خودگرایی اخلاقی
خودپرستی اخلاقی (به انگلیسی: Ethical egoism) یا اخلاق خودپرستی هنجاری اخلاقی است که بر موضع خود-انگیختگی افراد تاکید دارد . این بحث به صورتی واضح از خودپرستی روانشناختی جداست زیرا خودپرستی روانشناختی بر این موضوع تاکید دارد که افراد کاری را انجام میدهند که نسبت به آن انگیزه مند باشند ولی اخلاق خودپرستی بر این امر تاکید دارد که این راه قانونی است و می بایست در این مسیر حرکت کرد و برای این منظور دست به آفرینش هنجارها و قوانین بدین منظور میزند . اخلاق خودپرستی همچنین از بحثهای فردگرایی و خودپرستی عقلایی نیز با همین استدلال متمایز میگردد . اخلاق خودپرستی با اخلاق بخشایش در تضاد است و برای توجیه این امر میگوید، شاخصههای اخلاقی تولید کننده اجبارهایی برای کمک و یاری رساندن به دیگران هستند . خودپرستی اخلاقی گاهی در غالب یک فلسفه موردی برای توجیه آزادی فردی توسط پیروان مکاتب لیبرالیسم و آنارشیست حمایت میشود .
محتویات |
انواع خودپرستی اخلاقی [ویرایش]
سه نوع دیدگاه درباره خودپرستی اخلاقی وجود دارد که با برچسبهای فردی، شخصی و جهانشمول شناخته میشوند .
- اخلاق فردی خودپرستی (به انگلیسی: individual ethical egoist) : تاکید میکند مردم باید کاری را انجام بدهند که برای آنها منفعتی را به دنبال دارد .
- اخلاق شخصی خودپرستی(به انگلیسی: personal ethical egoist) : تاکید میکند مردم باید کاری که آنها را برمی انگیزاند راانجام بدهند ولی این دیدگاه هیچ تعریفی از اینکه چه کاری و تحت چه شرایطی می بایست انجام گیرد را مشخص نمیکند .
- اخلاق جهانشمول خودپرستی(به انگلیسی: universal ethical egoist) : بر پیدا کردن راه ارضای شخصی و پیش رفتن به آن سو تاکید دارد .
طرفداران [ویرایش]
مکس استیرنر اولین فیلسوفی بود که خود را خودپرست نامید . دیگر فیلسوفی مانند توماس هابز و دیوید گاسیر نیز اشاره کردهاند، افراد وقتی به دنبال اهداف نهایی و شخصی خود میروند دچار تضاد میشوند و این تضاد زمانی نابود میشود که آنها داوطلبانه از زیاده خواهیهای خود چشم پوشی کنند . فداکاری کوتاه مدت یک فرد برایش میزان زیادی از خود-انگیختگی را به دنبال میآورد که در خودپرستی عقلایی با دورهای بلند مدت تر نیز به وجود نخواهد آمد و این منشا بحثهای بیشماری درباره خودپرستی است . خودپرستی همچنین با مکتب ماتریالیسم از جانب توجه به مادیگرایی و نفعگرایی در رابطه میباشد ولی هیچ کدام از مکاتبی که به آنها اشاره شد، هیچ گاه بیان نکرده اند که رابطهای با خودپرستی دارند .
انتقادات [ویرایش]
تعدادی از منتقدان عقیده دارند که دیدگاه خودپرستی غیرمحتمل و غیر واقعگرایانه است و برای حمایت از آن می بایست خود-انگیختگی دوباره تعریف گردد تا مشتمل بر دیگران نیز بشود . همچنین خودپرستی اخلاقی و کلاً" خودپرستی به غیراخلاقی بودن محکوم شدهاست برای مثال توماس جفرسن نامهای به توماس لاو در سال ۱۸۱۴ نوشت و طی آن اظهار داشت :
خودانگیختگی، خودشیفتگی و یا خودپرستی جایگزین هر گونه اعمال درست اخلاقی شدهاست . اما من روابطم را با دیگران به نحوی مورد مداقه قرار می دهم تا مرزهای اخلاقی را پشت سر نگذارم . درباره خودمان، ما بر روی زمینهای از هویتمان استاده ایم و خودپرستی نمیتواند قسمتی از هویت و سیرت ما باشد زیرا همتا و قرینی ندارد، بلکه خودش، همتای خودش است .
منابع [ویرایش]
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Ethical egoism»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳۱ می ۲۰۱۱).