ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, زبان و زبان‌شناسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱
بایگانی ۲۲
بایگانی ۲۳
بایگانی ۲۴
بایگانی ۲۵
بایگانی ۲۶

این جعبه: نمایشبحثویرایش

Municipality[ویرایش]

Municipality اصلش به معنی شهرداری است ولی در مورد هر کشور باید تقسیمات کشوری آن را از بالا رو به پایین بررسی کنیم ببینیم در موردی که این واژه در ارتباط با آن کشور به کار رفته آیا معنی شهرستان می‌دهد یا بخش یا دهستان. این واژه بسته به مورد استفاده می‌تواند هر چهارتای این معانی را بدهد. باید مورد به مورد نگاه کرد.

— ماني ‏۲۵ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC)

با توجه به منابع معتبر فارسی مشخص کنید این واژه در تقسیمات هر کشور به چه معنایی به کار رفته است.

اسپانیا[ویرایش]

پرتغال[ویرایش]

سوئیس[ویرایش]

مکزیک[ویرایش]

چین[ویرایش]

تقسیمات کشوری چین خیلی پیچیده هست. در مورد municipality در این کشور هم نظر بدید. --دوستدار ایران بزرگ ‏۲۶ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۰۴ (UTC)

نظرات[ویرایش]

جناب ماني به نکتهٔ مهمی اشاره فرمودند. خوب است همین روزها، تا جایی که امکانش را داشته باشیم، به این موضوع توجه کنیم. – Hamid Hassani (بحث) ‏۲۶ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۳۴ (UTC)
ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۵#Municipality
ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۱۷#Municipality در رده‌ها
ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۲۶#Eslöv Municipality
ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۸#دهستان یا شهرداری
--Mehdi (بحث) ‏۲۶ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۱۸ (UTC)

رسمیه عوده[ویرایش]

درخواست ترجمه:

  • واژه: خانم رَسمیَة عَودَة Rasmea Odeh
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: زندگی نامه
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Rasmea_Odeh
  • مثال: Odeh was convicted of immigration fraud on...
  • توضیحات: فعالان زن عرب به دلایل مردسالارانه توسط اعراب شدیدا ًسانسور می شدند، اما بایکوت خبری و انکار وجود آنان توسط جمهوری اسلامی ایران نیز باعث شده فعالین حقوق زنان در کشور ما چندان نمونه های قیاس افتراقی و الگوهای مبارزاتی برای امروزمان در اختیار نداشته باشند . لذا این بیوگرافی تحویل می گردد (که بعید نیست با زحمات مترجمین کتاب بی نظیری مانند دخترشرق بینظیر بوتو از این جرقه برآید)..."برای حقوق بشر و سعادت خویش باید خودمان ظهور کنیم" --شمرون (بحث) ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۴۶ (UTC)

باسپاس و تواضع


Bohemian[ویرایش]

بوهمی درست است برای Bohemian یا بوهمیایی؟ این را برای مقالهٔ راپسودی بوهمی می‌خواهم. صفحهٔ بحث مقاله هم شاید کمک‌کننده باشد. Wikimostafa (بحث) ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۲۱ (UTC)

"بوهمی" درست است. معادل انگلیسی این واژه ملاک نیست. در زبان فارسی به منطقهٔ مورد نظر بوهم می‌گویند، نه "بوهمیا". از دیرباز در منابع گوناگون این منطقه را "بوهم" و ساکنان این منطقه را "بوهمی" می‌گفتند. دیاکو « پیام » ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۲۹ (UTC)

فرق زبان‌های فارسی، پهلوی و دری در چیست؟[ویرایش]

تعریف‌های متناقض زیادی از این زبان‌ها شنیدم، به طوری که گویا هیچ چیز مشخص نیست. من می‌خواستم بدانم تعریف‌های پذیرفته‌شده از این زبان‌ها چیست؟ فارسی و دری و پهلوی دقیقاً چه زبان‌هایی بودند؟ @Hamid Hassani: گرامی، نظر شما چیست؟ سپاس. -- کوهی (گفتگو) ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۳۴ (UTC)

من البته دانشم محدود است اما به نظرم «فارسی» عبارتی است چند پهلو که هم به فارسی امروزی (نظیر آنچه در ایران استفاده می‌شود) می‌تواند اشاره کند هم چند مفهوم دیگر. «دری» عموماً برای توصیف نوعی از زبان فارسی به کار می‌رود که در افغانستان رایج است. این که آیا دری یک زبان جداست یا صرفاً یک گویش/لهجه از زبان فارسی است، از سواد من بیشتر است اما تفاوت‌های دری و فارسی کمتر از تفاوت «شیرازی» با فارسی معیار ایران است و ما شیرازی را لهجه می‌دانیم؛ قضاوت با شما.
می‌ماند پهلوی. کج‌فهمی در مورد این ناشی از آن است که پهلوی یک زبان نیست بلکه یک خط است. زبانی که عموماً با خط پهلوی نوشته می‌شده اسمش هست «فارسی میانه». اما غلط مصطلح آن است که آن را نیز زبان پهلوی می‌نامند.
@Behaafarid: اگر بود می‌توانست دقیق‌تر و با ذکر منبع این را شرح بدهد. شاید @آرش: هم بتواند! هر چه باشد از دید برخی او به فارسی میانه حرف می‌زند) — حجت/بحث ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۲۲:۵۴ (UTC)
@Kouhi: جناب کوهی، بنده را پینگ کردید. ازآنجاکه پاسخ‌ندادن بعد از پینگ را مؤدبانه نمی‌دانم، پاسخم را به‌طور کاملاً فشرده تقدیم می‌کنم: فارسی به زبانی می‌گوییم که به‌عنوان زبان معیار (استاندارد) از اوایل دورهٔ اسلامی، یعنی از سده‌های اول و دوم، در سراسر ایران بزرگ به آن سخن گفته می‌شد و می‌شود و گویش‌های گوناگون داشت و هنوز هم دارد. گسترهٔ زبان فارسی درست به‌اندازهٔ قلمرو ایران بزرگ بوده‌است؛ بنابراین، قسمت‌های قابل‌توجهی از شبه‌قارهٔ هند و غرب چین و آسیای میانه و فلات آناتولی و میان‌رودان و حاشیهٔ جنوبی خلیج فارس (ازجمله، کشورهای امارات و قطر در روزگار ما) را هم دربرمی‌گرفت و هنوز هم آثار آن باقی‌ست. دری زبان درباری در ایرانِ اوایل اسلام است و درست بعد از زبان پهلوی رایج شد. زبان غالبِ منشیان سلاطین و امرا بود و زبانی فاخر به‌شمار می‌رفت. امروزه به یکی از دو زبان ملیِ افغانان «دری» می‌گویند. این دری ازنظر سیاسی زبان است، اما از دیدگاه زبان‌شناختی یکی از گویش‌های فارسی بزرگ به‌شمار می‌رود. این امر درمورد زبان تاجیکی هم صادق است. اما زبان پهلوی دو تاست: ۱. زبان پهلوی اشکانی یا پارتی، که بعد از فارسی باستان و اوستایی در ایران رایج بود و خط آن برگرفته از الفبای بسیار کهنِ آرامی است. بیشترِ آثارِ به‌جامانده از این زبان متعلق به مانویان است به‌علاوهٔ مقداری سنگ‌نبشته. ۲. زبان پهلوی ساسانی (معروف به «پهلوی» و «فارسی میانه»)، که در دورهٔ ساسانیان رواج داشت و خط آن هم شبیه پارتی و برگرفته از الفبای آرامی بود. زبان پهلوی تا حدود سدهٔ پنجم هجری (یازدهم میلادی) رواج داشت. برای آگاهی بیشتر، این منابع را خدمتتان معرفی می‌کنم: دانشنامهٔ ایرانیکا، دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی، ویکی‌پدیای فارسی، ویکی‌پدیای انگلیسی. – Hamid Hassani (بحث) ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۴:۰۵ (UTC)

عارض به خدمتتان که این اسامی، کمی مه‌آلود، نادقیق، مورد مناقشه و حتی سیاسی‌اند؛ بنابراین هر حدگذاری‌ای را می‌توان به مثالی نقض به‌چالش کشید. «زبان پهلوی» زبانی از خانوادهٔ شمال غربی ایرانی‌است که زبان اشکانیان بوده. زبان پارسی میانه (یا بنا بر غلطی مصطلح پهلوی ساسانی) زبانی از خانوادهٔ جنوب غربی بوده که با برآمدن ساسانیان، به‌مدت ۴۲۰ سال پروبال گرفت و پروده شد و بدان کتابت شد کتیبه‌ها و متون مقدس را بدان نگاشته شد و زبان دربار شد و پدر زبان فارسی کنونی! اهمیت هر دو زبان (پهلوی و پارسی میانه) را در آغاز ایرانشهر ساسانی، با کتیبهٔ سه‌زبانهٔ شاپور یکم بر کعبه زرتشت می‌توان فهمید. البته هرچه بر عمر ایرانشهر ساسانی افزوده شد، نمودار اهمیت پهلوی روی به افول نهاد و زبان پارسی میانه به سمت هرچه‌همه‌گیرترشدن پیش رفت. در اواخر عصر ساسانی، تحولی در زبان پارسی میانه در دربار و در میان منشیان رخ‌دادن گرفت که برخی پیرایه از زبان زدوده‌شد و روی به سوی سهل‌تر شدن گذاشت. این تحول منجر به زایش زبان «فارسی دری» از بطن «پارسی میانه» شد. البته این زبان نوپدید [که به فراخور محل زایش‌اش یعنی دربار، «دری» نام گرفت]، به سبب سقوط ایرانشهر، هرگز مجالی برای بالندگی در دل ایرانشهر نیافت و مراحل بعدی رشد و بالندگی‌اش را در شرق ایران، یعنی خراسان و فرارود سپردی کرد (البته فرارود هرگز جزء ایران نبوده و نیست). این زبان دری همان زبانی‌است که ما فارسی می‌گوییم‌اش. در متون تاریخی گاه «فارسی/پارسی»، گاه «فارسی/پارسی دری»، گاه «دری» ضبط شده‌است و تاریخا «هیچ تفاوتی میان فارسی و دری نیست. در عصر مدرن و با رواج اندیشهٔ دولت-ملت و شیوع دولت-ملت‌سازی، حکمرانان پشتون افغانستان که نه می‌توانستند آن سرزمین را از فارسی دری تهی سازند و نه عنوان «فارسی» برای‌شان تحمل‌پذیر بود، به تقلیل نامی این زبان به «دری» دست زدند که وضوحا» کنشی سیاسی بوده و فاقد ضرورت یا مصلحتی زبان‌شناختی. زیاده‌سخن نارواست، لذا از نسبت «امر مقدس» بر انفکاک فارسی دری از پارسی میانه، دوره‌بندی این دو زبان و بستر اجتماعی تحول درگذشتم.
@Huji: آنچه من بدان سخن می‌گویم، ملغمه‌ای‌است از هر آن چیزی که فارسی امروزی نیست. :-)--آرش ۲۱ شهریور ۱۳۹۵/ ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۳۱ (UTC)

stripper[ویرایش]

طوری که به نظر میرسه و بارها مشاهده کردم معادل‌های پیشنهادی فرهنگستان جانیفتاده، دور از ذهن، سنگین و غیرقابل ادا، ... هستند و در بسیاری از موارد هیچ واژه‌ای پیشنهادی نشده. این بار عنوان مقاله تن‌نشان به نظرم کاملاً عجیب میرسه و معلوم نیست پیشنهاد فرهنگستان هست یا نیست. گوگل‌یابی‌های من برای این واژه هیچ نتیجه‌ای نداد. شاید این واژه به دلیل مشابهتش با تن‌فروش ساخته شده باشه (در مورد همین واژه تن‌فروش هم به نظر اصلاً معادل خوبی برای اصطلاح انگلیسیش نیست). در مورد تن‌کامگی هم با وجود اینکه این واژه کاربرد زیادی داشته ولی فقط در ادبیات کلاسیک استفاده شده و اصطلاح رایج چیز دیگری است که در عنوان این مقاله استفاده شده. لطفاً نظرتون رو در این مورد بیان کنید. --دوستدار ایران بزرگ ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۴۸ (UTC)

تن‌نشان من‌درآوردی و کاملاً اشتباه است؛ مگر stripperها تن را می‌نشانند (مثل آتش‌نشان)؟ Wikimostafa (بحث) ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۲۸ (UTC)
بعید می‌دانم این واژه ساخت فرهنگستان باشد! پسوندِ «نشانِ» مستعمل در «آتش‌نشان» از مصدر «نشاندن» در مفهوم «دفع کردن» و «خاموش کردن» است نه «نشان دادن»! این عنوان غلط از ابتکار اشتباه سازندهٔ مقاله‌است نه مصوبهٔ فرهنگستان. اساساً وقتی بخواهیم از افعال مرکب برای واژه‌سازی بهره‌جوییم، هم اسم دخیل در فعل مرکب و هم فعال همکردی‌اش را به‌صورت مرخم استفاده می‌کنیم. فی‌المثل برای شی‌ای که برف را پاک می‌کند نمی‌گوییم «برف‌پاک» بل می‌گوییم «برف‌پاک‌کن». بر همین سیاق برای کسی که تن‌اش را نشان می‌دهد باید بگوییم «تن‌نشان‌ده» نه «تن‌نشان». هرچند درست‌اش «تن‌نما» است. --آرش ۲۱ شهریور ۱۳۹۵/ ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۳۹ (UTC)
تن‌نما به ذهن من رسید اما با خودم گفتم شاید با لباس‌های تن‌نما و بدن‌نما اشتباه گرفته شود. این بود که فعلاً به همان استریپر برگرداندم تا اگر اینجا در مورد تن‌نما یا برگردانی دیگر به اجماع رسیدیم آنگاه منتقل کنیم.Wikimostafa (بحث) ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۴۹ (UTC)
رقصنده برهنه پیشنهاد من است چون رقص برهنه کارش است . -- قارونی گفتمان ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۲:۳۳ (UTC)
من هم خودِ «استریپر» را پیشنهاد می‌کنم. برابرنهادهای فرهنگستان را اینجا به‌سادگی می‌توان دید. جناب دوستدار، از میان پنجاه‌هزار معادل مصوب درطول بیست سال، حدوداً چند درصد جانیفتاده و دورازذهن و سنگین و غیرقابل‌اداست؟ – Hamid Hassani (بحث) ‏۱۲ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۲:۴۲ (UTC)
@Hamid Hassani: پنجاه هزار واژه‌سازی در طول بیست سال عملکرد خیلی ضعیفی است برای زبان بزرگی مثل فارسی با لغت‌نامه دهخدا (به نظرم عملکرد فرهنگستان در گذشته خوب بوده اما اکنون دیگر خوب نیست). ایراد کار فرهنگستان از کجاست من نمیدونم ولی هنوز زبان ما پر است از واژه‌های عربی نامفهوم که خود به خود در حال کنار گذاشته شدن هستند.
به نظرتون لوده معادل خوبی هست؟ --دوستدار ایران بزرگ ‏۱۲ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۰۱ (UTC)
"لوده" در فارسی به آدم بیش از اندازه شوخ می گویند و هیچ ربطی به "استریپر" ندارد. به نظر من هم همان "استریپر" بنویسیم بهتر است، دست کم تا زمانی که معادل مناسبی برایش نداریم. چون این پدیده ایست که در جامعه ی ایران وجود ندارد. دیاکو « پیام » ‏۱۲ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۰۶ (UTC)
جناب دوستدار، «واژه‌گزینی» یکی از دوازده گروه پژوهشی فرهنگستان است. برای نقدِ مطالعات مربوط به اصطلاح‌شناسی باید با مفاهیم اولیهٔ این دانش و کارکرد آن آشنا بود. «گروه فرهنگ‌نویسی» فرهنگستان کارش تدوین فرهنگ جامع است و پیکرهٔ متنیِ آن شامل بیش از ده‌میلیون عنصر واژگانی‌ست. البته عملکرد گروه فرهنگ‌نویسی خالی از اشکال نیست و همچنان فرهنگ هشت‌جلدی سخن بهترین فرهنگ تمام‌شدهٔ فارسی‌ست. فرهنگ‌نویسی با اصطلاح‌شناسی فرق دارد و لغت‌نامهٔ دهخدا را باید با فرهنگ لغتِ دانشنامه‌ای مقایسه کرد نه با فرهنگ واژه‌های مصوب. افزون بر اینها، باید فرهنگستان‌های پیشین را هم شناخت و بعد قضاوت کرد. ما سال‌هاست که از مرحلهٔ نقد فله‌ای و بازاری و عامه‌پسند عبور کرده‌ایم. تنفر از عرب را نباید به زبان عربی کلاسیک، که ایرانیان در آن نقش عمده داشته‌اند، تعمیم داد. جامعهٔ علمی ما سال‌هاست که از این مرحله هم عبور کرده‌است. بااین‌حال، بیش از ۹۰٪ اصطلاحات مصوب فرهنگستان سوم فارسی‌ست و این تعمدی و آگاهانه و هماهنگ با جامعهٔ دانشگاهیِ ماست. «لوده»، چنان‌که جناب دیاکو هم اشاره کردند، با «استریپر» هیچ نسبت و تناسبی ندارد. – Hamid Hassani (بحث) ‏۱۲ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۱۵ (UTC)
نظر من بر این نیست که به دلیل تنفر از عرب واژه های عربی کنار گذاشته بشه بلکه جامعه به دلیل رشد تکنولوژی دیگر پذیرای واژه های عربی (چه اصلی، چه جعلی، چه تغییر یافته) و حتی فرانسوی نیست. ما داریم سیل ورود واژه های انگلیسی رو به زبان فارسی میبینیم تا حدی که هیچ واژه ای برای دستگاه ساده ای مثل vending machine نداریم. هر جا کم میاوریم می گوییم همان واژه انگلیسی. همین واژه stripper (یا striptease) چیز پیچیده ای مثل سامانه موشکی نیست که معادلی برایش نداشته باشیم. دوستدار ایران بزرگ ‏۱۲ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۲:۴۶ (UTC)

sex-positive[ویرایش]

درود. با توجه به بحث‌هایی که در اینجا با جناب ویکی‌مصطفی داشتم لطفا عنوان مناسبی برای مقاله پیشنهاد کنید. --دوستدار ایران بزرگ ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۴۹ (UTC)

ابزار ارزیابی کاربران:[ویرایش]

ابزارهایی برای ارزیابی فعالیت ها در ویکی[ویرایش]

با درود، صفحه ی ذیل از زیرمجموعه ی ویکی ها به حقیر معرفی شده برای "ابزار ارزیابی فعالیت در ویکی" . که برای هر فرد ویکی پدیایی بسیار مهم است در ثانی بیشتر صفحات کاربردی و فنی درباره ویکی پدیا ترجمه یا برابر فارسی دارند. از ترجمه نداشتن این صفحه تعجب خوهید کرد. اگر امکان فارسی کردن در صفحه ی مادر وجود نداشته باشد بهتر است صفحه ی برابر جدیدی به فارسی تشکیل داد. به هرحال ابزار بسیار مفیدی از زیرمجموعه های ویکی است که برای ترجمه تحویل می گردد. لطفا ً بنده را نیز در جریان اقدامات قرار دهید. با سپاس و تواضع --شمرون (بحث) ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۳۸ (UTC)
https://wikitech.wikimedia.org/wiki/Nova_Resource:Tools/Documentation

Crêpe paper[ویرایش]

درخواست ترجمه:

سال‌ها پیش، «کاغذ کرِپ» و «کاغذ چروک» شنیده بودم، اما تقریباً مطمئنم که امروزه به آن «کاغذ کرِپ» نمی‌گویند. عموماً نوعی کاغذ بسیار نازک است که هم برای ساختن چیزهایی مانند گُل کاغذی از آن استفاده می‌کنند و هم برای پوشش میوه‌ها. پیشتر در میوه‌فروشی‌ها هم یافت می‌شد؛ مثلاً پرتقال و سایر مرکبات را با تک‌برگ‌های کوچکِ این‌نوع کاغذ می‌پوشاندند تا زود خراب نشود. به آن «کاغذ پرتقال» هم می‌گفتند. در گوگل هم پیدا می‌شود. نسبتاً شیک هم بود. در انگلیسی به آن creped paper هم می‌گویند. crêpe از فرانسوی وارد انگلیسی و بسیاری زبان‌های دیگر (ازجمله فارسی) شده‌است. «کاغذ چروک» و به‌ویژه «کاغذ پرتقال» در کاربرد خاص آن (پوشش مرکبات) مصداق پیدا می‌کند. باید ببینیم سایر دوستان چیزی دربارهٔ نام آن شنیده‌اند یا خیر. – Hamid Hassani (بحث) ‏۱۳ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۰:۵۲ (UTC)
پ.ن: برای تزئین در جشن‌ها و به‌شکل نوارهای باریک (تقریباً شبیه روبان) هم کاربرد دارد. – Hamid Hassani (بحث) ‏۱۳ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۱:۲۸ (UTC)

function overloading[ویرایش]

درخواست ترجمه:

  • واژه: function overloading
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: برنامه نویسی شی گرا
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Function_overloading
  • توضیحات: بارگزاری مجدد توابع یا بیش تپانش توابع --178.21.41.43 ‏۱۳ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۱۲ (UTC)


resort[ویرایش]

Resort و Resort town و ترکیبات دیگر این کلمه وجود دارد ولی برابر فارسی دقیقی برایش نیست. --سعید (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۲:۵۱ (UTC)

شاید "شهرک گردشگری" بتواند معادل مناسبی باشد. دیاکو « پیام » ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۱۳ (UTC)
«تفرجگاه» یا «تفریح‌گاه» یک معادل خوب برای این واژه است. «ذخیره‌گاه» زیاد مناسب به نظر نمیاد ولی از اونجایی که این واژه بیشتر به صورت National resort استفاده میشه گاهی به «پارک ملی» ترجمه میشه. --دوستدار ایران بزرگ ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۵:۰۰ (UTC)

Kosovar[ویرایش]

درود معادل واژه Kosovar را نمی‌دانم کوزویی، کوزوویی و یا کوزوویایی است. سپاس بیکران -- ^-^آرتا شاراکی ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۲:۵۷ (UTC)

"کوزوویی" درست است. دیاکو « پیام » ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۱۴ (UTC)

اسامی مناسب برای فیلم ها[ویرایش]

لطفا برای فیلم های Cool World ، Across the Tracks و Are We Done Yet که به ترتیب در میان مسیرها، جهان سرد و هنوز کارمان تمام نشده؟ نام مناسب پیشنهاد دهید.باتشکر Behnam mancini (بحث) ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۰۸ (UTC)

Across بیشتر "از میان" معنی می دهد. "از میان مسیرها" معادل دقیقتریست. منظور از Cool هم اینجا "باحال" است و منظور "دنیای باحال" است. معادل Are We Done Yet هم می شود "کارمان تمام شده؟" دیاکو « پیام » ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۳۱ (UTC)
درمورد آخری (Are We Done Yet?‎) باید عرض کنم که yet به‌طور معمول با فعل منفی به‌کار می‌رود، اما اینجا، به دلیل کمیک بودنِ فیلم، تعمداً با فعل مثبت آمده‌است. این فیلم دنبالهٔ فیلمی به نام بالاخره رسیدیم؟ (Are We There Yet?‎) است. ضمن اینکه بنده معادل پیشنهادیِ جناب دیاکو را می‌پسندم، این تغییرمسیر را هم پیشنهاد می‌کنم: «بالاخره کارمان تمام شد؟». – Hamid Hassani (بحث) ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۴۸ (UTC)

Bookbreaking[ویرایش]

درخواست ترجمه:

  • واژه: Bookbreaking
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: کتاب
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Bookbreaking&oldid=604659149
  • مثال: Bookbreaking is the longstanding practice of removing pages (especially those containing maps or illustrations) from books, especially from rare books
  • توضیحات: توضیحات دیگر شما --mOsior (بحث) ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۲۵ (UTC)
  • صدمه به کتاب یا آسیب رساندن به کتاب و شاید هم کتاب دزدی. ماجرای فرهاد حکیم زاده در کتابخانه بریتانیا هم از همین دست است.--سعید (بحث) ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۴۰ (UTC)

درخواست نویسه‌گردانی از آلمانی[ویرایش]

درود بر دوستان. می‌خواستم ببینم نویسه‌گردانی این فرد Carl Spitzweg چه‌طور خواهد بود؟ آیا کارل اشپیتسوگ صحیح است یا چیز دیگری می‌شود؟ سپاس‌گزار. mOsior (بحث) ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۱۱ (UTC)

درود بر شما. کارل اشپیتسوگ درست است. یک تغییرمسیر از کارل اشپیتزوگ هم مفید است. – Hamid Hassani (بحث) ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۲۳:۲۹ (UTC)

معادل[ویرایش]

درود.لطفاً بفرمایید معادل نام این گیاه‌شناسان در فارسی چیست؟ Hans Sloane انگلیسی -Paul Hermann آلمانی-Philip Miller انگلیسی- Isaac Rand انگلیسی. بسیار سپاسگذارم. Nargess.n (بحث) ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۱۱ (UTC)

درود بر شما. به‌ترتیب: هنس اسلون (و تغییرمسیر: هانس اسلون)، پاول هرمان، فیلیپ میلر، آیزاک بند آیزاک رند. – Hamid Hassani (بحث) ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۳۷ (UTC)
البته صددرصد منظور جناب حسنی آیزاک رند بوده و نه آیزاک بند و اشتباه تایپی صورت گرفته است. دیاکو « پیام » ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۴۰ (UTC)
بله، «رند». ممنونم. :) Hamid Hassani (بحث) ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۳۰ (UTC)

خانواده Melon[ویرایش]

سلام. داشتم به خانواده Melon [۱] نگاه می کردم. به نظرم شما نام معادل مناسب برای آن چیست!--سید (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۲۸ (UTC)

برابر فارسی عنوان چند فیلم پورنو[ویرایش]

لازم به ذکر است که این فیلم ها برای همجنسگرایان می باشند که ممکن است در ترجمه تغییر ایجاد کند.در عنوان ها منظور از bear این خرس (فرهنگ همجنس‌گرایی) است.

  • Original bear 3 - uncut footage
  • Classic bear
  • Bear sex party
  • Bear Palm Spring vacation
  • Leather bears at play
  • Big bear trucking Co. 1
  • Big bear trucking Co. 2
  • Hard mechanics
  • Erotic spotlight series 1
  • Erotic spotlight series 3
  • Massive muscle bears

عارون (بحث) ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۱:۵۸ (UTC)

پارامترهای جعبه اطلاعات[ویرایش]

در بخش تاریخچه تکشیل جعیه اظلاعات مناطق مسکونی چند پارامتر است که ناهمگون ترجمه شده است یا اصلا ترجمه نشده است لطفا کاربران پیشنهادها (معادل) خود را در باره کلمات زیر منعکس نمایند تا در جعبه اطلاعات مقالات جایگزین گردد

  1. Settled :


  1. Founded :


  1. Incorporated (در بخشی از مقالات صورت شرکت شهردار به کار رفته که قاعدتا اشتباه باید باشد) :