سید محمد نوربخش خراسانی

سید علاءالدین محمد موسوی (۸۶۹–۷۹۵) معروف به سید محمد نوربخش اویسی قُهِستانی،[۱] مؤسس طریقه نوربخشیه، صوفی قرن نهم هجری،[۲] و متولد قائن بود.[۱] وی از شاگردان مير سيد شريف جرجانى[۱] و ابن فهد حلی بود[۳] او در سال ۸۲۶ هجری قمری ادعای مهدویت کرده است.[۴][۵] پیروان این طریقت نیز از تصوف ابنعربی متابعت کردهاند. فعالیت او در هرات و در زمان شاهرخ، دومین سلطان امپراتوری تیموری شروع شد، ولی پس از اینکه توسط یکی از پیروان حروفیه به جان شاهرخ سوءقصد شد، به اتهام قیام و دعوی خلافت و بابیت محکوم به مرگ شد و سپس تبعید گردید. او سرانجام در ۸۴۳ در روستای سولقان درگذشت.[۶] انسان نامه و شجره مشایخ از آثار اوست. پسر او شاهقاسم فیضبخش نیز از سران طریقه نوربخشیه بود.
ادعای مهدویت
[ویرایش]ادعای مهدویت وی از سوی برخی دوست دارانش مورد تردید قرار گرفته است. از سوی دیگر رسول جعفریان در مقالهای که در شماره ۱۷ مجله پیام بهارستان (وابسته به کتابخانه مجلس شورای اسلامی) منتشر شد به بررسی ادعای مهدویت او پرداخته. این مقاله بر اساس کتابچهای منتسب به او بنام «الهدی» است که نسخه آن توسط یک دانشجوی پاکستانی به تازگی در کتابخانه اسعد افندی و کتابخانه فاتح یافت و رونویسی شده است.
مواردی از رساله الهدی؛ عارف مکاشف محمد بن علی بن بهرام قائنی ـ قدس الله تعالی سره ـ گفت: رسول خدا (ص) را دیدم. مسئلهای را در حقائق پرسیدم. در پاسخ فرمود: حقیقت اشیاء را کسی جز مهدی نمیداند، و با دست اشاره به من کرد.
بار دیگر هم از یک عالم علوی شنید که دشمنان محمد، معروف به نوربخش، به زودی نابود خواهند شد، مانند کسی که در قندوز بود. کسی که در قندوز بود از من دربارهٔ او تفحص کرد. من به او گفتم: خبر بعد از بیست روز به من رسید که دشمنی که در قندوز بود هلاک شده است، همانطور که خدا به ما وعده کرده بود. یک بار دیگر با وی از دست ستمگران به کوههای البرز پناه بردیم و چهل شب عزلت اختیار کردیم. زمانی که از خلوت فراغت یافتیم، در حالی که خاطر او پر از محنت و هجوم بلاها و دشمنی دشمنان بود به من گفت: ما از دعوت به امامت، جز مشقت نصیبی نبردیم. گفتم: به عالم غیب بنگر، اگر اشارتی به ترک دعوت به امامت یافتی، آن را اختیار کن. او توجه کرد، و شنید که صدایی میگوید: مهدی خواهد آمد. خودش و مردم استقبال کردند. وقتی وصل شد و صورت او [مهدی] آشکار گشت، من را به شکل فارس [اسب سوار] دید و محقق ساخت که من امام موعود هستم. آنگاه خوابش را برای من تعریف کرد و گفت: ما ناچار از بلا هستیم و خلاصی از این محنتها برای ما نیست. پس توکل بر خداوند کردیم، به درستی که خداوند متوکلان را دوست دارد.
ولیّ السکران اسحاق بن یوسف ـ قدس الله تعالی سره ـ در طایقان [طالقان] به من گفت: در خواب دیدم که گویی در مسجد الحرام هستم، پس شنیدم که مهدی ظاهر شده است. به دیدار وی شتافتم. وقتی او را دیدم و صورتش بر من آشکار شد، دیدم تو هستی. خوشحال گشتم و یقین کردم که تو امام موعود هستی.
زمانی که ان شاءالله عمر من به هشتاد سال شمسی برسد، حکومت ممکن خواهد شد. چرا که رسول (ص) مدت سلطنت من را هفت یا هشت یا نه سال دانسته و خبر او راست است. اگر پیش از هشتاد سالگی چیزی فراهم آید، مختصر خواهد بود، اما کمال تسلط [سلطنت] تنها با گذشت هشتاد سال شمسی از عمر من اتفاق خواهد افتاد.
زمانی که خداوند اراده کرد تا مرا ظاهر سازد، در این زمان، این خصوصیت را ویژه من قرار داده، از دیگر مردمان روزگار ممتاز کرد. به طوری که اگر در تمام روی زمین، از مشرق گرفته تا مغرب، کسی یافت شود که مشکلات شریعت و طریقت و حقیقت را بتمامه، جز من، حل کند، امامت من باطل خواهد بود این چیزی است که لازمه او ریشه کنی مبانی ظلم و نشر بساط عدالت است، همانطور که رسولالله (ص) وعده داده است. چون کسی که بر مسند امامت تکیه زند، در حالی که در زمان او، کسی کاملتر از او باشد، بر آن کاملتر ستم کرده و ظلم همچنان باقی است. وعده [الهی] چنین نیست، زیرا روا نیست که امام موعود ظالم باشد، و کسی که ظالم باشد و ادعای امامت کند، ظالمترین ظالمان خواهد بود.
بنابراین، ای مؤمنان! بر شماست مرا بشناسید، زیرا رسولالله (ص) فرمود: کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است. و بر شماست محبت من، چرا که خداوند فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی
برخی از جاهلان تصور میکنند که دعوی امامت من از روی حب ریاست یا گردآوری مال است، آنچنان که کافران دربارهٔ خاتم انبیاء چنین تصوری داشتند. چنین نیست، زیرا ادعای امامت من، از جانب خودم نیست، قطب اولیاء و بزرگان از آنان به من امر کردهاند، بلکه مجبورم کرده و با من بیعت نمودهاند و از روی حبشان در راه خدا، حکم کردهاند. من هم قادر بر مخالفت با دستور ایشان نیستم، زیرا دستور آنان نیز از طرف خودشان نیست، بلکه از سوی خداوند است، آن هم با کشف و الهام.
من نمیتوانم با آنچه خدا و رسول و بسیاری از اولیاء دستور دادهاند مخالفت کنم. پس توکل بر خداوند کرده، امورم را به او واگذار کرده و منتظر وعده خداوند که بهترین ناصر است، هستم.[۷]
پوشیدن لباس سیاه
[ویرایش]از ممیزات طریقهٔ نوربخش، سیاهپوشی بود، چون این رنگ نماد نور و زندگی غیبیان شمرده میشد، و نوربخشیان را از حروفیان که سپید میپوشیدند، جدا میکرد. بعداً پیروان نوربخش، این شعار را به عمامهٔ سیاه بدل کردند که مبدل به شعار نهضت شد و مایهٔ افزایش هیجان مردم در پیوستن بدان گردید. تأثیر این شعار در عامه چندان بودکه دولت وقت، نوربخش را از کاربردن آن منع کرد.[۸]
شکست قیام و تبعید سید نوربخش به شیراز
[ویرایش]جنبش نوریخشیان به سال ۸۲۶ درکوهتیری از قلعههای ختلان آغاز گردید. با آنکه خود نوربخش معتقد بود که تا آمادگی کامل باید اعلام شورش را به تأخیر انداخت. ولی خواجه اسحق از شدت هیجان عجله کرد. قیام پیش از آنکه شروع شود، شکست یافت، زیرا دستهای از صوفیه ازاین جنبش انشعاب کرده به گروهی دیګر که زیر رهبری عبدالله مشهدی -مخالف و رقیب محمد نوربخش در ریاست طریقه - بودند، پیوستند. این جنبش به کشته شدن خواجهاسحق و برادرش و دستگیری و اعزام محمد نوربخش به هرات، پایتخت تیموریان، منتهی شد. شاهرخ که از انتشار دعوت حروفیه در ارتش خود قبلاً برآشفته بود با پدیدآمدن این حرکت تازه، در صدد برآمد هردو را ریشهکن سازد. ولی نوربخش بهاندازهای مورد علاقهٔ مردم بود که ظاهراً شاهرخ جرأت نکرد او را بکشد. فرمان داد به شیراز تبعیدش کنند و در آنجا وی را در انتخاب تبعیدگاه جدید آزاد گذاشتند.[۱]
محل دفن
[ویرایش]محل دفن وی که در سولقان قرار دارد به امامزاده معروف شده است. در سریال مسافری از هند که در سال ۱۳۸۱ از تلویزیون ایران پخش شد بهعنوان یکی از لوکیشنهای سریال مورد استفاده قرار گرفت.[۹]
پیوند به بیرون
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- 1 2 3 4 «نوربخش، محمد - ویکینور، دانشنامهٔ تخصصی». fa.wikinoor.ir. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۳.
- ↑ سید حسین نصر. «تصوف قرن هفتم و مکتب ابنعربی». بلاغ. بایگانیشده از اصلی در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۰. دریافتشده در ۱۶ دی ۱۳۸۶.
- ↑ لغت نامه دهخدا، مدخل نوربخش
- ↑ فرهنگ فرق اسلامی. ص۳۱۸.
- ↑ دائرةالمعارف فارسی. ج ۲. بخش۲. ص۲۵۷۲
- ↑ AGENCY، خبرگزاری صدا و سیما | IRIB NEWS (۱۳۹۹/۱۱/۱۴–۰۳:۰۱). «امامزاده سید محمد نوربخش کجاست؟». fa. دریافتشده در 2024-03-01. تاریخ وارد شده در
|تاریخ=را بررسی کنید (کمک) - ↑ «ترجمه رساله الهدی». بایگانیشده از اصلی در ۵ مارس ۲۰۱۶.
- ↑ ذکاوتی قراگزلو، علیرضا؛ مصطفی الشیبی (۱۳۸۷). تشیع و تصوف تا آغاز سدهٔ دوازدهم هجری. امیرکبیر.
- ↑ «امامزادهای در استان تهران که دشمن امام زمان (عج) بود». شیعه آنلاین. ۲۹ تیر ۱۳۹۴. بایگانیشده از اصلی در ۱۰ اوت ۲۰۱۵.
