سیزده‌به‌در

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سیزده به در)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سیزدَه‌به‌در
Persians in Holland Celebrating Sizdah Bedar, April 2011 - Photo by Persian Dutch Network-PDN.jpg
جشن سیزدَه‌به‌در ایرانیان هلند، آوریل ۲۰۱۱
نام رسمیروز طبیعت
آیین سیزده‌به‌در
نام دیگرسیزده‌به‌در یا سینزده‌به‌در (سینزه‌به‌در)
برپایی توسطایران
جمهوری آذربایجان
افغانستان
تاجیکستان
در میان ایرانی‌تبارانِ آمریکا، اروپا، کانادا، استرالیا
اهمیتجشن پایانِ نوروز[۱]
جشن‌هاسپری‌کردن روز در طبیعت
گره‌زدن سبزه
‌سبزه به رود سپردن
‌خوردن کاهو همراه با سکنجبین
پختن خوراک‌های گوناگون به‌ویژه آش رشته
پرتاب ۱۳ عدد سنگ (در مناطق کردنشین)
تاریخ۱۳ فروردین
مرتبط بهنوروز

سیزدَه‌به‌دَر سیزدهمین روزِ فروردین‌ماه و از جشن‌های نوروزیِ ایران است. در تقویم‌های رسمیِ ایران، بعد از انقلاب، این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است.

باورهای مردم[ویرایش]

شاید باور مردم بر این باشد که شومی عدد 13 از غرب آمده است زیرا مسیحیان نیز عدد 13 را نحس میدانند اما حقیقت شومی عدد 13 برای ما ایرانیان کشته شدن 77000 نفر در این روز است.

فلسفهٔ سیزده‌به‌در[ویرایش]

به‌طور کلی در میان جشن‌های ایرانی جشن «سیزده‌به‌در» کمی مبهم است، زیرا مبنا و اساس دیگر جشن‌ها را ندارد.[۲] در کتاب‌های تاریخی اشارهٔ مستقیمی به وجود چنین مراسمی نشده‌است، اما در منابع کهن اشاره‌هایی به «روز سیزدهم فروردین» هست.

گفته می‌شود ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن‌گرفتن و شادی‌کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده‌ای‌ست به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی می‌کردند و درحقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان می‌رسانیدند.[۱]

تیر روز[ویرایش]

در گاهشماری ایرانی، هر روز ماه، نام ویژه‌ای دارد.[۳] به‌عنوان مثال، روز نخست هر ماه، اورمزد روز و روز سیزدهم هر ماه تیر روز نامیده می‌شود و متعلق به ایزد تیر است. تیر در زبان اوستایی «تیشتَریَه» خوانده می‌شود، و هم نام تیشتر، ایزد باران می‌باشد.[۴] با توجه به اطلاق گرفتن نام ایزد باران، می‌توان گفت که تیر در نزد ایرانیان باستان نمادی از رحمت الهی بوده‌است.[۵]

تیر در کیش مزدیسنی مقام بلند و داستان شیرین و دلکشی دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیرماه نیز که جشن تیرگان است به نام او می‌باشد.[۶]

دیرینه‌شناسی سیزده‌به‌در[ویرایش]

نگاهی به ریشهٔ اصلی جشن سیزده‌به‌در[ویرایش]

حضور مردم در سیزده‌به‌در، دریاچهً سد تنگاب فیروزآباد فارس

روز طبیعت (سیزده‌به‌در) سنت ایرانیان باستان به مناسبت پیروزی ایزد باران بر دیو خشکسالی اَپوش می‌باشد؛ و از قبل از اشو زرتشت (۱۸۰۰ قبل از میلاد) مرسوم بوده، چنان‌که در کتاب «از نوروز تا نوروز» پژوهش و نگارش آقای کوروش نیکنام (نمایندهٔ مجلس زرتشتیان) ص ۴۱ و ۴۲ آمده. «سیزدهم روز از ماه فروردین، تیر یا تِشتَر نام دارد. ایزد تیر یا تشترکه در اوستا، یَشتی هم به نام آن وجود دارد ایزد باران است و در باور پیشینیان پیش از آشو زرتشت برای این که ایزد باران در سال جدید پیروز شود و دیو خشکسالی نابود گردد باید مردمان در نیایش روز تیر ایزد از این ایزد یاد کنند و از او در خواست باریدن باران نمایند. در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌رفتند و به شادی و پایکوبی می‌پرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند می‌نمودند. اکنون هم زرتشتیان از بامداد روز تِشتَر ایزد و فروردین ماه، سفره نوروزی را برمی‌چینند، خوردنی‌ها و مقداری آجیل و شیرینی‌های باقی‌مانده در سفره نوروز را با خود به طبیعت می‌برند، و شِشه سبزه‌های موجود در سفره را با خود برمی‌دارند و به دشت و صحرا و کنار چشمه‌ها یا آب‌های روان می‌روند. سبزهٔ خود را در کنار جویبارها به آب روان می‌سپارند و آرزو می‌کنند که سالی پربرکت و خرم داشته باشند. تا پسین آن روز را بیرون از خانه هستند و در طبیعت و میان سبزه و صحرا به شادمانی می‌پردازند. (توضیح: در اسطوره‌های ایرانی، ایزد باران همواره به‌صورت اسبی با دیو خشکسالی که دیواپوش نام دارد در جنگ و مبارزه است و اگر تیر ایزد پیروز شود، باران می‌بارد و چشمه‌ها می‌جوشند و رودها روان می‌گردند و سرسبزی را به ارمغان می‌آورند).[۷]

دیدگاه‌هایی پیرامون نحس بودن سیزده[ویرایش]

تنها دلیل با استناد بر نحس بودن عدد 13 برای آریایی ها فاجعه کشته شدن 77000 نفر در زمان خشایارشاه بوده است

تعطیلی[ویرایش]

سیزده نوروز در ایران تعطیل رسمی است.

بخشنامهٔ ۱۳۴۷ خورشیدی

در بخشنامه ۱۰۱۶ مورخ اول آبان ۱۳۴۷ به کلیه وزارتخانه‌ها و موسسات و بنگاه‌ها و شرکت‌های دولتی و وابسته به دولت و بر طبق تصمیم جلسه مورخ ۱۶ اسفند ۱۳۴۶ هیئت وزیران، در فهرست تعطیلات رسمی در ایران؛ روز سیزده نوروز تعطیل رسمی اعلام شده بود.[۸]

واژهٔ سیزده‌به‌در[ویرایش]

مشهور است که واژهٔ سیزده‌به‌در به‌معنای «در کردن نحسیِ سیزده» است. اما وقتی به معانی واژه‌ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می‌توان داشت. «در» به‌جای «دره و دشت» می‌تواند جایگزین شود. به‌عنوان مثال، علامه دهخدا، واژهٔ «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می‌داند.[۹]

چو هر دو سپاه اندرآمد ز جایتو گفتی که دارد در و دشت پای[۱۰]

یکی از معانی واژهٔ «به»، «طرف و سوی» است.[۱۱] مانند اینکه می‌گوییم «به فروشگاه».

پس با نگاهی کلی می‌توان گفت واژهٔ «سیزده‌به‌در» به‌معنای «سیزدهم به‌سوی در و دشت شدن» می‌باشد که همان معنی بیرون‌رفتن و در دامان طبیعت سرکردن را می‌دهد.

پیشینه[ویرایش]

در کتاب‌های تاریخی پیش از قاجار اشارهٔ مستقیم و دقیقی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما مهرداد بهار در کتاب «از اسطوره تا تاریخ» خود اشاره‌ای کوتاه به جشن و پایکوبی مردم در اماکن عمومی و حتی بی‌روپوش و روبنده در خیابان آمدن زنان در دوران صفوی می‌کند[۱۲] که این موضوع نزدیک به آیین‌های سیزده به در می‌باشد.

سبزه که ایام نوروز رویانده شده‌است

دورهٔ قاجار[ویرایش]

عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من چگونگی انجام این مراسم در دورهٔ قاجار را با جزئیات شرح داده‌است.[۱۳] ادوارد یاکوب پولاک هم دربارهٔ مراسم سیزده‌به‌در چنین می‌نویسد:

سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرامی‌رسد. مطابق با یک رسم کهن، گویا تمام خانه‌ها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازهٔ شهر خارج می‌شوند و به باغ‌ها روی می‌آورند.[۱۴]

این نوشته نیز تاکید بر واقعه کشته شدن 77000 نفر ایرانی را دارد و سفارش میکند از منزل خود خارج شوید و به دشت و جنگل بروید تا کشته نشوید.

آیین‌های سیزده‌به‌در[ویرایش]

ایرانیان مقیم هند سبزه ۱۳ بدر را در رودگنگ و یموناجمنا می‌اندازند

این رویداد دارای آیین‌های ویژه‌ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته‌است. از آن جمله می‌توان آیین‌های زیر را برشمرد.

سبزه گره زدن[ویرایش]

یکی از آیین‌های این روز سبزه گره زدن است که بیش‌تر جوانان در این روز این کار را انجام می‌دهند. گره زدن سبزه به معنای گره زدن زندگی با طبیعت است که همیشه سبز و شاداب باقی بمانیم

فلسفهٔ سبزه گره زدن[ویرایش]

افسانهٔ آفرینش در ایران و مسئلهٔ نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهٔ کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده‌است. گفته‌های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا صفحات ۲۹–۲۳ و گفته‌های آثارالباقیه بر پایهٔ همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشیه و مشیانه که دختر و پسر دوقلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیلهٔ گره زدن دو شاخهٔ مورد، پایهٔ ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به‌خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را - به ویژه دختران و پسران دم بخت - انجام می‌دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می‌کنند و علف گره می‌زنند.[۱۵] در مناطق کردنشین، در پایان روز سیزده‌به‌در ۱۳ عدد سنگ را به پشت سر پرتاب می‌کنند؛ بدین معنا که آرزو می‌کنند بلایا و نواحس از شخص دور شود و به‌ازای هر سنگ یک آرزوی نیک می‌کنند.

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ عبدالعظیم رضایی، ص۴۸۳
  2. برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ مبنای جشن‌های ایران باستان رجوع شود به زروان نوشتهٔ فریدون جنیدی
  3. فریدون جنیدی، ص ۶۴
  4. فریدون جنیدی، ص ۸۲
  5. نشریهً نیلوفر ایرانی، شمارهً چهارم
  6. عبدالعظیم رضایی، ص۴۸۲
  7. کتاب از نوروز تا نوروز، پژوهش و نگارش کوروش نیکنام، مؤسسهٔ انتشاراتی فرهنگی فروهر، ۱۳۷۹، ص۴۱–۴۲
  8. مجموعه قوانین و مقررات مالی نوشته روح‌الله وهمن ۱۳۴۶ خورشیدی - ثبت در کتابخانه ملی 2 اردیبهشت 1347 شماره ۵۲۲
  9. لغت‌نامهً دهخدا: در و دشت
  10. فردوسی
  11. لغت‌نامه دهخدا: به
  12. مهراد بهار، ص ۲۴۳
  13. عبدالله مستوفی، ص ۳۶۴–۳۶۶
  14. ادوارد یاکوب پولاک، ص ۲۶۵.
  15. عبدالعظیم رضایی

منابع[ویرایش]

  • ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه عن القرون الخالیه
  • عبدالعظیم رضایی (۱۳۸۱اصل و نسب و دین‌های ایرانیان باستان، تهران: دُر، شابک ۹۶۴-۶۷۸۶-۱۴-۶
  • فریدون جنیدی (۱۳۵۸زروان، تهران: بنیاد نیشابور
  • حسین محمدی (۱۳۸۰جشن‌های ایران باستان، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی تربیت معلم
  • علی بلوکباشی (۱۳۸۰نوروز، جشن نوزایی آفرینش، تهران: ذفار پژوهشهای فرهنگی
  • مهراد بهار (۱۳۷۶از اسطوره تا تاریخ، به کوشش ابوالقاسم اسماعیل‌پور.، تهران: چشمه، ص. ۲۴۳
  • عبدالله مستوفی (۱۳۷۱شرح زندگانی من: تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، تهران: زوَار، ص. ۳۶۴–۳۶۶
  • ادوارد یاکوب پولاک (۱۳۶۱سفرنامه: ایران و ایرانیان، ترجمهٔ کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، ص. ۲۶۵
  • کیوان، مصطفی (۱۳۴۹). نوروز در کردستان. تهران: سازمان چاپ تبریز.