خالکوبی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| تغییر شکل در بدن |
| برداشتن بافت |
| تغییر بافت |
| افزودن به بافت |
|
خالْکوبی یا تَتو (تاتو) به عمل ایجاد نقوش دائمی یا با ماندگاری طولانی بر روی پوست گفته میشود. این عمل اختصاص به ایران ندارد و پدیدهای جهانگیر است. حتی در بین نقوشی که در جایهای گوناگون جهان انجام میشود، مانندگی نیز مشاهده شدهاست. خالکوبی در ایران بیشتر نزد زنان، پهلوانان و اوباش جاهل مرسوم بودهاست. [۱]
فهرست مندرجات |
[ویرایش] تاریخچه
خالکوبی در ایران به ادوار بسیار قدیم تاریخی باز میگردد. تندیسههایی در پازیریک و لرستان از دوره هخامنشیان یافت شدهاست که نشان خالکوبی بر بدنشان بودهاست.[۲] مولوی در مثنوی معنوی، در ضمن داستان پهلوان قزوینی (شیر بی یال و دم) به عمل خالکوبی با عنوان کبودی زدن اشاره میکند. [۳]
[ویرایش] روش
شیوه خالکوبی، با اندک تفاوت در همه جای ایران یکسان بودهاست. ابتدا نقش را با سوزنی بر پوست حک میکردند تا اندکی خون بیاید. سپس ماده رنگی را بر این زخم قرار میدادهاند تا به تدریج جذب پوست شود. ماده رنگی میتوانسته شامل نیل، سرمه، دوده چراغ، آب تره یا هر رنگ طبیعی ماندگار دیگر بصورت مایع یا جامد باشد. [۱]
[ویرایش] دلایل و نقشها
زنان معمولا برای زیباتر شدن اقدام به خالکوبی میکردهاند. گاه نیز به دلایل خرافی همچون افزون شدن مهر شوهر، سپید بختی ویا دورکردن چشم بد این عمل را انجام میدادهاند. محل خالکوبی بستگی به دلیل خالکوبی داشتهاست. طرح بوته گل یا گنجشک در زیر گردن برای زیبایی به کار میرفتهاست. نقش سرو و یا بوته گل بر سینه و خال تکی بر چانه و یا میان دو ابرو، همگی از خالهای زیبا کننده بودهاند. خال محبت بر زبان نقش میشدهاست و خال چشم بد و افزونی مهر شوهر در زیر ناف بکار میرفتهاست.[۱]
گاه نیز از خالکوبی به عنوان یک روش درمانی برای گلودرد (خالکوبی بر گلو) یا ترس (خالکوبی بر آلت تناسلی) و یا بادفتق (خالکوبی زیر ناف) استفاده میشدهاست. پهلوانان و شبه پهلوانان، معمولا خال را بر بازو یا سینه و به نقش شیر و اژدها میکشیدند. [۱]
[ویرایش] مذهب
از دیدگاه مذهبی خالکوبی روا نبودهاست. خواه به دلیل آزار بدن و خواه به دلیل نقش نگار. ولی عمدتا با آسانگیری مشکل بزرگی ایجاد نمینمودهاست. جاهلان و پهلوانان آیاتی از قرآن را نیز بر بازوی خود خالکوبی میکردهاند.[۱]
[ویرایش] منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ از خشت تا خشت. محمود کتیرایی. موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی. ۱۳۴۵ تهران
- ↑ R.Girshman. Persia, From the origin to Alexander the Great,۱۹۶۴ , P.۳۶۶
- ↑ مثنوی معنوی. مولوی بلخی. رینولد نیکلسون. انتشارات مولی. ۱۳۶۳ تهران

