کنفرانس صلح پاریس

کنفرانس صلح پاریس مجموعهای از جلسات دیپلماتیک رسمی و غیررسمی در سالهای ۱۹۱۹ و ۱۹۲۰ پس از پایان جنگ جهانی اول بود که در آن متفقین پیروز، شرایط صلح را برای قدرتهای مرکزی شکستخورده تعیین کردند. این کنفرانس که تحت سلطه رهبران بریتانیا، فرانسه، ایالات متحده و ایتالیا بود، منجر به پنج معاهده شد که نقشههای اروپا و بخشهایی از آسیا، آفریقا و جزایر اقیانوس آرام را از نو تنظیم کرد و همچنین مجازاتهای مالی اعمال کرد. آلمان، اتریش-مجارستان، ترکیه و دیگر کشورهای بازنده در این مذاکرات حق اظهار نظر نداشتند. این امر بعدها منجر به خشم سیاسی شد که دههها ادامه داشت. ترتیبات انجام شده توسط این کنفرانس یکی از بزرگترین نقاط عطف تاریخ ژئوپلیتیکی قرن بیستم محسوب میشود که منجر به جنگ جهانی دوم شد. [۱]
این کنفرانس شامل دیپلماتهایی از ۳۲ کشور و ملیت بود. تصمیمات اصلی آن ایجاد جامعه ملل و پنج معاهده صلح با کشورهای شکستخورده بود. ترتیبات اصلی مورد توافق در این معاهدات، از جمله موارد دیگر، انتقال متصرفات فرادریایی آلمان و عثمانی به عنوان « قیمومت » از دست این کشورها، عمدتاً به دست بریتانیا و فرانسه؛ تحمیل غرامت به آلمان؛ و ترسیم مرزهای ملی جدید، که گاهی اوقات شامل همهپرسی میشد، برای انعکاس دقیقتر

مرزهای قومی بود.
وودرو ویلسون، رئیس جمهور آمریکا، در سال ۱۹۱۷ گروهی متشکل از حدود ۱۵۰ نفر از دانشگاهیان را مأمور کرد تا در مورد موضوعاتی که احتمالاً در مذاکرات دیپلماتیک در صحنه اروپا مطرح میشد، تحقیق کنند و مجموعهای از اصول را برای استفاده در مذاکرات صلح برای پایان دادن به جنگ جهانی اول تدوین کنند. نتایج این تحقیق در سندی به نام «چهارده ماده» خلاصه شد که مبنای شرایط تسلیم آلمان در طول کنفرانس قرار گرفت، همانطور که پیش از آن نیز مبنای مذاکرات دولت آلمان در آتشبس ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ بود.

نتیجه اصلی کنفرانس، پیمان ورسای با آلمان بود؛ ماده ۲۳۱ این پیمان، مسئولیت جنگ را بر عهده «تجاوز آلمان و متحدانش» گذاشت. این ماده برای رهبران، ارتشها و شهروندان آلمانی بسیار تحقیرآمیز بود و زمینه را برای غرامتهای سنگینی که آلمان قرار بود بپردازد، فراهم کرد، که تنها بخش کوچکی از آن پس از سال ۱۹۳۱ که پرداخت آن متوقف شد، پرداخت شده بود. پنج قدرت بزرگ در آن زمان، فرانسه، بریتانیا، ایتالیا، ژاپن و ایالات متحده، کنفرانس را کنترل میکردند. رهبران « چهار قدرت بزرگ » عبارت بودند از: نخست وزیر فرانسه، ژرژ کلمانسو، نخست وزیر بریتانیا، دیوید لوید جورج، رئیس جمهور ایالات متحده، وودرو ویلسون، و نخست وزیر ایتالیا، ویتوریو امانوئل اورلاندو . آنها به همراه تیمهایی از دیپلماتها و حقوقدانان، ۱۴۵ بار به طور غیررسمی تشکیل جلسه دادند و قبل از تصویب، در مورد تمام تصمیمات مهم به توافق رسیدند. [۲]
این کنفرانس در ۱۸ ژانویه ۱۹۱۹ آغاز شد. پروفسور مایکل نیبرگ در مورد پایان آن خاطرنشان کرد: «اگرچه دولتمردان ارشد در ژوئن ۱۹۱۹ کار شخصی خود را در کنفرانس متوقف کردند، اما روند رسمی صلح تا ژوئیه ۱۹۲۳، زمانی که پیمان لوزان امضا شد، واقعاً پایان نیافت.» [۳] کل این فرآیند اغلب به عنوان «کنفرانس ورسای» شناخته میشود، اگرچه تنها امضای اولین پیمان در کاخ تاریخی انجام شد؛ مذاکرات در کاخ اورسی در پاریس انجام شد.
مرور کلی و نتایج مستقیم
[ویرایش]کنفرانس رسماً در 18 ژانویه 1919 در کاخ اورسی در پاریس افتتاح شد. [۴] [۵] این تاریخ نمادین بود، زیرا سالگرد اعلام ویلیام اول به عنوان امپراتور آلمان در سال 1871، در تالار آینههای کاخ ورسای، کمی قبل از پایان محاصره پاریس بود [۴] - روزی که خود به خود در آلمان به عنوان سالگرد تأسیس پادشاهی پروس در سال 1701 از اهمیت بالایی برخوردار است. [۶] نمایندگان 27 کشور (نمایندگان 5 ملیت در بیشتر موارد نادیده گرفته شدند) به 52 کمیسیون اختصاص داده شدند که 1646 جلسه برای تهیه گزارش، با کمک بسیاری از کارشناسان، در مورد موضوعاتی از اسیران جنگی گرفته تا کابلهای زیر دریا، از هوانوردی بینالمللی گرفته تا مسئولیت جنگ، برگزار کردند. توصیههای کلیدی در پیمان ورسای با آلمان گنجانده شد که 15 فصل و 440 بند داشت و همچنین معاهداتی برای سایر کشورهای شکست خورده داشت.
پنج قدرت بزرگ، فرانسه، بریتانیا، ایتالیا، ایالات متحده و ژاپن، کنفرانس را کنترل میکردند. در میان «پنج قدرت بزرگ»، در عمل ژاپن تنها یک نخست وزیر سابق را فرستاد و نقش کوچکی ایفا کرد؛ و رهبران « چهار قدرت بزرگ » بر کنفرانس تسلط داشتند. [۷] این چهار قدرت به طور غیررسمی 145 بار با هم ملاقات کردند و تمام تصمیمات مهم را گرفتند که سپس توسط سایر شرکتکنندگان تصویب شد. [۸] جلسات علنی همه هیئتها، تصمیمات اتخاذ شده توسط چهار قدرت بزرگ را تأیید کرد. کنفرانس در 21 ژانویه 1920 با افتتاح مجمع عمومی جامعه ملل به پایان رسید. [۹]
پنج معاهده صلح اصلی در کنفرانس صلح پاریس تهیه شد که کشورهای تحت تأثیر، داخل پرانتز، به شرح زیر هستند:
- پیمان ورسای، 28 ژوئن 1919 ( آلمان )
- پیمان سن ژرمن، ۱۰ سپتامبر ۱۹۱۹ ( اتریش )
- پیمان نویی، ۲۷ نوامبر ۱۹۱۹ ( بلغارستان )
- پیمان تریانون، ۴ ژوئن ۱۹۲۰ ( مجارستان )
- پیمان سور، ۱۰ اوت ۱۹۲۰؛ متعاقباً توسط پیمان لوزان، ۲۴ ژوئیه ۱۹۲۳ ( امپراتوری عثمانی /جمهوری ترکیه ) مورد تجدیدنظر قرار گرفت.
تصمیمات اصلی عبارت بودند از تأسیس جامعه ملل ؛ پنج معاهده صلح با دشمنان شکستخورده؛ اعطای متصرفات فرامرزی آلمان و عثمانی به عنوان «قیمومت»، عمدتاً به اعضای امپراتوری بریتانیا و فرانسه؛ غرامتهای تحمیلی به آلمان؛ و ترسیم مرزهای ملی جدید، گاهی با همهپرسی، برای انعکاس بهتر نیروهای ناسیونالیسم. نتیجه اصلی، معاهده ورسای با آلمان بود که در بخش 231، مسئولیت خسارات وارده به متفقین توسط «تجاوز آلمان و متحدانش» را به قدرتهای مرکزی شکستخورده واگذار کرد. [۱۰] این ماده برای آلمان تحقیرآمیز بود و زمینه را برای غرامتهای قابل توجهی که قرار بود آلمان بپردازد، فراهم کرد. آلمان تنها بخش کوچکی را پرداخت کرد، قبل از اینکه غرامتها در سال 1931 پایان یابد. به گفته مورخ بریتانیایی، ای. جی. پی. تیلور، این معاهده برای آلمانیها «شرورانه، ناعادلانه» و «دیکتهآمیز، یک معاهده بردهوار» به نظر میرسید، اما معاهدهای بود که اگر «به دلیل پوچی خود تکهتکه نمیشد»، در مرحلهای آن را رد میکردند. [۱۰]
از آنجایی که تصمیمات کنفرانس به صورت یکجانبه و عمدتاً بر اساس هوسهای چهار قدرت بزرگ تصویب میشد، پاریس عملاً در طول کنفرانس مرکز یک دولت جهانی بود که تغییرات گسترده در جغرافیای سیاسی اروپا را بررسی و اجرا میکرد. از همه مشهورتر، خودِ پیمان ورسای ارتش آلمان را تضعیف کرد و مسئولیت جنگ و غرامتهای قابل توجهی را بر دوش آلمان گذاشت و تحقیر و نارضایتی بعدی در آلمان اغلب به عنوان عامل اصلی این امر در نظر گرفته میشود. یکی از علل مستقیم موفقیتهای انتخاباتی حزب نازی و یکی از علل غیرمستقیم جنگ جهانی دوم باشد. [ نیازمند منبع ]
جامعه ملل در ایالات متحده جنجالبرانگیز شد، زیرا منتقدان میگفتند که این نهاد، اختیارات کنگره ایالات متحده برای اعلام جنگ را مختل میکند. سنای ایالات متحده هیچ یک از معاهدات صلح را تصویب نکرد و بنابراین ایالات متحده هرگز به جامعه ملل نپیوست. در عوض، دولت هاردینگ در سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۳ معاهدات جدیدی را با آلمان، اتریش و مجارستان منعقد کرد. جمهوری وایمار آلمان برای شرکت در کنفرانس ورسای دعوت نشد. نمایندگان روسیه سفید اما نه روسیه کمونیست در کنفرانس حضور داشتند. بسیاری از کشورهای دیگر، هیئتهایی را برای درخواست الحاقیههای ناموفق مختلف به معاهدات اعزام کردند و احزاب برای اهدافی از استقلال کشورهای قفقاز جنوبی گرفته تا پیشنهاد ناموفق ژاپن برای برابری نژادی به سایر قدرتهای بزرگ، لابی کردند.
مسئله ارمنیها در کنفرانس صلح
[ویرایش]ارمنیان برای طرح خواستههای خود دو هیئت نمایندگی به پاریس فرستاده بودند. اولی هیئت نمایندگانی از طرف دولت اولین جمهوری ارمنستان به ریاست آوتیس آهارونیان و دومی هیئت ملی ارمنی به نمایندگی از سوی ارمنیهای عثمانی و مهاجرنشینان به ریاست بوغوس نوبار پاشا برای امضای توافقنامه مکرر و منضم در مورد حقوق اقلیتها و تجارت.[۱۱][۱۲] در این کنگره نوبار پاشا به نمایندگی از ارمنیان طی سخنانی به روابط دیرینه ارمنیان با دولتهای ائتلاف اشاره میکند و ابراز میدارد، ارمنیان از آغاز جنگ در صفوف دول ائتلاف فعالانه در جبهههای جنگ علیه عثمانیها و متحدین مبارزه کردند.[۱۳]
ارامنهای که از نسلکشی جان سالم به در برده بودند و در سال ۱۹۱۹ میلادی به کیلیکیه برگشته بودند فکر میکردند که ممکن است کیلیکیه تبدیل به کشور خودمختار تحت قیومیت فرانسه شود. اینان در واقع چنین راه حلی را میخواستند، اما مظهر اصلی مسئله ارمنی همان جمهوری ارمنستان و مطالبات آن نسبت به شهرها و شش ولایت ارمنی بود.
ای. بنسن، مؤلف کتاب (هلال و صلیب آهنین-۱۹۱۸ میلادی، لندن)، در حین انعقاد عهدنامهٔ ترک مخاصمه گفته بود:[۱۴]
«چون ارمنیان از تمام ملتهای دیگر تابع امپراتوری عثمانی جسورتر و ستم دیده تر و رنج کشیده تر هستند متفقین کار آزادسازی خود را از آنان شروع خواهند کرد و اول به آنان خواهند پرداخت.»
اما اینچنین نشد. در تمامی طول سال ۱۹۱۹ میلادی، قدرتهای بزرگ نسبت به متحدین خود، که در بحرانیترین لحظات جنگ در کنارشان بودند، بی علاقگی نشان دادند. ارمنیان میخواستند که استقلال دولتشان را به رسمیت بشناسند و تسلیحاتشان را تأمین کنند اما هیچکدام از اینها تحقق نیافتند و در تمامی طول سال ۱۹۱۹ میلادی تنها گندم آمریکایی آن هم از سوی بنیاد کمکرسانی خاور نزدیک به ارمنستان ارسال شد و هیچ دولتی کمترین کمکی به کشور نوپای ارمنستان ارسال نکرد.[۱۵]
با توجه به مفاد اعلامیه ویلسون در خصوص تحتالحمایگی کشورهای ناتوان و کوچک برای احراز شرایط استقلال فرانسه و انگلیس هم در سال ۱۹۱۹ میلادی تحتالحمایگی ارمنستان را به آمریکا دادند و بدین ترتیب کمیته آمریکایی استقلال ارمنستان تحت ریاست ویلسون تشکیل شد. به دنبال آن کنگره ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۱۹ میلادی یک هیئت ۵۰ نفری به ریاست ژنرال جیمس هاربرد، به منطقه قفقاز، خاور نزدیک و میانه فرستاده شد تا دربارهٔ شرایط آن مناطق که برای آمریکا قابل توجه بود تحقیق کنند و به کنگره گزارش دهد. در این گزارش ذکر شده بود که برای تأمین شرایط تحتالحمایگی حداکثر تا دویست هزار سرباز ضروری بود و پیشنهاد میشد که ۲ لشکر (۵۹ هزار سرباز) به ارمنستان فرستاده شود.[۱۶] اما مجلس سنای ایالات متحده آمریکا و کنگره آمریکا پیرو سیاستهای انزواطلبانه خود از هر گونه دخالت نظامی در امور ارمنستان با اعزام سرباز تن زدند.[۱۷]
معاهدات صلح
[ویرایش]- پیمان ورسای با آلمان
- پیمان سن ژرمن با اتریش
- پیمان تریانون با مجارستان
- پیمان نویی با بلغارستان
- پیمان سور با عثمانی
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ↑ Showalter, Dennis E.; Royde-Smith, John Graham (2023-10-30). "World War I | History, Summary, Causes, Combatants, Casualties, Map, & Facts". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 2023-10-31.
- ↑ René Albrecht-Carrié, Diplomatic History of Europe Since the Congress of Vienna (1958) p. 363
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Nelsson, Richard (2019-01-09). "The Paris peace conference begins – archive, January 1919". The Guardian (به انگلیسی). ISSN 0261-3077. Retrieved 2019-04-27.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ René Albrecht-Carrié, Diplomatic History of Europe Since the Congress of Vienna (1958) p. 363
- ↑ Antony Lentin, "Germany: a New Carthage?" History Today (2012) 62#1 pp. 22–27 online
- 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ suleyman beyoglu:sevr ve lozan'da ermeni sorunu,p.126
- ↑ The Armenian Republic,May 28, 1918 to November 29, 1920
- ↑ salahi r.sonyel:turk - ermeni iliskileri,p.747-748
- ↑ کتاب: (هلال و صلیب آهنین-۱۹۱۸ میلادی، لندن)
- ↑ «فصلنامه فرهنگی پیمان - شماره ۳۳ - سال نهم - پاییز ۱۳۸۴». بایگانیشده از اصلی در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۵. دریافتشده در ۱۹ مارس ۲۰۱۷.
- ↑ ژنرال جیمس هاربرد، تحقیقات در ترکیه و ماورای قفقاز، کارهای جهانی در مجله ارمنی مورخ ۱۹۵۱–۱۹۵۲
- ↑ م. پطروسیان؛ مسئله شرق و دیپلماسی بینالمللی، نگارش تاریخی و کوتاه، ترجمه:ادیک باغداساریان، صفحه:۸
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Paris Peace Conference, ۱۹۱۹». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۰ ژوئن ۲۰۱۱.
- رابرت گرین (۱۳۸۸)، جنگ جهانی اول، ترجمهٔ مهدی حقیقتخواه، تهران: انتشارات ققنوس، ص. صفحات ۹۸ تا ۱۰۱، شابک [[ویژه:منابع کتاب/978
-964-311-832-7|۹۷۸
-۹۶۴-۳۱۱-۸۳۲-۷]] مقدار |شابک= را بررسی کنید: length (کمک) کاراکتر line feed character در |شابک= در موقعیت 4 (کمک)
- توماس وودرو ویلسون
- ۱۹۱۹ (میلادی)
- اتریش در ۱۹۱۹ (میلادی)
- پاریس در دهه ۱۹۱۰ (میلادی)
- پاریس در سده ۲۰ (میلادی)
- جنگ جهانی اول
- دیوید لوید جرج
- ریاستجمهوری ودروو ویلسون
- ژرژ کلمانسو
- کنفرانس صلح ۱۹۱۹ پاریس
- همایشها در پاریس
- همایشهای دیپلماتیک سده ۲۰ (میلادی)
- همایشهای سیاسی
- همایشهای ۱۹۲۰ (میلادی)
- روابط بینالملل در ۱۹۲۰ (میلادی)
- الفتریوس ونیزلوس