دودمان لوزینیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

با مرگ لوون چهارم از دودمان هتومی که فرزندی از خود برجای نگذاشت تاج و تخت کشور ارمنستان به خانواده لوزینیان منتقل گردید. این خانواده که از نجبای بزرگ فرانسوی بودند در آن زمان هنوز بر سرزمین جزیره قبرس سلطنت می‌کردند و دولتشان آخرین دولت لاتینی منبعث از صلیبیون بود که در خاورزمین باقی‌مانده بود. حقوق این خانواده بر تاج و تخت ارمنستان جدید از ازدواج زابل خواهر هتوم دوم پادشاه ارمنستان با آموری دوتیر برادر هانری دوم پادشاه قبرس ناشی شده است.

نشان ملی پادشاهان لوزینیان

دو پسر از این وصلت نتیجه شده بود به اسامی ژان و گِی، که هر دو به خدمت دولت بیزانس درآمده بودند. پس از مرگ لوون چهارم، ژان[۱] به ارمنستان آمد و برای دوره کوتاهی نایب‌السلطنه کشور شد. دیری نگذشت که برادرش گی[۲] به او ملحق شد و به عنوان پادشاه جدید ارمنستان تاجگذاری کرد.

گی با جلوس بر تخت سلطنت ارمنستان سلسله پادشاهی جدیدی را بنیان گذاشت که نام سلسله (دودمان) لوزینیان نام گرفت.

تاریخ[ویرایش]

گی همینکه بر تخت سلطنت استقرار یافت از پرداخت خراج سالانه‌ای که می‌بایست به سلطان مصر پرداخت شود امتناع نمود.

سلطان مصر به ارمنستان حمله کرد و گی از کشورهای مسیحی کمک خواست. پاپ کلمنت ششم هزار سوار به یاری او فرستاد، لیکن فرمانروای جدید که لاتینی (کاتولیک) بود از اینکه اطرافیان خود را از کاتولیکها انتخاب کرده بود و به مذاکرات مربوط به وحدت کلیساهای ارمنی و کاتولیک نیز ادامه می‌داد ارامنه را از خود ناراضی کرد تا سرانجام در ۱۳۴۴م او را کشتند.

با مرگ او تاج سلطنت به دو لاتینی الاصل منتقل شد. کنستانتین چهارم[۳] پسر بودوئن سردار بزرگ ارمنی که پیروزمندانه در برابر حمله ممالیک مصر پایداری کرد، وی که متحد دولتهای لاتینی رودس و قبرس بود به نوبه خود به حمله و تعرض پرداخت و بندر اسکندرون را متصرف کرد (۱۳۵۷م).

جانشین او کنستانتین پنجم[۴] به دست ارامنه کشته شد و مملکت تا مدتی به دست بیوه او موسوم به ماری دوگوریگوس اداره می‌شد، تا در سال ۱۳۷۴م آخرین پادشاه ارمنی یعنی لوون پنجم لوزینیان برادر زاده گی و نوه زابل خواهر هتوم دوم بر تخت سلطنت ارمنستان نشست.

لیکن آخرین پادشاه ارمنستان جدید کشور را در وضع بسیار اسفناکی یافت بدین معنی که قسمت بزرگ آن به اشغال سپاهیان ملک الاشرف سلطان مصر و سپاهیان امرای ترکمن به اسامی داودبیگ و بوبکر در آمده بود. سلطان مصر تصمیم گرفته بود به هر قیمتی شده این آخرین کشور مسیحی آسیایی را که ارمنستان بود و امکان داشت که پایگاهی برای عملیات تعرضی مجدد دنیای غرب بشود از میان بردارد. او تنها به این شرط حاضر بود ارمنستان جدید را به عنوان یک کشور به رسمیت بشناسد که پادشاه کشور و ساکنان آن همه به دین اسلام بگروند.

پرچم دودمان لوزینیان

چون پادشاه و ارامنه از قبول این شرط امتناع ورزیدند نبرد درگرفت و مسلمانان با سپاهی به تعداد سی هزار نفر به جنگ حریفی آمدند که از نظر تعداد مبارز بسیار کمتر از آنان بود. ناچار ارامنه به دژ مستحکم سیس[۵] پناه بردند و در آنجا به مقاومتی مایوسانه پرداختند، این آخرین جنگ ارمنستان جدید به سبب عدم اتحادی که بین پادشاه و قسمتی از نجبای ارمنی وجود داشت، به گمان اینکه اگر پادشاه خانواده لوزینیان پیروز بشود وحدت کلیسای ارمنی و کلیسای کاتولیک را عملی خواهد کرد پایان تیره و تاری داشت.

در ۱۳۷۵م قلعه سیس ناچار به تسلیم شد و این تسلیم پایان دولت پادشاهی ارمنستان جدید را به دنبال داشت. بدین گونه که کشور در زیر ضربات دشمنانش از پای درآمد، در حالی که به قول ژورکا (مورخ رومانی) هنوز اسلحه در دست داشت.

لوون پنجم را به اسارت به قاهره بردند و او در آنجا در حضور سلطان مصر حاضر نشد تاج و تخت و کشورش را به بهای گرویدن به اسلام باز پس بگیرد. در ۱۳۸۲م با وساطت پادشاه کاستیل آزاد شد و به رم رفت از آنجا عازم اسپانیا به فرانسه نقل مکان کرد. در فرانسه جیره خوار شارل ششم فرانسه پادشاه آن کشور بود تا در ۱۳۹۳ در پاریس وفات یافت و در گورستان سن-دنی در جوار پادشاه فرانسه به خاک سپرده شد.

ولیکن کشور کیلیکیه (پادشاهی ارمنی کیلیکیه) تا قرن شانزدهم در تصرف سلطان مصر بود.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. jean
  2. guy
  3. Constantine IV, King of Armenia
  4. با پادشاه امپراتور بیزانس (روم شرقی) اشتباه نشود
  5. قلعه‌ای از قلعه‌های پادشاهی ارمنی کیلیکیه
  • ف. ماکلر،(Frédéric Macler) ارمنستان تاریخ قرون وسطای کمبریج، جلد ششم [۱]
  • Jacques de Morgan: History of the Armenian peoples [۲]/ ژاک دو مورگان، تاریخ ملت ارمنی، چاپ ۱۹۱۹ پاریس
  • هراند پاسدرماجیان، (تاریخ ارمنستان) ترجمه محمد قاضی. تهران، زرین ۱۳۷۷
  • تاریخ ارمنستان از دوران ما قبل تاریخ تا آخر سده هجدهم ترجمه آ. گرمانیک تهران ۱۳۶۰
  • رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمهٔ محمد معین تهران: علمی و فرهنگی،