پرش به محتوا

عدد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از اعداد)
روابط شمول مجموعه‌ای میان اعداد طبیعی (ℕ)، اعداد صحیح (ℤ)، کسرهای اعشاری (𝔻)، اعداد گویا (ℚ)، اعداد حقیقی (ℝ) و اعداد مختلط (ℂ)

عدد یک شیء ریاضی است که برای شمارش، اندازه‌گیری و برچسب‌گذاری به‌کار می‌رود. ابتدایی‌ترین نمونه‌های آن اعداد طبیعی هستند: ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ و به همین ترتیب. اعداد منفرد را می‌توان در زبان گفتاری یا نوشتاری با واژه‌های عددی بیان کرد یا با نمادهای اختصاصی به نام ارقام نوشت؛ برای نمونه «یازده» یک واژهٔ عددی است و «۱۱» رقم متناظر آن. از آنجا که تنها فهرست محدودی از نمادها را می‌توان به خاطر سپرد، از دستگاه شمارش برای نمایش هر عددی به شکلی سازمان‌یافته بهره گرفته می‌شود. متداول‌ترین نمایش، عددنویسی هندی-عربی است؛ دستگاهی ده‌دهی که می‌تواند هر عدد صحیح غیرمنفی را با ترکیبی از ده نماد عربی به نام رقم نشان دهد. اعداد (ارقام) را می‌توان برای شمارش (مانند عدد اصلی یک مجموعه یا مجموعه)، برچسب‌گذاری (مانند شماره تلفن)، ترتیب‌بندی (مانند شماره‌های سریال) و رمزگذاری (مانند شابک) به‌کار برد. با این حال در کاربرد روزمره، «رقم» و «عدد» اغلب از هم تمیز داده نمی‌شوند.

در ریاضیات، مفهوم عدد در طول قرن‌ها گسترش یافته و صفر (۰)، اعداد منفی مانند ۱− (−۱)، اعداد گویا مانند نیم ، اعداد حقیقی مانند ریشه دوم ۲ و عدد پی ()، و اعداد مختلط را دربرگرفته است؛ اعداد مختلط، اعداد حقیقی را با ریشه دوم −1 (i) توسعه می‌دهند و ترکیب‌هایی از آن با اعداد حقیقی از طریق جمع یا تفریق مضارب آن را شامل می‌شوند. محاسبات با اعداد از طریق عملیات حسابی انجام می‌شود که آشناترین آن‌ها جمع، تفریق، ضرب، تقسیم و توان هستند. بررسی یا کاربرد این عملیات حساب نامیده می‌شود؛ اصطلاحی که گاه به نظریه اعداد، یعنی پژوهش در ویژگی‌های اعداد، نیز اشاره دارد.

پذیرفتن صفر به عنوان یک عدد مستلزم تحولی بنیادین در اندیشه بود؛ یعنی شناختن «هیچی» به‌عنوان یک مقدار. در سدهٔ نوزدهم میلادی، ریاضیدانان آغاز به پرورش دستگاه‌های گوناگونی کردند که امروزه ساختار جبری نامیده می‌شوند؛ این ساختارها برخی ویژگی‌های اعداد را به اشتراک دارند و می‌توان آن‌ها را بسطی از مفهوم عدد دانست. برخی ساختارهای جبری صریحاً «عدد» نامیده می‌شوند (مانند اعداد p-ادیک و اعداد هایپرمختلط) و برخی دیگر نه؛ اما این بیشتر مسئله‌ای قراردادی است تا تمایزی ریاضی.

تاریخچه

[ویرایش]

نخستین بهره‌گیری از اعداد

[ویرایش]
استخوان ایشانگو در نمایشگاه موزه علوم طبیعی بلژیک[۱]

استخوان‌ها و دیگر دست‌ساخته‌هایی با خراش‌هایی بر روی خود یافت شده‌اند که بسیاری از پژوهشگران آن‌ها را نشانه‌های چوب‌خط می‌دانند.[۲] برخی از مورخان بر این باورند که استخوان لبومبو (با پیشینه‌ای در حدود ۴۳٬۰۰۰ سال پیش) و استخوان ایشانگو (با پیشینه‌ای در حدود ۲۲٬۰۰۰ تا ۳۰٬۰۰۰ سال پیش) کهن‌ترین دست‌ساخته‌های حسابی شناخته‌شده هستند، هرچند این تفسیر مورد اختلاف است.[۳][۴] این نشانه‌های چوب‌خط احتمالاً برای شمارش زمان سپری‌شده — مانند شمار روزها یا دوره‌های ماه — یا نگهداری سوابق کمیت‌ها مانند شمار دام‌ها بهره‌گرفته می‌شدند.[۵] گمان می‌رود دستگاه ادراکی کمیت که زیربنای توان شمارش را تشکیل می‌دهد با دیگر گونه‌های جانوری نیز مشترک باشد؛ این گستردگی فیلوژنتیک نشان می‌دهد که این توان پیش از پیدایش زبان وجود داشته‌است.[۶][۳]

دستگاه چوب‌خط هیچ مفهومی از ارزش مکانی (مانند نمایش ده‌دهی امروزین) ندارد و از این رو نمایش اعداد بزرگ در آن دشوار است. با این حال، دستگاه‌های چوب‌خط نخستین نوع دستگاه شمارش انتزاعی به‌شمار می‌روند.[۷]

کهن‌ترین اعداد بدون ابهام در سوابق باستان‌شناختی، دستگاه پایه ۶۰ (شصتگانی) بین‌النهرین (حدود ۳۴۰۰ پیش از میلاد) هستند؛[۸] ارزش مکانی در هزاره سوم پیش از میلاد پدید آمد.[۹] کهن‌ترین دستگاه شناخته‌شده پایه ۱۰ به ۳۱۰۰ پیش از میلاد در مصر تعلق دارد.[۱۰] یک لوح گلین بابلی متعلق به ۱۹۰۰–۱۶۰۰ BC تقریبی برای نسبت محیط دایره به قطر آن برابر با = ۳٫۱۲۵ ارائه می‌دهد که احتمالاً کهن‌ترین تقریب π است.[۱۱]

عددنویسه‌ها

[ویرایش]
از بالا به پایین: بریل، هندی-عربی، دواناگری، عددنویسه‌های عربی شرقی، اعداد چینی، اعداد مالی چینی و اعداد رومی

باید میان اعداد و عددنویسه‌ها (نمادهای بهره‌گرفته برای نمایش اعداد) تمایز قائل شد. مصریان نخستین دستگاه عددنویسه رمزی را ابداع کردند و یونانیان به پیروی از آنان اعداد شمارشی خود را بر الفبای ایونیایی و دوریایی منطبق ساختند.[۱۲] (با این حال، در ۳۰۰ پیش از میلاد، ارشمیدس نخستین کسی بود که بهره‌گیری از دستگاه شمارش مکانی را برای نمایش اعداد بسیار بزرگ در اثر شمارنده شن به نمایش گذاشت.[۱۳]) اعداد رومی که دستگاهی مبتنی بر ترکیب حروف الفبای رومی بود تا گسترش عددنویسی هندی-عربی در اواخر سده چهاردهم میلادی بر اروپا چیره بود و دستگاه عددنویسی هندی-عربی هنوز هم متداول‌ترین دستگاه برای نمایش اعداد در جهان است.[۱۴] کلید اثربخشی این دستگاه نماد صفر بود که ریاضی‌دانان باستانی هندی در حدود سال ۵۰۰ میلادی آن را پدیدآوردند.[۱۴]

صفر

[ویرایش]
عدد ۶۰۵ به عددنویسه‌های خمر، از کتیبه‌ای متعلق به سال ۶۸۳ میلادی. نمونه‌ای از بهره‌گیری زودهنگام از صفر به عنوان رقم اعشاری.[۱۵]

نخستین بهره‌گیری مکتوب و شناخته‌شده از صفر به عنوان یک عدد صحیح به سال ۶۲۸ میلادی تعلق دارد و در برهماسفوتاسیدهانتا — اثر اصلی ریاضی‌دان هندی برهماگوپتا — ظاهر می‌شود. او معمولاً نخستین کسی دانسته می‌شود که مفهوم ریاضی صفر را صورت‌بندی کرد. برهماگوپتا صفر را عدد می‌شمرد و عملیات مرتبط با آن از جمله تقسیم بر صفر را بررسی کرد. او قواعد بهره‌گیری از صفر با اعداد منفی و مثبت را بیان کرد؛ از جمله اینکه «صفر به اضافه یک عدد مثبت، عدد مثبت است و یک عدد منفی به اضافه صفر، همان عدد منفی است.» در این زمان (سده هفتم میلادی)، این مفهوم به روشنی به کامبوج رسیده بود و در قالب عددنویسه‌های خمر نمود یافته بود،[۱۵] و اسناد تاریخی نشان می‌دهند که این ایده سپس‌تر به چین و جهان اسلام گسترش یافت. این مفهوم از حدود سال ۱۰۰۰ میلادی از راه منابع اسلامی به اروپا راه یافت.[۱۶]

بهره‌گیری‌هایی از صفر پیش از برهماگوپتا نیز وجود دارد، هرچند اسناد آن‌ها به اندازه برهماسفوتاسیدهانتا کامل نیستند.[۱۷] کهن‌ترین بهره‌گیری‌ها از صفر به صورت یک رقم نگه‌دارنده جا در دستگاه‌های شمارش مکانی بود که عدد دیگری را نمایش می‌داد، همان‌گونه که بابلیان این کار را می‌کردند.[۱۸] بسیاری از متون باستانی از جمله متون بابلی و مصری از ۰ بهره می‌گرفتند. مصریان از واژه nfr برای نشان دادن تراز صفر در حسابداری دوطرفه بهره می‌بردند. متون هندی از واژه‌ای سانسکریت یعنی Shunye یا shunya برای اشاره به مفهوم «تهی» بهره می‌بردند که در متون ریاضی اغلب به عدد صفر اشاره دارد.[۱۹] به همین شکل، پانینی (سده پنجم پیش از میلاد) از عملگر تهی (صفر) در اشتادهیایی بهره برد،[۱۷] که نمونه‌ای زودهنگام از دستور زبان جبری برای زبان سانسکریت است (همچنین نگاه کنید به پینگالا).

اسناد تاریخی نشان می‌دهند که یونانیان باستان دربارهٔ جایگاه ۰ به عنوان عدد نامطمئن بودند: آنان از خود می‌پرسیدند «چگونه می‌تواند «هیچ» چیزی باشد؟» که این پرسش به بحث‌های فلسفی جالب و در دوره میانه به مجادلات دینی دربارهٔ ماهیت و هستی ۰ و خلأ انجامید. پارادوکس‌های زنون الئایی تا اندازه‌ای به تفسیر نامشخص ۰ وابسته‌اند.[۲۰] (یونانیان باستان حتی دربارهٔ اینکه آیا ۱ عدد است نیز تردید داشتند.[۲۱])

عددنویسه‌های مایا نمونه‌ای از دستگاه شمارش پایه ۲۰ هستند.[۲۲]

مردم دیرهنگام اولمک در جنوب مرکزی مکزیک از حدود ۳۸ پیش از میلاد در جهان نو از یک نماد نگه‌دارنده جا برای صفر — یک گلیف شبیه صدف — بهره می‌بردند.[۲۳] این مردم مایا بودند که صفر را به عنوان یک عدد اصلی (کاردینال) پروراندند و آن را در دستگاه عددنویسه‌های مایا و گاه‌شماری مایا به کار گرفتند.[۲۴] مایاها از دستگاه عددی پایه ۲۰ بهره می‌بردند که با ترکیب شماری از نقطه‌ها (پایه ۵) و شماری از خط‌ها (پایه ۴) ساخته می‌شد.[۲۲] جرج آی. سانچز در سال ۱۹۶۱ از یک چرتکه «انگشتی» پایه ۴ و پایه ۵ گزارش داد.[۲۵][۲۶]

تا سال ۱۳۰ میلادی، بطلمیوس که از ابرخس و بابلیان تأثیر پذیرفته بود، از نمادی برای ۰ (دایره کوچکی با خطی بلند روی آن) در یک دستگاه شمارش شصتگانی که وگرنه از اعداد یونانی الفبایی بهره می‌برد، استفاده می‌کرد.[۲۷] از آنجا که این نماد به تنهایی و نه صرفاً به عنوان نگه‌دارنده جا بهره می‌رفت، این صفر هلنیستی نخستین بهره‌گیری مستند از یک صفر واقعی در جهان کهن است. در دست‌نوشته‌های بعدی بیزانسی از سینتاکسیس ماتماتیکا (المجسطی) او، صفر هلنیستی به صورت حرف یونانی امیکرون درآمده بود[۲۸] (که وگرنه در ایزوپسفی به معنای ۷۰ است[۲۹]).

یک صفر واقعی در ۵۲۵ میلادی در جداول کنار اعداد رومی بهره‌گرفته شد (نخستین بهره‌گیری شناخته‌شده توسط دیونیسیوس اکسیگووس)، اما نه به عنوان نماد بلکه به صورت واژه nulla به معنای «هیچ». هنگامی که تقسیم به باقیمانده ۰ می‌رسید، nihil نیز به همین معنا بهره می‌رفت. این صفرهای سده‌های میانه را همه محاسبه‌گران آینده این دوره (محاسبه‌گران تاریخ عید پاک) بهره گرفتند.[نیازمند منبع] یک بهره‌گیری منفرد از حرف اول آن، یعنی N، در جدولی از اعداد رومی توسط سنت بید یا همکارش در حدود سال ۷۲۵ به کار رفت که یک نماد واقعی صفر بود.

اعداد منفی

[ویرایش]

مفهوم انتزاعی اعداد منفی در فاصله ۱۰۰ تا ۵۰ پیش از میلاد در چین شناخته شده بود. نه فصل در هنر ریاضی روش‌هایی برای یافتن مساحت شکل‌ها دربردارد؛ در آن، چوب‌دست‌های قرمز برای نشان دادن ضرایب مثبت و چوب‌دست‌های سیاه برای ضرایب منفی بهره می‌رفتند.[۳۰] نخستین اشاره در یک اثر غربی به سده سوم میلادی در یونان تعلق دارد. دیوفانت در آریتمتیکا به معادله‌ای معادل 4x + 20 = ۰ (که پاسخ آن منفی است) اشاره کرد و گفت که این معادله پاسخی نامعقول می‌دهد.[۳۱]

در دهه ۶۰۰ میلادی، اعداد منفی در هند برای نمایش بدهی بهره می‌رفتند. اشاره پیشین دیوفانت را ریاضی‌دان هندی برهماگوپتا در برهماسفوتاسیدهانتا در سال ۶۲۸ میلادی با صراحت بیشتر بررسی کرد و از اعداد منفی برای به دست آوردن فرم کلی فرمول مربعی بهره برد که هنوز هم در دسترس است. اما در سده دوازدهم میلادی در هند، باسکارا ریشه‌های منفی برای معادلات مربعی را ذکر می‌کند ولی می‌گوید که مقدار منفی «در این مورد پذیرفتنی نیست چرا که ناکافی است؛ مردم ریشه‌های منفی را نمی‌پذیرند».[۳۲]

ریاضی‌دانان اروپایی تا سده هفدهم میلادی در بیشتر موارد با مفهوم اعداد منفی مقاومت کردند،[۳۲] هرچند فیبوناچی پاسخ‌های منفی را در مسائل مالی که می‌توانستند به عنوان بدهی تفسیر شوند (فصل ۱۳ از لیبر آباچی, ۱۲۰۲) و سپس به عنوان زیان (در Flos) می‌پذیرفت. رنه دکارت آن‌ها را «ریشه‌های کاذب» می‌نامید، چرا که در چندجمله‌ای‌های جبری پدیدار می‌شدند، اما روشی برای جابه‌جایی ریشه‌های حقیقی و کاذب یافت.[۳۳] در همین زمان، چینیان اعداد منفی را با کشیدن یک خط قطری از راست‌ترین رقم غیرصفر رقم متناظر مثبت نشان می‌دادند.[۳۴] یکی از نخستین آزمایشگران اروپایی با اعداد منفی نیکلا شوکه در سده پانزدهم میلادی بود. او از آن‌ها به عنوان توان بهره برد[۳۵] اما از آن‌ها با عنوان «اعداد نامعقول» یاد می‌کرد.

تا اواخر قرن هجدهم، چشم‌پوشی از نتایج منفی معادلات با این پندار که فاقد معنا هستند رواج داشت.

اعداد گویا

[ویرایش]
روش ارشمیدس برای محصور کردن مقدار پی با بهره‌گیری از محیط چندضلعی‌های محیطی و داخلی، تخمین‌هایی از جنس عدد گویا به دست می‌دهد.[۳۶]

به احتمال فراوان، مفهوم اعداد کسری به پیشاتاریخ بازمی‌گردد.[۳۲] مصریان باستان از نمادگذاری کسر مصری خود برای اعداد گویا در متون ریاضی چون پاپیروس ریاضی ریند و پاپیروس کاهون بهره می‌بردند.[۳۷] پاپیروس ریند نمونه‌ای از استخراج مساحت دایره از قطر آن را دربردارد که تخمینی برای π برابر با ≈ ۳٫۱۶۰۴۹... به دست می‌دهد.[۱۱] ریاضی‌دانان یونان کلاسیک و هند، نظریه اعداد گویا را در قالب بررسی کلی نظریه اعداد مطالعه کردند.[۳۸][۳۲] نمونه‌ای بسیار تأثیرگذار از این آثار، اصول اقلیدس است که تاریخ آن به حدود ۳۰۰ پیش از میلاد بازمی‌گردد.[۳۹] از میان متون هندی، مرتبط‌ترین آن‌ها استهاننگا سوترا است که نظریه اعداد را نیز در چارچوب بررسی کلی ریاضیات پوشش می‌دهد.[۳۲]

مفهوم کسرهای اعشاری پیوند نزدیکی با نمادگذاری مکانی اعشاری دارد؛ به نظر می‌رسد این دو در کنار یکدیگر رشد کرده‌اند. برای نمونه، در سوتراهای ریاضی جین محاسبات تقریب‌های کسری-اعشاری از پی یا ریشه دوم ۲ متداول است.[نیازمند منبع] به همین‌سان، متون ریاضی بابلی از کسرهای شصت‌دهی (پایه ۶۰) بهره می‌بردند.[۴۰]

اعداد حقیقی و اعداد گنگ

[ویرایش]
لوح گلی بابلی YBC 7289 که چهار رقم اول شصت‌دهی به‌صورت نمادگذاری مکانی برای تقریب ریشه دوم ۲ را نشان می‌دهد:[۴۱] 1 24 51 10

بابلی‌ها، دست‌کم از ۱۸۰۰ پیش از میلاد، تقریب‌های عددی از کمیت‌های گنگ مانند √۲ را بر روی لوح‌های گلی با دقتی معادل شش رقم اعشاری نشان دادند؛ از جمله در لوح YBC 7289.[۴۱] این مقادیر بیشتر برای محاسبات کاربردی در هندسه و زمین‌اندازی به کار می‌رفتند.[۴۲] تقریب‌های کاربردی از اعداد گنگ در شولبا سوتراها هندی که بین ۸۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد نوشته شده‌اند نیز دیده می‌شود.[۴۳]

نخستین اثبات وجودی اعداد گنگ معمولاً به فیثاغورس و به‌ویژه به هیپاسوس پیروِ مکتب فیثاغوری نسبت داده می‌شود که احتمالاً با استدلالی هندسی، گنگ بودن ریشه دوم ۲ را اثبات کرد.[۴۴] بنابر روایت، هیپاسوس هنگام تلاش برای نمایش ریشه دوم ۲ به‌صورت کسر، اعداد گنگ را کشف کرد. اما فیثاغورس به مطلق بودن اعداد ایمان داشت و نه می‌توانست وجود اعداد گنگ را رد کند و نه آن را بپذیرد؛ از این رو، بنا به افسانه، هیپاسوس را به مرگ از راه غرق شدن محکوم کرد تا از گسترش این خبر ناخوشایند جلوگیری شود.[۴۵]

قرن شانزدهم شاهد پذیرش نهایی اعداد صحیح منفی و اعداد کسری در اروپا بود. در قرن هفدهم، ریاضی‌دانان عموماً از کسرهای اعشاری با نمادگذاری نوین بهره می‌بردند. مفهوم عدد حقیقی در قرن هفدهم توسط رنه دکارت معرفی شد.[۴۶] در سال ۱۶۸۳ م. (۱۰۶۲ ش)، یاکوب برنولی هنگام بررسی بهره مرکب دریافت که با کوتاه‌تر شدن بازه‌های مرکب‌سازی، نرخ رشد نمایی به مبنایی برابر با ۲٫۷۱۸۲۸... همگرا می‌شود؛ این ثابت مهم ریاضی بعدها به نام عدد اویلر (e) شناخته شد.[۴۷] بررسی منظم اعداد گنگ از قرن هجدهم با لئونهارت اویلر آغاز شد؛ او اثبات کرد که اعداد گنگ همان اعدادی هستند که کسرهای مسلسل ساده آن‌ها متناهی نیست و نیز اثبات کرد که عدد اویلر (e) گنگ است.[۴۸] گنگ بودن π در سال ۱۷۶۱ م. (۱۱۴۰ ش) توسط یوهان هاینریش لمبرت اثبات شد.[۴۹]

تعریف دقیق اعداد حقیقی و در نتیجه اعداد گنگ در نیمه دوم قرن نوزدهم با کوشش‌های آگوستین لویی کوشی، شارل مِرِی (۱۸۶۹)، کارل وایرشتراس (۱۸۷۲)، ادوارد هاینه (۱۸۷۲)،[۵۰] گئورگ کانتور (۱۸۸۳)[۵۱] و ریچارد ددکیند (۱۸۷۲) صورت گرفت.[۵۲]

اعداد ترافرازنده و اعداد حقیقی

[ویرایش]

عدد ترافرازنده مقداری عددی است که ریشه هیچ چندجمله‌ای با ضرایب صحیح نیست. این بدان معناست که جبری نیست و در نتیجه تمام اعداد گویا را از دایره شمول خارج می‌کند.[۵۳] وجود اعداد ترافرازنده[۵۴] نخستین‌بار توسط لیوویل (۱۸۴۴، ۱۸۵۱) اثبات شد. هرمیت در سال ۱۸۷۳ م. (۱۲۵۲ ش) ترافرازندگی عدد e را اثبات کرد و لیندمن در سال ۱۸۸۲ م. (۱۲۶۱ ش) ترافرازندگی π را اثبات نمود.[۵۵] سرانجام کانتور نشان داد که مجموعه همه اعداد حقیقی ناشمارا بی‌شمار است اما مجموعه همه اعداد جبری شمارا بی‌شمار است؛ از این رو شمار اعداد ترافرازنده ناشمارا بی‌نهایت است.[۵۶]

بی‌نهایت و بی‌نهایت‌کوچک‌ها

[ویرایش]

در ریاضیات، بی‌نهایت مفهومی انتزاعی است نه یک عدد؛ بی‌نهایت به جای «بزرگ‌تر از هر عدد»، ویژگی نداشتن پایان است.[۵۷] کهن‌ترین مفهوم شناخته‌شده از بی‌نهایت ریاضی در یاجورودا، متن کهن هندی، یافت می‌شود که در آن آمده‌است: «اگر [کل] از [کل] کاسته شود، باقیمانده همچنان [کل] خواهد بود».[۵۸] بی‌نهایت در حدود ۴۰۰ پیش از میلاد موضوع مورد علاقه بررسی فلسفی ریاضی‌دانان جین بود. آن‌ها پنج نوع بی‌نهایت را از هم متمایز می‌کردند: بی‌نهایت در یک سو و دو سو، بی‌نهایت در مساحت، بی‌نهایت در همه‌جا و بی‌نهایت پیوسته.[۵۹]

ارسطو مفهوم سنتی غربی از بی‌نهایت ریاضی را تعریف کرد. او میان بی‌نهایت بالفعل و بالقوه تمایز قائل شد و اجماع کلی بر آن بود که فقط دومی ارزش واقعی دارد.[۶۰] گالیلئو گالیله در اثر خود گفتگوهای دو علم نو دربارهٔ ایده تناظرهای یک‌به‌یک میان مجموعه‌های نامتناهی، که به «پارادوکس گالیله» شهرت دارد، بحث کرد.[۶۱] پیشرفت بزرگ بعدی در این نظریه توسط گئورگ کانتور صورت گرفت؛ او در سال ۱۸۹۵ م. (۱۲۷۴ ش) کتابی دربارهٔ نظریه مجموعه‌های نوین خود منتشر کرد و در آن از جمله اعداد ترامتناهی را معرفی و فرضیه پیوستار را فرمول‌بندی کرد.[۵۶] نماد که اغلب برای نشان دادن یک کمیت نامتناهی به کار می‌رود، نخستین‌بار در سال ۱۶۵۵ م. (۱۰۳۴ ش) توسط جان والیس در یک زمینه ریاضی معرفی شد.[۶۲]

در دهه ۱۹۶۰ م. آبراهام رابینسون نشان داد که اعداد بی‌نهایت بزرگ و بی‌نهایت‌کوچک را می‌توان به‌دقت تعریف کرد و از آن‌ها برای توسعه حوزه آنالیز غیراستاندارد بهره گرفت.[۶۳][۶۴] دستگاه اعداد ابرحقیقی روشی دقیق برای پرداختن به مفاهیم اعداد بی‌نهایت و بی‌نهایت‌کوچک است که از زمان اختراع حسابان بی‌نهایت‌کوچک‌ها توسط نیوتن و لایبنیتس به‌صورت غیررسمی توسط ریاضی‌دانان، دانشمندان و مهندسان به کار می‌رفت.[۶۵]

نسخه‌ای هندسی نوین از بی‌نهایت از طریق هندسه تصویری ارائه می‌شود که «نقاط ایدئال در بی‌نهایت» را معرفی می‌کند؛ یکی برای هر راستای فضایی. فرض می‌شود هر دسته از خطوط موازی در یک راستا به نقطه ایدئال متناظر همگرا می‌شوند. این مفهوم پیوند نزدیکی با ایده نقاط گریز در رسم ژرفانما دارد.[۶۶]

اعداد مختلط

[ویرایش]

نخستین اشاره گذرا به ریشه‌های دوم اعداد منفی در آثار ریاضی‌دان و مخترع هرون اسکندرانی در قرن اول میلادی یافت می‌شود؛ جایی که او به بررسی حجم یک هرم ناقص ناممکن از یک هرم پرداخت.[۶۷] این اعداد هنگامی برجسته‌تر شدند که در قرن شانزدهم فرمول‌های بسته برای ریشه‌های چندجمله‌ای‌های درجه سوم و چهارم توسط ریاضی‌دانان ایتالیایی چون نیکولو تارتالیا و جرلامو کاردانو کشف شد. به زودی آشکار شد که این فرمول‌ها حتی زمانی که فقط به جواب‌های حقیقی علاقه داشتند، گاهی نیازمند دستکاری ریشه‌های دوم اعداد منفی بودند.[۶۸]

این موضوع از دو جهت نگران‌کننده بود، چراکه در آن زمان حتی اعداد منفی نیز پایه‌ای محکم نداشتند. گاهی به رنه دکارت نسبت داده می‌شود که در سال ۱۶۳۷ اصطلاح «موهومی» را برای این کمیت‌ها ابداع کرد و قصد داشت آن را به‌عنوان توهین به‌کار برد.[۶۹] (برای بررسی «واقعیت» اعداد مختلط، به عدد موهومی مراجعه کنید) سرچشمه دیگری از سردرگمی این بود که معادله

با اتحاد جبری

که برای اعداد حقیقی مثبت a و b معتبر است و در محاسبات اعداد مختلط نیز با یکی از a یا b مثبت و دیگری منفی به‌کار می‌رفت، ناسازگاری تصادفی داشت. کاربرد نادرست این اتحاد و اتحاد مرتبط

در حالتی که هر دو a و b منفی باشند، حتی لئونهارت اویلر را نیز به اشتباه انداخت.[۷۰] این دشواری سرانجام او را به‌سوی قرارداد بهره‌گیری از نماد ویژه i به‌جای رهنمون شد تا از چنین اشتباهی پیشگیری کند.

نمودار آرگان از فرمول اویلر در صفحه مختلط، که مختصات حقیقی و موهومی را نشان می‌دهد

در سده هجدهم، ابراهام دو مواور و لئونهارت اویلر پژوهش‌های مهمی انجام دادند. فرمول د مواور (۱۷۳۰) بیان می‌کند:[۷۱]

در حالی که فرمول اویلر در آنالیز مختلط (۱۷۴۸) به ما داد:

حالت خاصی از این فرمول، اتحاد اویلر را به دست می‌دهد:

که پیوندی ژرف میان بنیادی‌ترین اعداد ریاضیات نشان می‌دهد.[۷۲]

وجود اعداد مختلط تا زمانی که کاسپر وسل در سال ۱۷۹۹ تفسیر هندسی آن را شرح داد، به‌طور کامل پذیرفته نشده بود. کارل فریدریش گاوس چند سال بعد آن را دوباره کشف و عمومی کرد و در نتیجه، نظریه اعداد مختلط گسترش چشمگیری یافت.[۷۳] با این حال، ایده بازنمایی گرافیکی اعداد مختلط به‌زودی پیش از این، در سال ۱۶۸۵، در کتاب De algebra tractatus جان والیس پدیدار شده بود.[۷۴]

در همان سال، گاوس نخستین اثبات عمومی پذیرفته‌شده قضیه اساسی جبر را ارائه داد و نشان داد که هر چندجمله‌ای روی اعداد مختلط، مجموعه کاملی از حل‌ها در همان دامنه دارد. گاوس اعداد مختلط به صورت a + bi را بررسی کرد که در آن a و b عدد صحیح (که اکنون عدد صحیح گاوسی نامیده می‌شوند) یا اعداد گویا هستند.[۷۵] شاگرد او، فردیناند آیزنشتاین، نوع a + را بررسی کرد که در آن ω یک ریشه مختلط از x3 − ۱ = ۰ است (که اکنون اعداد صحیح آیزنشتاین نامیده می‌شوند). دیگر رده‌های مشابه (به نام میدان‌های سیکلوتومیک) اعداد مختلط از ریشه‌های واحد xk − ۱ = ۰ برای مقادیر بالاتر k به دست می‌آیند. این تعمیم عمدتاً حاصل کار ارنست ادوارد کومر است که همچنین اعداد ایدئال را ابداع کرد و فلیکس کلاین آن‌ها را در سال ۱۸۹۳ به‌صورت موجودیت‌های هندسی بیان کرد.

در سال ۱۸۵۰، ویکتور پویزو گام کلیدی تمایز میان قطب‌ها و نقاط انشعاب را برداشت و مفهوم نقاط تکین اساسی را معرفی کرد. این امر سرانجام به مفهوم صفحه مختلط توسیع‌یافته انجامید.

اعداد اول

[ویرایش]

اعداد اول احتمالاً در تمام دوران تاریخ مکتوب مورد بررسی بوده‌اند. آن‌ها اعداد طبیعی‌ای هستند که حاصل‌ضرب دو عدد طبیعی کوچک‌تر نیستند. پیشنهاد شده‌است که استخوان ایشانگو فهرستی از اعداد اول میان ۱۰ و ۲۰ را دربرمی‌گیرد.[۷۶] پاپیروس ریاضی ریند اشکال گوناگونی از اعداد اول را نشان می‌دهد. اما نخستین بررسی رسمی اعداد اول را یونانیان باستان مستند کرده‌اند. اقلیدس یک کتاب از اصول اقلیدس را به نظریه اعداد اول اختصاص داد؛ در آن، بی‌نهایت بودن اعداد اول و قضیه اساسی حساب را اثبات کرد و الگوریتم اقلیدس برای یافتن بزرگ‌ترین شمارندهٔ مشترک دو عدد را ارائه داد.[۷۷]

در سال ۲۴۰ پیش از میلاد، اراتوستن از غربال اراتوستن برای جداسازی سریع اعداد اول بهره گرفت. اما بیشتر پیشرفت‌های بعدی در نظریه اعداد اول در اروپا به دوران رنسانس و پس از آن بازمی‌گردد. در حدود سال ۱۰۰۰ میلادی، ابن هیثم قضیه ویلسون را کشف کرد. ابن بنای مراکشی روشی برای شتاب‌بخشی به غربال اراتوستن یافت که تنها تا ریشه دوم عدد را آزمایش می‌کرد. لئوناردو فیبوناچی دستاوردهای ریاضی اسلامی را به اروپا رساند و در سال ۱۲۰۲ نخستین کسی بود که روش آزمون تقسیم را شرح داد.[۷۷]

در سال ۱۷۹۶، آدرین-ماری لژاندر قضیه اعداد اول را حدس زد که توزیع مجانبی اعداد اول را توصیف می‌کند.[۷۸] دیگر نتایج مربوط به توزیع اعداد اول عبارتند از: اثبات اویلر مبنی بر واگرایی مجموع وارون اعداد اول،[۷۹] و حدس گلدباخ که ادعا می‌کند هر عدد زوج به‌اندازه کافی بزرگ، مجموع دو عدد اول است.[۸۰] حدس دیگری مرتبط با توزیع اعداد اول، فرضیه ریمان است که برنهارت ریمان در سال ۱۸۵۹ آن را مطرح کرد.[۸۱] قضیه اعداد اول سرانجام در سال ۱۸۹۶ توسط ژاک آدامار و شارل دو لا واله پوسن اثبات شد.[۷۸] حدس‌های گلدباخ و ریمان همچنان نه اثبات شده‌اند و نه رد.

اهمیت فرهنگی و نمادین

[ویرایش]
یک آپارتمان در شانگهای فاقد طبقه‌های ۰، ۴، ۱۳ و ۱۴ است

اعداد در سراسر تاریخ و در بسیاری از فرهنگ‌ها دارای اهمیت فرهنگی، نمادین و دینی بوده‌اند.[۵][۸۲][۸۳][۸۴] در یونان باستان، نمادگرایی عددی تأثیر زیادی بر پیشرفت ریاضیات یونان باستان گذاشت و پژوهش بسیاری از مسائل نظریه اعداد را برانگیخت که امروز هم مورد توجه‌اند.[۵] بر پایه گفته افلاطون، فیثاغوریان ویژگی‌ها و معناهای خاصی به اعداد خاص نسبت می‌دادند و باور داشتند که «چیزها خود اعدادند».[۸۵]

افسانه‌های عامیانه در فرهنگ‌های گوناگون، گرایش به اعداد خاص نشان می‌دهند؛ سه و هفت در فرهنگ اروپایی اهمیت ویژه‌ای دارند، در حالی که چهار و پنج در افسانه‌های چینی برجسته‌ترند.[۸۶] اعداد گاهی با بخت پیوند دارند: در جامعه غربی، عدد ۱۳ نحس شمرده می‌شود، در حالی که در فرهنگ چینی، عدد هشت خجسته به‌شمار می‌آید.[۸۷]

دسته‌بندی اصلی

[ویرایش]

اعداد را می‌توان در مجموعه‌هایی دسته‌بندی کرد که به آن‌ها مجموعه‌های عددی یا دستگاه‌های عددی گفته می‌شود؛ مانند اعداد طبیعی و اعداد حقیقی. دستگاه‌های عددی اصلی به شرح زیرند:[۸۸]

دستگاه‌های عددی اصلی
نماد نام نمونه‌ها/توضیح
اعداد طبیعی ۰، ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، … یا ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ...

گاهی از یا نیز بهره‌گیری می‌شود.

اعداد صحیح ... ، −۵، −۴، −۳، −۲، −۱، ۰، ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ...
اعداد گویا a/b که در آن a و b اعداد صحیح و b ناصفر است
اعداد حقیقی حد یک دنباله همگرا از اعداد گویا
اعداد مختلط a + bi که در آن a و b اعداد حقیقی و i ریشه دوم صوری عدد −۱ است

هر یک از این دستگاه‌های عددی، دستگاه پیشین را در بر می‌گیرد. برای نمونه، هر عدد گویا یک عدد حقیقی نیز هست و هر عدد حقیقی نیز یک عدد مختلط. این زنجیره شمول مجموعه‌ای را می‌توان به صورت نمادین این‌گونه نوشت:[۸۸]

.
Euler diagram: Natural numbers (ℕ) ⊊ integers (ℤ) ⊊ rational numbers (ℚ) ⊊ real numbers (ℝ) ⊊ complex numbers (ℂ); irrational numbers ⊊ real numbers (ℝ); imaginary numbers ⊊ complex numbers (ℂ)
نمودار اویلر دستگاه‌های عددی

اعداد طبیعی

[ویرایش]
۱, ۲, ۳, ۴, ۵, ...
اعداد طبیعی، آغازیده از ۱

آشناترین اعداد، اعداد طبیعی (که گاه به آن‌ها اعداد کامل یا اعداد شمارشی نیز گفته می‌شود) هستند: ۱، ۲، ۳ و به همین ترتیب. به طور سنتی، دنباله اعداد طبیعی از ۱ آغاز می‌شد (برای یونانیان باستان، ۰ اصلاً عدد شمرده نمی‌شد). اما در سده نوزدهم، نظریه‌پردازان مجموعه‌ها و دیگر ریاضیدانان، عدد ۰ را (به عنوان اندازه مجموعه تهی، یعنی ۰ عضو، که کوچک‌ترین عدد کاردینال است) در مجموعه اعداد طبیعی گنجاندند.[۸۹][۹۰] امروزه ریاضیدانان گوناگون این واژه را برای توصیف هر دو مجموعه (با ۰ یا بدون آن) به کار می‌برند. نماد ریاضی مجموعه همه اعداد طبیعی N، یا به صورت ، است[۸۸] و گاهی [۹۱] یا [۹۲] نیز نوشته می‌شود تا نشان داده شود که مجموعه از ۰ یا از ۱ آغاز می‌شود.

در دستگاه اعداد پایه ۱۰، که امروزه برای عملیات ریاضی تقریباً در سراسر جهان به کار می‌رود، نمادهای اعداد طبیعی با بهره‌گیری از ده عدد نویسه نوشته می‌شوند: ۰، ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸ و ۹. مبنا یا پایه یک دستگاه عددی، شمار عدد نویسه‌های متمایز (شامل صفر) است که آن دستگاه برای نمایش اعداد از آن‌ها بهره می‌گیرد (برای دستگاه دهدهی، مبنا ۱۰ است). در این دستگاه پایه ۱۰، سمت‌راست‌ترین رقم یک عدد طبیعی دارای ارزش مکانی ۱ است و هر رقم دیگر دارای ارزش مکانی ده برابر رقم سمت راست خود است.[۹۳]

در نظریه مجموعه‌ها، که می‌تواند به عنوان پایه‌ای اصل‌موضوعی برای ریاضیات نوین عمل کند،[۹۴] اعداد طبیعی را می‌توان با رده‌هایی از مجموعه‌های هم‌ارز نمایش داد. برای نمونه، عدد ۳ را می‌توان به عنوان رده همه مجموعه‌هایی نمایش داد که دقیقاً سه عضو دارند. از سوی دیگر، در حساب پئانو، عدد ۳ به صورت S(S(S(0))) نمایش داده می‌شود که S تابع «جانشین» است (یعنی ۳ سومین جانشین ۰ است).[۹۵] نمایش‌های گوناگون بسیاری ممکن است؛ آنچه برای نمایش رسمی عدد ۳ لازم است تنها نوشتن یک نماد یا الگوی نمادین خاص در سه نوبت است.

اعداد صحیح

[ویرایش]
امپراتوری اینکا از ریسمان‌های گره‌خورده، یا کیپو، برای ثبت عددی و دیگر کاربردها بهره می‌گرفت[۹۶]

عدد مخالف یک عدد صحیح مثبت، به عنوان عددی تعریف می‌شود که حاصل جمع آن با عدد صحیح مثبت متناظر برابر ۰ باشد. اعداد منفی معمولاً با یک علامت منفی (علامت منها) نوشته می‌شوند. برای نمونه، عدد مخالف ۷ به صورت −۷ نوشته می‌شود و ۷ + (−۷) = ۰. هنگامی که مجموعه اعداد منفی با مجموعه اعداد طبیعی (شامل ۰) ترکیب می‌شود، حاصل به عنوان مجموعه اعداد صحیح، Z یا ، تعریف می‌شود.[۸۸] این حرف Z از واژه از آلمانی  Zahl «عدد» گرفته شده‌است. مجموعه اعداد صحیح با عملیات جمع و ضرب یک حلقه را تشکیل می‌دهد.[۹۷]

اعداد طبیعی زیرمجموعه‌ای از اعداد صحیح را تشکیل می‌دهند. از آنجا که هیچ استاندارد مشترکی برای گنجاندن یا نگنجاندن صفر در اعداد طبیعی وجود ندارد، اعداد طبیعی بدون صفر معمولاً به عنوان اعداد صحیح مثبت و اعداد طبیعی همراه با صفر به عنوان اعداد صحیح نامنفی نامیده می‌شوند.

اعداد گویا

[ویرایش]

عدد گویا عددی است که می‌توان آن را به صورت کسری با صورت صحیح و مخرج صحیح مثبت بیان کرد. مخرج‌های منفی مجازند، اما معمولاً از آن‌ها پرهیز می‌شود، زیرا هر عدد گویا برابر است با کسری با مخرج مثبت.[۹۸] کسرها به صورت دو عدد صحیح، صورت و مخرج، با یک خط افقی میان آن‌ها نوشته می‌شوند. کسر m/n نشان‌دهنده m بخش از یک کل است که به n قسمت مساوی تقسیم شده‌است. دو کسر متفاوت ممکن است با یک عدد گویا یکسان متناظر باشند؛ برای نمونه ۱/۲ و ۲/۴ مساوی‌اند، یعنی:[۹۹]

به طور کلی،[الف]

اگر و تنها اگر

اگر قدر مطلق m بزرگ‌تر از n (که مثبت فرض شده) باشد، آنگاه قدر مطلق کسر بزرگ‌تر از ۱ است و آن را کسر ناسره یا کسر سنگین می‌نامند.[۱۰۰] کسرها می‌توانند بزرگ‌تر، کوچک‌تر یا مساوی ۱ باشند[۹۸] و همچنین می‌توانند مثبت، منفی یا ۰ باشند. مجموعه همه اعداد گویا، اعداد صحیح را نیز دربرمی‌گیرد، زیرا هر عدد صحیح را می‌توان به صورت کسری با مخرج ۱ نوشت. برای نمونه −۷ را می‌توان به صورت −۷/۱ نوشت. نماد اعداد گویا Q (از واژه لاتین quotient به معنای خارج قسمت) یا است.[۸۸]

اعداد حقیقی

[ویرایش]

نماد اعداد حقیقی R یا است.[۸۸] اعداد حقیقی همه اعداد اندازه‌گیری را دربرمی‌گیرند. هر عدد حقیقی با یک نقطه روی محور اعداد متناظر است. رفتار اعداد حقیقی منفی بر اساس قواعد کلی حساب است و نمایش آن‌ها صرفاً با پیشوند قرار دادن علامت منها پیش از عدد مثبت متناظر انجام می‌شود، مانند −۱۲۳٫۴۵۶.

هر رقم سمت راست ممیز دارای ارزش مکانی برابر یک‌دهم ارزش مکانی رقم سمت چپ خود است. برای نمونه، ۱۲۳٫۴۵۶ نمایانگر ۱۲۳۴۵۶/۱۰۰۰، یا به عبارت دیگر، یک‌صد و دو ده و سه یکان و چهار دهم و پنج صدم و شش هزارم است. یک عدد حقیقی را تنها در صورتی می‌توان با تعداد متناهی رقم اعشاری بیان کرد که گویا باشد و قسمت کسری آن دارای مخرجی باشد که عوامل اول آن ۲ یا ۵ یا هر دو باشند، زیرا اینها عوامل اول ۱۰ (پایه دستگاه دهدهی) هستند؛ بنابراین، برای نمونه، یک‌دوم برابر ۰٫۵، یک‌پنجم برابر ۰٫۲، یک‌دهم برابر ۰٫۱ و یک‌پنجاهم برابر ۰٫۰۲ است.

ده‌دهی متناوب

[ویرایش]

اگر قسمت کسری یک عدد حقیقی دارای دنباله‌ای بی‌نهایت از ارقام باشد که یک الگوی دوری را دنبال می‌کند، می‌توان آن را با نقطه‌چین یا نماد دیگری که الگوی تکرارشونده را نشان می‌دهد نوشت. چنین ده‌دهی‌ای ده‌دهی متناوب نامیده می‌شود. بدین‌سان ۳/۱۱ را می‌توان به صورت ۰٫۲۷۲۷۲۷... با نقطه‌چین برای نشان دادن ادامه الگو نوشت. تکرار بی‌پایان ۲۷ را همچنین به صورت 0.۲۷ می‌نویسند.[۱۰۱] این ده‌دهی‌های متناوب، شامل تکرار صفر، دقیقاً اعداد گویا را نمایش می‌دهند؛ یعنی همه اعداد گویا اعداد حقیقی هستند، اما این‌گونه نیست که هر عدد حقیقی گویا باشد.[۱۰۲]

برای قسمت کسری‌ای که ده‌دهی متناوب آن دارای دنباله‌ای از نُه‌های پیاپی است، می‌توان آن‌ها را با افزایش یک واحد به آخرین رقم پیش از نُه‌ها جایگزین کرد؛ بنابراین، ۳٫۷۳۹۹۹۹۹۹۹۹... یا 3.73۹ معادل ۳٫۷۴ است. قسمت کسری با تعداد نامحدودی صفر را می‌توان با حذف صفرهای سمت راست آخرین رقم غیرصفر بازنویسی کرد.[۱۰۳] همان‌گونه که یک کسر را می‌توان به بیش از یک شکل نوشت، یک عدد حقیقی نیز ممکن است بیش از یک نمایش اعشاری داشته باشد. برای نمونه، ۰٫۹۹۹…، ۱٫۰،[۱۰۳] ۱٫۰۰، ۱٫۰۰۰، … همگی نمایانگر عدد طبیعی ۱ هستند.

اعداد گنگ

[ویرایش]

برای اعداد حقیقی که گویا نیستند، نمایش آن‌ها در قالب اعشار نیازمند دنباله‌ای بی‌نهایت از ارقام متغیر در سمت راست ممیز است. این اعداد حقیقی گنگ نامیده می‌شوند. یک عدد گنگ حقیقی مشهور، عدد پی است،[۴۹] که نسبت محیط هر دایره به قطر آن است. هنگامی که پی به صورت

نوشته می‌شود، نقطه‌چین به این معنا نیست که ارقام اعشاری تکرار می‌شوند (که نمی‌شوند)، بلکه نشان‌دهنده این است که ارقام پایانی ندارند. اثبات شده‌است که [[اثبات گنگ بودن π| گنگ است]]. عدد مشهور دیگری که اثبات شده گنگ حقیقی است، عبارت است از:

جذر ۲، یعنی تنها عدد حقیقی مثبتی که مربع آن ۲ است.[۱۰۴] هر دوی این اعداد (توسط رایانه) تا تریلیون‌ها (۱ تریلیون = ۱۰۱۲ = ۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰) رقم محاسبه شده‌اند.[۱۰۵][۱۰۶]

نسبت طلایی اقلیدس، که اینجا با به به‌سان نسبت به تعریف شده، عدد گنگی است به مقدار 𝜙=۱٫۶۱۸۰۳… که در بسیاری از جنبه‌های هنر و علم نمایان می‌شود.[۱۰۷]

تقریباً همه اعداد حقیقی گنگ هستند و بنابراین هیچ الگوی تکرارشونده‌ای ندارند و در نتیجه هیچ نمایش ده‌دهی متناظری ندارند. این اعداد را تنها می‌توان با نمادهای اعشاری *تقریب* زد که نمایانگر اعداد حقیقی گردشده یا قطع‌شده هستند و در آن‌ها یک ممیز در سمت راست رقم با ارزش مکانی ۱ قرار می‌گیرد. هر عدد گردشده یا قطع‌شده ناگزیر یک عدد گویا است که تعداد آن‌ها تنها شماراست.

همه اندازه‌گیری‌ها به طور ذاتی تقریبی هستند و همواره حاشیه خطا دارند؛ بنابراین ۱۲۳٫۴۵۶ تقریبی از هر عدد حقیقی در بازه:

هنگام گرد کردن به سه رقم اعشار، یا تقریبی از هر عدد حقیقی در بازه:

هنگام قطع کردن پس از سومین رقم اعشار، به‌شمار می‌رود. ارقامی که بیشتر از دقت خود اندازه‌گیری را پیشنهاد می‌دهند باید حذف شوند. ارقام باقی‌مانده ارقام معنی‌دار نامیده می‌شوند.

برای نمونه، اندازه‌گیری با خط‌کش به ندرت می‌توان بدون حاشیه خطای حداقل ۰٫۰۰۱ متر انجام داد. اگر اضلاع یک مستطیل ۱٫۲۳ متر و ۴٫۵۶ متر اندازه‌گیری شوند، ضرب آن‌ها مساحتی میان ۵٫۶۱۴۵۹۱ m۲ و ۵٫۶۰۳۰۱۱ m۲ به دست می‌دهد. از آنجا که حتی دومین رقم پس از ممیز نیز حفظ نمی‌شود، ارقام پس از آن «معنادار» نیستند. از این رو، نتیجه معمولاً به ۵٫۶۱ m۲ گرد می‌شود.[۱۰۸]

نظریه مجموعه‌ها

[ویرایش]

اعداد حقیقی دارای ویژگی مهم اما فنی‌ای به نام خاصیت کران بالایی کمینه هستند.

می‌توان نشان داد که هر میدان مرتب کامل با اعداد حقیقی یکریخت است.[۱۰۹] اما اعداد حقیقی یک میدان بسته جبری نیستند، زیرا حل معادله جبری را (که اغلب جذر منفی یک نامیده می‌شود) دربرنمی‌گیرند.[۱۱۰]

اعداد مختلط

[ویرایش]
مجموعه ماندلبروت یک فراکتال در صفحه مختلط است.

در سطح انتزاعی بالاتر، اعداد حقیقی را می‌توان به اعداد مختلط گسترش داد. مجموعه حل کامل یک چندجمله‌ای از درجه دو یا بالاتر می‌تواند جذر اعداد منفی را دربرگیرد. (نمونه‌ای از آن است.[۱۱۰]) برای نمایش مناسب این موضوع، ریشه دوم عدد −۱ با i نشان داده می‌شود، نمادی که لئونهارت اویلر به آن نام یکه موهومی داد.[۱۱۱] از این رو، اعداد مختلط از همه مقادیر به صورت زیر تشکیل می‌شوند:

که در آن a و b اعداد حقیقی هستند. به همین دلیل، اعداد مختلط با نقاطی در صفحه مختلط، که یک فضای برداری دوبُعدی از اعداد حقیقی است، متناظرند. در عبارت a + bi، عدد حقیقی a بخش حقیقی و b بخش موهومی نامیده می‌شود.[۱۱۱]

اگر بخش حقیقی یک عدد مختلط برابر ۰ باشد، آن عدد را عدد موهومی می‌نامند یا به آن «خالصاً موهومی» می‌گویند؛[۱۱۱] اگر بخش موهومی برابر ۰ باشد، عدد یک عدد حقیقی است. بدین‌سان اعداد حقیقی زیرمجموعه‌ای از اعداد مختلط هستند. اگر بخش‌های حقیقی و موهومی یک عدد مختلط هر دو صحیح باشند، آن عدد را عدد صحیح گاوسی می‌نامند.[۱۱۲] نماد اعداد مختلط C یا است.[۸۸]

قضیه اساسی جبر بیان می‌کند که اعداد مختلط یک میدان بسته جبری تشکیل می‌دهند؛ بدین معنا که هر چندجمله‌ای با ضرایب مختلط دارای یک ریشه در اعداد مختلط است.[۱۱۳] همانند اعداد حقیقی، اعداد مختلط یک میدان تشکیل می‌دهند که کامل است، اما برخلاف اعداد حقیقی، دارای ترتیب کلی نیست.[۱۱۴] یعنی هیچ معنای سازگاری برای این گفته وجود ندارد که i بزرگ‌تر از ۱ است، و همچنین گفتن اینکه i کوچک‌تر از ۱ است نیز معنایی ندارد. به زبان فنی، اعداد مختلط فاقد ترتیب کلی سازگار با عملیات میدانی هستند.

آنالیز مختلط شاخه‌ای از آنالیز ریاضی است که توابع اعداد مختلط را بررسی می‌کند. این شاخه برای حل مسائل فیزیکی سودمند است و در ریاضیات مدرن، مهندسی و علوم کاربرد گسترده دارد. نمونه‌هایی از کاربردها عبارتند از دینامیک سیالات، نظریه کنترل، پردازش سیگنال، نظریه اعداد و حل معادلات دیفرانسیل.[۱۱۵] اعداد مختلط به نظر می‌رسد جنبه‌ای بنیادی از مکانیک کوانتومی باشند؛ این نظریه را نمی‌توان تنها با اعداد حقیقی صورت‌بندی کرد.[۱۱۶]

زیررده‌های اعداد صحیح

[ویرایش]

اعداد زوج و فرد

[ویرایش]

یک عدد زوج عددی صحیح است که «به‌طور کامل» بر دو بخش‌پذیر باشد، یعنی بدون باقیمانده بر دو تقسیم شود؛ یک عدد فرد عددی صحیح است که زوج نباشد.[۱۱۷] (اصطلاح قدیمی «به‌طور کامل بخش‌پذیر» امروزه تقریباً همیشه به «بخش‌پذیر» کوتاه می‌شود) این ویژگی یک عدد صحیح را زوج‌وفردی می‌نامند.[۱۱۸] هر عدد فرد n را می‌توان با فرمول n = 2k + ۱ برای یک عدد صحیح مناسب k ساخت. با شروع از k = ۰، نخستین اعداد فرد نامنفی عبارت‌اند از {۱، ۳، ۵، ۷، ...}. هر عدد زوج m به شکل m = 2k است که در آن k نیز یک عدد صحیح است. همچنین، نخستین اعداد زوج نامنفی عبارت‌اند از {۰، ۲، ۴، ۶، ...}. حاصل‌ضرب یک عدد زوج با یک عدد صحیح، عددی زوج است؛ تنها حاصل‌ضرب یک عدد فرد در عدد فردی دیگر، عددی فرد خواهد بود.[۱۱۷]

اعداد اول

[ویرایش]
رقم‌های بزرگ‌ترین اعداد اول شناخته‌شده بر حسب سال، از ۱۹۵۱ تاکنون[۱۱۹]

یک عدد اول، که اغلب به اختصار اول نامیده می‌شود، عددی صحیح بزرگ‌تر از ۱ است که حاصل‌ضرب دو عدد صحیح مثبت کوچک‌تر نباشد. چند عدد اول نخست عبارت‌اند از ۲، ۳، ۵، ۷ و ۱۱. برخلاف اعداد زوج و فرد، هیچ فرمول ساده‌ای برای تولید اعداد اول وجود ندارد. یک رده ویژه، اعداد اول مرسن هستند که اعداد اولی از شکل 2n − ۱ می‌باشند که در آن n یک عدد صحیح مثبت است. این اعداد بسیاری از رکوردهای بزرگ‌ترین اعداد اول کشف‌شده را در اختیار دارند.[۱۲۰]

پژوهش دربارهٔ اعداد اول به پرسش‌های فراوانی انجامیده که تنها برخی از آن‌ها پاسخ داده شده‌اند. بررسی این پرسش‌ها در حوزه نظریه اعداد جای می‌گیرد.[۵] حدس گلدباخ نمونه‌ای از پرسش‌های هنوز بی‌پاسخ است: «آیا هر عدد زوج مجموع دو عدد اول است؟»[۸۰] یک پرسش پاسخ‌داده‌شده این بود که آیا هر عدد صحیح بزرگ‌تر از یک، به شیوه‌ای یکتا (جز در جابه‌جایی ترتیب عوامل) حاصل‌ضرب اعداد اول است یا نه؛ این گزاره اثبات‌شده قضیه اساسی حساب نامیده می‌شود. اثباتی از آن در اصول اقلیدس آمده‌است.[۷۷]

در جهان امروز، اعداد اول کاربردهای مهمی دارند، از جمله در رمزنگاری کلید عمومی، امضای دیجیتال، تولید اعداد شبه‌تصادفی، پردازش سیگنال و پالایش داده‌ها برای پردازش تصویر دیجیتال.[۱۲۱] اعداد اول در جداول درهمک‌سازی[۱۲۲] و کدهای تشخیص و تصحیح خطا (مانند آنچه در شابک و شاپا به‌کار می‌رود) نیز سودمندند.[۱۲۳]

دیگر رده‌های اعداد صحیح

[ویرایش]

بسیاری از زیرمجموعه‌های اعداد طبیعی موضوع پژوهش‌های ویژه بوده و نام‌گذاری شده‌اند؛ اغلب به نام نخستین ریاضیدانی که آن‌ها را بررسی کرده‌است. نمونه‌هایی از این دسته‌های صحیح عبارت‌اند از اعداد برنولی،[۱۲۴] اعداد فیبوناچی، اعداد لوکاس،[۱۲۵] و اعداد تام.[۱۲۶] برای نمونه‌های بیشتر، دنباله صحیح را ببینید.

زیررده‌های اعداد مختلط

[ویرایش]

اعداد جبری، گنگ و ترافرازنده

[ویرایش]

اعداد جبری آن دسته از اعدادی هستند که ریشه یک معادله چندجمله‌ای با ضرایب صحیح به‌شمار می‌روند. اعداد حقیقی که گویا نیستند، اعداد گنگ نامیده می‌شوند. اعداد مختلطی که جبری نیستند، اعداد ترافرازنده خوانده می‌شوند.[۵۳] اعداد جبری که ریشه یک چندجمله‌ای تکین با ضرایب صحیح هستند، اعداد صحیح جبری نام دارند.[۱۲۷]

دوره‌ها و دوره‌های نمایی

[ویرایش]

یک دوره (period) عددی مختلط است که می‌توان آن را به صورت انتگرال یک تابع جبری روی یک دامنه جبری نوشت. دوره‌ها دسته‌ای از اعداد هستند که افزون بر اعداد جبری، بسیاری از ثابت‌های ریاضی شناخته‌شده مانند عدد π را نیز دربرمی‌گیرند. مجموعه دوره‌ها یک حلقه شمارا را تشکیل می‌دهد و شکاف میان اعداد جبری و ترافرازنده را پر می‌کند.[۱۲۸][۱۲۹]

دوره‌ها را می‌توان با اجازه دادن به اینکه تابع زیر انتگرال حاصل‌ضرب یک تابع جبری و تابع نمایی یک تابع جبری باشد، گسترش داد. این کار حلقه شمارای دیگری را می‌سازد: دوره‌های نمایی. عدد e و همچنین ثابت اویلر از دوره‌های نمایی هستند.[۱۲۸][۱۳۰]

اعداد ترسیم‌پذیر

[ویرایش]

با انگیزه گرفتن از مسائل کلاسیک رسم با خط‌کش و پرگار، اعداد ترسیم‌پذیر آن دسته از اعداد مختلطی هستند که بخش‌های حقیقی و موهومی‌شان با خط‌کش و پرگار، با آغاز از یک پاره‌خط با طول یک واحد، در شماری متناهی از گام‌ها قابل ساختن است.[۱۳۱] زمینه مرتبطی اعداد اوریگامی هستند که نقاطی هستند که از طریق تاکردن کاغذ ساخته می‌شوند.[۱۳۲]

اعداد محاسبه‌پذیر

[ویرایش]

یک عدد محاسبه‌پذیر، که به نام عدد بازگشتی نیز شناخته می‌شود، یک عدد حقیقی است به گونه‌ای که الگوریتمی وجود دارد که با دریافت عدد مثبت n به عنوان ورودی، n رقم نخست بازنمایی ده‌دهی عدد محاسبه‌پذیر را تولید می‌کند.[۱۳۳] بازنامه‌های هم‌ارز را می‌توان با بهره‌گیری از توابع μ-بازگشتی، ماشین‌های تورینگ یا حساب لامبدا ارائه داد.[۱۳۴] اعداد محاسبه‌پذیر در برابر تمام عملیات حسابی معمول پایدار هستند، از جمله محاسبه ریشه‌های یک چندجمله‌ای، و از این رو یک میدان بسته حقیقی تشکیل می‌دهند که اعداد جبری حقیقی را دربرمی‌گیرد.[۱۳۵]

اعداد محاسبه‌پذیر را می‌توان به عنوان اعداد حقیقی‌ای دید که می‌توان آن‌ها را در رایانه به شکل دقیق بازنمایی کرد: یک عدد محاسبه‌پذیر با n رقم نخستش و یک برنامه برای محاسبه رقم‌های بیشتر به طور دقیق بازنمایی می‌شود. با این حال، اعداد محاسبه‌پذیر در عمل به ندرت کاربرد دارند. یکی از دلایل این است که هیچ الگوریتمی برای آزمون تساوی دو عدد محاسبه‌پذیر وجود ندارد. به بیان دقیق‌تر، هیچ الگوریتمی نمی‌تواند وجود داشته باشد که هر عدد محاسبه‌پذیری را به عنوان ورودی بگیرد و در هر حالتی تصمیم بگیرد که آیا این عدد با صفر برابر است یا نه.

مجموعه اعداد محاسبه‌پذیر همان اندازه اعداد طبیعی را دارد. از این رو، تقریباً همه اعداد حقیقی محاسبه‌ناپذیرند. با این حال، ارائه صریح یک عدد حقیقی که محاسبه‌پذیر نباشد بسیار دشوار است.

گسترش مفهوم

[ویرایش]

اعداد p-ادیک

[ویرایش]

اعداد p-ادیک ممکن است بسط‌هایی با طول نامتناهی به سمت چپ ممیز داشته باشند، درست همان‌طور که اعداد حقیقی ممکن است بسط‌هایی با طول نامتناهی به سمت راست داشته باشند. دستگاه عددی حاصل به پایه‌ای که برای ارقام بهره‌گیری می‌شود بستگی دارد: هر پایه‌ای ممکن است، اما پایه عدد اول بهترین ویژگی‌های ریاضی را فراهم می‌آورد. مجموعه اعداد p-ادیک شامل اعداد گویا می‌شود،[۱۳۶][۱۳۷] اما در مجموعه اعداد مختلط جای نمی‌گیرد.

عناصر یک میدان تابع جبری روی یک میدان متناهی و اعداد جبری ویژگی‌های مشترک بسیاری دارند (نگاه کنید به قیاس میدان تابع). از این رو، نظریه‌پردازان اعداد آن‌ها را اغلب به منزله اعداد در نظر می‌گیرند. اعداد p-ادیک نقش مهمی در این قیاس ایفا می‌کنند.

اعداد ابرمختلط

[ویرایش]

دستگاه‌های عددی با بُعد بالاتر را می‌توان از اعداد حقیقی به شیوه‌ای ساخت که ساختار اعداد مختلط را تعمیم می‌دهد. این دستگاه‌ها گاهی اعداد ابرمختلط نامیده می‌شوند و در مجموعه اعداد مختلط گنجانده نمی‌شوند. این دستگاه‌ها دربرمی‌گیرند: چهارگان‌ها که توسط سِر ویلیام همیلتون معرفی شدند و در آن‌ها ضرب جابه‌جاپذیر نیست؛[۱۳۸] هشتگان‌ها که در آن‌ها افزون بر جابه‌جاناپذیری، ضرب شرکت‌پذیر هم نیست؛[۱۳۹] و شانزده‌گان‌ها که در آن‌ها ضرب نه جایگزین‌پذیر است، نه شرکت‌پذیر و نه جابه‌جاپذیر.[۱۴۰] اعداد ابرمختلط یک یکای حقیقی به همراه یکای موهومی دارند که در آن‌ها n یک عدد صحیح نامنفی است. برای نمونه، چهارگان‌ها را می‌توان به طور کلی با صورت زیر نمایش داد:

که در آن ضرایب a, b, c, d اعداد حقیقی هستند و i, j و k سه یکای موهومی متفاوت‌اند.[۱۳۹]

هر دستگاه عدد ابرمختلط زیرمجموعه‌ای از دستگاه عدد ابرمختلط بعدی با ابعاد دوگانه است که از طریق ساختار کیلی-دیکسون به دست می‌آید.[۱۴۱] برای نمونه، چهارگان‌های ۴بُعدی زیرمجموعه‌ای از هشتگان‌های ۸بُعدی هستند که خود زیرمجموعه‌ای از شانزده‌گان‌های ۱۶بُعدی هستند که خود زیرمجموعه‌ای از سی‌ودوگان‌ها با ۳۲ بُعد هستند و تا بی‌نهایت با بُعد ادامه می‌یابد که در آن n هر عدد صحیح نامنفی است. با احتساب اعداد مختلط و حقیقی و زیرمجموعه‌های آن‌ها، این رابطه را می‌توان به صورت نمادین این‌گونه بیان کرد:[۱۴۱]

یا به صورت دیگر، با آغاز از اعداد حقیقی که دارای هیچ یکای مختلطی نیستند، می‌توان نوشت:

که در آن دارای بُعد است.[۱۴۲]

چهارگان‌ها به‌ویژه برای محاسبه دوران‌ها در سه بُعد بسیار مفید بوده‌اند. برای نمونه، در سامانه‌های کنترل موشک‌ها و هواپیماها، روبات‌شناسی، مصورسازی رایانه‌ای، ناوبری و پویانمایی از آن‌ها بهره‌گیری می‌شود.[۱۴۳] هشتگان‌ها ظاهراً پیوند نظری ژرف‌تری با فیزیک دارند، به‌ویژه در نظریه ریسمان، نظریه ام و ابرگرانش.[۱۴۴]

اعداد ترامتناهی

[ویرایش]

برای کار با مجموعه‌های نامتناهی، اعداد طبیعی به اعداد ترتیبی و اعداد اصلی تعمیم یافته‌اند. اعداد ترتیبی مرتب‌سازی مجموعه را می‌دهند، در حالی که اعداد اصلی اندازه آن را نشان می‌دهند. برای مجموعه‌های متناهی، هر دو نوع عدد ترتیبی و اصلی با اعداد طبیعی یکسان هستند. در حالت نامتناهی، بسیاری از اعداد ترتیبی با یک عدد اصلی یکسان متناظرند.[۱۴۵]

اعداد غیراستاندارد

[ویرایش]

اعداد ابرحقیقی در آنالیز غیراستاندارد بهره‌گیری می‌شوند. اعداد ابرحقیقی یا اعداد حقیقی غیراستاندارد (که معمولاً با *R نمایش داده می‌شوند) یک میدان مرتب را نشان می‌دهند که توسعه‌ای سره از میدان مرتب اعداد حقیقی R است و اصل انتقال را برآورده می‌سازد. این اصل اجازه می‌دهد گزاره‌های صادق منطق مرتبه اول دربارهٔ R به گزاره‌های صادق مرتبه اول دربارهٔ *R بازتفسیر شوند.[۱۴۶]

اعداد ابرحقیقی و اعداد سورئال اعداد حقیقی را با افزودن اعداد بی‌نهایت‌کوچک و اعداد بی‌نهایت بزرگ گسترش می‌دهند، اما همچنان میدان تشکیل می‌دهند.[۱۴۷][۱۴۸]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. «The Ishango Bone». Institute of Natural Sciences. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ نوامبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵.
  2. Marshack، Alexander (۱۹۷۱). The roots of civilization; the cognitive beginnings of man's first art, symbol, and notation (ویراست ۱st). New York: McGraw-Hill. OCLC 257105. شابک ۰-۰۷-۰۴۰۵۳۵-۲.
  3. 1 2 Burgin، Mark (۲۰۲۲). Trilogy of Numbers and Arithmetic - Book 1: History of Numbers and Arithmetic: An Information Perspective. Singapore: World Scientific Publishing Company. صص. ۲–۳. شابک ۹۷۸-۹۸۱-۱۲-۳۶۸۵-۳. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ نوامبر ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵.
  4. Thiam، Thierno؛ Rochon، Gilbert (۲۰۱۹). Sustainability, Emerging Technologies, and Pan-Africanism. Germany: Springer International Publishing. ص. ۱۶۴. شابک ۹۷۸-۳-۰۳۰-۲۲۱۸۰-۵.
  5. 1 2 3 4 Ore، Øystein (۱۹۸۸). Number theory and its history. New York: Dover. OCLC 17413345. شابک ۰-۴۸۶-۶۵۶۲۰-۹.
  6. Coolidge، Frederick L.؛ Overmann، Karenleigh A. (۲۰۱۲). «Numerosity, Abstraction, and the Emergence of Symbolic Thinking». Current Anthropology. ۵۳ (۲): ۲۰۴–۲۲۵. doi:10.1086/664818. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ فوریه ۲۰۲۶. دریافت‌شده در ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵. از پارامتر ناشناخته |s2cid= صرف‌نظر شد (کمک)
  7. Chrisomalis, Stephen (2018). "The writing of numbers: recounting and recomposing numerical notations". Terrain (به انگلیسی). 70. doi:10.4000/terrain.17506.
  8. Schmandt-Besserat، Denise (۱۹۹۲). Before Writing: From Counting to Cuneiform (2 vols). University of Texas Press.
  9. Robson، Eleanor (۲۰۰۸). Mathematics in Ancient Iraq: A Social History. Princeton University Press.
  10. Williams، Scott W. «Egyptian Mathematical Papyri». Mathematicians of the African Diaspora. Mathematics Department, State University of New York at Buffalo. بایگانی‌شده از اصلی در ۷ آوریل ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۳۰ ژانویه ۲۰۱۲.
  11. 1 2 Arndt، Jörg؛ Haenel، Christoph (۲۰۰۱). Pi - Unleashed. Springer Science & Business Media. ص. ۱۶۷. شابک ۹۷۸-۳-۵۴۰-۶۶۵۷۲-۴.
  12. Chrisomalis، Stephen (سپتامبر ۲۰۰۳). «The Egyptian origin of the Greek alphabetic numerals». Antiquity. ۷۷ (۲۹۷): ۴۸۵–۹۶. doi:10.1017/S0003598X00092541. شاپا 0003-598X. از پارامتر ناشناخته |s2cid= صرف‌نظر شد (کمک)
  13. Manca، Vincenzo (۲۰۲۴). «The Archimedean Origin of Modern Positional Number Systems». Algorithms. ۱۷ (۱): ۱۱. doi:10.3390/a17010011.
  14. 1 2 Bulliet، Richard؛ Crossley، Pamela؛ Headrick، Daniel؛ Hirsch، Steven؛ Johnson، Lyman (۲۰۱۰). The Earth and Its Peoples: A Global History. ج. ۱. Cengage Learning. ص. ۱۹۲. شابک ۹۷۸-۱-۴۳۹۰-۸۴۷۴-۸. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۱۶ مه ۲۰۱۷. Indian mathematicians invented the concept of zero and developed the 'Arabic' numerals and system of place-value notation used in most parts of the world today
  15. 1 2 Aczel، Amir (دسامبر ۲۰۱۴). «The Origin of the Number Zero». Smithsonian Magazine. دریافت‌شده در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵.
  16. Freudenhammer، Thomas (۲۰۲۱). «Gerbert of Aurillac and the Transmission of Arabic Numerals to Europe». Sudhoffs Archiv. ۱۰۵ (۱): ۳–۱۹. doi:10.25162/sar-2021-0001. جی‌استور ۴۸۶۳۶۸۱۷.
  17. 1 2 Pranoto، Iwan؛ Nair، Ranjit (۲۰۲۰). «Zero». در Nair، Rukmini Bhaya؛ deSouza، Peter Ronald. Keywords for India: A Conceptual Lexicon for the 21st Century. Bloomsbury Publishing. صص. ۷۳–۷۴. شابک ۹۷۸-۱-۳۵۰-۰۳۹۲۵-۴.
  18. Nath، R. (آوریل ۲۰۱۲). «The Mighty Zero» (PDF). Science Reporter: ۱۹–۲۲. دریافت‌شده در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵.
  19. Plofker، Kim (۲۶ آوریل ۱۹۹۹). «Historia Matematica Mailing List Archive: Re: [HM] The Zero Story: a question». Dept. of History of Mathematics, Brown University. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۳۰ ژانویه ۲۰۱۲.
  20. Riviere، Jim E. (۲۰۲۵). Zero – Much to Do About Nothing?. Springer Nature. صص. ۱۲, ۲۲–۲۳. شابک ۹۷۸-۳-۰۳۱-۸۲۹۹۸-۷.
  21. Eschner، Kat (۸ اوت ۲۰۱۷). «Is One A Number? According to 'Mathematicks Made Easie,' Yes». Smithsonian Magazine. دریافت‌شده در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵.
  22. 1 2 Kiely، Robert (۲۰۲۲). «Numbers and the Classical Maya». Numbers: A Cultural History. Bloomsbury Publishing USA. شابک ۹۷۹-۸-۲۱۶-۱۲۴۰۹-۲.
  23. Sen، Syamal K.؛ Agarwal، Ravi P. (۲۰۱۵). Zero: A Landmark Discovery, the Dreadful Void, and the Ultimate Mind. Academic Press. ص. ۹۵. شابک ۹۷۸-۰-۱۲-۸۰۴۶۲۴-۱.
  24. Rojo-Garibaldia، Berenice؛ و دیگران (مارس ۲۰۲۱). «Non-power positional number representation systems, bijective numeration, and the Mesoamerican discovery of zero». Heliyon. ۷ (۳). arXiv:2005.10207. doi:10.1016/j.heliyon.2021.e06580. PMC 8022160 مقدار |pmc= را بررسی کنید (کمک). PMID 33851058 مقدار |pmid= را بررسی کنید (کمک). بیبکد:2021Heliy...706580R. از پارامتر ناشناخته |article-number= صرف‌نظر شد (کمک)
  25. Sánchez، George I. (۱۹۶۱). Arithmetic in Maya. Austin, Texas: self published.
  26. Satterthwaite، Linton. «Arithmetic in Maya. George I. Sánchez. Privately printed». American Antiquity. ۲۸ (۲): ۲۵۶. doi:10.2307/278400. جی‌استور ۲۷۸۴۰۰.
  27. Toeplitz، Otto (۲۰۲۴). The Calculus: A Genetic Approach. University of Chicago Press. صص. ۱۶–۱۷. شابک ۹۷۸-۰-۲۲۶-۸۰۶۶۹-۳.
  28. Pedersen، Olaf (۲۰۱۰). Jones، Alexander، ویراستار. A Survey of the Almagest: With Annotation and New Commentary by Alexander Jones. Sources and Studies in the History of Mathematics and Physical Sciences: Mathematics and Statistics. Springer Science & Business Media. شابک ۹۷۸-۰-۳۸۷-۸۴۸۲۶-۶.
  29. Curtis، Todd A. (۲۰۲۴). Greek and Latin Roots of Medical and Scientific Terminologies. John Wiley & Sons. شابک ۹۷۸-۱-۱۱۸-۳۵۸۶۳-۴.
  30. Staszkow، Ronald؛ Bradshaw، Robert (۲۰۰۴). The Mathematical Palette (ویراست ۳rd). Brooks Cole. ص. ۴۱. شابک ۰-۵۳۴-۴۰۳۶۵-۴.
  31. Hettle، Cyrus (ژانویه ۲۰۱۵). «The Symbolic and Mathematical Influence of Diophantus's Arithmetica». Journal of Humanistic Mathematics. ۵ (۱): ۱۳۹–۱۶۶. doi:10.5642/jhummath.201501.08.
  32. 1 2 3 4 5 Agarwal، Ravi P. (۲۰۲۴). Mathematics Before and After Pythagoras: Exploring the Foundations and Evolution of Mathematical Thought. Springer Nature. صص. ۴۶–۴۷. شابک ۹۷۸-۳-۰۳۱-۷۴۲۲۴-۸.
  33. Knott، Roger (سپتامبر ۱۹۷۹). «The Development of Number Systems». Mathematics in School. ۸ (۴): ۲۳–۲۵. جی‌استور ۳۰۲۱۳۴۸۵.
  34. Smith، David Eugene (۱۹۵۸). History of Modern Mathematics. Dover Publications. ص. ۲۵۹. شابک ((۰-۴۸۶-۲۰۴۲۹-۴)) مقدار |شابک= را بررسی کنید: invalid character (کمک).
  35. Pycior، Helena M. (۱۹۹۷). Symbols, Impossible Numbers, and Geometric Entanglements: British Algebra Through the Commentaries on Newton's Universal Arithmetick. Cambridge University Press. شابک ۹۷۸-۰-۵۲۱-۴۸۱۲۴-۳. بایگانی‌شده از اصلی در ۱ نوامبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۵.
  36. Weisbart، David (۲۰۲۰). «Modernizing Archimedes' Construction of π». Mathematics. ۸ (۱۲). doi:10.3390/math8122204. از پارامتر ناشناخته |article-number= صرف‌نظر شد (کمک)
  37. Roero، C. S. (۲۰۰۳). «Egyptian mathematics». در Grattan-Guinness، I. Companion Encyclopedia of the History and Philosophy of the Mathematical Sciences. A Johns Hopkins paperback. ج. ۱. JHU Press. صص. ۳۰–۳۶. شابک ۹۷۸-۰-۸۰۱۸-۷۳۹۶-۶.
  38. "Classical Greek culture (article)". Khan Academy (به انگلیسی). Archived from the original on 4 May 2022. Retrieved 4 May 2022.
  39. Posamentier، Alfred S.؛ Spreitzer، Christian (۲۰۲۴). Math Makers: The Lives and Works of 50 Famous Mathematicians. Jaico Publishing House. شابک ۹۷۸-۹۳-۴۸۰۹۸-۱۱-۵.
  40. Pumfrey، Liz (۲ ژانویه ۲۰۱۱). «History of fractions». NRich. University of Cambridge. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ نوامبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۵.
  41. 1 2 Fowler، David؛ Robson، Eleanor (نوامبر ۱۹۹۸). «Square Root Approximations in Old Babylonian Mathematics: YBC 7289 in Context». Historia Mathematica. Elsevier. ۲۵ (۴): ۳۶۶–۳۷۸. doi:10.1006/hmat.1998.2209.
  42. Neugebauer، Otto (۱۹۶۹). The Exact Sciences in Antiquity. New York: Dover Publications. صص. ۳۶–۳۸. شابک ((۹۷۸-۰-۴۸۶-۲۳۳۵۶-۷)) مقدار |شابک= را بررسی کنید: invalid character (کمک).
  43. Selin، Helaine, ویراستار (۲۰۰۰). Mathematics across cultures: the history of non-Western mathematics. Kluwer Academic Publishers. ص. ۴۱۲. شابک ۰-۷۹۲۳-۶۴۸۱-۳.
  44. Von Fritz، Kurt (آوریل ۱۹۴۵). «The Discovery of Incommensurability by Hippasus of Metapontum». Annals of Mathematics. ۴۶ (۲): ۲۴۲–۲۶۴. doi:10.2307/1969021. جی‌استور ۱۹۶۹۰۲۱.
  45. Frischer، Bernard (۱۹۸۴). «Horace and the Monuments: A New Interpretation of the Archytas Ode». در Bailey، D. R. Shackleton. Harvard Studies in Classical Philology. ج. ۸۸. Harvard University Press. ص. ۸۳. doi:10.2307/311446. جی‌استور ۳۱۱۴۴۶. شابک ۰-۶۷۴-۳۷۹۳۵-۷.
  46. Borthwick، D. (۲۰۲۵). «Real Numbers». A Primer for Mathematical Analysis. Synthesis Lectures on Mathematics & Statistics. Springer, Cham. صص. ۱–۱۵. doi:10.1007/978-3-031-91713-4_1. شابک ۹۷۸-۳-۰۳۱-۹۱۷۱۲-۷.
  47. Winter، Graham (نوامبر ۲۰۰۷). «A Number between 2 and 3». Mathematics in School. The Mathematical Association. ۳۶ (۵): ۳۰–۳۲. جی‌استور ۳۰۲۱۶۰۷۸.
  48. Cretney، Rosanna (مه ۲۰۱۴). «The origins of Euler's early work on continued fractions». Historia Mathematica. Elsevier. ۴۱ (۲): ۱۳۹–۱۵۶. doi:10.1016/j.hm.2013.12.004.
  49. 1 2 Laczkovich، M. (مه ۱۹۹۷). «On Lambert's Proof of the Irrationality of π». The American Mathematical Monthly. Taylor & Francis, Ltd. ۱۰۴ (۵): ۴۳۹–۴۴۳. doi:10.2307/2974737. جی‌استور ۲۹۷۴۷۳۷.
  50. Heine، Eduard (۱۴ دسامبر ۲۰۰۹). «Die Elemente der Functionenlehre». [Crelle's] Journal für die reine und angewandte Mathematik. ۱۸۷۲ (۷۴): ۱۷۲–۱۸۸. doi:10.1515/crll.1872.74.172.
  51. Cantor، Georg (دسامبر ۱۸۸۳). «Ueber unendliche, lineare Punktmannichfaltigkeiten, pt. 5». Mathematische Annalen. ۲۱ (۴): ۵۴۵–۵۹۱. doi:10.1007/BF01446819.
  52. Dedekind، Richard (۱۸۷۲). Stetigkeit und irrationale Zahlen. Braunschweig: Friedrich Vieweg & Sohn. Subsequently published in: Fricke، Robert؛ Noether، Emmy؛ Ore، Öystein, ویراستاران (۱۹۳۲). Gesammelte mathematische Werke. ج. ۳. Braunschweig: Friedrich Vieweg & Sohn. صص. ۳۱۵–۳۳۴.
  53. 1 2 Church، Benjamin. «Transcendental Numbers» (PDF). Stanford University. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۵.
  54. Bogomolny، A. «What's a number?». Interactive Mathematics Miscellany and Puzzles. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۱۱ ژوئیه ۲۰۱۰.
  55. Gilman، Daniel Coit؛ و دیگران, ویراستاران (۱۹۰۶). «Number». The New International Encyclopaedia. ج. ۱۴. Dodd, Mead. ص. ۶۷۶.
  56. 1 2 Johnson، Phillip E. (۱۹۷۲). «The Genesis and Development of Set Theory». The Two-Year College Mathematics Journal. Taylor & Francis. ۳ (۱): ۵۵–۶۲. doi:10.2307/3026799. جی‌استور ۳۰۲۶۷۹۹.
  57. Baber، Robert L. (۲۰۱۱). The Language of Mathematics: Utilizing Math in Practice. John Wiley & Sons. صص. ۱۰۲–۱۰۳. شابک ۹۷۸-۱-۱۱۸-۰۶۱۷۶-۳.
  58. Chopra، Omesh K. (۲۰۲۳). History of Ancient India, From the Last Ice Age to The Mahabharata War (≈9000–1400 BCE). Blue Rose Publishers. ص. ۲۰۱. The word 'purna' is used, which can mean whole.
  59. Stewart، Ian (۲۰۱۷). Infinity: A Very Short Introduction. Very Short Introductions. Oxford University Press. شابک ۹۷۸-۰-۱۹-۱۰۷۱۵۱-۵.
  60. Hintikka، Jaakko (آوریل ۱۹۶۶). «Aristotelian Infinity». The Philosophical Review. Duke University Press. ۷۵ (۲): ۱۹۷–۲۱۸. doi:10.2307/2183083. جی‌استور ۲۱۸۳۰۸۳.
  61. Galilei، Galileo (۱۹۵۴) [1638]. Dialogues concerning two new sciences. ترجمهٔ Crew and de Salvio. New York: Dover. صص. ۳۱–۳۳.
  62. Barukcic، Ilija (۲۰۲۰). Zero and infinity: Mathematics without frontiers (ویراست ۲nd). BoD – Books on Demand. شابک ۹۷۸-۳-۷۵۱۹-۱۸۷۳-۲.
  63. O'Connor، J. J.؛ Robertson، E. F. (ژوئیه ۲۰۰۰). «Abraham Robinson». MacTutor. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۵.
  64. Davis، Isaac. «An Introduction to Nonstandard Analysis» (PDF). Department of Mathematics, The University of Chicago. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۵.
  65. Henle، Michael (۲۰۱۲). «The Hyperreals». Which Numbers are Real?. Classroom Resource Materials. Mathematical Association of America. صص. ۱۲۵–۱۷۰. doi:10.5948/UPO9781614441076.010. شابک ۹۷۸-۱-۶۱۴۴۴-۱۰۷-۶. بایگانی‌شده از اصلی در ۱ مارس ۲۰۲۶. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۵.
  66. Stahl، Saul (۲۰۱۲). Geometry from Euclid to Knots. Dover Books on Mathematics. Courier Corporation. ص. ۱۹۱. شابک ۹۷۸-۰-۴۸۶-۱۳۴۹۸-۷.
  67. «A complex mistake?». Nrich. University of Cambridge. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ نوامبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵.
  68. Nikouravan، Misha (مارس ۲۰۱۹). «A Short History of Imaginary Numbers». International Journal of Fundamental Physical Sciences. ۹ (۱): ۰۱–۰۵. doi:10.14331/ijfps.2019.330121. بایگانی‌شده از اصلی در ۵ نوامبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۵.
  69. Sepper، Dennis L. (۱۹۹۶). Descartes's Imagination: Proportion, Images, and the Activity of Thinking. University of California Press. ص. ۷۱. شابک ۹۷۸-۰-۵۲۰-۲۰۰۵۰-۰.
  70. Martínez، Alberto A. (۲۰۰۷). «Euler's 'mistake'? The radical product rule in historical perspective» (PDF). The American Mathematical Monthly. ۱۱۴ (۴): ۲۷۳–۲۸۵. doi:10.1080/00029890.2007.11920416. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۳. از پارامتر ناشناخته |s2cid= صرف‌نظر شد (کمک)
  71. Bellhouse، David R. (۲۰۱۱). Abraham De Moivre: Setting the Stage for Classical Probability and Its Applications. An A K Peters book. CRC Press. ص. ۱۴۲. شابک ۹۷۸-۱-۴۳۹۸-۶۵۷۸-۱.
  72. Larson، Caleb (۲۰۱۷). «An Appreciation of Euler's Formula». Rose-Hulman Undergraduate Mathematics Journal. ۱۸ (۱). دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵. از پارامتر ناشناخته |article-number= صرف‌نظر شد (کمک)
  73. Crowe، Michael J. (۱۹۹۴). A History of Vector Analysis: The Evolution of the Idea of a Vectorial System. Dover Books on Mathematics Series. Courier Corporation. صص. ۵–۱۲. شابک ۹۷۸-۰-۴۸۶-۶۷۹۱۰-۵.
  74. . Around Caspar Wessel and the Geometric Representation of Complex Numbers. Proceedings of the Wessel Symposium at The Royal Danish Academy of Sciences and Letters, Copenhagen, August 11-15 1998. Invited Papers.
  75. Krantz، Steven G. (۲۰۱۰). An Episodic History of Mathematics: Mathematical Culture Through Problem Solving. Mathematical Association of America Textbooks. ج. ۱۹. Mathematical Association of America. ص. ۱۸۹. شابک ۹۷۸-۰-۸۸۳۸۵-۷۶۶-۳.
  76. Overmann، K. A. (۲۰۲۵). «The Ishango Bone». Cultural Number Systems. Interdisciplinary Contributions to Archaeology. Springer, Cham. صص. ۵۳–۵۸. doi:10.1007/978-3-031-83383-0_8. شابک ۹۷۸-۳-۰۳۱-۸۳۳۸۲-۳.
  77. 1 2 3 Deza، Elena (۲۰۲۱). Mersenne Numbers and Fermat Numbers. Selected Chapters Of Number Theory: Special Numbers. ج. ۱. World Scientific. صص. ۳۹–۴۰. شابک ۹۷۸-۹۸۱-۱۲۳-۰۳۳-۲.
  78. 1 2 Agarwal، Ravi P.؛ Sen، Syamal K. (۲۰۱۴). Creators of Mathematical and Computational Sciences. Springer. صص. ۲۱۸–۲۱۹. شابک ۹۷۸-۳-۳۱۹-۱۰۸۷۰-۴.
  79. Jara-Vera، Vicente؛ Sánchez-Ávila، Carmen (۲۰۲۰). «New Proof That the Sum of the Reciprocals of Primes Diverges». Mathematics. ۸ (۹). doi:10.3390/math8091414. از پارامتر ناشناخته |article-number= صرف‌نظر شد (کمک)
  80. 1 2 Weisstein، Eric W. «Goldbach Conjecture». MathWorld–A Wolfram Resource. بایگانی‌شده از اصلی در ۱ نوامبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۵.
  81. Conrey، J. B. (مارس ۲۰۰۳). «The Riemann Hypothesis» (PDF). Notices of the American Mathematical Society. ۵۰ (۳): ۳۴۱–۳۵۳. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵.
  82. Kalvesmaki، Joel (۲۰۱۳). The Theology of Arithmetic: Number Symbolism in Platonism and Early Christianity. Washington, DC: Hellenic Studies Series 59.
  83. Gilsdorf، Thomas E. (۲۰۱۲). Introduction to cultural mathematics: with case studies in the Otomies and the Incas. Hoboken, N.J.: Wiley. OCLC 793103475. شابک ۹۷۸-۱-۱۱۸-۱۹۴۱۶-۴.
  84. Restivo، Sal P. (۱۹۹۲). Mathematics in society and history: sociological inquiries. Dordrecht. OCLC 883391697. شابک ۹۷۸-۹۴-۰۱۱-۲۹۴۴-۲.
  85. Burgin، Mark؛ Czachor، Marek (۲۰۲۰). Non-diophantine Arithmetics In Mathematics, Physics And Psychology. World Scientific. ص. ۳۸. شابک ۹۷۸-۹۸۱-۱۲-۱۴۳۲-۵.
  86. Zhmud، Leonid (۲۹ اوت ۲۰۱۹). Schimmelpfennig، L.، ویراستار. «From Number Symbolism to Arithmology». Zahlen- und Buchstabensysteme im Dienste religiöser Bildung. Tübingen: Seraphim. ۲۵: ۴۵. شابک ۹۷۸-۳-۱۶-۱۵۶۹۳۰-۲.
  87. Yang، Zili (اکتبر ۲۰۱۱). «'Lucky' numbers, unlucky consumers». The Journal of Socio-Economics. Elsevier. ۴۰ (۵): ۶۹۲–۶۹۹. doi:10.1016/j.socec.2011.05.008.
  88. 1 2 3 4 5 6 7 Bass، Hyman (۲۰۲۳). The Mathematical Neighborhoods of School Mathematics. Miscellaneous Book Series. American Mathematical Society. ص. ۶. شابک ۹۷۸-۱-۴۷۰۴-۷۲۴۷-۴.
  89. Weisstein, Eric W. "Natural Number". MathWorld.
  90. «natural number». Merriam-Webster.com. Merriam-Webster. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۴ اکتبر ۲۰۱۴.
  91. Fokas, Athanassios; Kaxiras, Efthimios (۱۲ دسامبر ۲۰۲۲). Modern Mathematical Methods For Scientists And Engineers: A Street-smart Introduction (به انگلیسی). World Scientific. p. 4.
  92. Charatan، Quentin؛ Kans، Aaron (۲۰۰۳). Formal Software Development: From VDM to Java. Bloomsbury Publishing. ص. ۲۶. شابک ۹۷۸-۰-۲۳۰-۰۰۵۸۶-۰.
  93. Herrick، Clyde (۱۹۹۷). Basic Electronics Math. Newnes. ص. ۲۶. شابک ۹۷۸-۰-۷۵۰۶-۹۷۲۷-۹.
  94. Suppes، Patrick (۱۹۷۲). Axiomatic Set Theory. Courier Dover Publications. ص. ۱. شابک ۰-۴۸۶-۶۱۶۳۰-۴.
  95. Jacquette، Dale (۲۰۱۴). Logic and How it Gets That Way. Routledge. شابک ۹۷۸-۱-۳۱۷-۵۴۶۵۳-۵.
  96. Locke، L. Leland (آوریل–ژوئن ۱۹۱۲). «The Ancient Quipu, a Peruvian Knot Record». American Anthropologist, New Series. Wiley. ۱۴ (۲): ۳۲۵–۳۳۲. doi:10.1525/aa.1912.14.2.02a00070. جی‌استور ۶۵۹۹۳۵.
  97. Weisstein, Eric W. "Integer". MathWorld.
  98. 1 2 Renshaw، Geoffrey؛ Ireland، Norman J. (۲۰۲۱). Maths for Economics. Oxford University Press. صص. ۲۵–۲۷. شابک ۹۷۸-۰-۱۹-۲۵۷۵۹۱-۳.
  99. Kossak، Roman (۲۰۲۴). Mathematical Logic: On Numbers, Sets, Structures, and Symmetry. Springer Graduate Texts in Philosophy. ج. ۴ (ویراست ۲nd). Springer Nature. صص. ۴۸–۴۹. شابک ۹۷۸-۳-۰۳۱-۵۶۲۱۵-۰.
  100. Greer، A. (۱۹۸۶). New comprehensive mathematics for 'O' level (ویراست ۲nd, reprinted). Cheltenham: Thornes. ص. ۵. شابک ۹۷۸-۰-۸۵۹۵۰-۱۵۹-۰.
  101. Weisstein, Eric W. "Repeating Decimal". Wolfram MathWorld (به انگلیسی). Archived from the original on 5 August 2020. Retrieved 23 July 2020.
  102. Hafstrom، John Edward (۲۰۱۳). Basic Concepts in Modern Mathematics. Dover Books on Mathematics. Courier Corporation. صص. ۱۴۲–۱۴۴. شابک ۹۷۸-۰-۴۸۶-۴۹۷۲۹-۷.
  103. 1 2 Heaton، Luke (۲۰۱۷). A Brief History of Mathematical Thought. Oxford University Press. ص. ۸۰. شابک ۹۷۸-۰-۱۹-۰۶۲۱۷۹-۷.
  104. Faticoni، Theodore G. (۲۰۰۶). The Mathematics of Infinity: A Guide to Great Ideas. Pure and Applied Mathematics. ج. ۸۰. John Wiley & Sons. صص. ۱۳۰–۱۳۱. شابک ۹۷۸-۰-۴۷۰-۰۴۹۱۳-۶.
  105. Takahashi، Daisuke (ژوئیه ۲۰۱۸). «Computation of the 100 quadrillionth hexadecimal digit of π on a cluster of Intel Xeon Phi processors». Parallel Computing. Elsevier. ۷۵: ۱–۱۰. doi:10.1016/j.parco.2018.02.002. hdl:2241/00153370.
  106. Agarwal، Ravi P.؛ Agarwal، Hans (۲۰۲۱). «Origin of Irrational Numbers and Their Approximations». Computation. ۹ (۳): ۲۹. doi:10.3390/computation9030029.
  107. Marples، Callum Robert؛ Williams، Philip Michael (۲۰۲۲). «The Golden Ratio in Nature: A Tour across Length Scales». Symmetry. ۱۴ (۱۰). doi:10.3390/sym14102059. بیبکد:2022Symm...14.2059M. از پارامتر ناشناخته |article-number= صرف‌نظر شد (کمک)
  108. Bird، John (۲۰۱۰). Engineering Mathematics (ویراست ۶th, revised). Routledge. ص. ۲۸. شابک ۹۷۸-۱-۱۳۶-۴۰۶۴۰-۹.
  109. Olmsted، John M. H. (۲۰۱۸). The Real Number System. Dover Books on Mathematics. Courier Dover Publications. صص. ۱۲۸–۱۲۹. شابک ۹۷۸-۰-۴۸۶-۸۳۴۷۴-۰.
  110. 1 2 Bădescu، Lucian؛ Carletti، Ettore (۲۰۲۴). Lectures on Geometry. Mathematics and Statistics. Springer Nature. ص. ۹. شابک ۹۷۸-۳-۰۳۱-۵۱۴۱۴-۲.
  111. 1 2 3 Magalhães، Luis T. (۲۰۲۵). Complex Analysis and Dynamics in One Variable with Applications. Mathematics and Statistics. Springer Nature. صص. ۱–۲. شابک ۹۷۸-۳-۰۳۱-۶۴۹۹۹-۸.
  112. Stein، Robert G. «Exploring the Gaussian Integers». The Two-Year College Mathematics Journal. ۷ (۴): ۴–۱۰. doi:10.1080/00494925.1976.11974454 (غیرفعال ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵).
  113. Gubareni، Nadiya (۲۰۲۱). Introduction to Modern Algebra and Its Applications. CRC Press. صص. ۱۷۲–۱۷۳. شابک ۹۷۸-۱-۰۰-۰۲۰۹۴۷-۱.
  114. Rana، Inder K. (۱۹۹۸). From Numbers to Analysis. World Scientific. ص. ۳۲۷. شابک ۹۷۸-۹۸۱-۰۲-۳۳۰۴-۴.
  115. Kreyszig، Erwin (۲۰۲۵). Advanced Engineering Mathematics, International Adaptation. John Wiley & Sons. ص. ۶۴۷. شابک ۹۷۸-۱-۳۹۴-۳۱۹۴۶-۶.
  116. Avella، Alessio (۲۴ ژانویه ۲۰۲۲). «Quantum Mechanics Must Be Complex». Physics. American Physical Society. ۱۵. doi:10.1103/Physics.15.7. hdl:11696/75499. بیبکد:2022PhyOJ..15....7A. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ نوامبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۵. از پارامتر ناشناخته |article-number= صرف‌نظر شد (کمک)
  117. 1 2 Sidebotham، Thomas H. (۲۰۰۳). The A to Z of Mathematics: A Basic Guide. John Wiley & Sons. ص. ۱۸۱. شابک ۹۷۸-۰-۴۷۱-۴۶۱۶۳-۰.
  118. Ziobro، R. (۲۰۱۸). «Parity as a Property of Integers» (PDF). Formalized Mathematics. ۲۶ (۲): ۹۱–۱۰۰. doi:10.2478/forma-2018-0008. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵.
  119. Caldwell، Chris. «The Largest Known prime by Year: A Brief History». The PrimePages: prime number research & records. بایگانی‌شده از اصلی در ۸ اوت ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵.
  120. Ziegler، Günter M. (آوریل ۲۰۰۴). «The Great Prime Number Record Races» (PDF). Monthly Notices of the American Mathematical Society. ۵۱ (۴). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۳ اکتبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵.
  121. Křížek، Michal؛ و دیگران (۲۰۲۱). From Great Discoveries in Number Theory to Applications. Springer Nature. ص. ۴. شابک ۹۷۸-۳-۰۳۰-۸۳۸۹۹-۷.
  122. «Hash table size». Advanced Data Structures: CSE 100. UC San Diego. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵.
  123. Křížek، Michal؛ و دیگران (۲۰۲۱). From Great Discoveries in Number Theory to Applications. Springer Nature. صص. ۲۵۳–۲۵۶. شابک ۹۷۸-۳-۰۳۰-۸۳۸۹۹-۷.
  124. Vandiver، H. S. (مه ۱۹۴۲). «An Arithmetical Theory of the Bernoulli Numbers». Transactions of the American Mathematical Society. American Mathematical Society. ۵۱ (۳): ۵۰۲–۵۳۱. doi:10.2307/1990076. جی‌استور ۱۹۹۰۰۷۶.
  125. Kalman، D.؛ Mena، R. (۲۰۰۳). «The Fibonacci Numbers—Exposed». Mathematics Magazine. ۷۶ (۳): ۱۶۷–۱۸۱. doi:10.1080/0025570X.2003.11953176.
  126. Pollack، Paul؛ Shevelev، Vladimir (دسامبر ۲۰۱۲). «On perfect and near-perfect numbers». Journal of Number Theory. Elsevier. ۱۳۲ (۱۲): ۳۰۳۷–۳۰۴۶. doi:10.1016/j.jnt.2012.06.008.
  127. Pal، Palash B. (۲۰۱۹). A Physicists Introduction to Algebraic Structures: Vector Spaces, Groups, Topological spaces and more. Cambridge University Press. صص. ۴۷–۴۸. شابک ۹۷۸-۱-۱۰۸-۴۹۲۲۰-۱. بایگانی‌شده از اصلی در ۳ مارس ۲۰۲۶. دریافت‌شده در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵.
  128. 1 2 Kontsevich, Maxim; Zagier, Don (2001), Engquist, Björn; Schmid, Wilfried (eds.), "Periods", Mathematics Unlimited — 2001 and Beyond (به انگلیسی), Berlin, Heidelberg: Springer, pp. 771–808, doi:10.1007/978-3-642-56478-9_39, ISBN 978-3-642-56478-9, retrieved 2024-09-22
  129. Weisstein, Eric W. "Algebraic Period". mathworld.wolfram.com (به انگلیسی). Retrieved 22 September 2024.
  130. Lagarias، Jeffrey C. (۱۹ ژوئیه ۲۰۱۳). «Euler's constant: Euler's work and modern developments». Bulletin of the American Mathematical Society. ۵۰ (۴): ۵۲۷–۶۲۸. arXiv:1303.1856. doi:10.1090/S0273-0979-2013-01423-X. شاپا 0273-0979.
  131. Vazzana، Anthony؛ و دیگران (۲۰۰۷). Introduction to Number Theory. Textbooks in Mathematics. CRC Press. ص. ۱۰۰. شابک ۹۷۸-۱-۵۸۴۸۸-۹۳۸-۰.
  132. Hull، Thomas C. (۲۰۲۰). Origametry: Mathematical Methods in Paper Folding. Cambridge University Press. صص. ۴۸–۵۷. شابک ۹۷۸-۱-۱۰۸-۴۷۸۷۲-۴.
  133. Berthelette، Sophie؛ و دیگران (۲۹ ژوئن ۲۰۲۴). «On computable numbers, with an application to the Druckproblem». Theoretical Computer Science. Elsevier. ۱۰۰۲. doi:10.1016/j.tcs.2024.114573. از پارامتر ناشناخته |article-number= صرف‌نظر شد (کمک)
  134. Immerman، Neil (۱۸ اکتبر ۲۰۲۱). «Computability and Complexity». در Zalta، Edward N. Stanford Encyclopedia of Philosophy (ویراست Winter ۲۰۲۱). دریافت‌شده در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵.
  135. Pour-El، Marian B.؛ Richards، J. Ian (۲۰۱۷). Computability in Analysis and Physics. Perspectives in Logic. ج. ۱. Cambridge University Press. ص. ۴۴. شابک ۹۷۸-۱-۱۰۷-۱۶۸۴۴-۲.
  136. Gouvêa، Fernando Q. (۲۰۱۰). «Local and Global in Number Theory». در Gowers، Timothy؛ و دیگران. The Princeton Companion to Mathematics. Princeton University Press. صص. ۲۴۲–۲۴۳. شابک ۹۷۸-۱-۴۰۰۸-۳۰۳۹-۸.
  137. Church، Benjamin؛ Lerner-Brecher، Matthew. «Introduction to p-adic Numbers» (PDF). Stanford University. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۲ نوامبر ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵.
  138. Brezov، Danail (۲۰۲۵). «The Tragic Downfall and Peculiar Revival of Quaternions». Mathematics. ۱۳ (۴): ۶۳۷. doi:10.3390/math13040637.
  139. 1 2 Yefremov، Alexander P. (۲۰۱۹). The General Theory of Particle Mechanics: A Special Course. Cambridge Scholars Publishing. صص. ۸–۱۱. شابک ۹۷۸-۱-۵۲۷۵-۳۲۹۲-۲.
  140. Neto، Manoel Ferreira Borges؛ Marão، José (۲۰۲۳). Hypercomplex: Trends for a Mathematical Foundation. Editora Appris. صص. ۵۵–۵۶. شابک ۹۷۸-۶۵-۲۵۰-۴۴۴۳-۹.
  141. 1 2 Valkova-Jarvis، Zlatka؛ و دیگران (۲۰۲۵). «Hypercomplex Numbers—A Tool for Enhanced Efficiency and Intelligence in Digital Signal Processing». Mathematics. ۱۳ (۳): ۵۰۴. doi:10.3390/math13030504.
  142. Saniga، Metod؛ Holweck، Frédéric؛ Pracna، Petr (۲۰۱۵). «From Cayley-Dickson Algebras to Combinatorial Grassmannians». Mathematics. MDPI AG. ۳ (۴): ۱۱۹۲–۱۲۲۱. arXiv:1405.6888. doi:10.3390/math3041192. شاپا 2227-7390.
  143. Lynch، Peter (۴ اکتبر ۲۰۱۸). «The many modern uses of quaternions». The Irish Times. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۵.
  144. Wolchover، Natalie (۲۰ ژوئیه ۲۰۱۸). «The Peculiar Math That Could Underlie the Laws of Nature». Quanta Magazine. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ مارس ۲۰۲۲. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۵.
  145. Burgin، Mark (۲۰۲۲). Trilogy Of Numbers And Arithmetic - Book 1: History Of Numbers And Arithmetic: An Information Perspective. World Scientific Series In Information Studies. ج. ۱۲. World Scientific. شابک ۹۷۸-۹۸۱-۱۲۳-۶۸۵-۳.
  146. Väth، Martin (۲۰۰۷). Nonstandard Analysis. Springer Science & Business Media. صص. ۵۹–۶۱. شابک ۹۷۸-۳-۷۶۴۳-۷۷۷۳-۱.
  147. Kuhlemann، Karl (۲۰۲۴). Nonstandard Analysis: In Higher Education, Logic and Philosophy. De Gruyter STEM. Walter de Gruyter GmbH & Co KG. صص. ۱۰۵–۱۰۶. شابک ۹۷۸-۳-۱۱-۱۴۳۰۵۳-۹.
  148. Alling، Norman L. (۱۹۸۵). «Conway's field of surreal numbers». Transactions of the American Mathematical Society. ۲۸۷: ۳۶۵–۳۸۶. doi:10.1090/S0002-9947-1985-0766225-7.

پیوند به بیرون

[ویرایش]
  1. این از خاصیت جانشینی تساوی به دست می‌آید، با ضرب هر دو کسر در حاصل‌ضرب مخرج‌هایشان: . همچنین، عکس آن با تقسیم بر همان حاصل‌ضرب درست است.
خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().