پیروز نهاوندی

مختصات: ۳۳°۵۸′۱۱٫۰″ شمالی ۵۱°۲۴′۵۹٫۵″ شرقی / ۳۳٫۹۶۹۷۲۲°شمالی ۵۱٫۴۱۶۵۲۸°شرقی / 33.969722; 51.416528
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پیروز نهاوندی
ابولولو.jpg
آرامگاه پیروز نهاوندی، کاشان، ایران، اکنون پاسگاه نیروی انتظامی است.
نام بومیپیروز نهاوندی
زادهٔح. ۶۰۰ میلادی
نهاوند، ایران ساسانی
درگذشت۳۱ اکتبر ۶۴۴ (۴۴ سال)
مدینه، خلافت راشدین
(اعتقاد اهل سنت)
بعد از ۶۴۴ م
کاشان،
(اعتقاد شیعه)
آرامگاهآرامگاه پیروز نهاوندی
۳۳°۵۸′۱۱٫۰″ شمالی ۵۱°۲۴′۵۹٫۵″ شرقی / ۳۳٫۹۶۹۷۲۲°شمالی ۵۱٫۴۱۶۵۲۸°شرقی / 33.969722; 51.416528
ملیتایرانی
دیگر نام‌هاابولؤلؤ و باباشجاع الدین
شناخته‌شده برایکشتن عمر بن خطاب
همسر(ها)نامشخص
فرزندانیک دختر

پیروز نهاوندی یا فیروز که با کنیه ابولؤلؤ و لقب باباشجاع الدین نیز شناخته می‌شود، یک سرباز ایرانی در دوران ساسانیان بود که در نبرد قادسیه ( در منابع دیگر نبرد نهاوند) در سال ۶۳۶ میلادی هنگامی که ساسانیان توسط سپاهیان عرب مسلمان به رهبری عمر بن خطاب در ساحل غربی رود فرات شکست خوردند، اسیر شد. پس از اینکه او را به عنوان برده مغیره به عربستان آوردند، او توانست عمر را در سال ۲۳ هجری قمری (۶۴۵_۶۴۴ م) به قتل رساند. گزارش شده‌است که نهاوندی در کنار حرفه خود به عنوان سرباز، آهنگر، نجار و در طراحی آسیاب بادی نیز متخصص بوده‌است.[۱] نام او نشان می‌دهد که وی اصالتاً اهل شهر باستانی نهاوند، ایران است. پیروز نهاوندی قاتل عمر بن خطاب است. وی بعد از کشتن عمر گریخت. به تلافی قتل عمر، عبیدالله پسر عمر، همسر و دختر پیروز و دو ایرانی دیگر به نام‌های هرمزان و جفینه را کشت و سوگند خورد که تمام ایرانیان مدینه را نیز خواهد کشت.[۲][۳][۴]

اطلاعاتی پیرامون زندگی او پیش از کشتن عمر بن خطاب و سرنوشت پیکرش موجود نیست. مقبره‌ای قدیمی در کاشان وجود دارد که برخی شیعیان معتقدند محل دفن پیروز نهاوندی است. از قرن شانزدهم که ایران به مذهب شیعه در حکومت صفویان گروید، جشنی به افتخار پیروز به عنوان عمرکشان به مناسبت مرگ عمر انجام می‌شد. این جشن ابتدا در همین مقبره صورت می‌گرفت و سپس به تمام ایران گسترش یافت. این جشن هم‌اکنون در ایران به علت وحدت ممنوع است.

آنگونه که در کتاب (تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی) گفته‌شده، فیروز یا ابولؤلؤ یکی از ایرانیان در دوره اولیه ورود اعراب به ایران بوده‌است. فیروز دختری داشته به نام مروارید و از آنجا که در زبان عربی به مروارید لؤلؤ می‌گویند او را ابو لؤلؤ یا پدر مروارید نامیده‌اند.[۵]

زندگی

اوایل زندگی

از اوایل زندگی وی اطلاعاتی در دسترس نیست جز اینکه در کاشان یا نهاوند به دنیا آمده‌است.

خانواده

فیروز دختری داشته به نام «مروارید» و از آنجا که در زبان عربی به مروارید لؤلؤ می‌گویند او را ابو لؤلؤ یا پدر مروارید نامیده‌اند. مروارید در سنین خردسالی توسط عبیدالله بن عمر، گردن زده شد.[۶]و مورخان اظهار داشته‌اند که گروهی از اصحاب من جمله عثمان بن عفان خواسته بودند تا عبیدالله، مروارید دختر پیروز نهاوندی را بکشد. آن‌ها همچنین اشاره کردند؛ که علی ابن ابی طالب و مقداد و دیگران به خاطر قتل مروارید خواستار قصاص «عبید الله» بودند.[۷]

مرگ

وی پس از کشتن عمر گریخت و پس از آن یا در مدینه اعدام شد و یا پس از گریختن دستگیر شد و به همین علت خودکشی کرد. طبق افسانه‌ها پس از گریختن به پیش علی بن ابی‌طالب رفت و وی با معجزه پیروز را به کاشان منتقل کرد.

قتل عمر

آوازهٔ وی تنها پیرامون قتل عمر و رویدادهای پس از آن است.[۸] او عمر بن خطاب را در روز چهارشنبه ۲۶ ذی‌الحجه ۲۳ قمری برابر ۲ نوامبر ۶۴۴ میلادی قدیم (مطابق ۱۵ آبان ۲۳ خورشیدی) با ۳ یا ۶ ضربه با خنجر ۲ سر که دسته در وسط داشت کشت.[۹]

دربارهٔ خاستگاه وی و زندگانی‌اش اطلاعات مختلف‌اند اما می‌توان قویترین قول را ریشهٔ نهاوندی وی دانست و اینکه در جنگ ایران و اعراب (قادسیه یا نهاوند) به اسارت اعراب درآمد و اعراب او را به بردگی گرفتند و او به بردگی مغیره بن شعبه حاکم کوفه درآمده بود، همچنین برخی گفته‌اند که در جنگ ایران و روم اسیر شد و سپس به بردگی اعراب در آمد.[۸]

دین وی را اغلب منابع زرتشتی دانسته‌اند اما برخی گفته‌اند که چون پیش‌تر در جنگ با رومیان اسیر شده‌بود به دین مسیحیت گروید.[۸] دانشنامهٔ اسلام نیز دین او را مسیحی نوشته‌است.[۱۰] ارشاد القلوب دیلمی دین او را اسلام و شیعه خوانده‌است و از پیروان علی ابن ابی طالب می‌دانسته. بعد از قتل عمر پسر او هرمزان ایرانی را کشت ولی علی قسم یاد کرد پسر عمر را قصاص می‌کند. دربارهٔ انگیزهٔ قتل عمر نیز همچون دیگر بخش‌های زندگی او اختلاف است. اغلب منابع گفته‌اند با اینکه در دوران عمر ورود غیر عرب به مدینه ممنوع بود، مغیرة بن شعبه در نامه‌ای از عمر خواست وی به کوفه بیاید تا از توانایی‌هایش همچون آهنگری و درودگری و نقاشی بهره برند، عمر با این درخواست موافقت کرد.[۸]

پیروز در کوفه برای خود کار می‌کرد اما بخشی از درآمد خود را به مغیرة بن شعبه می‌پرداخت. پس از چندی ابولولو از میزان بالای خراجی که مغیرة بن شعبه از وی دریافت می‌کرد (روزی دو درهم یا ماهی سه درهم) به عمر شکایت کرد اما عمر شکایتش را مردود دانست و کار آندو به مشاجره انجامید. اندکی بعد ابولولو با خنجری عمر را در مسجد مضروب کرد و هنگامی که خواست از میان جمعیت بگریزد تعدادی را مجروح کرد. در نهایت به گفتهٔ برخی منابع دستگیر و کشته‌شد. برخی دیگر معتقدند که هنگام فرار خودکشی کرد.[۸][۹]

دربارهٔ قتل عمر برخی دیگر نیز معتقدند نقشهٔ قتل را دیگرانی که از سخت‌گیری‌های عمر ناراضی بودند طراحی کردند و او تنها مجری این نقشه بود، زیرا چند روز قبل برخی هشدارهایی به عمر داده‌بودند.[۸] عبدالرحمن بن عوف یا عبدالرحمن بن ابی بکر قتل عمر را توطئه‌ای میان ابولولو و دو ایرانی دیگر بنام‌های جفینه و هرمزان دانستند. پس از آن عبید الله بن عمر فرزند عمر، آن دو نفر و همچنین دختر خردسال ابولولو و زن ابولولو را نیز کشت.[۸]

فرزند عمر را چند ساعتی بازداشت کردند اما خلیفهٔ بعدی عثمان در نخستین روز خلافت دستور آزادی وی را داد. این اقدام مورد اعتراض شدید علی بن ابیطالب و یارانش واقع شد. پس از به خلافت رسیدن علی بن ابیطالب، عبید الله بن عمر از ترس قصاص به نزد معاویه گریخت و در جنگ با علی بن ابیطالب و یارانش کشته‌شد.[۱۱]

از آنجا که اتهام ابولولو ثابت نشده‌بود، این انتقام‌گیری فرزند عمر به منازعات کلامی انجامید.[۸]

در مذاهب اسلامی

درنظر شیعیان

در روایات شیعه گزارش شده‌است که نهاوندی به تنهایی عمر را کشت و پس از ترور عُمَر بن خَطّاب، علی بن ابی‌طالب از پیروز حمایت کرد و او را از طریق معجزه به کاشان منتقل ساخت، جایی که بقیه روزهای خود را با خیال راحت در میان شیعیان سپری کرد.[۱۲][۱۳] میرزا عبدالله اصفهانی افندی از علمای شیعه دربارهٔ پیروز نهاوندی می‌گوید:

فیروز، یکی از بزرگترین مسلمانان و مجاهدین اسلام بود، و یکی از صادقترین و راستگوترین پیروان امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب بشمار می‌آمد. مشهور است که ابو لولو، یکی از بهترین شیعیان علی بوده‌است.[۱۴][۱۵][۱۶]

بقیه شیعیان من جمله حُسین بن حَمدان خَصیبی معتقدند که پیروز نهاوندی یک مسلمان شیعه و قهرمان و دلاور است که بهشت به او وعده داده شده‌است.[۱۷]

درنظر اهل سنت

در منابع اهل سنت وجماعه ذکر شده‌است که او مجوسی مجرم و آتش‌پرست بوده‌است. ابن تیمیه در مورد پیروز می‌گوید:

ابولؤلؤ طبق اجماع امت اسلام کافر است. او از سربازان آتش‌پرست ایرانی بود، بنابراین عمر را به خاطر نفرت از اسلام و قوم عرب کشت، به خاطر عشق به مجوس، و انتقام از مسلمین، بخاطر آنچه که عمر با آن‌ها کرد وقتی که کشورشان (ایران) را فتح کرد، رهبران (شاهان) آن‌ها را کشت و پول آن‌ها میان امت عرب اسلامی تقسیم کرد.[۱۸]

آرامگاه

مقبره بابا شجاع الدین منسوب به ابولولو، کاشان، ایران، اکنون مقر نیروی انتظامی است.

سرنوشت پیکر ابولولو روشن نیست، اما در ایران و در میان برخی شیعیان شایع است که وی پس از کشتن عمر به زادگاهش در فین کاشان گریخته و پس از مرگ در آنجا دفن شده‌است. در جنوب جاده کاشان به فین آرامگاهی با عنوان «آرامگاه بابا شجاع الدین» منسوب به وی موجود است، که اثر آنرا می‌توان دست کم در کتاب‌های سده ششم نیز یافت.[۱۱]

این آرامگاه شامل صحن، ایوان، رواق و گنبد هرمی ۱۲ ضلعی است که با کاشی فیروزه‌ای پوشش یافته‌است.[۱۱]

از هنگام ساخت این بنا اطلاع دقیقی نیست، خواندمیر در حبیب السیر و قاضی نورالله شوشتری در مجالس المومنین از وجود قبری منسوب به ابولؤلؤ در کاشان خبر داده‌اند، بلکه صاحب مجمل‌التواریخ و القصص (تألیف ۵۲۰ هجری قمری) به نقل از مأخذی قدیم‌تر، ابولؤلؤ را از مردم فین کاشان دانسته‌است[۸]

قدیمی‌ترین تاریخ موجود بر بنا نیز بدین شرح است: «هذا قبر عباد من عباد الله الصالحین حشره الله مع من کان یتولاه، بتاریخ ۷۷۷ قمری» از تاریخ گچ‌بریهای دیگر موجود نتیجه می‌شود که در دوران حسینعلی خان، برادر فتحعلی شاه قاجار نیز تعمیراتی در این مکان صورت گرفته‌است.[۱۱]

شیخ دانشگاه الازهر مصر بخاطر کشته شدن خلیفه مسلمانان سنی بدست یک ایرانی، ضمن خودداری از دیدار با حمید بقایی رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران در قاهره، خواستار ویرانی کامل آرامگاه ساخته شده بر آرامگاه پیروز نهاوندی در کاشان شده بود.[۱۹][۲۰]

پانویس

  1. RJ Forbes. Studies in ancient technology. Vol. 9. Brill, 1964.
  2. https://www.iranicaonline.org/articles/abu-loloa-a-persian-slave-of-mogira-b
  3. که علی ابن ابی طالب شدیداً به او اعتراض کرد دانشنامه ایرانیکا]
  4. قنوات, عبدالرحیم. "ابولؤلؤ، از مدینه تا کاشان". کاشان شناخت. شماره ۳: ۸۱–۷۳.
  5. «آرامگاه ابولولو». وب سایت بنیاد فرهنگ کاشان. دریافت‌شده در ۸ فروردین ۱۳۹۵.
  6. (کتاب مصنف عبد الرزاق جلد۵ صفحه۴۷۹ ومحلّی ابن حزم جلد۱۱ صفحه۱۱۵)
  7. (کتاب تاریخ طبری جلد۳ صفحه۳۰۲ وتاریخ دمشق ج۳۸ ص۶۸)
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ ۸٫۵ ۸٫۶ ۸٫۷ ۸٫۸ یوسفی اشکوری، حسین، «ابولولو» ،دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۶، تهران
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ Pellat, Ch (July 19, 2011). "ABŪ LOʾLOʾA". Iranica. Retrieved 2012-07-25.
  10. Levi Della Vida, G; Bonner, M (2000). "ʿUmar (I) b. al-K̲h̲aṭṭāb". Encyclopaedia of Islam. ۱۰ (second ed.). Leiden: E. J. Brill. p. ۸۱۸–۲۱. ISBN 90-04-11211-1.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ ۱۱٫۳ «ابولولو». دانشنامه تشیع. انتشارات شهید سعید محبی. ۱۳۸۰. ص. ۴۳۶. شابک ۹۶۴-۹۰۶۱۱-۰-X. پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  12. Michael M. J. Fischer (2003). Iran: From Religious Dispute to Revolution (reprint ed.). University of Wisconsin Press. pp. 16–17. ISBN 978-0-299-18473-5. ...Firuz made a two-bladed dagger with the handle in the middle and with this he killed 'Omar. He then ran out of the mill where the act had been committed. 'Ali happened to be sitting outside; as Firuz ran past, he rose and changed his seat. When pursuers came to 'Ali, they asked if he had seen Firuz. 'Ali replied, "As long as I have been sitting on this spot, I have not seen him." Having provided a temporary alibi for Firuz, 'Ali then advised Firuz to return to Iran and quickly take a wife. With a special prayer 'Ali transported Firuz to Kashan, normally a journey of several months. There he was welcomed and married. When his pursuers arrived in Kashan several months later inquiring about a certain Firuz recently come from Iraq, they were told that there was such a man but he had come several months ago and had married then, so he could not be the one they sought.
  13. Mark Downes (2002). Iran's Unresolved Revolution (illustrated ed.). Ashgate Publishing. p. 7. ISBN 978-0-7546-3188-0.
  14. ریاض العلماء (جلد۵ صفحه۵۰۷)
  15. سفینة البحار (ج۷ ص۵۶۰)
  16. سفینة البحار (ج۷ ص۵۵۹)
  17. کتاب الهدایة الکبری-ابوعبدالله حُسین بن حَمدان جُنبُلائی خَصیبی: صفحه ۱۶۲ بایگانی‌شده در ۲۰۱۷-۰۸-۱۶ توسط Wayback Machine
  18. منهاج السنة النبویة (جلد۶ صفحه۳۷۱)
  19. «در خواست شیخ الازهر برای خراب کردن مزار "ابولؤلؤ"». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ فوریه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۲ فوریه ۲۰۱۵.
  20. «جبهه علمای الازهر خواستار تخریب مزار "ابو لولو" در کاشان شد». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ فوریه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۲ فوریه ۲۰۱۵.

پیوند به بیرون