امرؤالقیس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اِمرُؤُالقَیس فرزند حُجر (در حدود ۸۰ تا ۱۳۰ ق.ه - ۴۹۶ تا ۵۴۴ م)، نام کامل وی: (اِمرُؤُالقَیس بن حجر بن الحارث بن عمرو بن حجر آکل المرار بن معاویة بن ثور الکندی ) .

کنیتش (أبو وهب) ، أو (ابو الحارث)، گفتند: اسمش (جَندَح) و اِمرُؤُالقَیس لقب گرفته‌است. ومعنایش به عربی (رجل الشدة) یعنی مرد بردبار. ِامرُؤُالقَیس ابوالحارث جندح بن حجر کندی (ملک ضلیل) وی در حدود یک قرن قبل از اسلام می‌زیست.

زندگی[ویرایش]

« اِمرُؤُالقَیس » در أوائل قرن ششم میلادی در نجد متولد شد. مادرش:(فاطمه بنت ربیعه بن الحارث) خواهر (کلیب) و (مهلهل) « زیر سالم » است. « اِمرُؤُالقَیس » از معروفترین شاعر عرب جاهلی است. وی از فحول شعرای عرب بلکه از متقدمین آنهاست، ویکی از مشهورترین شعراء (المُعَلقات السَبعَة) ینعی «اصحاب معلقات سبعه» است. و (اصحاب معلقات سبعه) هفت تن از شاعران روزگار جاهلیت عرب بودند که هر یک قصیده‌ای غراسرودند و برحسب رسم معمول آن دوران آنها را از در کعبه بیاویختند که واردشوندگان آنها را ببینند و مایه ٔ شهرت و افتخار آنان گردد، و همین قصاید است که در السنه ٔ اهل علم به (سبعه ٔ معلقه) و (معلقات سبعه) مشهور است. این قصائد بارها چاپ شده‌است و شرحهای بسیار بر آنها نوشته‌اند، وهرقصیده از قصائد معلقات شامل ۸۱ تا ۱۰۰ بیت است. از جمله هفت تن آن شعراء عبارتند از:

  • این چند بیت از مطلعهٔ معلقهٔ مشهور «اِمرُؤُالقَیس » که به معلقهٔ (قَِفا نَبکِ ) معروف است:

مطلع معلقه[ویرایش]

قَِفا نَبکِ من ذکری جبیبٍ وَمَنزلِ بسِقطِ اللّوی بینَ الدَّخول فَحَوْلِ
فتوضحِ فالمِقراةِ لم یَعْفُ رَسْمُها لما نسَجتْها من جَنوبٍ وشمألِ
تری بَعَرَ الآرآمِ فی عَرَ صاتِها وقیعانها کَأنّهُ حبُّ فُلفُلِ
کأنیِ غَداةَ البَینِ یوم تَحَملّوا لدی سَمُراتِ الحَیّ ناقِفُ حنظلِ
وُقوفاً بها صَحْبی عَلیّ مَطِیَّهمْ یقولونَ لاتَهتِکْ أسیً وتَجَمَّلِ
وان شِفائی عَبْرَةٌ مُهَراقَةٌ فهلْ عند رَسمٍ دارِسٍ من مُعَّولِ
کدأبکَ من أمّ الحُوَیرِثِ قبْلها وجارَتِها أمّ الرَّبابِ بَمأسَلِ
اذا قامَتا تَضَوّعَ المِسْکُ مِنْهُما نسیمَ الصَّفا جاءتْ بَریاّح اَلقَرَنْفُلِ
ففاضَتْ دُمُوع العَینِ مِنی صَبَابَةً علی النَّحر حتی بلَّ دَمعی مِحمْلیِ
ألا رُبَّ یومٍ لک مِْنهُنَ صالِحٍ ولا سَّیما یومٍ بدارَةِ جُلجُلِ
وَیوْمَ عَقَرْتُ للعذاری مَطیّتی فیا عَجَباً من کورِها الُمتَحَمَّلِ
فظلَّ العذاری یرتمینَ بلَحمِْها وشحمٍ کهُداّب الدَّمَقش المُفتّلِ
ویومَ دخلتُ الخِدرَ خدرَ عُنَیزَةٍ و فقالتْ لکْ الوَیلات انّک مُرْجِلیٍِ
تقولُ وقد مالَ الغَبیطُ بنا معاً عَقَرْتَ بعیری یا اِمرُؤُالقَیس فانزِل
فَقُلْتُ لَهَا سِيْرِي وأَرْخِي زِمَامَـهُ ولاَ تُبْعـِدِيْنِي مِنْ جَنَاكِ المُعَلَّـلِ

أجداد اِمرُؤُالقَیس از اشراف عرب بوده‌اند. پدرش فرمانروا بر دو قیبلهٔ بزرگ نجد بود، (قبیلهٔ بنی أسد) و (قبیلهٔ غطفان). وی را (ملک حجر آکل المرار الکندی) می‌خواندند. وی پنجمین ملک از ملوک (مملکت آلکنده) در شبه جزیره عربستان بوده‌است. اِمرُؤُالقَیس مردی عشرت جو و کامران بود و در عیش و باده گساری بود که خبر کشته شدن پدرش بدست طایفه بنی اسد رسید. جمله معروف "الیوم خمر وغدا امر" را گفت و به جنگ بنی اسد رفت. کاری از پیش نبرد. برای استمداد به روم رفت و در شهر آنقره وفات یافت. داستان وی با تصرفی فراوان در مثنوی معنوی آمده‌است. [۱]

منابع[ویرایش]

  1. تفسیر مثنوی. جلال الدین همایی. نشر هما. تهران ۱۳۶۶

  • دیوان: ، “ (امریء القیس) “، چاپ دار صادر، بیروت لبنان، ۱۹۸۶ میلادی.
  • شرح دیوان اِمرُؤُالقَیس، چاپ سوم، الصقر للطباعة والنشر انتشار سال ۱۹۸۹ میلادی.
  • دکتر: الغنیم، یوسف، عبدالله (شعراء المعلقات) ، دار المشرق العربی، بیروت، چاپ سال ۱۹۸۵میلادی .
  • الحبیب، علی، محمد (المختار من اجمل الأشعار) ، دار الراوی، بیروت، چاپ سال ۱۹۹۵ میلادی .
  • المری، شاهین، طلحة (شعراء عصر الجاهلی) ، دار الهلال، بیروت، چاپ سال ۱۹۷۵ میلادی .
  • دکتر:جبرائیل، جبور، سلیمان، (الأمراء والقبائل) دار العلم للملایین: بیرت، چاب اول، انتشار سال ۱۹۸۸ میلادی. (به عربی).
  • البرقوتى ، عبدالرحمن ، رطاظ، (شُعَراء ما قَبل الاسِلاْم) دار العلم للملایین: انتشار سال ۱۹۸۸ میلادی. (به عربی).

جستارهای وابسته[ویرایش]