رباعی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از رباعیات)
پرش به: ناوبری، جستجو
فرشته به سبک نقاشی ایرانی و رباعی از ابوسعید ابوالخیر متعلق ۱۵۵۵ میلادی در برگ یک کتاب
متن رباعی:
ایزد که جهان به قبضه قدرت اوست دادست ترا دو چیز کان هر دو نکوست
هم سیرت آنکه دوست داری کس را هم صورت آنکه کس ترا دارد دوست

رباعی (به معنی چهارتایی یا چهارگانی) یکی از قالبهای شعر فارسی است که در فارسی به آن ترانه نیز می‌گویند. این قالب، یک قالب شعر دری است، که در زبانهای دیگری (از جمله عربی و ترکی و اردو) نیز مورد استفاده قرار گرفته است. وزن آن هم وزنِ عبارت لا حَولَ و لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله است. اما عروض دانان ایرانی و خارجی، برای رباعی دو یا یک وزن اصلی قائل‌اند. عروض‌دانان قدیم، وزن رباعی را در دو شجره اخرب و اخرم قرار داده‌اند که از آن ۲۴ وزن منشعب می‌شود. دکتر شمیسا، برای رباعی یک وزن برشمرده و معتقد است از آن یازده وزن فرعی به دست می‌آید.[۱]

در مورد منشأ رباعی، در کتابهای تاریخی دو روایت متفاوت درج شده است. روایت اول، رودکی را واضع این نوع شعر (به صورت امروزی) می‌داند و گوید که وزن آن را از ترانه‌ای که کودکان به هنگام بازی می‌خواندند اقتباس کرده است.[۲] طبق روایت دوم، یعقوب لیث قهرمان اصلی ماجراست و شعرای دربار او این وزن را اختراع کرده‌اند.[۳] رباعی متشکل از دو بیت (چهار مصراع) است. رعایت قافیه در مصراعهای نخست، دوم و چهارم الزامی و در مصراع سوم اختیاری است. شعرای اولیه، به گفتن رباعیات چهار قافیه‌ای گرایش داشتند، اما به تدریج و از اوایل قرن ششم هجری، شکل سه مصراعی قافیه در رباعی رایج شد.

معروف‌ترین رباعی‌سرا در تاریخ ادب فارسی حکیم عمر خیام نیشابوری است که مجموعه اشعار وی به رباعیات خیام مشهور می‌باشند. رباعیات عطار، مولوی، اوحدالدین کرمانی و باباافضل کاشی نیز شهرت دارند. در دوران معاصر، نیما یوشیج به سرودن رباعی اشتیاق تمام از خود نشان داد و بیش از ۱۸۰۰ رباعی از او بجای مانده است. بعد از نیما، سایر شاعران نوپرداز همچون سیاوش کسرایی و منصور اوجی به این قالب توجه ویژه داشتند. در دوران معاصر، شاعرانی همچون سید حسن حسینی و قیصر امین‌پور در این قالب سروده‌اند. در حال حاضر معروفترین رباعی سرای معاصر که از او به عنوان خیام دوران یاد می‌کنند. ایرج زبردست است.

از رباعی سرایان معاصر می‌توان از محمد امیر جلالی نیز نامبرد. یکی از رباعی‌های معروف او:

وزنش که به راه رفتنت می‌آید / کوتاهی آن به دامنت می‌آید

من قالب دیگری نکردم به تنت / از بس که رباعی به تنت می‌آید

نمونه‌هایی از رباعی[ویرایش]

گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی احوال فلک جمله پسندیده بُدی
ور عدل بُدی به کارها در گردون کی خاطر اهل فضل رنجیده بُدی؟
(خیام نیشابوری)
گویند بهشت و حور عین خواهد بود آنجا میِ ناب و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک چون عاقبت کار چنین خواهد بود
(خیام نیشابوری)
گر یک نفست ز زندگانی گذرد مگذار که جز به شادمانی گذرد
زنهار که سرمایهٔ ملکت به جهان عمر است، چنان کِش گذرانی گذرد
(ظهیر فاریابی)
اول به هزار لطف بنواخت مرا آخر به هزار غصه بگداخت مرا
چون مهره مهر خویش می‌باخت مرا چون من همه او شدم بینداخت مرا
(مولوی)
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده درافتد نه تو مانی و نه من
(خیام نیشابوری)

رباعی[ویرایش]

رباعی نوعی شعر است در چهار مصرع که جز مصراع سوم دیگر مصراع‌ها هم قافیه‌اند. کتاب بدایع الافکار آن را اینگونه شرح می‌دهد: «از مخترعات بحر هزج است و رباعی از آن جهت گفتند که بحر هزج در اشعار عرب مربع الاجزاء آمده. پس هر یک بیت از این وزن به مثابه دو بیت مربع باشد و مجموع چهار بیت بود از هزج مربع الاجزاء… اگر مصراع سوم نیز مقفی باشد، آن را رباعی مصرع گویند و اگر مصرع سوم بی قافیه باشد، آن را خصی خوانند.»[۴]

وزن رباعی[ویرایش]

برابر عروض علمی، اساس وزن رباعی بر «مستفعل مستفعل مستفعل فع» نهاده شده است، که با استفاده از دو قانون اختیارات وزنی شاعری، به ۱۲ وزن تبدیل می‌شود:

۱ – ابدال = که از مستفعل (- – ل ل)، مفعولن (- – –) حاصل می‌شود

۲ – قلب = که از مستفعل (- – ل ل)، فاعلات (- ل – ل) به دست می‌آید.

مفعولن را می‌توان در هر سه رکن به کار برد. اما فاعلات فقط در رکن دوم می‌تواند به کار رود.

به این ترتیب در ۱۲ وزن می‌توان رباعی سرود؛ که چنین اند:

۱ – مستفعل مستفعل مستفعل فع: (- – ل ل/- – ل ل/- – ل ل/-) … مثال: تقدیر که بر کشتنت آزرم نداشت

۲ – مفعولن مستفعل مستفعل فع: (- – -/- – ل ل/- – ل ل/-) … مثال: خاقانی را طعنه زنی چون دم تیغ

۳ – مستفعل مفعولن مستفعل فع: (- – ل ل/- – -/- – ل ل/-) … مثال: خرسند همی بودم در دام تو من

۴ – مستفعل مستفعل مفعولن فع: (- – ل ل/- – ل ل/- – -/-) … مثال: امروز تو را دسترس فردا نیست

۵ – مفعولن مفعولن مستفعل فع: (- – – /- – – /- – ل ل /-) … مثال: با یارم می‌گفتم دذ خشم مرو

۶ – مستفعل مفعولن مفعولن فع: (- – ل ل/- – -/- – – /-) … مثال: گفتم که سرانجامت معلوم نشد

۷- مفعولن مستفعل مفعولن فع: (- – -/- – ل ل/- – -/-) … مثال: تا بتوانی خدمت رندان می کن

۸ – مفعولن مفعولن مفعولن فع: (- – -/- – -/- – -/-) … مثال: گفتا دارم گفتم کو؟ گفت اینک

۹- مستفعل فاعلات مستفعل فع (گونه اصلی رباعی): (- – ل ل/- ل – ل/- – ل ل/-) … مثال: هنگام سپیده دم خروس سحری

۱۰ – مفعولن فاعلات مستفعل فع: (- – -/- ل – ل/- – ل ل/-) … مثال: عمرت تا کی به خودپرستی گذرد

۱۱ – مستفعل فاعلات مفعولن فع: (- – ل ل/- ل – ل/- – -/-) … مثال: راز از همه نا کسان نهان با ید داشت

۱۲- مفعولن فاعلات مفعولن فع: (- – – /- ل – ل/- – -/-) … مثال: تا با من از دلت سخن می‌گویی

از این گونه‌های دوازده‌گانه رباعی، همه به یک سان کاربرد ندارند:

اوزان ۳–۲ – ۷ – ۶ کم کاربردترین هستند.

اوزان ۵ – ۸ عملاً کاربردی ندارند!

اوزان ۹ – ۱۱ – ۱ – ۴ – ۱۰ – ۱۲ به ترتیب پر کاربردترین اوزان رباعی هستند.

اما دوازده شکل دیگر نیز با افزودن یک حرف صامت به آخر هریک از این انواع به دست می‌آید.

افراد دیگری همچون مسعود فرزاد طرح‌های دیگری برای وزن رباعی پیشنهاد داده‌اند.[۵]

پانویس[ویرایش]

  1. رک. سیر رباعی در شعر فارسی، سیروس شمیسا، ص 245 - 274
  2. المعجم فی معاییر اشعار العجم، ص 112
  3. تذکرة الشعراء، دولتشاه سمرقندی، ص 26 - 27
  4. بدایع الافکار، ص۷۲
  5. میرصادقی، میمنت. واژه‌نامه هنر شاعری: فرهنگ تفصیلی اصطلاحات فن شعر و سبکها و مکتبهای آن ، چاپ سوم، انتشارات کتاب مهناز، تهران، 1385

>>

منابع[ویرایش]

  • همایی، استاد جلال‌الدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوّم، انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۴
  • کابلی، ایرج. وزن‌شناسی و عروض. تهران: انتشارات آگه، ۱۳۷۶. شابک ‎x۰۵۵۴۱۶۹۶۴ ISBN. 

جستارهای وابسته[ویرایش]