اقتصاد کشاورزی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اقتصاد کشاورزی، بخشی کاربردی از علم اقتصاد است که به بکارگیری نظریه‌های مختلف اقتصادی برای بهینه کردن تولید و توزیع غذا و مواد خوراکی میپردازد.

در ابتدا اقتصاد کشاورزی شاخه‌ای از اقتصاد بود که تنها به مطالعه و بررسی کاربری زمین می پرداخت و هدفش به حداکثر رساندن بازده محصولات کشاورزی در عین حفاظت از اکوسیستم خاک بود.

در طول قرن بیستم این رشته گسترش یافت و دامنه‌ی کنونی آن بسیار وسیع‌تر گردید و علوم دیگر را نیز در بر گرفت. اقتصاد کشاورزی امروزه رشته‌ها و زمینه‌های کاربردی متنوعی را شامل می شود و همپوشانی قابل توجهی با اقتصاد متعارف دارد. اقتصاد کشاورزی مشارکت‌های بسیاری را برای تحقیق در رشته‌های اقتصاد، اقتصاد سنجی، اقتصاد توسعه و اقتصاد محیط زیست به عمل رسانده است. از گذشته تا جهان امروز یکی از مشکلات اساسی بشر تأمین نیازهای غذایی است، به گونه‌ای که امنیت غذایی به عنوان یکی از اهداف مهم در صدر برنامه‌های دولت‌ها قرار گرفته‌است. بدون شک به منظور نیل به امنیت غذایی علاوه بر اتخاذ سیاست‌های مطلوب و برخورداری از منابع کافی، تولید کشاورزی باید به گونه‌ای باشد که تمامی نیازهای جامعه را برآورده کند. تولید کشاورزی نیازمند دو گروه عوامل تولیدی است:

  1. عوامل فیزیکی تولید: زمین، بذر، آب، نیروی کار و غیره که وجود آن‌ها از نظر کمی و کیفی شرط لازم تولید است.
  2. عوامل غیر فیزیکی تولید که ریشه در مدیریت و اقتصاد کشاورزی دارند.

با توجه به اهمیت و ضرورت مدیریت و اقتصاد کشاورزی، این عامل به عنوان شرط کافی تولید تلقی می‌گردد؛ بنابراین به منظور تولید کشاورزی مطلوب و بهینه، وجود عوامل فیزیکی و غیر فیزیکی تولید در کنار یکدیگر لازم و ملزوم هم می‌باشند.

ریشه[ویرایش]

اقتصاد به عنوان علم مطالعه تخصیص منابع تحت کمبود تعریف شده است. اقتصاد کشاورزی یا استفاده از روشهای اقتصادی برای بهینه سازی تصمیمات گرفته شده توسط تولیدکنندگان کشاورزی ، در اوایل قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت. رشته اقتصاد کشاورزی را می توان در کارهای مربوط به اقتصاد زمین جستجو کرد. هنری چارلز تیلور با تأسیس دپارتمان اقتصاد کشاورزی در ویسکانسین در سال 1909 بیشترین همکاری را داشت.

یکی دیگر از مشارکت کنندگان ، برنده جایزه اقتصاد نوبل 1979 تئودور شولتز ، در میان اولین کسانی بود که اقتصاد توسعه را به عنوان مشکلی که مستقیماً به کشاورزی مربوط بود بررسی کرد. شولتز همچنین در ایجاد اقتصاد سنجی به عنوان ابزاری برای استفاده در تحلیل تجربی اقتصاد کشاورزی بسیار موثر بود. وی در مقاله برجسته خود در سال 1956 اشاره كرد كه تجزیه و تحلیل عرضه كشاورزی ریشه در "جابجایی شن و ماسه" دارد ، و این بدان معنی است كه به درستی انجام نشده است.

یک دانشمند توسعه اقتصاد کشاورزی را به صورت زیر خلاصه می کند:

اقتصاد کشاورزی در اواخر قرن نوزدهم بوجود آمد ، تئوری شرکت را با تئوری بازاریابی و سازمان ترکیب کرد و در طول قرن 20 عمدتا به عنوان یک شاخه تجربی از اقتصاد عمومی توسعه یافت. این رشته ارتباط تنگاتنگی با کاربردهای تجربی آمار ریاضی داشت و کمکهای اولیه و قابل توجهی به روشهای اقتصادسنجی داشت. در دهه 1960 و پس از آن ، همزمان با انقباض بخشهای کشاورزی در کشورهای OECD ، اقتصاددانان کشاورزی به سمت مشکلات توسعه کشورهای فقیر ، پیامدهای سیاست تجارت و اقتصاد کلان کشاورزی در کشورهای ثروتمند ، و انواع تولید ، مصرف و مشکلات زیست محیطی و منابع. اقتصاددانان کشاورزی با مدل هایی مانند مدل تار عنکبوت ،مدل قیمت گذاری رگرسیون هیدونیک ، فناوری جدید و مدل های انتشار (Zvi Griliches ) ، نظریه بهره وری و بهره وری چند عاملی ، اندازه گیری و ضریب رگرسیون ضرایب تصادفی مشارکت های مشهور و قابل توجهی در اقتصاد داشته است. بخش مزرعه اغلب به عنوان نمونه برجسته ای از الگوی رقابت اقتصادی کامل ذکر می شود.

در آسیا ، اقتصاد کشاورزی برای اولین بار توسط گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه فیلیپین در لس بائوس در سال 1919 ارائه شد. امروز ، رشته اقتصاد کشاورزی به یک رشته ادغام پذیرتر تبدیل شده است که شامل مدیریت مزرعه و اقتصاد تولید ، بودجه روستایی و موسسات ، بازاریابی و قیمت های کشاورزی ، سیاست و توسعه کشاورزی ، اقتصاد غذا و تغذیه و اقتصاد محیط زیست و منابع طبیعی می باشد.

به گفته یک محقق در این زمینه ، از دهه 1970 ، اقتصاد کشاورزی در درجه اول بر هفت موضوع اصلی متمرکز شده است: محیط کشاورزی و منابع ؛ خطر و عدم اطمینان اقتصاد غذا و مصرف کننده ؛ قیمتها و درآمدها ساختارهای بازار تجارت و توسعه؛ و تغییرات فنی و سرمایه انسانی.

مباحث عمده[ویرایش]

محیط کشاورزی و منابع طبیعی

زمینه اقتصاد محیط زیست ، اقتصاددانان کشاورزی در سه زمینه اصلی سهیم بوده اند: طراحی مشوق هایی برای کنترل عوامل خارجی محیطی (مانند آلودگی آب به دلیل تولید محصولات کشاورزی) ، برآورد ارزش منافع غیر بازاری از منابع طبیعی و امکانات رفاهی محیطی (مانند یک چشم انداز جذاب روستایی) ، و رابطه متقابل پیچیده بین فعالیت های اقتصادی و پیامدهای زیست محیطی. با توجه به منابع طبیعی ، اقتصاددانان کشاورزی ابزارهای کمّی برای بهبود مدیریت زمین ، جلوگیری از فرسایش ، کنترل آفات ، محافظت از تنوع زیستی و پیشگیری از بیماری های دام تولید کرده اند.

اقتصاد غذا و مصرف کننده

در حالی که در یک زمان ، حوزه اقتصاد کشاورزی عمدتاً به موضوعات سطح مزرعه متمرکز بود ، در سالهای اخیر اقتصاددانان کشاورزی موضوعات متنوعی را در رابطه با اقتصاد مصرف غذا مورد مطالعه قرار داده اند. علاوه بر تأکید دیرینه اقتصاددانان بر تأثیرات قیمت ها و درآمد ، محققان در این زمینه چگونگی تأثیر اطلاعات و کیفیت ویژگی های مصرف کننده را بررسی کرده اند. اقتصاددانان کشاورزی به درک چگونگی انتخاب خانوارها بین خرید غذا یا تهیه آن در خانه ، نحوه تعیین قیمت مواد غذایی ، تعریف آستانه فقر ، چگونگی واکنش مصرف کنندگان به تغییرات قیمت و درآمد به طور مداوم و ابزار تحقیق و آزمایش برای درک کمک کرده اند.

اقتصاد تولید و مدیریت مزرعه

تحقیقات اقتصاد کشاورزی به کاهش بازده در تولید محصولات کشاورزی و همچنین هزینه های کشاورزان و پاسخ های عرضه پرداخته است. تحقیقات زیادی تئوری اقتصادی را در تصمیمات سطح مزرعه اعمال کرده است. مطالعات مربوط به ریسک و تصمیم گیری تحت عدم اطمینان ، کاربردهای واقعی در سیاست های بیمه محصول و درک چگونگی انتخاب کشاورزان در کشورهای در حال توسعه در مورد پذیرش فناوری دارد. این موضوعات برای درک چشم انداز تولید غذای کافی برای جمعیت در حال رشد جهان ، با توجه به منابع جدید و چالش های زیست محیطی مانند کمبود آب و تغییرات آب و هوایی جهانی ، مهم هستند.

اقتصاد توسعه

اقتصاد توسعه عموماً به بهبود شرایط زندگی در کشورهای کم درآمد و بهبود عملکرد اقتصادی در شرایط کم درآمد توجه دارد. از آنجا که کشاورزی بخش بزرگی از اکثر اقتصادهای در حال توسعه است ، هم از نظر اشتغال و هم از نظر سهم تولید ناخالص داخلی ، اقتصاددانان کشاورزی پیشگام تحقیقات تجربی در مورد اقتصاد توسعه بوده اند و به درک ما از نقش کشاورزی در توسعه اقتصادی ، رشد اقتصادی و ساختاری کمک می کنند. دگرگونی. بسیاری از اقتصاددانان کشاورزی به سیستم های غذایی اقتصادهای در حال توسعه ، ارتباطات بین کشاورزی و تغذیه و روش های تعامل کشاورزی با سایر حوزه ها مانند محیط طبیعی علاقه مند هستند.

انجمن های حرفه ای[ویرایش]

IAAE انجمن بین المللی و حرفه ای اقتصاددانان کشاورزی است که هر سه سال کنفرانس اصلی خود را برگزار می کند همچنین این انجمن مجله Agricultural Economy را منتشر می کند. EAAE انجمن حرفه ای اقتصادکشاورزی اروپا و AAAE انجمن حرفه ای اقتصاد کشاورزی در آفریقاست. در ایالات متحده آمریکا انجمن اصلی اقتصاد کشاورزی AAEA است که سالانه کنفرانس خود را برگزار می کند. انجمن اقتصاد کشاورزی در اقیانوسیه در استرالیا فعالیت می کند.

مهندسی اقتصاد کشاورزی[ویرایش]

تعریف و هدف[ویرایش]

اقتصاد کشاورزی شاخه تخصصی و مجزایی از علم اقتصاد است که با حوزه عملی وکاری گسترده‌ای که به لحاظ کمی و گستردگی در همه جای کشورها دارد و همچنین از جنبه کیفی ونیز تنوع‌ها در محصولات مختلف زراعی، باغی، دامی، شیلاتی و نظایر این‌ها وجود دارد که زمینه‌های فراوانی را برای فعالیت‌های مستقیم و غیر مستقیم فراهم می‌سازد. اقتصاد کشاورزی عوامل اقتصادی مؤثر در امور کشاورزی، روابط اقتصادی موجود بین عوامل تولید کشاورزی و کاربرد اصول اقتصادی را در تولید و توسعه کشاورزی مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد و این امکان را به کشاورز می‌دهد که با مقدار زمین و سایر نهاده های تولید که در اختیار دارد حداکثر سود را بدست آورد. به بیان دیگر اقتصاد کشاورزی عبارت از کاربرد اصول و نظریه‌های اقتصاد عمومی در فرایند تولید، مبادله، توزیع و مصرف مواد غذایی و مواد خام اولیه مورد نیاز سایر بخش هاست. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که اقتصاد کشاورزی، روش‌های چگونگی استفاده مطلوب و بهینه از منابع طبیعی در بخش کشاورزی را از طریق شیوه‌ها و ابزار کارآمد خود مورد مطالعه قرار می‌دهد. هدف از ایجاد این رشته، تربیت نیروهای متخصص و کارآمدی است که بتوانند با تکیه بر دانش و اندوخته‌های علمی و تجارب عملی خود به عنوان کارشناس اقتصاد کشاورزی به تهیه و تدوین طرح‌های توسعه کشاورزی و ارزیابی اقتصادی آن‌ها در سطوح مختلف منطقه‌ای یا ملی بپردازند و همچنین از طریق بکارگیری روش‌های تجزیه و تحلیل کمی و ارائه مدل‌های ریاضی در حل مسائل و مشکلات تولید، توزیع یا مصرف مواد غذایی و مواد خام، راهکارهای مناسبی را ارائه می‌نمایند. متخصصان اقتصاد کشاورزی در فعالیت‌های آموزشی و تحقیقاتی مرتبط با مسائل اقتصادی بخش کشاورزی نیز می‌توانند همکاری نمایند.

اهمیت و جایگاه در جامعه[ویرایش]

با توجه به اهمیت تولید کشاورزی در امنیت غذایی جامعه و نیز ضرورت توجه به ابعاد اقتصادی تولید و با نظر گرفتن اینکه کشاورزان در این زمینه اطلاع کمی دارند (به خصوص کشاورزان ایران) اقتصاد کشاورزی به عنوان یکی از شاخه‌های علوم کشاورزی از حدود یک قرن پیش در کنار سایر رشته‌های کشاورزی به تدریج مطرح شد و با سیر تکاملی‌اش امروزه به شکل یک دانش منسجم و مدرن در مراکز آموزش عالی و تحقیقاتی در اختیار مشتاقان علم و جامعه کشاورزی قرار گرفته‌است. در عرصه فعالیت‌های زراعی، حضور متخصصانی که علاوه بر دانش کشاورزی، اصول علم اقتصاد را نیز فراگرفته باشند و بتوانند با استفاده از تجربیات و دانش خود، در زمینه برنامه‌ریزی و تهیه طرح‌های تولیدی محصولات کشاورزی به‌طور اقتصادی فعالیت کنند، از ضروریات تحول کشاورزی کشور است و این امر، جایگاه و اهمیت رشته مهندسی اقتصاد کشاورزی را به خوبی مشخص می‌کند. وبا توجه به این که امروزه یکی از راه‌های تحت سلطه درآوردن کشورها وابسته کردن از طریق مواد غذایی است.

نقش کشاورزی در توسعه اقتصادی[ویرایش]

کشاورزی را به عنوان نیروی محرکه رشد اقتصادی در مراحل اولیه توسعه دانسته‌اند و در مراحل بعدی رشد هم برای بخش کشاورزی حداقل پنج نقش عمده (تأمین درآمد، ایجاد اشتغال، تأمین غذا، ایجاد بازار وارز آوری) را در تغییر ساختار اقتصاد قائل هستند. به لحاظ خصوصیات عدم وابستگی بخش کشاورزی به خارج و فراهم بودن امکانات و منبع داخلی، حرکت اولیه رشد اقتصادی می‌تواند از بخش کشاورزی باشد. به طوری که ممکن است چنین اولویتی برای بخش‌های دیگر و در مراحل اولیه فراهم نباشد.

بخش کشاورزی معمولاً با هر بخش دیگری به صورت رقابتی عمل نمی‌کند، بلکه رشد آن، می‌تواند مکمل رشد بخش‌های دیگر باشد. توجه دقیق تر به اکثر عواملی که مورد استفاده بخش کشاورزی است، می‌تواند رقیب نبودن رشد این بخش را با رشد سایر بخش‌ها توجیه نماید.

اقتصاددانان به دلیل اهمیت بخش کشاورزی برای آن مدل‌های ارائه دادند. عبارتند از:

  • مدل توسعه کشاورزی
  • مدل توسعه روستایی(CDP)
  • مدل اشاعه
  • مدل انقلاب سبز
  • مدل نوآوری القایی
  • مدل جامع توسعهٔ روستایی
  • مدل نیازهای اساسی

نقش کشاورزی در اقتصاد[ویرایش]

نقش بخش کشاورزی از لحاظ تأمین درآمد، اشتغال، ارزآوری، بازار و به ویژه تأمین غذا در میان سایر بخش‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در ذیل به آن می‌پردازیم.

  1. تأمین غذا: از وظایف اصلی کشاورزی در هر کشوری تأمین نیازهای غذایی آن جامعه و امنیت غذایی است. اهمیت تأمین غذا به تنهایی می‌تواند مبنای استراتژی توسعه اقتصادی باشد.
  2. سهم کشاورزی در درآمد ملی: بخش کشاورزی یکی از اجزاء مهم تشکیل دهنده درآمد یا تولید ملی در اکثر کشورها است.
  3. ارتباط با بازار: کشاورزی علاوه بر عرضه مواد خام، خود مصرف‌کننده مهم بعضی از محصولات صنعتی است. گسترش کشاورزی تقاضای این بخش برای محصولات سایر بخش‌ها را افزایش داده و در مجموع، رشد تولید ناخالص داخلی را زیادتر می‌کند.
  4. اشتغال: ویژگی‌های منحصر به فرد بخش کشاورزی این قابلیت را داراست که بتواند همواره مقدار قابل ملاحظه‌ای از جمعیت جویای کار را جذب نماید.
  5. ایجاد توازن در بازار کار و سرمایه: بخش کشاورزی می‌تواند از طریق انتقال مازاد نیروی کار و سرمایه به توسعه سایر بخش‌ها کمک نماید. البته این انتقال زمانی مولد است که اولاً منجر به کاهش تولیدات کشاورزی نشود و ثانیا بخش‌های دیگر قابلیت جذب این مازاد را در خود داشته باشند.

اقتصاد کشاورزی در ایران[ویرایش]

دانشگاه های زیادی در ایران در مقاطع مختلف به صورت سراسری و دانشگاه آزاد و پیام نور در این رشته پذیرش دارند. بر اساس گزارشی در تیرماه سال ۱۳۹۳، در ایران در بین کالاهای وارداتی دانه سخت گندم در صدر وارداتی‌ها با دومیلیون‌و۱۴۳هزارتن به ارزش ۷۵۱میلیون‌دلار قرار دارد و در رتبه‌های بعدی نیز به‌ترتیب برنج، دانه ذرت دامی، کنجاله سویا، شکر تصفیه‌نشده و روغن خام سویا جای گرفته‌است.[۱]

منابع[ویرایش]

  • اقتصاد کشاورزی نوشتهٔ محسن شوکت فدایی و ژاله کورکی نژاد
  • اقتصاد کشاورزی نعمت‌الله اکبری و مصطفی شریف