ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, زبان و زبان‌شناسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱

این جعبه: نمایشبحثویرایش

عنوان[ویرایش]

بهترین و مناسب ترین عنوان برای رده مادر زیر:

Category:Folklorists

Antoni Gaudí[ویرایش]

این معمار سخت مشهور است و به نظر نویسه گردانی رایجش در منابع فارسی «آنتونی گائودی» باشد؛ اما در ویکی پدیا آنتونی گادی است که احتمالا از این سایت گرفته شده؛ پایین همان صفحه تلفظ کاتالان چیزی شبیه «گوئدی» (استرس روی ی) است. دوستان راهنمایی کنند.Wikimostafa (بحث) ‏۸ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۳۷ (UTC)

به این نگاه کنید. تلفظ درست‌تر به نظر من «آنتونی گاودی» است. — حجت/بحث ‏۸ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۳۴ (UTC)
ممنون، ولی این ویدئو به گمانم نمی تواند ملاک مطمئنی قرار بگیرد چون به زبان انگلیسی است و او کاتالونیایی بوده.Wikimostafa (بحث) ‏۹ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۳۸ (UTC)
درود. «آنتونی گودی» را پیشنهاد می‌کنم؛ به‌علاوهٔ تغییرمسیر از «آنتونی گادی»، «آنتونی گائودی»، «آنتونی گائدی»، و «آنتونی گوئدی». ارادتمند، Hamid Hassani (بحث) ‏۹ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۰۹ (UTC)
Wikimostafa با درود، تلفظ نام‌خانوادگی‌اش، چه در اسپانیولی و چه در کاتالان، هردو «گائودی» است. در آن پیوندی هم که از forvo گذاشته‌اید، آنرا «گائودی» می‌گوید؛ منتها برای کسی که گوشش به آواهای اسپانیولی عادت ندارد، ممکن است «گادی» شنیده شود. در برخی مناطق کاتالونیا، نام‌خانوادگی‌اش را با کسره‌ای خفیف بر رویِ «ی» آخر تلفظ می‌کنند. چیزی شبیه به «گائودیِ یا گائودیه»؛ اما این تلفظ فراگیر نیست و من در تمامی سفرهایم به بارسلون، همواره آن را «گائودی» شنیده‌ام و در این مورد تردیدی ندارم. در ایران هم تا آنجا که می‌دانم و از دوستانِ آرشیتکت شنیده‌ام، در منابع و مکالماتِ آکادمیک‌شان، وی را با همین نام «گائودی» می‌شناسند و رایج است. با تقدیم احترام -- Tisfoon (بحث) ‏۹ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۲۳:۵۵ (UTC)
پی‌نوشت: به‌عنوان نمونه، این را ببینید و بشنوید. (به کاتالان) -- Tisfoon (بحث) ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۰:۰۳ (UTC)
  • با سپاس از همگی مقاله را به آنتونی گائودی و این بخش را به بحث مقاله منتقل می کنم؛ دوستان اگر همچنان نظر دیگری داشتند در بحث مقاله ادامه دهند. Wikimostafa (بحث) ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۲:۵۳ (UTC)
    من دیگر منتقلش نمی‌کنم اما به نظر من «گائودی» املای خوبی نیست. کاتالان و اسپانیایی، هیچ‌کدام آن صدای همزه را ندارند. آنچه شما با همزه نوشتید را با به هم چسباندن صدای «آ» و «او» ایجاد می‌کنند. به نظر من دقیقاً به همین دلیل املای «گاودی» بهتر است. (البته ایرادش این است که ممکن است کسی با واو ساکن بخواندش و شبیه «گاو + دی» تلفظ کند). به هر حال فکر می‌کنم گائودی هم مفهوم را برساند — حجت/بحث ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۴:۱۸ (UTC)
من این نظرتان را هم به بحث مقاله بردم، ضمنا مقاله هنوز منتقل نشده و نیاز به دسترسی مدیریتی دارد. خواهشا همانجا نظر دهید تا سابقه بماند. Wikimostafa (بحث) ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۵:۰۸ (UTC)
با درودِ دوباره، همزه (ئـ، ؤ، ء) در نوشتار فارسی، در موارد مختلف، همیشه دردسرساز بوده‌است. یکی از موارد، نویسه‌گردانی نام‌های باستانی ایرانی به خط فارسی ـ عربی‌ست که داستانش مفصل است و اغلبِ دوستان هم با آن آشنا هستند. بنده همچنان پیشنهاد می‌کنم همزه از عنوان اصلِ مقاله برداشته شود. با احترام، Hamid Hassani (بحث) ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۴۱ (UTC)
  • لطفاً رأی و نظر نهایی تان را در بحث:آنتونی گادی اعلام کنید تا انتقال انجام شود، سپاسگزار. Wikimostafa (بحث) ‏۱۵ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۴:۱۲ (UTC)

اسامی فرانسوی -قسمت دوم[ویرایش]

با سلام. لطفاً اسامی عوامل فیلم‌های زیر رو به فارسی برگردانید. اسامی به فرانسوی هستند،البته داخلشون چند تا اسامی ایتالیایی و انگلیسی هم هست. با تشکر.

عارون (بحث) ‏۱۴ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۲۱:۱۵ (UTC)

ترجمه[ویرایش]

درخواست ترجمه:

  • واژه: Warzone

For the whole of its existence, the province would remain a bone of contention between the Romans and their eastern neighbors, the Sassanid Persians, suffering heavily in the recurrent Roman–Persian Wars. war broke out after the death of the Roman emperor Decius in 251 and the province was invaded by the Persian. In the second half of the 250s, the Persian shah Shapur I (r. ca. 240–270) attacked the Roman east, which was defended by the Roman emperor Valerianus (r. 253–260), whom he captured at Edessa in 260. In the next year however, Shapur was heavily defeated by Odaenathus of Palmyra and driven out of Osroene and Mesopotamia.

It was taken and retaken several times. Being a province on the frontier it had a Roman legion stationed there, Legio III Parthica and its Castrum (homebase) was Resaena though there are some doubts on that fact.


@Sahand Ace:

سلام. warzone واژهٔ تخصصی تاریخ نیست، در متن اشاره‌شده نیز به معنای عمومی‌اش به کار رفته‌است و همان منطقهٔ جنگی یا صحنهٔ نبرد یا منطقهٔ ستیز و از این قبیل می‌شود ترجمه کرد. یعنی منطقهٔ جغرافیایی که صحنهٔ نبرد شده‌است. در واژه‌نامه‌ای نگشته‌ام لذا نمی‌توانم استناد دهم، تنها نظر شخصی‌ام است. Hovakhshatra (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۲۸ (UTC)

بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت[ویرایش]

به نظر من بتمن و سوپرمن: طلوع عدالت ترجمه بهتری برای این عنوان است لطفاً نظر دهید زاید الوصف (بحث) ‏۲۰ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۴۴ (UTC)

اولویت نامگذاری با منابع معتبر سینمایی است پس از آن باید خبرگزاری‌های معتبر مثل بی‌بی‌سی فارسی را بررسی کنید. --آرمان (بحث) ‏۲۰ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۵۴ (UTC)
v مخفف versus و به معنی "در برابر" و "علیه" است و نباید آن را "و" ترجمه کرد. شاید بهتر بود "در برابر" ترجمه می‌شد که کمتر مفهوم ضدیت را نشان دهد. دیاکو « پیام » ‏۲۰ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۲:۴۳ (UTC)
بی بی سی فارسی از در برابر استفاده کرده است؛ منتقل کردم ولی اگر منابع معتبر سینمایی پیدا کردید اولویت دارند.--آرمان (بحث) ‏۲۰ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۱۶ (UTC)

نام فارسی برای punt[ویرایش]

درود، لطفاً نام برابری برای این گونه قایق punt - اینجا پیشنهاد کنید.--Mpj7 (بحث) ‏۲۲ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۳:۰۱ (UTC)

بازگردان کره‌ای به فارسی[ویرایش]

بازگردان استاندارد هانگول به فارسی[ویرایش]

@Hamid Hassani:

سلام آقای حمید حسنی و دیگران. آقای امید کولی شما را معرفی کردند که پیرامون برگردان هانگول به فارسی بپرسم. پیرامون برگردان پین‌یین به فارسی ایشان صفحه‌ای معرفی کردند اما پیرامون استاندارد برای بازگردان و نمایش آوای هانگول به فارسی تا به کنون برخورد نکرده‌ام. صفحهٔ هانگول از نظر توضیح خود صداها دارای اشکال است و نقص نیز دارد. برایم پرسش بود که آیا استانداردی برای بازگردانی هانگول به فارسی همچون Romanization هانگول که به‌وسیلهٔ دولت کرهٔ جنوبی یک روش استاندارد داده شده است، هم‌ارزی داریم یا هنوز اقدامی صورت نگرفته شده است؟ Hovakhshatra (بحث) ‏۲۲ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۵۸ (UTC)

نام‌های کره‌ای[ویرایش]

پرسش دیگری پیرامون استاندارد برگردان نام‌های کره‌ای به فارسی دارم. همان‌گونه که ممکن است بدانید در زبان کره‌ای نام‌های کره‌ای نخست نام‌خانوادگی آورده می‌شود و سپس نام کوچک. یک نام کره‌ای تقریبا همیشه ۳ بخش دارد (استثنائاتی هست که دو بخش یا چهار بخش شود ولی پیش‌فرض در بیشتر موردها سه بخش است). اگر نام‌خانوادگی دو بخش باشد، نام کوچک یک بخش می‌شود و اگر نام خانوادگی یک بخش باشد، نام کوچک دو بخش می‌شود. بیشتر موارد نام خانوادگی یک بخش است. در زبان انگلیسی برای برگردان این نام‌ها با همان ترتیب کره‌ای نام خانوادگی و سپس نام کوچک استفاده شده است و قسمت دو بخشی با یک خط تیره در میان دو بخش یا بدون فاصله آورده می‌شود. در نتیجه 이민호 به Lee Min-ho یا Lee Minho در ویکی‌پدیای انگلیسی و برخی منبع‌های دیگر آورده شده‌است. من خودم در نوشته‌هایم در برگردانی نام‌های کره‌ای ترتیب را به ترتیب رایج فارسی می‌آورم که خواننده نام و نام خانوادگی را به آسانی تشخیص دهد و بخش دو هجایی را با نیم‌فاصله می‌آورم ولی متوجه شدم که در ویکی‌‌پدیا همان ترتیب کره‌ای استفاده می‌شود و از یک تگ برای اشاره به کره‌ای بودن نام استفاده می‌شود و ذکر نام خانوادگی که ابهام‌ها را رفع می‌کند (همانند روش انگلیسی). اما یک نکته هنوز رعایت نشده است و در فارسی هر سه بخش را با فاصلهٔ کامل می‌نویسند. در انگلیسی برای قسمت دوبخشی که یک کلمه است و نه دو کلمه از خط تیره استفاده شده است. به نظر من در فارسی نیز از نیم‌فاصله می‌شود استفاده کرد چرا که یک کلمه نوشته شده است و نه دو کلمه. آیا اطلاع از استانداردهای تصویب شده برای بازگردانی نام‌های کره‌ای دارید؟ Hovakhshatra (بحث) ‏۲۲ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۵۸ (UTC)

@Hovakhshatra: سلام هوخشتره. خوشحالم که اینجا هم می‌بینمتان. آنچه من از کره‌ای می‌دانم، محدود به اطلاعات کلیِ دانشنامه‌ایِ یک زبان‌شناسی‌خواندهٔ آشنا با سازوکارِ بعضی از زبان‌های هندواروپایی و رده‌شناسیِ (linguistic typology) بعضی دیگر از خانواده‌های زبانیِ نامرتبط با کره‌ای‌ست. منظورِ شما را متوجه شدم و شما هم منظورِ مرا از عبارتِ اولم می‌دانید. خب، کاملاً واضح است که سعی دارید در نوشتن دقیق باشید و هستید. بنابراین، پیشنهادِ اولیه‌ام این است که چون خودتان کره‌ای می‌دانید و شاید هیچ‌کس در ویکی‌پدیای فارسی به‌اندازهٔ شما با «هانگول» هم آشنا نباشد (دست‌کم من اینجا چنین کسی را نمی‌شناسم)، هرطور خودتان تشخیص می‌دهید عمل کنید. با اطمینان گفتم «هرطور»، چون: ۱) می‌دانم به‌خوبی معنی و شیوهٔ استفاده از خط‌تیره و نیم‌فاصله را می‌دانید؛ ۲) با فضای ویکی‌پدیا آشنایی دارید و به تجربهٔ کاربرانِ دیگر احترام می‌گذارید و همیشه سؤال می‌کنید. لاتین‌نگاری (Romanization) دقیق‌تر از خط فارسی ـ عربی (Perso-Arabic) است؛ اما اینجا هم کارهایی می‌توان کرد. این صفحه هم برای چنین کارهایی ساخته شده‌است. راستی، اگر انگلیسیِ شما قوی‌ست، فراتر از اینها هم می‌توانید با ویکی‌فا (ویکی‌پدیای فارسی) همکاری کنید. شاد باشید. Hamid Hassani (بحث) ‏۲۲ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۲۴ (UTC)

عنوان فیلم[ویرایش]

en:The Effect of Gamma Rays on Man-in-the-Moon Marigolds (film) را چه ترجمه کنم؟

  • تاثیر اشعه گاما بر روی مرد در ماه گل جعفری (فیلم)
مسخره به نظر می‌آیدیاماها۵ / ب ‏۲۲ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۹:۵۱ (UTC)
همچنین فیلم فرانسوی en:Violette Nozière
یاماها۵ / ب ‏۲۲ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۲۰:۲۹ (UTC)
اولی: «اثر پرتوهای گاما بر روی گل‌های همیشه‌بهار ساکنان کره ماه» (نمایشنامه‌اش منتشر شده و هم روی صحنه رفته)
دومی: اسم خاص فرانسوی است: «ویولت نوزیه».Wikimostafa (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۲۷ (UTC)
سلام. اصطلاحِ Man-in-the-Moon اصطلاحی است که به باورِ چهرهٔ کسی را در ماه دیدن (در کمدی الهی «دوزخ دانته») و (روایت یهودیان که آن چهرهٔ کسی است که در روز سبت دزدی کرد و خدا به ماهش تبعید کرد) اشاره دارد و نیز بنا به این باور، این «مرد روی ماه» را هر کسی از دیدگاه خود به شکلی می‌بیند. اصطلاحِ «ماه‌زده شدن» به معنی خیالاتی شدن (loony از واژهٔ لاتین لونا به معنی دیوانه) هم در اینجا مؤثر است. بنا بر این همان تأثیر اشعه گاما بر «مرد روی ماه» که در این مورد «گل جعفری» یا «گل همیشه‌بهار»؛ یا نزدیک به آن با توجه به محتوای فیلم نام زیبنده‌ای است.--Mpj7 (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۴۱ (UTC)
دومی اسم خاص است. پس می‌شود: «ویولت نوزیِر» (به فرانسوی: Violette Nozière). «ر» در پایان تلفظ می‌شود؛ اگر املای فرانسوی‌اش Nozier بود «نوزیه» می‌شد (قس: ژانویه و فوریه). Hamid Hassani (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۲۲ (UTC)

یافتن معادل برای Queen of the Desert ...[ویرایش]

همکاران گرامی

Queen of the Desert یا به زبان اصلی مقاله مربوطه Königin der Wüste را چه بنویسیم که درست و معادل صحیحی باشد؟ همکاری نوشته شهبانوی بیابان که به عقیده من خیلی مشکل دارد. شهبانو در زبان ما همسر شاه است. در اینجا حرف از یک پادشاه مؤنث است... آیا میتواتن گفت ملکه کویر؟ یا بیابان؟ صحبت از فیلمی است درباره گرترود بل و زندگی او در کشورهای عربی، عربی زبان و کلاً بین اعراب... Xerxessenior (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۳۹ (UTC)

من فعلاً ملکه صحرا را پیشنهاد می‌کنم که یورونیوز به‌کار برده، ولی اگر منابع سینمایی معتبر پیدا شوند، برگردان آنها ارجح است. Wikimostafa (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۱۲ (UTC)
سپاس همکار گرامی. فارسی یورونیوز زبان مهاجر هاست :))) آخر Desert یا Wüste به آلمانی عموما خشک و خالی است و صحرا نه الزاما و گاه سبز است. درود بر شما Xerxessenior (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۳۷ (UTC)

عنوان رده[ویرایش]

بهترین عنوان برای ردهٔ long jumpers

Modern Sciences (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۴۶ (UTC)

@Modern Sciences: اون دفعه کثیر و ... برای jumper به یک نتیجه رسیدند آنها را پینگ کنید. --- Rmashhadi ♪♫ ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۱۰ (UTC)
@Rmashhadi: بهترین عنوان برای این رده به نظر بنده ورزشکاران پرش طول است Modern Sciences (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۱۹ (UTC)
@Modern Sciences: به نظر نادرست نمی‌آید اما بعضی حساسیت دارند معادل دقیق انتخاب شود می‌گفتند پرنده یا چیزی شبیه این، به نظر من همین عنوان را بگذارید اگر کسی اعتراض داشت خودش عوض می‌کند--- Rmashhadi ♪♫ ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۳۰ (UTC)
نتیجهٔ آن بحث این شد که باید به jumper گفت «پرنده». نظر من البته متفاوت بود اما دوستان شواهدی آوردند که نشان داد منابع فارسی از واژهٔ پرنده استفاده می‌کنند.
در نتیجه اگر بنا باشد آن را مبنا قرار بدهید باید از «پرندگان طول» استفاده کنید.
نظر من اما «پرشگر» بود و به نظر من «پرشگران طول» بهتر است — حجت/بحث ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۰:۱۰ (UTC)
برای رده، «پرشگران طول» مناسب‌تر از «پرندگان طول»* است. در بافتِ سخن (context)، مثلاً در یک جمله یا عبارت (phrase) می‌توان «پرنده» (و جمعش: پرندگان) را به‌کار برد، اما برای چنین رده‌ای «پرندگان»* به‌هیچ‌وجه مناسب نیست. درضمن، «پرشگر» هم خوب رأی آورد. انتخاب دوم من‌یکی هم (بعد از «پرنده»)، «پرشگر» بود. Hamid Hassani (بحث) ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۲۶ (UTC)

Robinieae[ویرایش]

درخواست ترجمه:

  • واژه: Robinieae
  • زبان: انگلیسی
  • حوزه تخصصی: نام یک تبار گیاهی
  • پیوند: https://en.wikipedia.org/wiki/Robinieae
  • توضیحات: رده سازی آکاسیا و اقاقیا مخلوط و نادرست است آکاسیا در ویکی انگلیسی رده ای به همین نام دارد که درست کردم اما اقاقیا نام رده اش Robinieae است که معادل فارسی ندارد--Roozitaa (بحث) ‏۲۶ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۲۲:۵۸ (UTC)
اسم Robinieae از Robinia می‌آید که اسم آن هم از Jean Robin گیاهشناس فرانسوی می‌آید. اگر بنا بود خودمان ترجمه کنیم، با توجه به این که تلفظ Robin در فرانسوی «روبـَن» است (مثل آرمان روبن) باید ترجمه کنیم «روبنیان».
با این حال توصیه می‌کنم که به کتاب‌های گیاهشناسی فارسی هم مراجع کنید. — حجت/بحث ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۰:۰۶ (UTC)
در یک کتاب گیاهشناسی فارسی که دارم معادل آن به فارسی نوشته نشده است. سرده اقاقیا

Robinia اقاقیا (سرده) است. شاید نام این تبار به فارسی اقاقیان بشود.Roozitaa (بحث) ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۰:۱۸ (UTC)

درخواست معادل[ویرایش]

درود لطفاً بفرمایید این اسمها را چگونه به فارسی بنویسم؟

Piotr Łuczynski و Dariusz Jemielniak (هر دو لهستانی) از راهنمایی شما سپاسگزارم.RAHA68 (بحث) ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۰:۵۵ (UTC)

درود. پیوتْر ووچینْسْکی، داریوش یِمیلْنیاک. Hamid Hassani (بحث) ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۴:۵۶ (UTC)
سپاسگزارم جناب حسنی.RAHA68 (بحث) ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۱۴ (UTC)

بررسی منبع[ویرایش]

دلایل نامعتبر بودن کتابی به نام «فرضیه زبان آذری و احمد کسروی» نوشته فردی به نام حسین محمدزاده صدیق را در تابلوی اعلانات منابع معتبر نوشته‌ام.[۱] به پیشنهاد همکار گرامی حمید حسنی، موضوع را در اینجا هم مطرح می‌کنم. لینک دریافت کتاب هم در همان توضیحاتم در تابلوی اعلانات منابع معتبر است. به دلیل جعلیات و تحریفات فراوان در آن کتاب و نیز زبان‌شناس نبودن نویسنده، کتاب از دید من نامعتبر است و نمی‌تواند به عنوان نظر مخالف در مقاله‌های زبان آذری و احمد کسروی به کار رود. یعنی ارزش و وزن آکادمیک به عنوان دیدگاه منتقد ندارد. نویسنده فوق نظریه‌های حاشیه‌ای و بی‌اساس فراوانی در حوزه زبان دارد. چند نمونه را در اینجا بخوانید. حالا به نظر همکاران گرامی، چگونه باید با این فرد و نوشته‌هایش در ویکی برخورد کرد؟ از دید من که مانند پورپیرار و زهتابی است و ارجاع دادن به نوشته‌هایش، در تضاد با شیوه‌نامه منابع معتبر در ویکی است. --اخگر (گفتگو) ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۴۸ (UTC)

بیزحمت ترجمه شود[ویرایش]

For the whole of its existence, the province would remain a bone of contention between the Romans and their eastern neighbors, the Sassanid Persians, suffering heavily in the recurrent Roman–Persian Wars. war broke out after the death of the Roman emperor Decius in 251 and the province was invaded by the Persian. In the second half of the 250s, the Persian shah Shapur I (r. ca. 240–270) attacked the Roman east, which was defended by the Roman emperor Valerianus (r. 253–260), whom he captured at Edessa in 260. In the next year however, Shapur was heavily defeated by Odaenathus of Palmyra and driven out of Osroene and Mesopotamia.

It was taken and retaken several times. Being a province on the frontier it had a Roman legion stationed there, Legio III Parthica and its Castrum (homebase) was Resaena though there are some doubts on that fact.

Sahand Ace ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۱۸ (UTC)

در تمام دورانی که این استان پابرجا بود، مایهٔ ستیز میان رومیان و همسایگان شرقی‌شان، ایرانیان ساسانی بود و آسیب فراوانی در جنگ‌های پیاپی ایران--روم می‌دید. پس از مرگ امپراتور روم Decius در سال ۲۵۱ میلادی، جنگ درگرفت و ایرانیان به این استان تاخت آوردند. در نیمه دوم دهه ۲۵۰ میلادی، شاه ایران شاپور یکم (پادشاهی از حوالی ۲۴۰--۲۷۰ میلادی) به شرق روم تاخت آورد، که Valerianus (پادشاهی از ۲۵۳--۲۶۰) از آنجا دفاع می‌کرد، که شاپور او را در ۲۶۰ در ادسا دستگیر کرد. با این حال در سال بعد، شاپور به سنگینی از Odaenathus پالمیرایی شکست خورد و از Osroene و میان‌رودان بیرون رانده شد.

این استان چندین و چند بار تسخیر و سپس بازپس‌گرفته شد. از آنجا که این یکی از استان‌های مرزی بود، یک لژیون رومی به نام Legio III Parthica در آنجا مستقر بود و Castrum او Resaena بود، هر چند که تردیدهایی دربارهٔ این نکته وجود دارد. -- کوهی (گفتگو) ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۱۰ (UTC)

Rosefinch[ویرایش]

en:Rosefinch، سهره‌رز؟ --آرمان (بحث) ‏۲۷ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۱۵ (UTC)

درود، بله به باور من سهره‌رز از گزینه‌های دی‍‍گری که به کار گرفته شده بهتر است. کسانی می‌کوشند واژهٔ فینچ یا فنچ را جایگزین سهره کنند که با این سلیقه مخالفم. در ویکی‌فا اینجا اینجا و اینجا و ... ... را داریم. از آنجا که واژهٔ «رز» خود اسم هم هست سهره‌رز می‌تواند از دیدگاه «صفت و موصوف» با به کارگیری «یای نسب» به صورت «سهرهٔ رزی» درآید همان‌گونه که در سهره خاکستری آمده.--Mpj7 (بحث) ‏۲۸ مهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۱:۰۹ (UTC)