نبرد ساریقمیش
| نبرد ساریقمیش | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بخشی از جبهه قفقاز در جنگ جهانی اول | |||||||
سنگرهای نیروهای روسی در جنگلهای ساریقمیش | |||||||
| |||||||
| طرفهای درگیر | |||||||
|
|
| ||||||
| فرماندهان و رهبران | |||||||
|
|
| ||||||
| واحدهای درگیر | |||||||
|
ارتش سوم عثمانی
| ||||||
| قوا | |||||||
|
یگان اصلی ساریقمیش: حدود ۵۰٬۰۰۰ تا ۶۴٬۰۰۰ نفر ذخیرهٔ قارص: حدود ۱۴٬۰۰۰ نفر[۱] |
حدود ۷۵٬۶۶۰ تا ۹۵٬۰۰۰ نیروی رزمی[۱] کل سازمان ارتش سوم پیش از عملیات حدود ۱۱۸٬۰۰۰ نفر بود.[۲] | ||||||
| تلفات و خسارات | |||||||
| برآوردها متفاوت است: حدود ۲۰٬۰۰۰ تا ۲۸٬۰۰۰ کشته، زخمی، بیمار یا سرمازده؛ حدود ۶٬۰۰۰ مورد سرمازدگی در برخی برآوردها[۱] | دستکم حدود ۶۰٬۰۰۰ تا ۷۰٬۰۰۰ کشته، زخمی، بیمار، سرمازده یا اسیر؛ برخی برآوردهای معاصر مجموع تلفات را تا حدود ۹۰٬۰۰۰ نفر دانستهاند.[۱][۳] | ||||||
نبرد ساریقمیش (روسی: Сражение при Сарыкамыше؛ ترکی استانبولی: Sarıkamış Muharebesi یا Sarıkamış Harekâtı) یکی از مهمترین نبردهای جبهه قفقاز در آغاز جنگ جهانی اول بود که از ۲۲ دسامبر ۱۹۱۴ تا ۱۷ ژانویهٔ ۱۹۱۵ میان ارتش سوم امپراتوری عثمانی و ارتش قفقاز روسیه در منطقهٔ کوهستانی ساریقمیش، اولتو و باردیز روی داد. عملیات با هدف محاصره و نابودی بخش عمدهٔ ارتش روسیه و گشودن مسیر قارص طراحی شده بود، اما به شکست قاطع عثمانی انجامید. ارتش سوم در اثر نبرد، محاصره، بیماری، سرمازدگی و فروپاشی تدارکات بخش بزرگی از نیروی خود را از دست داد و برای ماهها توان اجرای یک عملیات بزرگ را نداشت.[۱]
انور پاشا، وزیر جنگ عثمانی، امیدوار بود با یک مانور احاطهای گسترده ساریقمیش را تصرف و استانهای قارص، ارداهان و باتومی را که عثمانی در جنگ روسیه و عثمانی ۱۸۷۷–۱۸۷۸ از دست داده بود بازپس گیرد. در صورت موفقیت، ادامهٔ پیشروی به سوی تفلیس نیز در محاسبات راهبردی عثمانی قرار داشت. طرح او بر سرعت، غافلگیری و حرکت دو سپاه در مسیرهای دشوار کوهستانی در پشت جناح روسیه استوار بود. اجرای آن در میانهٔ زمستان، در ارتفاعات نزدیک به سه هزار متر و با شبکهٔ راه، ارتباطات و تدارکات ضعیف، ارتش سوم را در معرض خطر بسیار بزرگی قرار داد.[۱][۴]
ویژگی نبرد ساریقمیش این بود که شکست عثمانی تنها محصول سرمای زمستان نبود. ارتش عثمانی در روزهای نخست توانست پیشروی قابل توجهی انجام دهد و جناح روسیه را تهدید کند، اما تأخیر ستونها، ازهمگسیختگی فرماندهی، ضعف ارتباط، کمبود پوشاک و آذوقه، فاصلهٔ زیاد پایگاه تدارکاتی ارزنجان و ارزروم از میدان نبرد و مقاومت روسها در خود ساریقمیش بهتدریج مزیت اولیه را از میان برد. حفظ شهر و خط آهن قارص به روسها امکان داد نیرو و مهمات تازه وارد میدان کنند و سپس یگانهای عثمانی را جداگانه محاصره و منهدم کنند.[۱]
زمینه و طرح عملیات
[ویرایش | اشتراکگذاری]ورود امپراتوری عثمانی به جنگ در پاییز ۱۹۱۴ جبههای تازه در امتداد مرزهای قفقاز ایجاد کرد. روسیه بخش عمدهای از نیروهای خود را در برابر آلمان و اتریش-مجارستان به کار گرفته بود و فرماندهان عثمانی این وضعیت را فرصتی برای بازپسگیری مناطق از دسترفتهٔ شرق آناتولی میدیدند. افزون بر اهداف ارضی، انور تصور میکرد پیشروی در قفقاز میتواند برخی از جمعیتهای مسلمان تحت حاکمیت روسیه را به شورش تشویق کند و فشار راهبردی بر امپراتوری روسیه افزایش یابد.[۱]
نخستین درگیری عمدهٔ جبهه، حملهٔ روسیه در اوایل نوامبر ۱۹۱۴ بود که در منابع به «تهاجم برگمان» شهرت یافته است. ارتش قفقاز وارد خاک عثمانی شد و به سوی کوپرکوی پیش رفت، اما ارتش سوم توانست پیشروی را متوقف و روسها را عقب براند. این موفقیت محدود اعتماد انور به توان ارتش سوم برای یک حملهٔ وسیع زمستانی را افزایش داد.[۵]

ارتش سوم از سپاههای نهم، دهم و یازدهم تشکیل میشد. تعداد دقیق نیروهای قابل استفاده در حمله در منابع متفاوت است. پژوهشهای نظامی رقم ۷۵٬۶۶۰ تا حدود ۹۵٬۰۰۰ نیروی رزمی را ارائه کردهاند، در حالی که شمار کل نفرات سازمانی ارتش سوم با یگانهای پشتیبانی بیش از ۱۱۸٬۰۰۰ نفر بود.[۱][۲] در مقابل، یگان اصلی روسیه در محور ساریقمیش حدود ۵۰ تا ۶۴ هزار نفر داشت و ذخیرهای نزدیک به ۱۴ هزار نفر در قارص مستقر بود. چهار دستهٔ داوطلب ارمنی نیز، هر یک با چند صد تا حدود هزار نیرو، در چارچوب ارتش روسیه در جبههٔ قفقاز فعالیت میکردند.[۱]
طرح انور یک مانور احاطهٔ بزرگ بود. سپاه یازدهم باید از روبهرو در درهٔ پاسین به روسها فشار وارد میکرد و مانع عقبنشینی آنان میشد. سپاه نهم از شمال به سوی باردیز حرکت میکرد و سپاه دهم پس از تصرف اولتو باید از کوههای اللهاکبر عبور میکرد، راهآهن ساریقمیش–قارص را میبرید و در پشت نیروهای روسیه ظاهر میشد. یگان اشتانگه نیز در جناح دورتر به سوی ارداهان پیشروی میکرد.[۱]
طرح از نظر نظری میتوانست نیروی اصلی روسیه را در محاصره قرار دهد، اما موفقیت آن به رسیدن همزمان ستونها به اهدافی دور از یکدیگر وابسته بود. جادههای منطقه محدود، ارتباط تلگرافی ناکافی و ارتفاعات پوشیده از برف بودند. اتو لیمان فون ساندرس، رئیس هیئت نظامی آلمان در عثمانی، عملیات زمستانی در این مسیرها را بسیار پرخطر ارزیابی کرده بود. حسن عزت پاشا، فرمانده ارتش سوم، نیز نسبت به نبود آموزش و تجهیزات زمستانی کافی اعتراض کرد. اختلاف او با انور به استعفایش انجامید و انور شخصاً فرماندهی عملیات را به دست گرفت.[۱]
برای افزایش سرعت حرکت، بخشی از نیروها دستور یافتند بارهای سنگین، چادر و حتی برخی پوشاک زمستانی خود را کنار بگذارند. این تصمیم در مرحلهای که ستونها وارد ارتفاعات و کولاک شدند، پیامدهای سنگینی داشت. کمبود خوراک، هیزم، پناهگاه و وسایل حملونقل نیز از همان روزهای نخست توان رزمی یگانها را کاهش داد.[۴]
روند نبرد
[ویرایش | اشتراکگذاری]حملهٔ اصلی در ۲۲ دسامبر ۱۹۱۴ آغاز شد. سپاه دهم به فرماندهی حافظ حقی جناح راست روسها را دور زد و در ۲۳ دسامبر اولتو را تصرف کرد. سپاه نهم نیز از مسیر باردیز به سوی ساریقمیش پیش رفت. در همین حال یگان اشتانگه در شمال ارداهان را گرفت و برای مدتی مسیرهای ارتباطی روسیه را تهدید کرد.[۱]
پیشروی اولیه تصویر یک عملیات موفق احاطهای را ایجاد میکرد، اما فاصلهٔ میان ستونها و وضعیت جسمانی نیروها به سرعت وخیم شد. هزاران سرباز بدون چادر، تجهیزات مناسب و آتش در برف عمیق حرکت میکردند. در ۲۵ دسامبر سپاه دهم عبور از ارتفاعات اللهاکبر را آغاز کرد. در برخی یگانها بخش بزرگی از نفرات پیش از رسیدن به میدان اصلی نبرد بر اثر سرما، خستگی و بیماری از توان رزمی خارج شدند.[۱]
در سوی روسیه نیز فرماندهی در آغاز دچار سردرگمی شد. آلکساندر میشلایوسکی، معاون فرمانده ارتش قفقاز، پس از رسیدن به ساریقمیش در ۲۴ دسامبر خطر محاصره را بسیار جدی دانست و دستور عقبنشینی عمومی صادر کرد. نیکولای یودنیچ، رئیس ستاد ارتش قفقاز، با این تصمیم مخالفت کرد و استدلال داشت که ترک ساریقمیش و راهآهن میتواند وضعیت را بدتر کند. سرانجام نیروهای روسی در منطقه باقی ماندند و دفاع شهر تقویت شد.[۱]

هنگامی که نخستین نیروهای عثمانی به اطراف ساریقمیش رسیدند، قدرت رزمی آنان بسیار کمتر از نیرویی بود که عملیات را آغاز کرده بود. دو لشکر سپاه دهم کمتر از ۱۲ هزار سرباز آمادهٔ نبرد داشتند و سپاه نهم با حدود شش هزار نفر و کمتر از بیست قبضه توپ به منطقه رسید. در داخل و اطراف شهر حدود ۱۴ هزار نیروی روس با توپخانه و مسلسل مستقر بودند و راهآهن امکان ورود نیروهای کمکی را فراهم میکرد.[۱]
در ۲۹ دسامبر، نیروهای سپاه دهم به ساریقمیش حمله کردند و بخشهایی از سپاه کوشیدند راهآهن را قطع کنند. نبردهای سختی در پیرامون ایستگاه، پادگان و مواضع شهری رخ داد، اما ضدحملات روسها مهاجمان را عقب راند. انور همان شب دستور حملهٔ غافلگیرانهٔ دیگری را صادر کرد که آن نیز نتوانست دفاع روسها را بشکند. در روزهای بعد ورود واحدهای سپاه دوم ترکستان و دیگر ذخایر روسی موازنهٔ نیرو را بیش از پیش به سود مدافعان تغییر داد.[۱]
از اول تا دوم ژانویهٔ ۱۹۱۵، سپاه نهم عثمانی از باردیز جدا و بهتدریج محاصره شد. بخش بزرگی از بازماندگان آن تسلیم شدند. در سوم ژانویه قزاقهای سیبری نیروهای اشتانگه را از ارداهان عقب راندند و امکان گسترش عملیات عثمانی در جناح شمالی از میان رفت. در همین مرحله انور دریافت که عملیات دیگر قابلیت دستیابی به هدف اولیه را ندارد.
یودنیچ در اوایل ژانویه مسئولیت مستقیمتری در محور ساریقمیش یافت و ضدحملهای برای نابودی یگانهای باقیماندهٔ عثمانی طراحی کرد. نیروهای روسی از چند محور باردیز را محاصره کردند و در ۱۱ ژانویه آن را به تصرف درآوردند. همزمان سپاه یازدهم عثمانی که از روبهرو با روسها درگیر بود، زیر فشار ضدحمله مجبور به عقبنشینی شد.[۱]
انور در ۹ ژانویه جبهه را ترک کرد و فرماندهی باقیماندهٔ ارتش سوم به حافظ حقی واگذار شد. عملیات پراکنده تا ۱۵ و ۱۷ ژانویه در منطقهٔ اولتو ادامه یافت، اما در این زمان شکست راهبردی عثمانی قطعی شده بود. بازماندگان ارتش سوم به سوی ارزروم عقب نشستند و شمار بسیاری از مجروحان و بیماران در مسیر عقبنشینی یا بیمارستانهای فاقد ظرفیت کافی جان باختند.[۲]
تلفات، پیامدها و جایگاه تاریخی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
آمار تلفات ساریقمیش از بحثبرانگیزترین جنبههای نبرد است. بخشی از مشکل به فروپاشی یگانها، تعداد زیاد مفقودان، مرگهای بعدی ناشی از تیفوس و سرمازدگی و تفاوت میان «نیروی سازمانی» و «نیروی رزمی» مربوط میشود. تاریخ رسمی نظامی ترکیه، بنا بر جمعبندی تیگران مارتیروسیان، ۲۳ هزار کشته، حدود ۱۰ هزار مرگ دیگر در منطقهٔ عملیاتی سپاه یازدهم، حدود ۲۰ هزار مرگ بر اثر سرما و بیماری در پشت جبهه و حدود هفت هزار اسیر را گزارش کرده است.[۱]
منابع روسی، آلمانی و فرانسوی ارقام متفاوتی ارائه کردهاند. برخی شمار کل تلفات عثمانی را نزدیک ۷۰ هزار و برخی تا ۹۰ هزار نفر دانستهاند. لیمان فون ساندرس مدعی بود تنها حدود ۱۲ هزار نفر از نیروی اولیهٔ نزدیک به ۹۰ هزار نفر سالم بازگشتند، در حالی که افسران ستادی آلمانی شمار بازماندگان را بیشتر برآورد کردهاند.[۱] دانشنامهٔ بزرگ روسیه تلفات عثمانی را بیش از ۷۰ هزار نفر، شامل کشته، زخمی، سرمازده و حدود ۱۵ هزار اسیر، برآورد میکند.[۳]
بنابراین عبارت رایج «۹۰ هزار سرباز عثمانی که همگی بدون جنگ یخ زدند» بازتاب دقیقی از دادههای تاریخی نیست. رقم ۹۰ هزار در بعضی منابع بالاترین برآورد برای مجموع تلفات عملیات است و تعداد کسانی که بر اثر سرما و بیماری جان باختند در منابع مختلف بسیار پایینتر از این رقم گزارش شده است. سرما عامل بسیار مهمی بود، اما نبرد مستقیم، اسارت، گرسنگی، تیفوس، فروپاشی تدارکات و عقبنشینی نیز سهم بزرگی در نابودی ارتش سوم داشتند.[۱][۲]
تلفات روسها نیز سنگین بود. بیشتر برآوردها حدود ۲۰ هزار تلفات را ذکر میکنند، در حالی که برخی محاسبات ۱۶ هزار کشته و زخمی و نزدیک ۱۲ هزار بیمار، عمدتاً مبتلا به سرمازدگی، را گزارش کردهاند. تاریخ رسمی عثمانی رقم بالاتری در حدود ۳۲ هزار نفر را مطرح کرده است.[۱] این اختلافها سبب شده است که ارائهٔ یک رقم کاملاً قطعی برای هر دو طرف امکانپذیر نباشد.
پیروزی ساریقمیش ابتکار عمل در جبههٔ قفقاز را برای مدتی در اختیار روسیه قرار داد. ارتش سوم عثمانی بخش بزرگی از افسران، توپخانه و نیروهای باتجربهٔ خود را از دست داد و برای بازسازی به ماهها زمان نیاز داشت. در زمستان بعد، یودنیچ با ارتشی بازسازیشده حملهای تازه را آغاز کرد که به تصرف ارزروم در فوریهٔ ۱۹۱۶ انجامید.[۳]
شکست همچنین آثار سیاسی مهمی در داخل امپراتوری عثمانی داشت. واحدهای داوطلب ارمنیِ تابع روسیه در جبهه حضور داشتند و شماری از ارامنهٔ عثمانی نیز به سوی روسیه گریخته یا به نیروهای داوطلب پیوسته بودند. در عین حال، شمار زیادی از سربازان ارمنی در ارتش عثمانی همچنان خدمت میکردند. پس از شکست، انور و دیگر مقامهای کمیته اتحاد و ترقی بیش از پیش «خیانت ارامنه» را یکی از دلایل شکست معرفی کردند.[۱]

پژوهشهای جدید ساریقمیش را علت منفرد یا آغاز مستقیم نسلکشی ارمنیها نمیدانند، اما شکست را یکی از نقاطی میشمارند که بدگمانی پیشین رهبران اتحاد و ترقی نسبت به ارامنه را تشدید کرد و برای توجیه سیاستهای امنیتی و سرکوبگرانهٔ بعدی مورد استفاده قرار گرفت. رونالد گریگور سانی نشان میدهد که شکست ارتش انور و حضور داوطلبان ارمنی در سوی روسیه به تقویت تصور رهبران عثمانی از یک تهدید داخلی هماهنگ با روسیه کمک کرد و در هفتههای بعد خلع سلاح و انتقال سربازان ارمنی به گردانهای کار شدت یافت.[۶] دانشنامهٔ بینالمللی جنگ جهانی اول نیز شکست ساریقمیش را یکی از زمینههای مهم تشدید سیاست ضد ارمنی در آغاز ۱۹۱۵ توصیف میکند.[۱]
در حافظهٔ عمومی ترکیه، ساریقمیش بیش از هر چیز با تصویر سربازانی که در کوههای برفی جان باختند پیوند خورده است و قربانیان عملیات معمولاً با عنوان «شهدای ساریقمیش» یاد میشوند. این حافظه بر رنج سربازان و شرایط زمستانی تأکید دارد، در حالی که تاریخنگاری نظامی جدید سهم تصمیمهای فرماندهی، طراحی بیش از حد پیچیدهٔ عملیات، ضعف تدارکات و مقاومت روسها را در کنار شرایط جوی بررسی میکند. در تاریخ نظامی روسیه نیز نبرد یکی از برجستهترین پیروزیهای جبههٔ قفقاز و از نقاط آغاز شهرت نظامی نیکولای یودنیچ بهشمار میرود.[۱][۳]
نگارخانه
[ویرایش | اشتراکگذاری]- نیکولای یودنیچ، رئیس ستاد ارتش قفقاز و از فرماندهان اصلی دفاع و ضدحملهٔ روسیه
- حافظ حقی پاشا، فرمانده سپاه دهم و سپس فرمانده ارتش سوم عثمانی
- انور پاشا، وزیر جنگ عثمانی و طراح و فرمانده عملیات
- چاپ تبلیغاتی روسی در ۱۹۱۵ دربارهٔ شکست نیروهای عثمانی در ساریقمیش
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 Tigran Martirosyan (28 آوریل 2023). "Sarıkamış, Battle of" (in English). 1914-1918-online. International Encyclopedia of the First World War. doi:10.15463/ie1418.11508/1.1. Retrieved 20 اوت 2026.
- 1 2 3 4 Erickson, Edward J. (2001). Ordered to Die: A History of the Ottoman Army in the First World War (in English). Westport: Greenwood Press. p. 57. ISBN 9780313315169.
- 1 2 3 4 "Сарыкамышская операция 1914–1915" (in Russian). Большая российская энциклопедия. 21 ژوئن 2023. Retrieved 20 اوت 2026.
- 1 2 Strachan, Hew (2003). The First World War (in English). London: Viking.
- ↑ Reynolds, Michael A. (2011). Shattering Empires: The Clash and Collapse of the Ottoman and Russian Empires, 1908–1918 (in English). Cambridge University Press. ISBN 9780521195539.
- ↑ Suny, Ronald Grigor (2015). "They Can Live in the Desert but Nowhere Else": A History of the Armenian Genocide (in English). Princeton University Press. p. 243. ISBN 9781400865581.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Allen, W. E. D.; Paul Muratoff (1953). Caucasian Battlefields: A History of the Wars on the Turco-Caucasian Border 1828–1921 (in English). Cambridge University Press.
- Erickson, Edward J. (2001). Ordered to Die: A History of the Ottoman Army in the First World War (in English). Westport: Greenwood Press. ISBN 9780313315169.
- Reynolds, Michael A. (2011). Shattering Empires: The Clash and Collapse of the Ottoman and Russian Empires, 1908–1918 (in English). Cambridge University Press. ISBN 9780521195539.
- Suny, Ronald Grigor (2015). "They Can Live in the Desert but Nowhere Else": A History of the Armenian Genocide (in English). Princeton University Press. ISBN 9781400865581.
- Tigran Martirosyan (28 آوریل 2023). "Sarıkamış, Battle of" (in English). 1914-1918-online. International Encyclopedia of the First World War. doi:10.15463/ie1418.11508/1.1.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- «نبرد ساریقمیش» در دانشنامهٔ بینالمللی جنگ جهانی اول
- مدخل عملیات ساریقمیش در دانشنامهٔ بزرگ روسیه
- ارمنستان در ۱۹۱۴ (میلادی)
- ارمنستان در ۱۹۱۵ (میلادی)
- اسماعیل انور
- امپراتوری روسیه در ۱۹۱۴ (میلادی)
- امپراتوری روسیه در ۱۹۱۵ (میلادی)
- امپراتوری عثمانی در ۱۹۱۴ (میلادی)
- امپراتوری عثمانی در ۱۹۱۵ (میلادی)
- تاریخ ارمنستان
- تاریخ استان قارص
- ترکیه در ۱۹۱۴ (میلادی)
- ترکیه در ۱۹۱۵ (میلادی)
- جدالهای امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول
- جدالهای روسیه در جنگ جهانی اول
- درگیریها در ۱۹۱۴ (میلادی)
- درگیریها در ۱۹۱۵ (میلادی)
- روابط امپراتوری روسیه و امپراتوری عثمانی
- دسامبر ۱۹۱۴ (میلادی)
- ژانویه ۱۹۱۵ (میلادی)
- نسلکشی ارمنیها