راننده تاکسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
رانندهٔ تاکسی
Taxi Driver poster.JPG
پوستر فیلم راننده تاکسی
کارگردان مارتین اسکورسیزی
تهیه‌کننده جولیا فیلیپس
مایکل فیلیپس
پل اشریدر
نویسنده پل شریدر
بازیگران رابرت دنیرو
جودی فاستر
آلبرت بروکس
سیبل شفرد
هاروی کایتل
لئونارد هریس
پیتر بویل
موسیقی برنارد هرمن
فیلم‌برداری مایکل چاپمن
تدوین تام رولف
ملوین شاپیرو
توزیع‌کننده کلمبیا پیکچرز
مدت زمان
۱۱۳ دقیقه
کشور ایالات متحده
زبان انگلیسی
هزینهٔ فیلم ۱٬۳ میلیون دلار
فروش گیشه ۲۸٫۲۶۲٫۵۷۴ دلار

راننده تاکسی (به انگلیسی: Taxi Driver) فیلم تریلر روانشناسانه نئو نوآر آمریکایی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و نویسندگی پل شریدر، و محصول سال ۱۹۷۶ است. فیلم‌برداری شده در شهر نیویورک کمی بعد از پایان جنگ ویتنام، و رابرت دنیرو، جودی فاستر، آلبرت بروکس، سیبل شفرد، هاروی کایتل، لئونارد هریس و پیتر بویل ستارگان این فیلم هستند.

این فیلم به عنوان یکی از مهم‌ترین[۱][۲] و جنجال‌برانگیزترین[۳] فیلم‌های تاریخ سینما و هم‌چنین توسط منتقدان، کارگردانان و مخاطبان به عنوان یکی از بهترین‌ترین فیلم‌های تمام ادوار شناخته می‌شود. اگرچه این فیلم نامزد ۴ جایزه اسکار (بهترین فیلم، بهترین هنرپیشه مرد برای رابرت دنیرو، بهترین هنرپیشه مکمل زن برای جودی فاستر و بهترین موسیقی فیلم) شد ولی نتوانست هیچ‌کدام را تصاحب کند. درعوض با درخشیدن در فستیوال فیلم کن که معتبرترین جشنواره سینمایی جهان محسوب می‌شد، توانست جایزهٔ نخل طلای این جشنواره را از آن خود کند. این موفقیت نام اسکورسیزی را بر سر زبان‌ها انداخت.

با وجود نامزد شدن رابرت دنیرو به خاطر بازی در نقش تراویس بیکل ۲۶ ساله برای دریافت اسکار، پیتر فینچ به خاطر فیلم شبکه کار برجسته سیدنی لومت فقید این جایزه را دریافت کرد. به‌علاوه بازی جودی فاستر ۱۲ساله در نقش روسپی خردسال در این فیلم باعث شهرت او شد. اجرایی که برایش جایزهٔ بهترین بازیگر نوپای بفتا (آکادمی هنرهای فیلم و تلویزیون بریتانیا) را نیز به ارمغان آورد. البته حضور کودکی خردسال (جودیِ ۱۲ ساله) در فیلمی با صحنه‌های خشن و غیراخلاقی حواشی و انتقاداتی را نیز برای فیلم بوجود آورد.

داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

تراویس بیکل (رابرت دنیرو) شخصیت اصلی این فیلم جوان ۲۶ ساله است که از کم‌خوابی مزمن رنج می‌برد. او که برای فرار از بی‌خوابی شغل تاکسی‌رانی در شب را انتخاب می‌کند، هرچه بیشتر با جنایت‌ها در سطح شهر نیویورک آشنا می‌گردد. در این میانه تراویس با بتسی (سیبل شفرد) که یکی از داوطلبان حاضر در دفتر انتخاباتی سناتور چالز پالانتین، که نامزد انتخابات ریاست جمهوری است، آشنا می‌گردد. باوجود اینکه بتسی در ابتدا از روی کنجکاوی به شخصیت تراویس علاقه‌مند می‌شود، به علت عدم رفتار مناسب از سوی تراویس، او را رد می‌کند. رفتار نامناسب تراویس در دعوت کردنِ بتسی به دیدن یک فیلم پورن در سینما (که خود تراویس به طور مرتب می‌بیند) به اوج می‌رسد.

پس از ناامید شدن از بتسی، روند فروپاشی روانی که در تراویس آغاز شده بود، سرعت می‌گیرد. بدین ترتیب تراویس بنا را بر این می‌گیرد که با خشونت جلوی فساد را بگیرد و جامعه‌ای را که برای دفاع از آن در جنگ ویتنام شرکت کرده است را، دوباره نجات دهد. در همین راستا، او تمرینات بدنی را آغاز می‌کند و تعدادی اسلحه از یک دلال اسلحه‌های غیرمجاز می‌خرد. یکی از معروف‌ترین صحنه‌های فیلم موقعی رخ می‌دهد که تراویس در مقابل آیینه به تمرین با اسلحه‌های خود مشغول است و به طرز تهدیدآمیزی به خود در آینه می‌گوید «داری با من حرف می‌زنی؟ تو داری با من حرف می‌زنی؟! ... حالا ما با هم حرف می‌زنیم!» و اسلحه مخفی خویش را از توی آستین بیرون می‌کشد.

از دیگر شخصیت‌های فیلم ایریس (جودی فاستر)، دختر روسپی ۱۲ساله‌ای است که تراویس برای اولین بار در ابتدای فیلم، هنگامی که ایریس برای فرار از دست قواد خود به تاکسی تراویس وارد می‌شود، او را می‌بیند. منتها تراویس هیچ عکس العملی دربرابر قواد ایریس که او را به زور از تاکسی خارج می‌کند، از خود نشان نمی‌دهد. تراویس برای بار دوم در میانهٔ فیلم، ایریس را در خیابان می‌بیند؛ که او این‌بار به دلیل تحولات روحی، خود را به شکل منجی می‌بیند و برای جبران بی‌تفاوتی خود در دیدار قبل، سعی در قانع کردن ایریس به فرار و برگشتن به زندگی عادی می‌کند.

در این حین تراویس علاقه خاصی به دنبال کردن اخبار مربوط به سناتور پیدا کرده است. این علاقه به طرز خاصی تهدیدآمیز است و به نظر می‌آید که تراویس سناتور را به گونه‌ای در شکست عشقی خویش دخیل می‌بیند. در نهایت نیز تراویس در یکی از گردهمایی‌های تبلیغاتی سناتور به طور مسلح و به قصد ترور سناتور حضور پیدا می‌کند. منتها پس از شناسایی شدن توسط مأمورین امنیتی فرار کرده و به آپارتمان خود بر می‌گردد. پس از این اقدام نافرجام، به روسپی‌خانه‌ای که ایریس در آن کار می‌کند می‌رود و با اسلحه‌هایی که خریده است با جاکش، صاحب روسپی‌خانه و مشتری ایریس درگیر می‌شود. این درگیری‌های خشونت آمیز در نهایت به کشته شدن این سه نفر و زخمی شدن تراویس می‌انجامد. در نهایت تراویس با خونسردی سعی به خودکشی با شلیک کردن به سر خود دارد، که به دلیل خالی بودن تفنگ نافرجام می‌ماند. پس از ناموفق بودن خودکشی، تراویس زخمی در کنار آیریس گریان منتظر می‌ماند تا پلیس سر برسد.

حضور تراویس بیکل در کمپین سناتور به قصد ترور او

قسمت پایانی فیلم با نشان دادن تراویس (که درحال گذراندن دوران نقاهت خود است) درحال خواندن نامه‌ای که پدر و مادر آیریس در آن از او به عنوان قهرمان و منجی دخترشان تشکر کرده‌اند، شروع می‌شود. صحنه پایانی فیلم برخورد دوباره تراویس که بر سر کار قبلی خود بازگشته است و بتسی به‌عنوان مسافر است. در این صحنه علیرغم تراویس با بی‌توجهی به اشاره بتسی به اخبار مربوط به حادثه، قهرمان بودن خود را رد می‌کند؛ و در نهایت بدون دریافت کرایه، بتسی را جلوی خانه‌اش پیاده می‌کند. فیلم با تصویر جلب شدن توجهِ تراویس به شیئی نامشخص در آینهٔ تاکسی خود در حالی که از بتسی دور می‌شود، پایان می‌یابد.

پایان خطر لوث‌شدن

بازیگران و شخصیت‌ها[ویرایش]

تفسیر پایان فیلم[ویرایش]

دونظر متفاوت راجع به پایان فیلم وجود دارد. نظر اول مبتنی بر این است که قسمت پایانی فیلم که ممکن است رؤیای هنگام مرگ تراویس باشد در واقع نشانی از رستگاری اوست.[۴] نظر دیگر مبتنی بر این است که نه تنها پایان فیلم رؤیا نیست بلکه اشاره‌ای کنایه آمیز به بازی سرنوشت است. تراویس در حالی به عنوان قهرمان توسط رسانه‌ها مورد تشویق قرار می‌گیرد که اگر کمی در تلاش اولیه خود موفق‌تر می‌بود به عنوان قاتل روانی سناتور شناخته می‌شد. به همین صورت کسی به عنوان شهروند نمونه معرفی می‌شود که تمایلات تندرو و خشونت طلبانه دارد.[۵]

مارتین اسکورسیزی، کارگردان فیلم، امکان رؤیای تراویس بودن پایان فیلم را ردنکرده است. منتها او اشاره می‌کند که جلب شدن توجه تراویس به شیی نامشخص در صحنه پایانی فیلم نشانی از امکان بازگشت او به تمایلات خشونت طلبانه او دارد. او تراویس را به بمبی ساعتی که هر لحظه امکان انفجارش وجود دارد تشبیه می‌کند به این معنا که او در پایان فیلم درمان نشده است و احتمالاً دفعهٔ بعدی یک قهرمان نخواهد بود.

حواشی فیلم[ویرایش]

جان هینکلی جونیور با تأثیر گرفتن از این فیلم، با هدف تحت تأثیر قرار دادن جودی فاستر به جان رونالد ریگان رئیس جمهور وقت ایالات متحده سؤقصد کرد که منجر به زخمی شدن وی و همراهانش شد.[۶]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

نقدی بر فیلم راننده تاکسی