیگنال‌های ارسال شده به خودآگاهی از سمت نورون‌های حسی بدن می‌افتد.[۱] همچنین تعداد زیادی از داروها توانایی منفک کنندگی دارند و این اثرات در بین سایر توهم‌زاها قابل تمایز هستند. از اثرات سایکواکتیوهای منفک کننده می‌توان به توهم، جداشدن از محیط، کاهش حس‌های دریافتی و تجربه وضعیت رویاگونه اشاره کرد.[۲] بعضی داروهایی که به صورت غیر انتخابی روی گیرنده‌های دوپامین یا اپیوئید نیز تأثیر می‌گذارند می‌توانند حس سرخوشی نیز ایجاد کنند.[۳][۴] بسیاری از منفک کننده‌ها تأثیرات آرام‌بخش دارند و می‌توانند اثرات تسکین دهنده، ضد درد، بی‌هوش کننده، آتاکسی، کندی تنفس و فراموشی ایجاد کنند.

تأثیرات

تأثیرات منفک کننده‌ها می‌تواند شامل کاهش ادراک و احساسات، توهم‌ها، مانیا (سرخوشی)، فراموشی، بر روی خودآگاهی و همچنین خشکی ماهیچه‌ای و تسکین درد از تأثیرات جسمی موقت منفک کننده‌ها می‌باشند.[۵][۶][۷]

از مواردی که مصرف منفک کننده‌ها سبب رویدادنشان می‌شود می‌توان به خوددگربینی، احساس غیر واقعی بودن خود یا جهان، گسستگی خودآگاهی، یا عدم توانایی کنترل بر رفتار خود، مسخ واقعیت و احساس رؤیا دیدن اشاره کرد.[۸]

در چندین کارآزمایی بالینی با مصرف روزانه ۱۵۰ میلی‌گرم مینوسایکلین در دوره پنج روزه توسط داوطلبان سالم در ۵۰٪ آنها انزوا، گوشه‌گیری و خیال‌بافی دیده شد همچنین در ۱۳٫۳٪ حس سرخوشی مشاهده شد.[۹]

کاربردها

مصارف دارویی

در پزشکی و جراحی‌ها از داروهای منفک کننده برای تسکین درد و القای حس بی‌هوشی استفاده می‌کنند. از شاخص‌ترین موارد می‌توان به کتامین و گاز خنده اشاره کرد.

مصرف تفننی

برخی از منفک کننده‌ها به صورت تفننی مورد استفاده قرار می‌گیرند. کتامین، فن سیکلیدین، گاز خنده از داروهای منفک کننده‌ای هستند که مورد استفاده تفننی قرار می‌گیرند استفاده از داروهای حاوی دکسترومتورفان در دوزهای بالاتر از حد درمانی می‌تواند اثرات منفک‌کننده داشته باشد. همچنین از کلروفرم و دی‌اتیل اتر نیز مانند گاز خنده برای اثرات منفک کننده آنها مورد استفاده قرار می‌گرفتند ولی این گازها عوارض متعددی نیز دارند که می‌توان به اعتیادآور بودن و صدماتی که به بدن وارد می‌کنند اشاره کرد.

جستارهای وابسته

منابع

  1. Tamminga, C. A. ; Tanimoto, K. ; Kuo, S. ; Chase, T. N. ; Contreras, P. C. ; Rice, K. C. ; Jackson, A. E. ; O'Donohue, T. L. (1987). "PCP-induced alterations in cerebral glucose utilization in rat brain: Blockade by metaphit, a PCP-receptor-acylating agent". Synapse. 1 (5): 497–504. doi:10.1002/syn.890010514. PMID 2850626
  2. Snyder, Solomon H. (1980). "Phencyclidine". Nature. 285 (5764): 355–6. doi:10.1038/285355a0. PMID 7189825
  3. Giannini, AJ; Eighan, MS; Loiselle, RH; Giannini, MC (1984). "Comparison of haloperidol and chlorpromazine in the treatment of phencyclidine psychosis". Journal of Clinical Pharmacology. 24 (4): 202–4. doi:10.1002/j.1552-4604.1984.tb01831.x. PMID 6725621
  4. Giannini, A. James; Nageotte, Catherine; Loiselle, Robert H. ; Malone, Donald A. ; Price, William A. (1984). "Comparison of Chlorpromazine, Haloperidol and Pimozide in the Treatment of Phencyclidine Psychosis: Da-2 Receptor Specificity". Clinical Toxicology. 22 (6): 573–9. doi:10.3109/15563658408992586. PMID 6535849
  5. Pender, John W. (1970). "Dissociative Anesthesia". California Medicine. 113 (5): 73. PMC 1501800. PMID 18730444
  6. Johnstone, M. ; Evans, V. ; Baigel, S. (1959). "SERNYL (C1−395) IN CLINICAL ANAESTHESIA". British Journal of Anaesthesia. 31: 433–9. doi:10.1093/bja/31.10.433
  7. Oduntan, S. A. ; Gool, R. Y. (1970). "Clinical trial of ketamine (ci-581): A preliminary report". Canadian Anaesthetists' Society Journal. 17: 411–6. doi:10.1007/BF03004705
  8. Vollenweider, F; Geyer, MA (2001). "A systems model of altered consciousness: integrating natural and drug-induced psychoses". Brain Research Bulletin. 56 (5): 495–507. doi:10.1016/S0361-9230(01)00646-3. PMID 11750795
  9. Gump DW, Ashikaga T, Fink TJ, Radin AM (1977). "Side effects of minocycline: different dosage regimens". Antimicrob. Agents Chemother. 12 (5): 642–6. doi:10.1128/AAC.12.5.642. PMC 429991. PMID 303498