انتخاب جنسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

انتخاب جنسی یا گزینش جنسی به گزینش ویژگی‌هایی در موجودات زنده گفته می‌شود که موجب افزایش موفقیت آن موجود در تولید مثل می‌گردند (حتی اگر این صفات و ویژگی‌ها سبب افزایش سازواری جاندار برای بقا نشوند و یا موجب کاهش سازواری او در این جهت گردند). جاندارانی که در آنها چنین ویژگی‌هایی تکامل بیشتری پیدا کرده، بخت زاد و ولد بالاتری داشته و فرزندان بیشتری تولید خواهند کرد. شباهت انتخاب جنسی و انتخاب طبیعی از این روست که هر دو سبب موفقیت بیشتر جاندار در تولید فرزند می‌گردند. از سوی دیگر باید توجه داشت که گزینش در انتخاب طبیعی (بر خلاف انتخاب جنسی) به طور مستقیم تولید مثل را هدف قرار نمی‌دهد بلکه تنها به طور غیر مستقیم و از راه گزینش صفاتی که سازواری جاندار را برای بقا بالاتر می‌برند، بخت او را برای تولید فرزند بیشتر افزایش خواهد داد. در سال ۱۸۷۱ چارلز داروین برای نخستین بار به تشریح انتخاب جنسی در کتاب خود به نام تبار انسان و گزینش در رابطه با جنسیت پرداخت.

انتخاب جنسی در جانوران[ویرایش]

پرهای رنگین مرغ بهشتی نر می‌تواند سبب جلب توجه شکارچیان گردیده و شانس بقای پرنده را پایین آورد. با این وجود مرغ بهشتی نری که فاقد چنین زینت‌هایی باشد برای جفت گیری از سوی پرنده ماده انتخاب نخواهد گردید و بخت تولید فرزند را بکلی از دست خواهد داد.

در غالب گونه‌های جانوری جنس نر توان تولید فرزندان بیشتری از جنس ماده را دارد. یکی از دلایل مهم آن این است که اسپرم بسیار کوچک است و هزینه زیست شناختی پائینی دارد حال آنکه سلول تخم بزرگ است و تولید آن پرهزینه می‌باشد. در جانورانی که لقاح داخلی دارند (مانند بسیاری از مهره دارانی که در خشکی زندگی می‌کنند) بخشی (پرندگان و خزندگان) یا تمامی (پستانداران) مراحل رشد جنینی در بدن جنس ماده رخ می‌دهد و در بیشتر موارد جنس ماده به شکلی نابرابر با جنس نر، هزینه گزاف مراقبت از فرزندان را به دوش می‌کشد. بر خلاف جنس نر که تنها با افزایش تعداد نزدیکی توان افزایش موفقیت تولید مثلی را داراست، جنس ماده به دلایل فوق فاقد چنین توانی است و از این رو برای افزایش موفقیت تولید مثلی خود دست به انتخاب جفت می‌زند. انتخاب جنسی می‌تواند در سطح سلول جنسی یا اسپرم و یا در سطح فردی رخ دهد.

انتخاب جنسی در سطح اسپرم[ویرایش]

در بسیاری از گونه‌های جانوری تعداد اسپرم تولید شده بوسیله جنس نر بسیار بیشتر از سلول تخم ایجاد شده توسط جنس ماده است. از این رو رقابت بسیار شدیدی در میان اسپرم‌ها برای رسیدن به تخم وجود دارد. اسپرم‌ها باید از سد سیستم ایمنی جنس ماده و محیط اسیدی واژن بگریزند و توان بالایی برای شنا کردن و صعود از دهانه رحم و رحم را داشته باشند. این فرایند خود منجر به حذف اسپرمهای نا سازوار و انتخاب سازوارترین اسپرم‌ها می‌گردد.

انتخاب جنسی در سطح فردی[ویرایش]

درفصل جفت گیری، گوزن نر از شاخ خود برای مبارزه با سایر گوزن‌های نر بهره می‌گیرد

جانوران ماده بر اساس ویژگی‌های جنس نر و از روی شاخص‌های سازواری (صفتی که نشانگر قدرت و سلامتی جاندار است) به گزینش جفت می‌پردازند. شاخص سازواری باید پرهزینه باشد و هر اندازه چنین شاخصی از نظر زیست شناختی پرهزینه تر باشد نشانگر بهتری برای سلامتی محسوب می‌گردد. از بهترین شاخص‌های سازواری می‌توان به شاخص‌هایی اشاره کرد که نشانگر عاری بودن جاندار از بیماری‌ها هستند. به عنوان نمونه می‌توان از فرمانروایی بر قلمروی بزرگ، زینت‌های بدنی (پرهای رنگین پرندگان) و تقارن بدنی (بیماری و سلامتی پائین می‌تواند منجر به عدم تقارن سمت چپ و راست بدن جاندار شود) نام برد. انتخاب طبیعی می‌تواند سبب متوقف شدن انتخاب جنسی گردد ولی این اتفاق بسیار دیرهنگام و تنها پس از ایجاد زینت‌های بسیار پرهزینه و هنگامی که چنین هزینه هائی تداخل واضحی با سازواری جاندار برای بقا بازی کنند رخ می‌دهد. هنگامی که یک شاخص سازواری در نتیجه انتخاب جنسی پدیدار گردد می‌تواند به عنوان مکانیسمی برای جداسازی و تقسیم جمعیت به دو گروه به کار رود که چنین فرایندی خود می‌تواند سبب گونه زائی گردد. صفاتی که توسط انتخاب جنسی ایجاد می‌گردند می‌توانند سبب افزایش رقابت درون جنسی گردند. دودیسی اندازه که در بسیاری از گونه‌های جانوری دیده می‌شود سبب می‌شود که جانوران نر از بزرگی جثه خود برای جنگ با دیگر جانوران نر گونه بهره گیرند. جنس نر گاه از آن چه به عنوان شاخص سازواری بوجود آمده (همانند شاخ) به عنوان اسلحه استفاده می‌کند.

انتخاب جنسی در انسان[ویرایش]

انتخاب جنسی نقش بزرگی در تکامل انسان ایفا کرده است. شاخص‌های سازواری بسیاری در انسان وجود دارند که به زنان در گزینش جفت کمک می‌کنند. برخی از این شاخص‌ها قابل مشاهده می‌باشند (بدن عضلانی). برخی از این شاخص‌ها مربوط به عملکرد جفت هستند. برای مثال آلت تناسلی مردان در انسان‌ها بزرگتر از بسیاری دیگر از نخستیان است. برخی دلیل آنرا رفتار جنسی مربوط به انسان می دانند. برخلاف برخی دیگر از نخستیان مانند گوریل‌ها که جانور نر حرمسرای خود را دارد و احتمال بیقیدی جنسی ماده گوریل‌ها بسیار پائین است، رفتار جنسی انسان‌ها به طور نسبی با بیقیدی جنسی همراه است. گروهی دیگر دلیل آنرا گزینش آلت تناسلی بزرگ توسط جنس ماده به دلیل لذت تماسی ایجاد شده توسط آن در زنان می دانند. تولید مثل و نگهداری از فرزند در انسان‌ها چنان پرهزینه است که برای بقای فرزندان همیاری هر دو والد بسیارمفید است. اگر جنس ماده بتواند یاری جنس نر را در بزرگ کردن و محافظت فرزندان جذب کند، بخت موفقیت تولید مثل وی افزایش خواهد یافت. جنس نر نیز ترجیح می‌دهد که فرزندش را زنی بزرگ کند که توان حمایت از وی تا بزرگسالی را داشته باشد. این موارد سبب ایجاد شاخص‌های سازواری در زنان گردیده است که برای مردان جذاب است و نمایانگر سلامت جسمانی زنان می‌باشد. یکی از نخستین شاخص‌ها چهره‌ای بدون نقص و متقارن است. تجمع چربی شاخص سودمند دیگری است که نه تنها نشانگر سلامتی جنس ماده است بلکه بیانگر توان جنس ماده در تغذیه و حمایت از فرزند در دوران خشکسالی است. چنین تجمعی بویژه در نقاط آشکاری همچون سینه‌ها و باسن زن مورد توجه جنس نر قرار می‌گیرد و از سوی دیگر چهره، سینه و باسن زن نمایانگر سن وی نیز می‌باشند. بسیاری از دانشمندان فرگشتی در درک دیدگاه داروین در مورد اهمیت فراوان انتخاب جنسی در فرگشت انسان برای مدت زمانی طولانی ناتوان بودند. آنها تمرکز خود را برآن چه باعث افزایش توان بقای انسان در طول زمان بود معطوف کرده بودند. به عنوان مثال از دیدگاه آنان زبان بیشتر برای ایجاد ارتباط در جهت نشان دادن منابع، تولید وبکارگیری ابزار برای دسترسی به منابع و به عنوان اسلحه در مقابل قبایل متخاصم و بی موئی انسان برای خنک شدن در گرمای آفریقا پدیدار گردیده است. آن‌ها آن چه ما هوش می‌نامیم را گزینش یافته در اثر انتخاب طبیعی و برای اعمال مهمی چون دستیابی به منابع و جنگیدن دانسته‌اند. برخی از این توضیحات قانع کننده و بعضی دیگرناکافی هستند. در ابتدای قرن بیستم بسیاری ایجاد زبان را تنها در اثر گزینش بوسیله انتخاب طبیعی می‌دانستند حال آن که زبان بسیار پیچیده تر از آنست که تنها برای مواردی کاربردی چون اعلام خطر بوجود آمده باشد. شاید بتوان زبان را یک نشانگر سازواری در نظر گرفت که بیانگر کیفییت هوش و سلامت مغزی است. افرادی که در سخنان خود از واژه‌های پیچیده و دستور زبان فاخر بهره می‌جویند کارآیی بالاتر مغز خود را به نمایش می‌گذارند. بسیاری از نمایشگرهای سلامت مغز مانند موسیقی و هنر می‌توانند بیانگر کیفیت مغزی و ذهنی فرد باشند. جفری میلر معتقد است که از آن رو که مغز خود اندامی بسیار پرهزینه محسوب می‌شود و میزان بسیار بالائی از انرژی و اکسیژن بدن را مصرف می‌کند، باید تکامل مغز را یک نشانگر سازواری در نظر گرفت. از این رو هر آن چه مغز انجام می‌دهد خود می‌تواند نشانگری برای سازواری انسان باشد و تحت انتخاب جنسی قرار گیرد. انتخاب جفتی که هوش سرشاری دارد نشانگر قابل اعتمادی برای خوب بودن ژن‌های او می‌باشد.

انتخاب جنسی در گیاهان[ویرایش]

همانند جانوران، گیاه نر یا اندام نر یک گیاه توان تولید تعداد بسیار زیادی اسپرم یا گرده را دارد و گیاه ماده یا اندام ماده گیاه تنها تعدادی محدود سلول تخم تولید می‌کند و فرایند تولید دانه و میوه نیز برای گیاه ماده روندی بسیار پرهزینه است. از این روست که گیاهان جنس نر برای بارور کردن سلول‌های تخم به رقابت می‌پردازند. برای مثال می‌توان به رقابت نرها برای بازشدن زودهنگام شکوفه‌ها به منظور بارور سازی هر چه بیشتر سلول‌های تخم اشاره نمود. از سوی دیگر می‌توان مشاهده کرد که گیاهان نر گلهای بزرگتر و رنگین تری از گیاهان ماده دارند که دلیل آن می‌تواند رقابت گیاهان نر برای جذب پرندگان و حشرات گرده افشان باشد که خود نمادی از رقابت درون جنسی گیاهان نر محسوب می‌گردد. در بسیاری از گیاهان پس از گرده افشانی، گرده باید مسافتی طولانی را در طول یک لوله که گاه صدها برابر اندازه اولیه خود گرده است رشد نماید تا به سلول تخم برسد و آن را بارور سازد. برخی از گیاه شناسان دلیل وجود چنین لوله‌ای را قطع دسترسی گرده‌های ناسالم و نازا در رسیدن به سلول تخم و گزینش بهترین گرده‌ها توسط گیاه ماده در اثر پدیده انتخاب جنسی می دانند.

منابع[ویرایش]

  • Encyclopaedia of evolution 2007 (Stanley –A- Rice، PhD) page 373-378 ISBN-10: 0-8160-5515-7
  • Darwin، Charles. The Descent of Man، and Selection in Relation to Sex , Reprinted with introduction by James Moore and Adrian Desmond، New York: Penguin Classics، 2004.