می زیاده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
می زیاده
May ziade.jpg
نام اصلی ماری الیاس زیاده
Marie Elias Ziade
زادروز ۱۱ فوریه ۱۸۸۶
ناصره, فلسطین
مرگ ۱۷ اکتبر ۱۹۴۱ (۵۵ سال)
قاهره, مصر
ملیت لبنانی-فلسطینی
پیشه شاعر و نویسنده

می زیادة شاعر و نویسنده‌ی لبنانی-فلسطینی، از زنان فرهنگی برجسته‌ی دنیای عرب به شمار می‌رود.

می ، عروس ادب ، نویسنده خوش ذوق زبان وادبیات عرب در زبان های فرانسه و انگلیسی نیز آثاری دارد.

عروس ادب را "فاروق سعد" در باقات من حدائق "می" ، لقب داده است .

در ممالک عربی نام این نویسنده را اغلب میة (به فتح میم و یاء مشدد ) می گویند و با توجه به معنی نام و گفتار سکر آورش او را ماد موازل صهبا نیز می نامند .

"می"کوتاه شده کلمه ماری است ، مادرش این نام را به خاطر تحبیب برای او برگزیده است .

او در سال ۱۸۸۶ در ناصره، فلسطین از پدر و مادری لبنانی متولد شد و یگانه فرزند خانواده بود در دوران کودکی آموزش را شروع کرد و در سن چهارده سالگی وارد مدرسه راهبه های زیاده شد این مدرسه در دیر عینطوره در ناحیه کسروان شمال لبنان قرار دارد.

"می"در آنجا به تحصیل پرداخت و در سال ۱۹۰۴ به همراه والدینش به مصر سفر کرد ، زیرا پدرش الیاس بیک زیاده به عضویت هیئت تحریره روزنامه المحروسه درآمده و از نویسندگان این روزنامه شده بود و بعدها "می"هم در این روزنا مه مقاله می نوشت . با خواندن آثار جبران تحت تأثیر افکار او قرار گرفت و با مقالات خویش در جراید مصر او را ستود . جبران نیز اسلوب کارش را پسندید و مکاتبات آنان از سال ۱۹۱۱ شروع شد و تا مدت بیست سال دوام یافت .

محبتی که میان جبران خلیل جبران و می زیاده به وجود آمده و ریشه دوانیده است ، محبتی بوده نادر بلکه بی مانند که در تاریخ ادبیات و سرگذشت عاشقان بی سابقه بوده است .

این عاطفه شدید در میان آنان حدود بیست سال ادامه داشته است بی آنکه جز در عالم خیال و روحی لطیف و اندیشه ای به نازکی غبار مه ، یکدیگر را ملاقات کنند، زیرا جبران در مغرب زمین اقامت داشت و "می" در مشرق زمین میزیست و میان آنان به قول جبران هفت هزار میل و به قول "می" دریاهای پهناور فاصله بوده است و با وجود این می بینیم که آنان نزدیکترین کسان نسبت به یکدیگر و دلداده ترین عاشقان بوده اند.

می به بالاترین سطح تحصیلی و فرهنگی که یک زن در عصر خود قادر به دستیابی به آن بود،دست یافته بود. در حالی که در آن هنگام زنان به‌طور رسمی مجاز به ورود به دانشگاه نبودند، به دانشگاه مصر راه یافت.

می زیاده وجدان زنانه‌ی ادبیات عرب

در این که افراد علاقه‌مند به مسائل زنان و پیشرفت آنان در عرصه‌های گونه‌گون هستی، باید با گذران هنری، علمی، اجتماعی و فردی زنان متفکر و اندیشمند ایران و جهان، آشنا شوند، بحثی نیست. اما حقوق زنان از این رو برای پرداختن به زنان متفکر همسایه‌ی ایران، اولویت قائل است که شرایط زندگی آنان نسبت به زنان غربی،همانندی‌های بیش‌تری به شرایط زندگی زنان ایرانی دارد و این،امکان به‌کارگیری تجربه‌های قابل اجرای آنان را برای ما فراهم می‌کند. زیرا برای خوانندگان ایرانی ملموس‌تر و جالب‌تر است و امکان مقایسه را - هرچند اندک -به وجود می‌آورد. از سوی دیگر می‌تواند توجه پژوهشگران مسائل زنان در ایران را به سوی زنان خاور میانه و مشکلات عمومی و اختصاصی و مقایسه‌ی آن‌ها بکشد.

می زیاده به زبان فرانسه شعر می‌سرود و به پنج زبان تسلط داشت. حشر و نشر او با روشنفکران و نویسندگان عرب و برگزاری مجالس و سالن‌های ادبی به شهرت او افزوده است. بخش آخر زندگی او در رنج گذشت، به جنون متهم شد و مدتی در تیمارستان بستری و قرنطینه بود.

او روح ناآرامی بود که پیوسته در جهانی مغایر زیست. از دوران رشد خود در محلی مشرف بر کوه‌های لبنان گرفته تا زندگی در سالن‌های باز ادبی در قاهره، درگیر پاره کردن بندهایی بود که او را احاطه کرده بودند.

و حکایت عشقی جنون‌آمیز میان او و جبران خلیل جبران - مردی که هرگز او را ندید.

می زیاده ، شهابی بود که ناگهان در آسمان ادبیات عربی درخشید.

«میّ» در سال ۱۸۸۶ در ناصره به دنیا آمد. وی ۱۲ سال نخست زندگی‌اش را در ناصره سپری کرد و سپس پدرش او را به مدرسه‌ی «الفتوح» مخصوص راهبه‌ها در عینطوره ی لبنان فرستاد. او چهار سال را در آن مدرسه گذراند و پس از آن به مدرسه عازاریه ی بیروت منتقل شد. پس از یک سال ماندن در آن جا در سال ۱۹۰۴ به ناصره بازگشت. این بار اقامت در ناصره طول نکشید. خانواده‌ی میّ در سال ۱۹۰۷ به مصر مهاجرت کردند و مدتی در اسکندریه ماندند و سپس به قاهره نقل مکان کردند و آن جا را برای اقامت دائمی اعضای سه نفره‌ی خود برگزیدند. الیاس زیاده ابتدا در «المحروسه» قلم می‌زد و سپس امتیاز آن در سال ۱۹۰۹ به وی منتقل شد. «المحروسه» نخستین نشریه‌ای بود که میّ مقالاتش را در آن چاپ می‌کرد. ولی به مرور زمان، «میّ» در «الزهور» به مسئولیت انطون الجمیل و «المتقطف» به سرپرستی یعقوب صروف و «الهلال» به سردبیری جورجی و سپس امیل و شکر زیدان، و «الاهرام» به مسئولیت داود برکات و «الرساله» به سرپرستی احمد حسن الزیارت و «السیاسیه الاسبوعیه» محمد حسین هیکل و ... نیز مقاله نوشت.

کسانی که درباره‌ی او قلم زده‌اند، بیش‌تر به این‌که وی محور اصلی انجمن هفتگی سه‌شنبه بود و در آن انجمن همه‌ی مسائل فکری، ادبی، علمی و شعری و سیاسی مطرح می‌شد و هر نظر توضیحی، دفاعی و انتقادی می‌توانست در آن طرح شود، توجه داشته‌اند. زیرا که میّ با توان و لطافت، تمامی این امور را اداره می‌کرد، به طوری که هریک از حضار احساس می‌کردند که هم استفاده برده و هم استفاده رسانده‌اند.

سلمی الحفار الکزبری، بانوی ادیب، در کتاب «سری کامل تألیفات میّ زیادة» می‌گوید:

«با این که مردان زیادی دوستدار او بودند، اما قلب او جز برای جبران خلیل جبران نتپید و رغبت نشان نداد. میان این دو مکاتبه‌ی دل‌انگیزی وجود داشت که از سال ۱۹۱۲ تا دو هفته قبل از درگذشت جبران در سال ۱۹۳۱ ادامه داشت. برای این پژوهشگران ثابت شده است که پیوند میان این دو نویسنده‌ی نابغه، از یک علاقه‌ی متقابل شروع شده و پیش از این‌که به عشقی غلیظ و مه‌آلود با گرایش صوفی منشانه مبدل شود، به دوستی فکری انجامیده است. ولی تقدیر چنین بود که آن دو جز بر روی کاغذ با هم ملاقات نکنند.»

منابع[ویرایش]