ویکی‌پدیا:درخواست برابر فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, درخواست برابر فارسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱

این جعبه: نمایشبحثویرایش

درخواست برابر فارسی برای عنوان چند فیلم هندی[ویرایش]

  • Rang De Basanti -انگلیسی:Colour it Saffron
  • به انگلیسی: The Mistress of Spices
  • Chup Chup Ke-انگلیسی:Quietly, Quietly
  • Yeh Hai Jalwa-انگلیسی:This Is Magic
  • به انگلیسی:Bend It Like Beckham
  • Kya Kehna-انگلیسی:What to Say
  • Kaho Naa... Pyaar Hai-انگلیسی:Say...You Love me
  • Dulhan Hum Le Jayenge-انگلیسی:I will take the bride
  • Jaan-E-Mann-انگلیسی:Sweetheart or Darling or Beloved
  • Laaga Chunari Mein Daag-انگلیسی:My Veil is Stained
  • God Tussi Great Ho-به انگلیسی:God you are Great
  • به انگلیسی: The Other End of the Line
  • به انگلیسی: Wake Up Sid- در این عنوان sid نام شخص است
  • Dil Bole Hadippa!-انگلیسی:Heart Says Hurray!
  • Trimurti (film)-به انگلیسی:Trinity

عارون (بحث) ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۲:۴۷ (UTC)

لطفا بگین دیگه.منتظرم. عارون (بحث) ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۳۶ (UTC)

درود. تا آنجا که می‌دانم:
  • Rang De Basanti -انگلیسی:Colour it Saffron زعفرانی‌اش کن [یعنی به رنگ زعفرانی رنگ‌آمیزی‌اش کن]
  • به انگلیسی: The Mistress of Spices معشوقهٔ ادویه‌جات (یا: دلدار ادویه‌جات؛ دلدار ادویه)
  • Chup Chup Ke-انگلیسی:Quietly, Quietly بی سر و صدا (شیوهٔ املاییِ مطلوبِ من: بی‌سروصدا) (شاعرانه: کاملاً آهسته، اما این ابهام دارد)
  • Yeh Hai Jalwa-انگلیسی:This Is Magic این جادو است (یا: این سحر و جادو است)
  • به انگلیسی:Bend It Like Beckham مثل بکام خمش کن
  • Kya Kehna-انگلیسی:What to Say چه می‌گویند (یا: چه باید گفت؛ چطور می‌شود گفت؛ خودمانی: چه‌جور بگم؛ چه‌جور می‌شه گفت)
  • Kaho Naa... Pyaar Hai-انگلیسی:Say...You Love me بگو [که] عاشقم هستی (یا: بگو [که] دوستم داری)
  • Dulhan Hum Le Jayenge-انگلیسی:I will take the bride عروس را [با خود] خواهم برد
  • Jaan-E-Mann-انگلیسی:Sweetheart or Darling or Beloved جان من (یا: جانان من) (خودش فارسیِ شاعرانه است :) )
  • Laaga Chunari Mein Daag-انگلیسی:My Veil is Stained روبنده‌ام رنگی شده (یا: روبندم لک گرفته) (بستگی به فضای فیلم دارد)
  • God Tussi Great Ho-به انگلیسی:God you are Great خدایا تو بزرگی (شاعرانه: خدایا، بنازم به عظمتت)
  • به انگلیسی: The Other End of the Line آن سر خط (یا: سمت دیگر آخر خط)
  • به انگلیسی: Wake Up Sid- در این عنوان sid نام شخص است: بیدار شو سید
  • Dil Bole Hadippa!-انگلیسی:Heart Says Hurray! دل آفرین می‌گوید (یا: دل می‌گوید آفرین) (رسمی‌تر: دل درود می‌فرستد؛ شاعرانه: دل می‌گوید زهی/ مرحبا)
  • Trimurti (film)-به انگلیسی:Trinity سه‌گانگی
شاد باشید. Hamid Hassani (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۲۷ (UTC)
درود. در مورد معشوقه ادویه‌جات، بانوی ادویه‌جات(ها) مناسب‌تر است. میسترس، به صورت الدفشن، بانو و مستر (استاد) هم هست. سپاس. mOsior (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۴۰ (UTC)
درود. «بانوی ادویه‌جات» خوب است. (خودِ «ادویه‌جات» جمع است و نیاز به «ـ ها» ندارد.) Hamid Hassani (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۵۳ (UTC)
درود. البته که منظورم ادویه‌جات یا ادویه‌ها بود...!! (پرانتز چسبیده به حرف قبل از خود برای نشان دادن امکان جابه‌جایی است.) mOsior (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۱۸ (UTC)
@MOSIOR: چون پرانتز معمولاً برای امکانِ بودن یا نبودن هم به‌کار می‌رود، اینجا سوءتفاهم پیش آمد. شاد باشید. :) Hamid Hassani (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۴۰ (UTC)
درود. مثل بکام قوسش بده-احتمالا هم به فوتبال میخوره هم به موضوع فیلم (مثل توپ که قوسدار از گوش ی دروازه میره داخل گل پس از شوت ماهرانه)قارونی گفتمان ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۱۹ (UTC)
@Gharouni: درود. موافقم؛ پیشنهاد خوبی‌ست. Hamid Hassani (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۴۰ (UTC)
با این‌حساب، «مثل بکام کات‌دار بزن»، بهتر می‌نماید. mOsior (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۳۰ (UTC)

متشکرم دوستان. یه سوالی در مورد عنوان Trimurti (film) دارم. تو لغتنامه نوشته که کلمه ی Trimurti سانسکریت هست هست و به معنای خدايان سه گانه ى هندوها (برهما و ويشنو و سيوا) هست. حالا باز به نظرتون من عنوان فیلم رو به سه‌گانگی ترجمه کنم؟ عارون (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۲۳ (UTC)

بله، این «سه‌گانگی»، در سانسکریت و در میان برهمن‌ها، به خدایان سه‌گانهٔ هندوها اطلاق می‌شود؛ یعنی همین «برهما» و «ویشنو» و «سیوا/ شیوا» که شما هم اشاره کردید؛ همچنان‌که در مسیحیت، پدر و پسر و روح‌القُدُس دیده می‌شود. همین معادل «سه‌گانگی» (= تثلیث) را پیشنهاد می‌کنم؛ در مقابل «یگانگی» (توحید) و در مقایسه با «دوگانگی/ دویی» (= ثنویّت)، که همه‌شان بارِ آیینی و مذهبی دارند. می‌توانید اینجا را ملاحظه کنید. Hamid Hassani (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۲۵ (UTC)

United States Army Intelligence Support Activity[ویرایش]

United States Army Intelligence Support Activity متأسفانه در زبان فارسی معادل مناسبی برای این کاربرد (اطلاعاتی) برای کلمهٔ Activity نداریم. من واحد پشتیبانی فعالیت اطلاعاتی ارتش ایالات متحده را پیشنهاد می‌کنم. می‌خواستم بدانم نظر اساتید در این زمینه چیست؟ Arian بحث ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۰۴ (UTC)

درود. معادلش این است: «عملیات پشتیبانی اطلاعاتی نیروی زمینی ایالات متحدهٔ آمریکا». اینجا Army به‌معنی «نیروی زمینی» است. Hamid Hassani (بحث) ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۴۷ (UTC)
@Hamid Hassani: با درود و سپاس از پاسخ شما,مشکل اینجاست که USAISA یک واحد نظامی است و گمان نمی‌کنم کلمهٔ عملیات جایگزین مناسبی باشد.نظر شما چیست؟ Arian بحث ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۵۲ (UTC)
بسیار خوب؛ پس: «واحد پشتیبانی اطلاعاتی نیروی زمینی ایالات متحدهٔ آمریکا». (گرچه Activity دارد.) Hamid Hassani (بحث) ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۰۳ (UTC)
از همکاری شما سپاسگذارم.موفق باشید.Arian بحث ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۰۶ (UTC)

──────────────────────────────────────────────────────────────────────────────────────────────────── @Arian Ar: چند دقیقه پیش، از دوستم جناب سرهنگ مسعود اسفندیاری، سرهنگ بازنشستهٔ ارتش و متخصص اصطلاح‌شناسی علوم نظامی، دانش‌آموختهٔ آمریکا، سؤال کردم. پیشنهاد ایشان، با توجه به گفتگوهای جناب‌عالی و بنده، این است: «واحد [عملیات] پشتیبانی اطلاعاتی نیروی زمینی ایالات متحدهٔ آمریکا» (یعنی با «عملیات» یا بدون آن). موفق باشید. Hamid Hassani (بحث) ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۲۳ (UTC)

درود. بسیار بهتر است به جای "واحد"، "یکان" گفته شود. هم در ارتش ایران واژهٔ "یکان" جا افتاده است و هم در ویکیپدیای فارسی بیشتر در چنین مواردی واژهٔ "یکان" را به کار می‌برند و هم این که این واژه یک واژهٔ فارسی سرهٔ جاافتاده است. دیاکو « بحث » ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۱۴ (UTC)
«یگان» بهتر است. برای نمونه، یگان ویژه نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا (United States Navy SEALs) هم داریم. Hamid Hassani (بحث) ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۰۵ (UTC)

✓ با سپاس از جناب دیاکو و استاد حسنی. Arian بحث ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۴۶ (UTC)

درخواست برابر[ویرایش]

درود. در مورد «Here Comes the Boom» چه باید گفت؟ نام فیلمی کمدی-ورزشی است. سپاس. mOsior (بحث) ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۴۲ (UTC)

با درود، «و این‌هم شکوفایی اقتصادی!» -- Mpj7 (بحث) ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۲۴ (UTC)
سپاسگزارم. اگر بخواهیم کمی طنازانه‌تر از این معنا استفاده کنیم، چه می‌توانیم بگوییم؟ با توجه به این‌که فیلم کمدی هم هست و شاید بهتر باشد عنوان خیلی رسمی نباشد. ممنون. mOsior (بحث) ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۱۰ (UTC)
نون بازوتو بخور یا اینم از چند مشت پول قارونی گفتمان ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۳۳ (UTC)
و شایدهم: «مشکل مالی؟! کدوم مشکل مالی؟!» -- Mpj7 (بحث) ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۰:۴۰ (UTC)
درود. از کلمه ی مشت به این دلیل استفاده کردم چون در داستان فیلم قهرمان اصلی مجبور میشه مشت هم بخوره که پول در بیاره. استعاره.قارونی گفتمان ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۲۲ (UTC)

commons[ویرایش]

درخواست ترجمه:

  • واژه: commons
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: اقتصاد
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Commons
  • مثال: While the commons tragedy was used as means for the enclosure movement and the clearances and in general to get rid of collective rights in favor of private property, the actual commons or "Allmende" provided no signs of an uncontrollable failure at all.
  • توضیحات: واژه‌ی commons که در صفحات کریتیو کامنز و تراژدی منابع مشترک و کمدی منابع مشترک و اموال عمومی هرکدوم به نحوی ترجمه شدن. ترجمه‌ی commons توی این عبارات چندان به دل نمیشینه و یک واژه‌ی یکتا توشون به کار نرفته حتی مجبور شدیم ویکی‌مدیا کامنز رو بکنیم انبار ویکی‌مدیا، ضمن اینکه برای خود واژه‌ی commons «منابع مشترک» نارساست؛ به دنبال یک واژه‌ی معادل نه چندان عربی برای این واژه‌ام.اگر هم پیدا نشد شاید باید دست به زنده کردن واژه‌ها بزنیم؟ --Rayeshman (بحث) ‏۸ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۲:۲۸ (UTC)
معادل مناسبی برای این واژه سراغ ندارم ولی «آب باریکه» اگر چه خیلی رسمی نیست ولی تا حد زیادی معنا رو میرسونه. اگر از واژه‌های رایج استفاده کنم می تونم «سرچشمه همگانی» رو پیشنهاد کنم. --دوستدار ایران بزرگ ‏۸ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۴۳ (UTC)
  • معادلهای فرهنگ هزاره برای commons: «ارزاق عمومی» و «مایحتاج». Wikimostafa (بحث) ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۴:۱۰ (UTC)
  • با توجه به مثال‌ها من‌هم؛ نه‌تنها یک واژهٔ فارسی که بتواند در همهٔ آن مثال‌هایی که آورده‌اید بنشیند سراغ ندارم بلکه، اطمینان دارم که چنین واژه‌ای نداریم و این کاملاً طبیعی‌ست. مقاله‌ای را که در بالا به‌آن اشاره می‌کنید در مجموع- خود درهمین باره یعنی معانی و کاربردهای مستعار این واژه در دوسه سدهٔ گذشته است. در نظر داشته باشید که اقتصاد نوین خود در این مدت بارها متحول شده، مثلاً واژهٔ «همگانی» که دوستدار گرامی به‌کار برده را در نظر بگیرید؛ کاربردهای دیگرش بماند،! حالا می‌خواهید بگویید «اموال همگانی» تعریف این اصطلاح اقتصادی در مکتب‌های اقتصادی موجود هم متفاوت است، در یک نظام باید به‌جای همگانی از واژهٔ مستعار «اشتراکی» استفاده کنید تا معنی را برساند و در نظامی دیگر که مالکیت تعریف دیگری دارد و اموال عمومی هم بسیار محدودترند و گاهی خود صاحبانی دارند ناچارید بکلی از به‌کاربردن واژهٔ اشتراکی صرف‌نظر کنید تا سخنتان معنی پیدا کند. در مورد «مجلس‌عوام- مجلس خواص» نمی‌توانید بگویید مجلس همگانی و «عوام» هم با آن‌که هنوز «همگان» هستند دیگر منظور دقیق را نمی‌رساند، و یا مثال خودتان میدیا کامنز (همگانی و مشترک) در برگردانی هوشمندانه و استعاری- انبار ویکی‌مدیا ترجمه شده. اگر به یک مورد خاص اشاره کنید کاربران می‌توانند بهترین گزینه‌ای را که به‌نظرشان می‌رسد ارائه دهند -- Mpj7 (بحث) ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۱۶ (UTC)
  • برای مقاله‌ی commons به این واژه نیاز دارم؛ عبارتی مثل سرچشمه همگانی نارساست و ارزاق عمومی و مایحتاج در عین جامع و مانع نبودن زیادی عربی‌اند و برای سایر مفاهیم کاربرد دارند. اگر از خود کامنز هم استفاده کنیم چندان توفیری با استفاده از این عبارات ندارد.

معادل پارسی اشتراک، «انبازش» است که از «همٰ‌باز» به معنی شریک گرفته شده(خود انباز در فرهنگ لغت‌های مختلف)؛ ترجیح من بر استفاده از واژگان فارسی است از نظر من ترکیباتی مثل «دارایی‌ انبازی» / «انبازه» (آنچه به انباز گذارده شده) /«ثروت عمومی» برای تعریفِ cultural and natural resources accessible to all members of a society که از یک طرف به ثروت‌های طبیعی و از طرفی به دارایی‌های فرهنگی اشاره دارد برای رساندن مفهوم مناسب هستند. انتخاب فعلی من «داریی انبازی» است که از این پس میتواند اختصاصا برای عبارت تخصصی commons در مفهوم اقتصادی آن به کار رود و مثلا تراژدی منابع مشترک بشود تراژدی دارایی‌های انبازی؛ هرچند هنوز ممکن است عبارات بهتری پیدا شود(؟) Rayeshman (بحث) ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۱۸ (UTC)

انبازه همانطور که گفتید به مفهوم اشتراکی بودن اشاره داره ولی جزء اول «منبع اشتراکی» یعنی منبع بودن رو نمیرسونه. واژه‌ای که انتخاب می کنیم باید معنی منبع اولیه رو برسونه. --دوستدار ایران بزرگ ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۲۹ (UTC)
من‌هم فارسی‌نویسی را برتر می‌دانم مگر مفهوم را نرساند. برای عنوان نوشتار Commons ارزش‌های همگانی را هم درنظر بگیرید که ارزش‌های فرهنگی هم که در متن آمده در بر گرفته می‌شود.در مورد «دارایی انبازی» دارایی‌های.... را درست‌تر می‌دانم ولی از واژهٔ انبازی در این‌جا مطمئن نیستم که بتواند جایگزین اشتراکی یا مشترک شود. شاید انبازشی و یا ترکیب دیگری از آن بتواند.-- Mpj7 (بحث) ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۰:۱۸ (UTC)
ارزش در علم جامعه شناسی به کار برده میشود. البته واضح است که انبازه به منبع بودن اشاره ندارد، ولی مقصود کلی من این است که مرگ یک بار و شیون هم یک بار؛ به جای اینکه هر دفعه از واژه‌ای استفاده کنیم، یک واژه‌ی مرده ،مانند انبازه که به قطع هیچ فارسی‌زبانی آن را به کار نمی‌برد، را زنده و نماینده‌ی این واژه میکنیم؛ پیشنهاد من این است که از این نیم‌نوواژه به طور اختصاصی برای مفهوم اقتصادی کامنز استفاده کنیم و عباراتی مثل کمدی انبازه‌ها، تراژدی انبازه‌ها،انبازه‌های دانشیک انبازه‌های دیجیتال را بسازیم. Rayeshman (بحث) ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۲۹ (UTC)

چند اسم به فارسی[ویرایش]

با سلام. لطفا بگین این اسم‌ها رو چطور به فارسی بنویسم:

  • Touko Laaksonen-اهل فنلاند
  • William Dobell-اهل استرالیا
  • Dean DeBlois-اهل کانادا
  • Don Bachardy-اهل آمریکا
  • Evergon-اهل کانادا
  • Yankel Feather-اهل بریتانیا
  • Ralf König-اهل آلمان
  • Christian Wilhelm Allers-اهل المان
  • Sascha Schneider-اهل آلمان
  • Boris Gryzlov-اهل روسیه
  • Mikhail Men-اهل روسیه
  • Timo Rautiainen-اهل فنلاند
  • Sakari Kuosmanen-اهل فنلاند
  • Magnus Krepper-اهل سوئد

قبلا هم درخواست برابر فارسی عنوان چند فیلم ساخت هند رو داده بودم که متاسفانه کسی کمک نکرده. عارون (بحث) ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۲۳:۵۴ (UTC)


سلام. تا آنجا که می‌دانم:
  • Touko Laaksonen - توکو لاکسونن
  • William Dobell - ویلیام دوبل (در مدخل: دُوبِل؛ همراه با تغییرمسیر از: ویلیام دابل)
  • Dean DeBlois - دین دبلوا (در مدخل: دین دُبلوا)
  • Don Bachardy - دان باکاردی (همراه با تغییرمسیر از: دان بکاردی، دون باکاردی، و دون بکاردی)
  • Evergon - اورگان (در مدخل: اِوِرگان)
  • Yankel Feather - یانکل فدر (در مدخل: یانکل فِدِر؛ همراه با تغییرمسیر از: یانکل فذر)
  • Ralf König - رالف کونیگ
  • Christian Wilhelm Allers - کریستیان ویلهلم آلرس
  • Sascha Schneider - ساشا اشنایدر
  • Boris Gryzlov - بوریس گریزلف
  • Mikhail Men - میخائیل من (همراه با تغییرمسیر از: میخائل من)
  • Timo Rautiainen - تیمو راوتیاینن (همراه با تغییرمسیر از: تیمو روتیاینن)
  • Sakari Kuosmanen - ساکاری کوسمانن
  • Magnus Krepper - ماگنوس کرپر
شاد باشید. Hamid Hassani (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۳:۳۰ (UTC)
درود جناب حسنی. در مورد Sascha Schneider "زاشا" درست است. دیاکو « بحث » ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۲۱ (UTC)
درود جناب دیاکوی عزیز. دقیقاً همین‌طور است که فرمودید. ممنونم که اشاره کردید. Hamid Hassani (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۰۶ (UTC)

متشکرم دوستان. فقط یه سوالی دارم. داخل پرانتز نوشتید -با تغییر مسیر- ،آیا منظورتون اینه که اون مقاله رو با دو عنوان ایجاد کنم؟ اگر اینطوره، لطفا راهش رو بهم نشون بدین. چون بلد نیستم مقاله‌ای با دو عنوان یا بیشتر ایجاد کنم. باز هم تشکر می‌کنم. عارون (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۰۸ (UTC)

مثلا در مورد تیمو راوتیاینن چنین عمل کنید. پس از این که مقاله را با عنوان اصلی تیمو راوتیاینن ساختید. نام تیمو روتیاینن را در جستجوی ویکیپدیا جستجو کنید. ویکیپدیا پیام خواهد داد که چنین مقاله‌ای وجود ندارد آیا می‌خواهید آن را ایجاد کنید. روی "ایجاد" کلیک کنید. صفحهٔ سفید که باز شد. این عبارت را در صفحهٔ سفید بنویسید:
  1. تغییر_مسیر تیمو راوتیاینن

بدین ترتیب اگر کسی تیمو روتیاینن را جستجو کند به مقالهٔ تیمو راوتیاینن ارجاع داده می‌شود.برای نمونه این تغییر مسیر را ببینید. دیاکو « بحث » ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۵۶ (UTC)

درخواست برابر فارسی[ویرایش]

  • fetish art
  • tom of finland (نام هنری یک نقاش فنلاندی)
  • Kaarina (نام شهری در فنلاند)
  • Illustrator (فکر میکنم نام نوعی سبک در نقاشی باشه-مطمئن نیستم)

عارون (بحث) ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۵۴ (UTC)

درود. تا آنجا که می‌دانم، برابرها را عرض می‌کنم:
  • fetish art: هنر یادگارخواهانه (چون fetish اینجا صفت است، بنابراین fetish art «ترکیب وصفی: صفت و موصوف» است.) توضیح: «یادگارخواهانه» بر «یادگارپرستانه» و «شیءپرستی/ شیءپرستیِ جنسی» ــ که بعضاً رواج یافته‌اند ــ ترجیح دارد.
  • tom of finland (نام هنری یک نقاش فنلاندی): تام فنلاند (Tom of Finland) توضیح: در برخی زبان‌های لاتین‌خط، لقبِ توکو لاکسونن (به فنلاندی: Touko Laaksonen) را به همین صورتِ Tom of Finland هم می‌نویسند؛ بنابراین پیشنهاد می‌کنم به این شکل به آن اشاره فرمایید: «تام فنلاند (به انگلیسی: Tom of Finland)».
  • Kaarina (نام شهری در فنلاند): کارینا
  • Illustrator (فکر میکنم نام نوعی سبک در نقاشی باشه-مطمئن نیستم): تصویرگر، تصویرساز (illustration، مرتبط با واژهٔ یادشده = تصویرگری، تصویرسازی).
تلاشتان در ایجاد مقاله‌های نو ستودنی‌ست. برایتان آرزوی بهروزی می‌کنم. Hamid Hassani (بحث) ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۲۶ (UTC)
خواهش می کنم. یه سوال دارم. مطمئن هستید که Kaarina (نام شهری در فنلاند) رو باید به صورت -مارینا- بنویسم؟ من فکر میکنم -کارینا- درسته. عارون (بحث) ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۲۱:۵۱ (UTC)
بله بله، «کارینا» نه «مارینا*». اشتباه تایپی بود. Hamid Hassani (بحث) ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۰۲ (UTC)