تصنیف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تصنیف یا افسانه‌سرایی (به انگلیسی: Ballad) قالبی منظوم و معمولا روایت‌گونه در ادبیات جهان است که از شعرها و آهنگ‌های انگلیسی و ایرلندی اواخر قرون وسطی است که تا قرن نوزدهم در سراسر اروپا، و بعد از آن در آمریکا، استرالیا و شمال آفریقا مورد استفاده قرار می‌گیرد. این قالب از قرن هجدهم توسط شاعران و آهنگسازان برای ساخت اشعار و تصانیف بزمی به‌کار برده می‌شد، اما در انتهای قرن نوزدهم بیشتر به عنوان قالبی برای اشعار عاشقانهٔ عام‌پسند به‌کار می‌رفت و اکنون نیز مترادفی برای هر نوع شعر و آهنگ عاشقانه در موسیقی عامه‌پسند و موسیقی راک است. در ایران نیز علی اکبر شیدا و عارف قزوینی از پیشگامان تصنیف‌سازی هستند.

تصنیف که ژوکوفسکی شرق‌شناس روس از آن به نام نثر ساده ضربی یاد می‌کند، برخلاف شعر به معنای ادبی آن که بر اساس اوزان عروضی ساخته می‌شود و خاص خواص است، تعلق به طبقات عامه دارد و قواعد دستوری شعر عروضی می‌تواند در آن به اقتضای تبعیت از آهنگ رعایت نشود.

تصنیف در ایران[ویرایش]

موسی حورنی (مورخ ارمنی قرن پنجم) و هانری ماسه از تصانیف ایرانی دوران باستان یاد می‌کنند که وزن آن به جای ساختار عروضی بر اساس شماره هجاها بنا نهاده شده بود. کریستین سن نیز درتاریخ پادشاهان کیانی از نمونه‌هایی از این تصنیف‌ها یاد می‌کند که نخستین نمونه‌های شعر پهلوی محسوب می‌شوند و در سرود تصنیف‌های مردمی در عهد سامانی بازخوانی شده‌اند. بنابراین به تعبیر یحیی آرین پور؛ شاید بتوان تصنیف را کهن‌ترین نوع شعر پارسی دانست که شباهت آن به انواع امروزی تصنیف بیانگر پیوستگی سیر تصنیف سرایی در میان عامه مردم ایران است.

حافظ و عبدالقادر مراغه‌ای از تعبیر قول و غزل در بیان تصنیف استفاده می‌کردند و عبدالقادر مراغه‌ای از خوانندگان آن با عنوان متغزلان عجم یاد می‌کرد. بنابراین واژه تصنیف را باید نامی جدید برای ترانه‌های قدیمی مردمی ایرانی دانست که اساس آن بر نظم هجابندی و تکرار برخی عبارت‌ها یا مصرع‌ها استوار است و شاعران بزرگ نیز از آن استفاده می‌کرده‌اند.

روح الله خالقی که شاید بتوان او را بنیان‌گذار تدوین تاریخ موسیقی ایران دانست، در مقدمه کتاب خود «سرگذشت موسیقی ایران»، انقلاب مشروطیت را نشان تاریخی آغاز دوره معاصر می‌داند. اما درمطالعه خود عملاً تبارشناسی موسیقی‌دانان و نوازندگان دوره احیا را از دوره فتحعلی شاه قاجار (۱۲۱۲-۱۲۵۰ هجری قمری) دنبال می‌کند. مبنای تبارشناسی خالقی نوازندگان دربارهای تازه شکل گرفته قاجار هستند. او نخستین گروه‌های موسیقی ایران را دو گروه زیر نظر «زهره» و «مینا» می‌داند که گروه‌های رقیب در دربار محمد شاه قاجار هستند. زهره و مینا، بی‌واسطه زیر نظر یک ارمنی اصفهانی و یک یهودی شیرازی موسیقی را فرا می‌گیرند. روشن است که چنین اقدامی در دربار ایران برای پیوستن «عمله طرب» – حتی با چنین نام نکوهیده‌ای– به جمله باشندگان حکومت تنها پس از فروپاشی حکومت روحانی‌مدار صفوی و ثبات نسبی پس از بر روی کار آمدن حکومت قاجار امکان‌پذیر بوده‌است

قدیمی‌ترین تصنیف در دوران بالنسبه جدید که ثبت شده‌است تصنیفی است که ۶۰ سال پیش از تولد شیدا سروده شده‌است. این تصنیف که در میان مردم جنوب ایران و فارس رواج داشته یک روایت عامیانه از خیانت به شاهزاده زند، لطفعلی خان زند است که با همه شجاعت راه به جایی نمی‌برد و حکومت را به آغا محمدخان قاجار واگذار می‌کند. تصنیفی هم در میان مردم فارس در دوره‌ای که شیدا ۳۳ ساله بوده‌است، رواج داشته‌است که در شرح احضار فرهاد میرزا حاکم سخت‌گیر فارس به تهران است.

تا پیش از شیدا چیزی از سرایندگان تصنیف‌ها که احتمالاً به صورت بداهه‌خوانی سروده می‌شده‌است نمی‌دانیم و تنها در تصنیف‌های مختلف نشانه‌های سروده‌ای از شاعری را می‌بینیم (نظیر نشانه‌های شعری که صبا در دعوت از لطفعلی خان زند سروده در تصنیف مربوط به او).

در میان تصنیف‌های تقریباً همزمان با شیدا و یا اندکی قبل از آن می‌توان از تصنیف «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه» نام برد که شعر آن از خیالی بخارایی است، .همچنین «خسرو خوبان» با شعری از عراقی، «بار فراق دوستان» با شعری از سعدی، «چهره به چهره» با شعری از قرةالعین و «تمنای وصال» با شعری از خیالی بخارایی و شیخ بهایی که از شناخته شده‌ترین نمونه این تصنیف‌ها هستند. چنان که در این ترانه‌ها دیده می‌شود، میان این ترانه‌ها که اکثراً در مجالس اهل طریقت خوانده می‌شده با ترانه‌هایی که در کوچه و بازار شنیده می‌شد، تفاوت وجود دارد. همچنین در این ترانه‌ها شاعر تصنیف‌ساز نیست و ساختار شعری آن با شکل تاریخی تصنیف‌های مردم پسند متفاوت است. می‌ماند تصنیف‌های مردم پسندی مانند «تو مگر ماه نکو رویانی» که شاعران شناخته شده‌ای ندارد.

علی اکبر شیدا احتمالا نخستین تصنیف‌ساز شناخته شده موسیقی ایرانی است.تقریباً ۲۲ تصنیف سروده شده از شیدا در اختیار داریم که از نظر مضامین، زبان شعری و نوع آهنگ‌ها دارای مشخصات سبکی خاص شیدا هستند. استادانی نظیر رضوی سروستانی بر ویژگی‌های سبکی این نوع تصنیف‌ها تاکید زیادی داشتند. مرور تاریخ و فضای شعر و موسیقی در دوران شیدا به ما کمک می‌کند تا موقعیت او را در احیای دوباره تصنیف ایرانی و زمینه‌های اثر پذیری و اثر بخشی او را درک کنیم.

تا پیش از وقوع نهضت مشروطه در ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۹۰۶ میلادی)، موسیقی رایج در شهرهای بزرگ غالباً مضامین عاشقانه، سرگرم کننده و گاه بسیار بی ارزش داشت. چنان که عارف قزوینی تصنیف‌سرای نامدار عصر مشروطه در کتابش می‌نویسد(نقل به مضمون): «وقتی من به ساختن تصنیف‌های میهنی روی آوردم، این هنر چنان تنزل یافته بود که حتی برای گربه شاه نیز تصنیف می‌ساختند».

عارف قزوینی هر چند به ساختن تصنیف های میهنی مشهور است ولی تصنیفهای او مضامین مختلفی از جمله عاشقانه دارند.بسیاری از تصنیف های عارف اینگونه است که بر روی ملودی ثابتی می توان چند شعر مختلف که در دیوان او آمده اجرا کرد.در واقع از یک ملودی می توان استفاده چند منظوره کرد و مضامین مختلفی را بیان کرد. عارف قزوینی سبک خاصی در تلفیق شعر و موسیقی داشته که برخی آنرا نا آگاهی او به تلفیق شعر و موسیقی و فدا کردن شعر برای موسیقی می دانند و عارف را نقد می کنند.از طرف دیگر عده ای استدلال می کنند که عارف خود شاعر هم بوده و اینگونه تلفیق سبک او در تصنیف سازی است و نه بدلیل ناآگاهی او به تلفیق شعر و موسیقی.با وجود این اختلاف دیدگاه اغلب هر دو گروه در اینکه او یک تصنیف ساز بزرگ و موثر بوده توافق دارند.

از تصنیف سازان مشهور بعد از علی اکبر شیدا و عارف قزوینی می توان به امیر جاهد اشاره کرد.

ژوکوفسکی که به جمع‌آوری تصنیف‌های ایرانی علاقه داشت به تصنیفی اشاره می‌کند که در سال ۱۸۸۵ آن را در اصفهان و در سال ۱۸۹۹ آن را در تهران شنیده‌است به نام «سلی جانم» که هم ترانه‌ای عاشقانه‌است و هم گریزی به اتفاقات تاریخی دربار دارد و نکته جالب اینجاست که ترجیع‌بند این تصنیف «در خم زلفت، دل شیدا شکست» است که تکرار می‌شود و نشان دهنده استفاده خوانندگان تصنیف از ترجیع بند مشهور شیداست (که البته در تصانیف آن زمان امر رایجی بوده‌است). توجه به تاریخ ثبت ترانه توسط ژوکوفسکی نشان می‌دهد که شیدا در ۴۰ سالگی به آن درجه از نفوذ رسید که در اصفهان برای مردم آشنا بوده و تصنیف معروف «در خم زلفت، دل شیدا شکست» مربوط به دوران میان سالی و پیش از زندگی او در تهران است.

تصنیف‌های مشهور ایرانی[ویرایش]

منابع[ویرایش]