هوشتانه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از اوستن)
پرش به: ناوبری، جستجو
این مقاله به کیمیاگر هخامنشی می‌پردازد، برای پسر داریوش دوم به اوستن (پسر داریوش دوم) بروید.

هوشتانه یا اوستَن، یک کیمیاگر و فیلسوف مغ ایرانی در زمان هخامنشیان بود.[۱][۲]

او که یکی از کیمیاگران سلسلهٔ مغان زرتشت به شمار می‌رفت، در جریان لشکرکشی خشایارشا به یونان او را همراهی کرد و در آنجا به آموزش کیمیاگری و جادوگری پرداخت و چنان مورد استقبال قرار گرفت که بنا به گفتهٔ پلینی، بسیاری از فیلسوفان یونان همچون فیثاغورث، امپدکلس[پانویس ۱]، دموکریت، و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند، و سپس برای آموزش آن بازگشتند.[۳][۱] وی همچنین در یونان، آموزگاری دموکریت (مبتکر نظریهٔ اتم) را بر عهده داشت.[۴]

از وی به عنوان نخستین نویسنده در جادوگری یاد می‌شود و همواره به عنوان یکی از اصلی‌ترین مراجع کیمیاگری مطرح بوده‌است و آثار بسیاری به او نسبت داده می‌شده‌است.[۱] مردم باستان کاوش سنگ جادو (سنگی که دارندهٔ آن می‌توانست با بهره‌وری از آن فلزات را به زر تبدیل کند و با دستیابی به انوشگی عمری دراز داشته باشد، در انگلیسی: philospher's stone) را از او می‌دانستند. با این حال به دلیل ضعف و عدم هماهنگی منابع به‌جامانده دربارهٔ شخصیتی با این نام، برخی مراجع وی را شخصیتی افسانه‌ای دانسته‌اند و یا به وجود چندین فرد گوناگون با این نام اعتقاد دارند.[۱][پانویس ۲]

پیرامون نام[ویرایش]

واژهٔ «اوستن» از ایرانی باستان با تلفظ «H)uštāna)» یا «(ه)اوشتانَه» به معنی «با جایگاه و وضعیت خوب» است. این نام در پارسی نو به گونهٔ «آستان» یا «آستانه» بازمانده‌است و به همان معنی پیشین یعنی «جایگاهی نیکو» به کار می‌رود. این نام در منابع ایلامی و بابلی نیز بازتاب یافته‌است.[۱] در یونانی به صورت «Οστάνης» (اوستانوس) و در زبان‌های اروپایی «Ostanes» (اُستانس) گفته می‌شود.[پانویس ۳]

کیستی در منابع[ویرایش]

هرمودورس[ویرایش]

هرمودورس[پانویس ۴] (سدهٔ ۴ پیش از میلاد)، از شاگردان افلاطون، در کتاب «حکمت بیگانه»[پانویس ۵] به اوستن به‌عنوان نامی رایج در سلسلهٔ مغان اشاره می‌کند که از زرتشت تا زمان فتح اسکندر امتداد یافته‌بودند. او زرتشت[پانویس ۶] را مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش از سقوط تروآ می‌داند و اوستن را در میان نخستین نام‌های اعضای این سلسله قرار می‌دهد.[۱]

بلوس مندس[ویرایش]

بلوس مندس[پانویس ۷] (سدهٔ ۴ پیش از میلاد)[پانویس ۸] می‌گوید که چگونه از اوستن مغ دانش فرا گرفت. او ماجرای کشف متون حکمیمانهٔ باستانی را اینگونه بازگو می‌کند (مکانی که منجر به کشف لوح زمرد کیمیایی شد)[۵]:

«هنگامی که ما در معبد بودیم، یک ستون کوچک اتفاقی شکست، که ما توجهمان جلب شد که درونش خالی بود. اما اوستن آشکار کرد که در درون آن کتاب‌های باستانی گران‌بهایی حفظ شده و آن‌ها را با شکوه خاصی به همه‌گان نشان داد. با خم‌کردن ما برای نگاه به درون، از اینکه دیدیم چیزی را جا انداخته بودیم غافلگیر شدیم، چراکه در آنجا به این سخن بسیار ارزشمند [منسوب به اوستن] پی بردیم: «طبیعت در طبیعت افسون می‌شود، طبیعت بر طبیعت فاتح می‌شود، طبیعت بر طبیعت چیره می‌شود».

[۶]

پلینی بزرگ[ویرایش]

پلینی مهتر (سدهٔ یکم پس از میلاد)، در کتاب تاریخ طبیعی، زرتشت را به عنوان مخترع جادو معرفی می‌کند، اما می‌گوید نخستین نویسندهٔ جادو -چیزی که او از آن به عنوان راه و رسم مغان یاد می‌کند-، اوستن است تا جایی که بخش بزرگی از متون جادوگری را به او نسبت می‌دهد. آنگونه که پلینی شرح می‌دهد اوستن یکی از همراهان خشایارشا در حمله به یونان (سدهٔ ۵ پیش از میلاد) بوده‌است که جادو، «این فریبنده‌ترین هنرها را» به یونانیان معرفی کرد. پلینی همچنین از اوستن به عنوان هم‌عصر و همنشین اسکندر مقدونی (اواخر سدهٔ ۴ پیش از میلاد) یاد می‌کند، که احتمالاً فرد دیگری با این نام را با او اشتباه گرفته‌است.[۷][پانویس ۹]

پلینی تعریف اوستن از جادو را نیز بیان می‌کند: «آنچنان که اوستن گفت، انواع گوناگونی از آن وجود دارد، او ادعای غیب‌گویی از آب، ارواح، هوا، ستاره‌ها، چراغ‌ها، حوض‌ها و تیشه‌ها، و یا بسیاری از دیگر روش‌ها، و همچنین صحبت با ارواح و درگذشتگان را دارد.»[۸] به گفتهٔ پلینی معرفی «مهارت عفریتی» توسط اوستن به یونانیان نه تنها «هوسی»[پانویس ۱۰] در آن‌ها برای جادو برانگیخت، بلکه یک «دیوانگی» محض در آن‌ها به وجود آورد، تا جایی که بسیاری از فیلسوفانشان همچون فیثاغورث، امپدکلس[پانویس ۱۱]، دموکریت، و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند، و سپس برای آموزش آن بازگشتند.[۳][۱] همچنین اوستن در یونان، آموزگاری دموکریت (مبتکر نظریهٔ اتم) را نیز بر عهده داشت.[۴]

پلینی در کتاب تاریخ طبیعی (XXX, 2, 4, XXX, 5, 1) اینگونه می‌نویسد:

«بر پایهٔ نتایج پژوهش من، نخستین کسی که در این موضوع نوشت و آثارش تا به امروز به جا مانده، اوستن است. او خشایارشا را در جنگ علیه یونانیان در کنار شاهزاده همراهی می‌کرد؛ او بذرهای این هنر عفریتی را در هر کجا که می‌رسید می‌پراکند و همه را مبتلا می‌کرد. نویسندگان، زرتشت دیگری را اندکی پیش از او قرار می‌دهند. اما به طور قطع کسی که با الهام‌بخشی خود در مردم یونان نه فقط عشق، بلکه دیوانگی برای این علم را به وجود آورد همین اوستن است. در عین حال من توجه کرده‌ام که در این علم چه در گذشته و چه حال، بیش‌ترین درخشندگی و شهرت برای مکتوبات را تنها این یک نفر پیدا کرد. (...) آنگونه که اوستن آموزش داده‌است، انواع مختلفی از جادو وجود دارد: جادوهایی که آب، ارواح، هوا، ستاره‌ها، چراغ‌ها، حوض‌ها، تیشه‌ها، و یا بسیاری از دیگر روش‌ها را برای غیب‌گویی به کار می‌گیرد، و بعلاوه صحبت با ارواح و درگذشتگان.»

فیلوی بیبلوس[ویرایش]

از جملهٔ آثار منسوب به اوستن، اکتاتک[پانویس ۱۲] -به معنای نوشته‌ای در هشت کتاب- بود که فیلویِ بیبلوس[پانویس ۱۳]، در یک یا بیش از یک نسل پس از پلینی بدان اشاره کرده‌است. او می‌گوید که این کتاب آموزش می‌دهد که خدا یک قوش‌سر[پانویس ۱۴] (نوعی عفریت رایج در گوهرهای جادوگری) با تمام فضایل فلسفی یونان بوده‌است.[۱]

در دیگر منابع[ویرایش]

از اواخر سدهٔ یکم میلادی به بعد، از اوستن به عنوان مرجعی برای احضار روح و دیگر گونه‌های غیب‌گویی، اختربینی، ساخت طلسم‌شکن، و اسامی رمزی و ویژگی‌های جادویی گیاهان و سنگ‌ها یاد می‌شد.[۱] پلینی به اوستن و اقسام مختلف جادو از نظر او اینگونه اشاره می‌کند: غیب‌گویی از آب، هوا، ستاره‌ها، چراغ‌ها، و دیگر ابزار، بعلاوهٔ ارتباط با مردگان (احضار روح)، استفاده از بدن انسان و مواد گوناگون حیوانی و داروها.[۱]

شهرت او تا بدان‌جا فراگیر شد که در اواخر سدهٔ ۴ میلادی «او به یکی از مراجع بزرگ کیمیاگری تبدیل شده بود» و «بیش‌تر مکتوبات کیمیاگری سده‌های میانه تحت نام او در گردش بود».[۱]

مرجعیت او در متون کیمیاگری عربی و پارسی هم ادامه یافت. برای نمونه می‌توان به رساله‌ای عربی تحت عنوان «کتاب الفصول الاثنی عشر فی علم الحجر المکرم» (کتاب دوازده فصلی در پیرامون سنگ مکرم) اشاره کرد.[۹][۱۰]

پانویس[ویرایش]

  1. Empedocles
  2. اما به هر حال، گذشته از اوستن کیمیاگر مغ، ما می‌دانیم که دو شخصیت تاریخی دیگر با نام اوستن وجود دارند، یکی اوستن پسر داریوش دوم و دیگری اوستن از همراهان اسکندر در حمله به هند.
  3. در برخی موارد هم Osthanes.
  4. Hermodorus
  5. Diogenes Laertius
  6. در برخی منابع این زرتشت تحت عنوان «شبه‌زرتشت» (pseudo-Zoroaster) معرفی شده‌است.
  7. Bolus of Mendes
  8. تاریخ دقیق زندگی او مشخص نیست، اما از آنجا که می‌دانیم او از کتاب «Historia Plantarum» اثر ثئوفراستوس (۳۷۱-۲۸۷ پیش از میلاد) آگاه بوده، پس باید تا زمان او زنده بوده باشد.
  9. چون از نظر زمانی میان حملهٔ خشایارشا به یونان و دوران اسکندر حدود ۱۵۰ سال فاصله‌است و بعید است هر دو اشاره مربوط به یک فرد باشد. از سویی در منابع تاریخی به‌جاماندهٔ دیگر، به فردی با نام اوستن که اسکندر را در لشکرکشی به هند همراهی می‌کرده اشاره شده‌است. (Justi, Namenbuch, p. 52)
  10. در برخی موارد به جای «هوس»، «عشق» ترجمه شده‌است.
  11. Empedocles
  12. Oktateuch
  13. Philo of Byblos
  14. hawk-headed

یادکرد[ویرایش]

  1. ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ Iranica, Smith 2003.
  2. The works of Apuleius, page 247.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Beck 1991, p. 516.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ Livingstone, page 218
  5. M. Berthelot, C. E. Ruelle, pp. 41-56.
  6. متن به فرانسه که در این نوشتار از آن به فارسی ترجمه شده‌است:

    Alors que nous nous trouvions dans le temple, une petite colonne se brisa par hasard, dont nous constatâmes que l'intérieur était vide. Pourtant Ostanès affirma qu'en elle se trouvaient, précieusement conservés, les livres ancestraux, et il la fit voir en grande pompe à tout le monde. En nous penchant pour regarder à l'intérieur, nous eûmes la surprise de voir que nous avions laissé échapper quelque chose, car nous y découvrîmes ce mot si utile [attribué à Ostanès]: "La nature se plaît dans la nature, la nature triomphe de la nature, la nature domine la nature."

  7. Beck 2003, para. 7.
  8. Beck 1991, pp. 516-517.
  9. Anawati 1996, p. 862.
  10. Ullmann 1972, p. 184.

منابع[ویرایش]

  • Anawati, Georges C. (1996), "Arabic Alchemy", in Rashed, Roshdi, Encyclopedia of the History of Arabic Science, 3, London: Routledge.
  • Ullmann, Manfred (1972), Die Natur- und Geheimwissenschaften im Islam, Handbuch der Orientalistik, Abteilung I, Ergänzungsband VI, Abschnitt 2, Leiden: Brill.
  • Smith, Morton (2003), "Ostanes", Encyclopaedia Iranica, New York: iranicaonline.org.
  • Beck, Roger (2003), "Zoroaster, as perceived by the Greeks", Encyclopaedia Iranica, New York: iranicaonline.org.
  • Livingstone, David, The Dying God: The Hidden History of Western Civilization.
  • M. Berthelot, C. E. Ruelle, Collection des anciens alchimistes grecs (Lutetiae, 1888).
  • The works of Apuleius, translated by Hudson Gurney, Oxford University, 1853.
  • Justi, Ferdinand, Iranisches Namenbuch, N.G. Elwert, 1895