جنگ ایران و عثمانی (۱۷۳۰-۱۷۳۵)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ ایران و عثمانی ۱۷۳۰–۱۷۳۵
بخشی از جنگ‌های نادری و جنگ‌های ایران و عثمانی
1730 Ottens Map of Persia (Iran, Iraq, Turkey) - Geographicus - RegnumPersicum-ottens-1730.jpg
عثمانی و ایران در قرن هجدهم
زمان ۱۷۳۰–۱۷۳۵

دوره اول از دسامبر۱۷۳۰–۴سپتامبر۱۷۳۲
دور دوم ۱۰ آوریل ۱۷۳۳ - نوامبر ۱۷۳۳
دور سوم ۲۸ اگوست ۱۷۳۴–۱۹ ژون ۱۷۳۵

مکان غرب ایران، قفقاز ،عراق
نتیجه پیروزی ایران
معاهده استانبول
پیمان گنجه
جنگندگان
Safavid Flag.svg ایران Fictitious Ottoman flag 2.svg امپراتوری عثمانی
جمهوری خودمختار کریمه خانات کریمه
فرماندهان
Safavid Flag.svg شاه طهماسب دوم

Safavid Flag.svg نادر (ناپب السلطنه ایران)
Safavid Flag.svg طهماسب قلی خان جلایر (فرمانده جناح شروان و شماخی)
Safavid Flag.svg صفی قلیخان بغایری (فرمانده جناح تفلیس)

Fictitious Ottoman flag 2.svg سلطان محمود یکم
Fictitious Ottoman flag 2.svg احمد پاشا پاشای عراق
Fictitious Ottoman flag 2.svg علی پاشا

Fictitious Ottoman flag 2.svg احمد پاشا (پاشای عراق)
Fictitious Ottoman flag 2.svg توپال عثمان پاشا 
Fictitious Ottoman flag 2.svg عبدالله پاشا کوپریلی زاده (پاشای مصر) 
Fictitious Ottoman flag 2.svg سرخای خان لزگی

جنگ ایران و عثمانی در بین سال‌های ۱۷۳۰ تا ۱۷۳۵ برابر با ۱۱۰۸ تا ۱۱۱۳ خورشیدی بین نیروهای امپراتوری صفوی و امپراتوری عثمانی روی داد. پس از آنکه عثمانی نتوانست با حمایتش سلطنت هوتکیان را در ایران نگاه دارد، مناطق غرب ایران که توسط سلسله هوتکی به عثمانیان اعطا شده بود، مجدداً در خطر باز پس گیری به وسیله امپراتوری تازه احیا شده ایران قرار گرفت. فرمانده نیرومند صفویان، نادر، به عثمانی‌ها دستور داد تا عقب‌نشینی کنند که عثمانی‌ها نادیده گرفتند و در نتیجه مجموعه ای از نبردهای دنباله داری که طرفین هرکدام در پی پیروزی و برتری بر دیگری بود روی داد که تقریباً پنج سال به درازا انجامید. در نهایت با پیروزی ایران در نبرد مراد تپه، عثمانی‌ها درخواست صلح کردند و تمامیت ارضی ایران را به رسمیت شناختند و همچنین برتری و حاکمیت ایران بر قفقاز را پذیرفتند.

جنگ صفویان و عثمانی ۱۷۳۰–۱۷۳۲[ویرایش]

در غیاب نادر، شاه طهماسب دوم فرصت را برای ابراز وجود خود غنیمت شمرد و برای بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغالی غرب ایران به سوی تبریز حرکت کرد و حاکمی را که نادر نصب کرده بود عزل کرد در جمادی الثّانیه ۱۱۴۳ آخر دسامبر ۱۷۳۰ شاه از اصفهان عازم مقابله عثمانی‌ها شد. در ایروان از نیروهای عثمانی شکست خورد. شاه مجبور به عقب‌نشینی به همدان شد با وجود تجدید قوا، سپاه قزلباش چهار پنج هزار تلفات داده و توپخانه خود را به جا گذاشت و شاه به اصفهان عقب‌نشینی کرد. عثمانی‌ها که از این پیروزی مسرور بودند و به شتاب تمام مقدّمات صلح را در بغداد طرح‌ریزی کردند بنابراین قرارداد اراضی جنوب ارس به ایران داده می‌شد و نواحی شمالی رود مزبور به عثمانی تعلّق می‌گرفت.[۱]

عزل طهماسب دوم[ویرایش]

نادر پس از اینکه افاغنه را در هرات سرکوب کرد توجه خود را به غرب کشور معطوف کرد برای این امر او با مطیع ساختن ترکمن‌ها و افاغنه بدین مقصود رسید و با عُده و عده فراوان به سوی غرب حرکت کرد تا اینکه به اصفهان رسید شاه طهماسب مشغول به عیش و عشرت کرد و با تأیید بزرگان او را از سلطنت عزل کرد ۱۴ربیع الاوّل ۱۱۴۵/ ۴سپتامبر۱۷۳۲ و پسر هشت‌ماهه او را به سلطنت انتخاب کرد و خود نایب السلطنه شد.[۲]

جنگ نادر با عثمانی‌ها[ویرایش]

نادر پس از خلع شاه طهماسب دوم برای جنگ با عثمانی ابتدا عازم کرکوک شد و پس از رسیدن نیروهای آذربایجان به او بغداد را به محاصره گرفت ۲۵ شوال ۱۱۴۵/ ۱۰ آوریل ۱۷۳۲. نادر قریب یک سال بغداد را در محاصره داشت و با اینکه قحطی در میان مردم آنجا افتاد احمد پاشا دلیرانه مقاومت کرد. عاقبت سلطان عثمانی سردار شهیر خود توپال عثمان پاشا را که مدّتها در اروپا در جنگهای با مسیحیان مجرّب شده و به پیروزی‌هایی به دست آورده بود با ۱۰۰۰۰۰ تن سپاهی به مدد احمد پاشا فرستاد. با آمدن قوای تازه‌نفس توپال عثمان پاشا سپاهیان ایران منهزم گشته و به کرمانشاه رفتند و احمد پاشا نیز در توانست بغداد را نجات دهد ۷ صفر ۱۱۴۶/ ۲۰ ژوئیه ۱۷۳۳. نادر پس از اینکه عده و عُده بسیاری را جمع کرد در ۲۲ ربیع‌الثانی ۱۱۴۶ از همدان عازم عراق عرب شد و در کنار رود دیاله بیست هزار نفر سپاهیان عثمانی را که در آنجا مقیم بودند مغلوب و پراکنده‌ساخت و با اینکه در اینجا شنید که محمّد خان بلوچ حاکم کهگیلویه و خوزستان طغیان کرده به آن اعتنایی ننمود و راه کرکوک را پیش گرفت و در قریه لیلان سه فرسنگی کرکوک سپاه توپال عثمان پاشا را شکست داد سپس بطرف دیاله برگشت تا سپاه خراسان و کرمان و اردلان و کرمانشاه نیز برسند و برای گرفتن بغداد حرکت کنند. برگشتن نادر به طرف دیاله توپال عثمان پاشا را باین خیال انداخت که سردار ایران به علّت ضعف قوا عقب‌نشینی کرده به همین پندار به عقب او تاخت ولی سپاه او در مقابله با لشکریان ایران شکست خوردند و توپال عثمان پاشا کشته شد. در اوایل جمادی‌الثانیّ ۱۱۴۶ احمد پاشا والی بغداد با نادر بنام دولت عثمانی صلح کرد.[۳]

جنگ نادر با عثمانی‌ها پس از سرکوب شورش محمد خان بلوچ[ویرایش]

نادر چون خاطرش از جانب محمّد خان بلوچ آسوده شد از اصفهان به سوی آذربایجان رفت و در اردبیل معلوم بر او شد که پاشایان عثمانی از قبول مصالحه‌ای که او و احمد پاشا بسته بودند نارضایتی دارند و دولت عثمانی نیز عبدالله پاشا کوپریلی‌زاده والی مصر را با لشکری تازه بسمت ایران روانه داشته و اختیار جنگ و صلح را به او داده‌است. خان افشار بدون تأمّل از اردبیل به شروان که تحت تسلط سرخای خان لکزی دست نشانده سلطان عثمانی بود تاخت و در ۲۵ ربیع الاوّل ۱۱۴۷ از نهر کورا گذشته داخل شماخی شد و سرخای فرار کرد و از پاشایان مقیم تفلیس و گنجه کمک خواست. نادر سردار معروف خود طهماسب قلی خان جلایر را که از کار فارس و دفع محمّد خان بلوچ آسوده شده بود به تعقیب سرخای فرستاد و سرخای پس از یکی دو شکست دیگر که از دست سپاهیان ایران به بلاد چرکس گریخت و داغستان به تصرّف درآمد. نادر پس از آسوده شدن خیالش از داغستان به گنجه رفت و صفی خان بغایری را هم به محاصره تفلیس فرستاد. نادر به مدد تعلیمات سفیر روس و مهندسینی که به دعوت او از باکو آمدند محاصره را شدّت داد روس‌ها به دلیل دخالت خان کریمه در روسیه در بهار سال ۱۱۴۸ در گنجه عهدنامه اتحادی بر ضدّ عثمانی با ایران بستند. در موقعی که نادر و سرداران او به محاصره این چهار قلعه مشغول بودند عبد اللّه پاشا با ۰۰۰، ۷۰ سوار و ۰۰۰، ۵۰ پیاده برای رویارویی با سپاه نادر به حدود ایروان آمد و در جلگه باغ آورد یا مرادتپّه با او روبرو شد. نادر در ۲۶ محرّم ۱۱۴۸ در این محلّ لشکر عثمانی را شکستی عظیم داد. در نتیجه این فتح گنجه و تفلیس هر دو تسلیم شدند لیکن ایروان و قارص هنوز پایداری می‌کردند. اولیای عثمانی احمد پاشا والی بغداد را مأمور عقد صلح با طهماسب قلی‌خان کردند و حاضر شدند که ایروان را هم تسلیم کنند بشرط آنکه قارص بتصرّف ایشان بماند. باین ترتیب در اوایل سال ۱۱۴۸ صلح سابق بین عثمانی و طهماسب قلی‌خان از طرف باب عالی تصویب شد و ولایات غربی و شمال غربی ایران مسترد گردید.[۴]

پانویس[ویرایش]

  1. مینورسکی. ایران در زمان نادرشاه. ترجمهٔ رشید یاسمی. تهران: دنیای کتاب، ۱۳۸۷. ص ۱۴ و ۱۵. 
  2. مینورسکی. ایران در زمان نادر شاه. ترجمهٔ رشید یاسمی. تهران: دنیای کتاب، ۱۳۸۷. ص ۱۶. 
  3. پیرنیا و اقبال آشتیانی، حسن، عباس. تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه. تهران: خیام، ۱۳۸۰. ص ۷۱۹. 
  4. پیرنیا و اقبال آشتیانی، حسن، عباس. تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه. تهران: خیام، ۱۳۸۰. ص ۷۲۳. 

منابع[ویرایش]

  1. پیرنیا و اقبال آشتیانی، حسن، عباس. تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه. خیام، ۱۳۸۰
  2. مینورسکی. ایران در زمان نادرشاه. ترجمهٔ رشید یاسمی. دنیای کتاب، ۱۳۸۷